مدل سازی
مجید ضماهنی؛ امین داداشی؛ اسماعیل رستم زاده گنجی؛ عطیه بحرانی
چکیده
هدف این پژوهش، تبیین ابعاد شخصیسازی مدیریت منابع انسانی در شرکت گروه باختر به منظور ارائه یک مدل متناسب با ساختار صنعت پتروشیمی است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و استراتژی تحلیل مضمون انجام شده است و از لحاظ هدف، در دسته پژوهش های توسعه ای قرار می گیرد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران گروه باختر با تجربه بیشتر از 5 سال سابقه کاری حوزه ...
بیشتر
هدف این پژوهش، تبیین ابعاد شخصیسازی مدیریت منابع انسانی در شرکت گروه باختر به منظور ارائه یک مدل متناسب با ساختار صنعت پتروشیمی است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و استراتژی تحلیل مضمون انجام شده است و از لحاظ هدف، در دسته پژوهش های توسعه ای قرار می گیرد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران گروه باختر با تجربه بیشتر از 5 سال سابقه کاری حوزه منابع انسانی، دارای تجربه مشارکت در طراحی یا اجرای سیاستهای جبران خدمات، مسیر شغلی یا آموزشهای اختصاصی و داشتن دانش نظری در زمینه شخصیسازی بودند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق با ۱۵ نفر از مدیران که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند، گردآوری گردید. فرآیند تحلیل دادهها بر اساس روش تحلیل مضمون ۶ مرحلهای براون و کلارک (2006) و با استفاده از نرمافزار MAXQDA انجام شد. جهت سازماندهی یافتهها از مدل شبکه مضامین آترید-استرلینگ (2001) استفاده گردید. روایی پژوهش با شاخصهای قابلیت اعتبار و انتقالپذیری و پایایی آن از طریق روش توافق درونکدگذار ارزیابی شد.یافتهها نشان داد که تحلیل دادهها منجر به شناسایی ۲۱۵ کد اولیه گردید که پس از ادغام و پالایش در مرحله کدگذاری انتخابی، در قالب ۸ کد نهایی، ۴ مضمون پایه، ۳ مضمون سازماندهنده شامل «مدیریت فردمحور»، «همسویی فرد و سازمان» و «سازگاری کلان سازمانی» و در نهایت یک مضمون فراگیر با عنوان «شخصیسازی مدیریت منابع انسانی در شرکت گروه باختر» دسته بندی شد.مدل استخراج شده نشان دادکه شخصیسازی مدیریت منابع انسانی در ساختار گروه باختر ، مستلزم ایجاد سازگاری میان نیازهای فردی کارکنان و راهبردهای کلان سازمانی است و میتواند زمینهساز بهبود بهرهوری، افزایش نگهداشت نیروی انسانی و ارتقای اثربخشی فرآیندهای منابع انسانی در گروه باختر باشد.
سایر
اسمعیل رستم زاده گنجی؛ معصومه افشارینژاد
چکیده
امروزه یکی از عوامل کلیدی موفقیت سازمانها، توسعه و تقویت مهارتهای نرم کارکنان است. عدم آگاهی کافی به اهمیت مهارتهای نرم در موفقیت شغلی و سازمانی، سبب کاهش تعهد و انگیزه در فرآیند یادگیری میشود. فلذا علیرغم ضرورت وجود مهارتهای فنی، اما مهارتهای نرم به عاملی کلیدی در دستیابی به بهرهوری و اثربخشی بیشتر در محیطهای کاری تبدیل ...
بیشتر
امروزه یکی از عوامل کلیدی موفقیت سازمانها، توسعه و تقویت مهارتهای نرم کارکنان است. عدم آگاهی کافی به اهمیت مهارتهای نرم در موفقیت شغلی و سازمانی، سبب کاهش تعهد و انگیزه در فرآیند یادگیری میشود. فلذا علیرغم ضرورت وجود مهارتهای فنی، اما مهارتهای نرم به عاملی کلیدی در دستیابی به بهرهوری و اثربخشی بیشتر در محیطهای کاری تبدیل شده است. در پژوهش حاضر، به بررسی اهمیت مهارتهای نرم، در سازمانهای قرن بیستویکم و ارزیابی میزان تاثیر آنها در موفقیت فردی و سازمانی پرداخته شده است. هدف آن، شناسایی و رتبه بندی این مهارتها در یک سازمان دولتی میباشد. تحقیق با توجه به ماهیت موضوع، از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، با توجه به نحوهی گردآوری دادهها، توصیفی و از نوع پیمایشی است. جهت تحلیل دادهها نیز روش آمیخته استفاده شده است. بدین منظور، نخست، مطالعات کتابخانهای انجام و روش دلفی طی سه دور جهت شناسایی و سازماندهی عوامل مؤثر بر تقویت مهارتهای نرم، اجرا شد. در بخش دوم و بُعد کمّی پژوهش، دادهها با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی(FAHP) مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده جهت جمعآوری دادهها در هر دو بخش، پرسشنامه بوده است. جامعهی آماری پژوهش شامل خبرگان مرتبط با موضوع پژوهش در ادارات ثبت احوال استان گیلان بوده است که نمونهای 23 نفری با توجه به تحصیلات و سطح تجربیات انتخاب شدند. نتایج تحلیلها نشاندهندهی این است که هوش هیجانی، ارتباطات، خلاقیت، تفکر انتقادی و همکاری، مهمترین مهارتهاینرم مورد نیاز مدیران در یک سازمان دولتی به ترتیب اولویت میباشند.