مفهوم پردازی
فاطمه زهرا تبریزیان؛ عباسعلی رستگار؛ عظیم زارعی؛ داود فیض
چکیده
پدیده «گسلایتینگ سازمانی» یا سوءاستفاده عاطفی، شکلی پیچیده از دستکاری روانی است که با هدف قرار دادن ادراک واقعیت و اعتماد به نفس کارکنان، محیطهای کاری سمی ایجاد میکند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل راهکارهای مقابله کارکنان با این پدیده در سازمانهای دولتی انجام شده است. این مطالعه از نظر ماهیت، توسعهای و با رویکرد ...
بیشتر
پدیده «گسلایتینگ سازمانی» یا سوءاستفاده عاطفی، شکلی پیچیده از دستکاری روانی است که با هدف قرار دادن ادراک واقعیت و اعتماد به نفس کارکنان، محیطهای کاری سمی ایجاد میکند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل راهکارهای مقابله کارکنان با این پدیده در سازمانهای دولتی انجام شده است. این مطالعه از نظر ماهیت، توسعهای و با رویکرد کیفی اکتشافی انجام پذیرفت. دادهها از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته با ۱۲ نفر از خبرگان دانشگاهی و کارکنان سازمانهای دولتی استان سمنان که به روش هدفمند انتخاب شده بودند، گردآوری و از طریق روش تحلیل مضمون (براون و کلارک) و با استفاده از نرمافزار MAXQDA2020 تجزیه و تحلیل شدند. یافتههای پژوهش نشان داد که راهکارهای مقابلهای کارکنان در ۵ مضمون اصلی و 13 مضمون فرعی طبقهبندی میشود. مضامین اصلی شناسایی شده عبارتاند از: «توانمندسازی روانشناختی»، «مستندسازی مبتنی بر شواهد»، «ارتقای شایستگی حرفهای»، «حمایت اجتماعی و توسل به ساختارهای رسمی» و در نهایت «راهبردهای اجتنابی و منفعلانه». نتایج حاکی از آن است که کارکنان در مواجهه با این پدیده پنهان، ترکیبی از کنشهای فعال برای حفظ جایگاه حرفهای و واکنشهای روانشناختی برای صیانت از سلامت روان خود را به کار میگیرند. به همین منظور پیشنهاد میشود سازمانها با برگزاری کارگاههای تابآوری و ایجاد سازوکارهای حمایتی رسمی، از بروز آسیبهای ناشی از محیطهای کاری سمی پیشگیری کنند.
سایر
مینا خلیلی؛ عباسعلی رستگار؛ مهدی مرتضوی
چکیده
سبک رهبری مطلوب یک نیاز مطلق برای سازمانهای است که میخواهند طی چندین دهه آینده رشد کنند. هدف از پژوهش حاضر واکاوی اثر ممتیک در سازمان بر بدقلقی سازمانی با توجه به نقش رهبری میباشد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی، از نوع توصیفی و پیمایشی است. جامعه آماری شامل کارکنان رسمی (ثابت) و ستادی با حداقل 5 سال سابقه خدمت در معاونت برنامهریزی ...
بیشتر
سبک رهبری مطلوب یک نیاز مطلق برای سازمانهای است که میخواهند طی چندین دهه آینده رشد کنند. هدف از پژوهش حاضر واکاوی اثر ممتیک در سازمان بر بدقلقی سازمانی با توجه به نقش رهبری میباشد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی، از نوع توصیفی و پیمایشی است. جامعه آماری شامل کارکنان رسمی (ثابت) و ستادی با حداقل 5 سال سابقه خدمت در معاونت برنامهریزی و سرمایه انسانی منطقه 5 شهرداری تهران و نمونه آماری با توجه به فرمول کوکران 212 نفر از کارکنان به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. جهت جمعآوری دادهها از پرسشنامه استفاده شد و جهت تحلیل دادهها، از روش معادلات ساختاری و نرمافزار اسمارت پی. ال. اس. نسخه 4 استفاده گردید. براساس یافتههای پژوهش، روایی، پایایی و مدل مورد تأیید قرار گرفت. نتایج نشان داد که توجه به ممهای سازمانی بر سبکهای رهبری رؤیایی، شوخطبعانه و رهبری مبتنی بر بخشش و در نهایت کاهش بدقلقی سازمانی تأثیر مثبت و معناداری دارد. از طرف دیگر رهبری رؤیایی، رهبری شوخطلبانه و رهبری مبتنی بر بخشش بر بدقلقی سازمانی تأثیر منفی و معناداری دارد. رهبری رؤیایی و رهبری شوخطلبانه و رهبری مبتنی بر بخشش ارتباط میان ممتیک در سازمان و بدقلقی سازمانی را میانجیگری میکند. ادغام ممتیک در آموزش رهبری میتواند رهبرانی پرورش یابند که قادر به افزایش عملکرد و مدیریت رفاه سازمان هستند. از آنجایی که سازمانها با فشارهای فزایندهای مواجه میشوند، رهبری تطبیقی بسیار مهم است. بنابراین رهبران سازمان باید نسبت به ایجاد فرهنگسازی در کارکنان حساس باشند تا به این طریق بتوانند سبکهای رؤیایی مطلوب را در شهرداری نهادینه نمایند.
