سایر
احمد قلی پور؛ سید مجتبی شهرآیینی
چکیده
پژوهش حاضر با هدف واکاوی نقش مجلس شورای اسلامی در فرآیند برنامهریزی توسعه با تمرکز بر چالش ناهماهنگی درون برنامهای انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع کیفی، با ماهیت اکتشافی و جهتگیری کاربردی است و با استفاده از راهبرد تحلیل ثانویه کیفی انجام شده است. دادههای پژوهش شامل 14 مصاحبه نیمهساختاریافته با صاحبنظران توسعه و مجموعهای ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف واکاوی نقش مجلس شورای اسلامی در فرآیند برنامهریزی توسعه با تمرکز بر چالش ناهماهنگی درون برنامهای انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع کیفی، با ماهیت اکتشافی و جهتگیری کاربردی است و با استفاده از راهبرد تحلیل ثانویه کیفی انجام شده است. دادههای پژوهش شامل 14 مصاحبه نیمهساختاریافته با صاحبنظران توسعه و مجموعهای از اسناد مرتبط با نظام برنامهریزی توسعه ایران است که بین پاییز 1402 تا پاییز 1403 گردآوری شدهاند. فرایند تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون کینگ و هاروکس و به کمک نرمافزار MAXQDA انجام گرفت و در نهایت، دادهها در قالب ۵۷ کد توصیفی، ۱۴ کد تفسیری و 3 مضمون فراگیر سازماندهی شدند. یافتههای پژوهش نشان داد که فقدان مبنای مشخص، مشترک و معتبر برای نقشآفرینی مجلس در فرآیند تدوین برنامههای توسعه، علت تشدید ناهماهنگیهای درونبرنامهای در مجلس است. در این میان، نهادهای غیررسمی نامعتبر همچون محلیگرایی و بخشگرایی بهعنوان نیروهای واگرا عمل کرده و اعتبار نهادهای رسمی مانند اصول قانون اساسی، سیاستهای کلی و آییننامه داخلی مجلس را تضعیف میکنند. همچنین عوامل تسهیلگر نظیر ظرفیت تخصصی ناکافی نمایندگان (نظام باور نامعتبر) و کلی بودن آییننامه داخلی مجلس (نهاد رسمی نامشخص) نیروهای واگرا را تقویت نموده و اعتبار نهادهای رسمی را تضعیف میکند. پیامد نهایی این فرآیند، تشدید ناهماهنگی درون برنامههای توسعه و در نهایت، تشدید ناکارآمدی نظام برنامهریزی توسعه است. پژوهش حاضر بر ضرورت بازنگری در ساختارهای حقوقی مرتبط با بررسی برنامههای توسعه در مجلس و مدیریت بهتر تعاملات نهادی در فرآیند بررسی برنامه در مجلس تأکید میکند.