مدل سازی
سید مهدی موسوی داودی؛ محمدجواد حضوری؛ رضا نجاری؛ عباسعلی رستگار
دوره 5، شماره 1 (پیاپی 17) ، دی 1395، ، صفحه 33-48
چکیده
پژوهش حاضر به طراحی و تبیین مدل ارزشهای سازمانی مبتنی بر آموزههای نهجالبلاغه پرداخته است. روش انجام این پژوهش بهصورت روش آمیخته (کیفی- کمی) میباشد. در بخش کیفی، و در قسمت اول، استخراج دادهها و مؤلفهها با روش تحلیل مضمون میباشد؛ و سپس، جهت ساخت شبکه مضامین و مدل پژوهش از مصاحبه با خبرگان و پرسشنامه استفاده شده است. روش ...
بیشتر
پژوهش حاضر به طراحی و تبیین مدل ارزشهای سازمانی مبتنی بر آموزههای نهجالبلاغه پرداخته است. روش انجام این پژوهش بهصورت روش آمیخته (کیفی- کمی) میباشد. در بخش کیفی، و در قسمت اول، استخراج دادهها و مؤلفهها با روش تحلیل مضمون میباشد؛ و سپس، جهت ساخت شبکه مضامین و مدل پژوهش از مصاحبه با خبرگان و پرسشنامه استفاده شده است. روش کار در نهج البلاغه چنین بود که محقق با جستوجوی مضمونهایی که معرف ارزشهای سازمانی بودند، در ابتدا به 324 کد دستیافت. در ادامه، پس از مصاحبه و نیز ارائه کدهای استخراجشده به خبرگان حوزه و دانشگاه، 70 کد دیگر نیز توسط خبرگان پیشنهاد شد. نهایتاً، کدهای استخراجشده به روش تحلیل مضمون در قالب کدهای باز، 53 مضامین پایه و 4 مضامین سازماندهنده تقسیم بندی شدند. سپس، نتایج این تقسیم بندی در قالب پرسشنامههایی خدمت خبرگان ارائه شد و نظر آنها در اینخصوص دریافت شد و توسط آزمون Binomial در SPSS بررسی شد. نهایتاً، بعد از جمعآوری نظرات خبرگان، حاصل کار بهصورت مدل ارزشهای سازمانی مبتنی بر آموزههای نهجالبلاغه ارائه شد؛ که شامل 4 مؤلفه ارزشهای اخلاقی-فرهنگی، ارزشهای دانشی-بینشی، ارزشهای حرفهای، و ارزشهای بنیادین است.
حسین بلوچی؛ عباسعلی رستگار
دوره 3، شماره 3 (پیاپی 11) ، شهریور 1394، ، صفحه 71-91
چکیده
بدبینی سازمانی یکی از مهمترین پدیدههای قرن حاضر در مشکلات سازمانی است. عوامل زیادی در پیدایش این بدبینی در سازمان مؤثرند.پژوهشهای فراوانی درزمینه بدبینی سازمانی و عوامل مؤثر بر آن انجام شده است، اما تاکنون پژوهش جامعی که در بر گیرندۀ کل این عوامل و شناسایی ارتباط بین آنها باشد، ارائه نشده است. هدف از این پژوهش، شناسایی عوامل ...
بیشتر
بدبینی سازمانی یکی از مهمترین پدیدههای قرن حاضر در مشکلات سازمانی است. عوامل زیادی در پیدایش این بدبینی در سازمان مؤثرند.پژوهشهای فراوانی درزمینه بدبینی سازمانی و عوامل مؤثر بر آن انجام شده است، اما تاکنون پژوهش جامعی که در بر گیرندۀ کل این عوامل و شناسایی ارتباط بین آنها باشد، ارائه نشده است. هدف از این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر بدبینی سازمانی و طراحی مدلی در رابطه با ارتباطات بین آنها است. پژوهش حاضر، نوعی پژوهش آمیختۀ اکتشافی و شامل دو بخش کیفی و کیفی-کمّی است. در بخش کیفی، ابتدا با بررسی ادبیات در زمینۀ بدبینی سازمانی و با استفاده از روش فراترکیب عوامل مؤثر بر بدبینی در سازمانها (9 عامل) شناسایی شد و در سه دسته عوامل شخصیتی و فردی(عوامل مربوط به شخصیت و عوامل فردی و روانی)، عوامل سازمانی (جو سازمانی بد، بدبینی نسبت به تغییرات سازمانی، درک بیعدالتی، عملکرد ضعیف و درک منفی از اقدامات مدیریت) و عوامل شغلی دستهبندی شدند. در گام بعد، با استفاده از روش تحلیلی مدلسازی ساختاری تفسیری، روابط بین این عوامل تعیین و به صورت یکپارچه تحلیل شد. در بخش مدلسازی از پرسشنامه به منظور استفاده از نظرات 15 خبرۀ رفتار سازمانی استفاده شد؛ این خبرگان به صورت گلوله برفی انتخاب شدند. نتایج حاصل از این پژوهش، منجر به دستهبندی عوامل مؤثر بر بدبینی سازمانی و طراحی مدل از این عوامل شد. مدل نشاندهندۀ عوامل و نحوۀ ارتباط و تعامل این عوامل است. در نهایت، به تفسیر مدل، تجزیه و تحلیل سطوح مدل و ارتباطات بین ابعاد پرداخته شد و راهکارهایی در زمینۀ جلوگیری از بروز این پدیده در سازمانها ارائه شد.
عباسعلی رستگار؛ فرناز روزبان
دوره 2، شماره 4 (پیاپی 8) ، مهر 1393، ، صفحه 7-18
چکیده
کارکنان عامل اصلی توسعه و تغییر در سازمانند، اما سکوت آنها، صدای خاموش شکست سازمان است. اطلاعات، دانش، ایدهها و نظرات کارکنان در سازمانها، عامل حیاتی است؛ اما اگر کارکنان تسهیم اطلاعات نکنند، وجود دانش و ایدههای خلاقانه ارزشی ندارد. این پژوهش در راستای شناسایی عوامل مؤثر بر سکوت سازمانی است. به منظور دستیابی به هدف پژوهش، در ...
بیشتر
کارکنان عامل اصلی توسعه و تغییر در سازمانند، اما سکوت آنها، صدای خاموش شکست سازمان است. اطلاعات، دانش، ایدهها و نظرات کارکنان در سازمانها، عامل حیاتی است؛ اما اگر کارکنان تسهیم اطلاعات نکنند، وجود دانش و ایدههای خلاقانه ارزشی ندارد. این پژوهش در راستای شناسایی عوامل مؤثر بر سکوت سازمانی است. به منظور دستیابی به هدف پژوهش، در فاز نخست، با استفاده از پرسشنامۀ محققساخته بر اساس مؤلفههای سکوت سازمانی، شامل فرصتهای ارتباطی، سکوت کارمند و رفتار سکوتآمیز مدیر، میزان سکوت بررسی شد. طبق نتایج فاز اول پژوهش، فرصتهای ارتباطی بسیار مناسب، اما سکوت کارمند و رفتار سکوتآمیز مدیر، زیاد ارزیابی شد. در فاز دوم پژوهش، مشارکتکنندگانی که از نظر پاسخدهی به سؤالات بیشترین میزان سکوت را درک کرده بودند، برای مصاحبههای فردی عمیق انتخاب شدند. برای تحلیل مصاحبهها از روش تحلیل تماتیک استفاده شد و عواملی شامل ویژگیهای دموگرافیک، ویژگیهای رفتاری مدیر و کارمندان به عنوان عوامل فردی، سیستم ارزیابی، امنیت پایین شغلی، عدم چابکی داخلی به عنوان عوامل سازمانی و برچسب خوردن، ارزشمند نبودن بیان ایدهها، عدم وجود فرهنگ کار تیمی، به عنوان عوامل فرهنگی دستهبندی شدند. پیشنهادهایی نیز برای حل مشکل ارائه شد.
عباسعلی رستگار؛ سیّد مهدی موسوی داودی؛ کیارش فرتاش
دوره 1، شماره 4 (پیاپی 4) ، آبان 1392، ، صفحه 93-114
چکیده
هدف این پژوهش، تعیین رابطة بین عجین شدن با شغل، رضایت شغلی و تمایل به ترک خدمت 210 نفر از کارکنان20 شعبة بانک ملّت در دو شهر بابل و بابلسر است. طبق جدول کرجسی و مورگان، حداقل حجم نمونه برای انجام این پژوهش، 136 نفر است. این تحقیق با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای انجام شده و از 150 پرسشنامة توزیعشده، 139 پرسشنامه مناسب تحلیل تشخیص داده ...
بیشتر
هدف این پژوهش، تعیین رابطة بین عجین شدن با شغل، رضایت شغلی و تمایل به ترک خدمت 210 نفر از کارکنان20 شعبة بانک ملّت در دو شهر بابل و بابلسر است. طبق جدول کرجسی و مورگان، حداقل حجم نمونه برای انجام این پژوهش، 136 نفر است. این تحقیق با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای انجام شده و از 150 پرسشنامة توزیعشده، 139 پرسشنامه مناسب تحلیل تشخیص داده شدند. این بررسی به روش توصیفی از نوع همبستگی صورت گرفته و برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای استاندارد بهره گرفته شده است. تحلیل دادهها با استفاده از الگوی معادلات ساختاری صورت گرفته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که عجین شدن و رضایت شغلی، رابطهای منفی و معنادار با تمایل به ترک خدمت دارند. همچنین، عجین شدن با شغل، رابطة مثبت و معناداری با رضایت شغلی کارکنان دارد.