سایر
اسمعیل رستم زاده گنجی؛ معصومه افشارینژاد
چکیده
امروزه یکی از عوامل کلیدی موفقیت سازمانها، توسعه و تقویت مهارتهای نرم کارکنان است. عدم آگاهی کافی به اهمیت مهارتهای نرم در موفقیت شغلی و سازمانی، سبب کاهش تعهد و انگیزه در فرآیند یادگیری میشود. فلذا علیرغم ضرورت وجود مهارتهای فنی، اما مهارتهای نرم به عاملی کلیدی در دستیابی به بهرهوری و اثربخشی بیشتر در محیطهای کاری تبدیل ...
بیشتر
امروزه یکی از عوامل کلیدی موفقیت سازمانها، توسعه و تقویت مهارتهای نرم کارکنان است. عدم آگاهی کافی به اهمیت مهارتهای نرم در موفقیت شغلی و سازمانی، سبب کاهش تعهد و انگیزه در فرآیند یادگیری میشود. فلذا علیرغم ضرورت وجود مهارتهای فنی، اما مهارتهای نرم به عاملی کلیدی در دستیابی به بهرهوری و اثربخشی بیشتر در محیطهای کاری تبدیل شده است. در پژوهش حاضر، به بررسی اهمیت مهارتهای نرم، در سازمانهای قرن بیستویکم و ارزیابی میزان تاثیر آنها در موفقیت فردی و سازمانی پرداخته شده است. هدف آن، شناسایی و رتبه بندی این مهارتها در یک سازمان دولتی میباشد. تحقیق با توجه به ماهیت موضوع، از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، با توجه به نحوهی گردآوری دادهها، توصیفی و از نوع پیمایشی است. جهت تحلیل دادهها نیز روش آمیخته استفاده شده است. بدین منظور، نخست، مطالعات کتابخانهای انجام و روش دلفی طی سه دور جهت شناسایی و سازماندهی عوامل مؤثر بر تقویت مهارتهای نرم، اجرا شد. در بخش دوم و بُعد کمّی پژوهش، دادهها با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی(FAHP) مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده جهت جمعآوری دادهها در هر دو بخش، پرسشنامه بوده است. جامعهی آماری پژوهش شامل خبرگان مرتبط با موضوع پژوهش در ادارات ثبت احوال استان گیلان بوده است که نمونهای 23 نفری با توجه به تحصیلات و سطح تجربیات انتخاب شدند. نتایج تحلیلها نشاندهندهی این است که هوش هیجانی، ارتباطات، خلاقیت، تفکر انتقادی و همکاری، مهمترین مهارتهاینرم مورد نیاز مدیران در یک سازمان دولتی به ترتیب اولویت میباشند.
مدل سازی
محمد بخت آزمای؛ علی اکبر فرهنگی
دوره 5، شماره 2 (پیاپی 18) ، فروردین 1396، ، صفحه 107-124
چکیده
هدف از این تحقیق بررسی نقش فرهنگ سازمانی در ارتقای تفکر انتقادی است تا با بررسی و تحلیل ارتباط بین این متغیرها بتوان مدل مناسب را در جهت ارتقای تفکر انتقادی اعضای هیئت علمی ارائه کرد. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش ترکیبی از روش کیفی و کمی استفاده شده است. از نظر نوع دادهها توصیفی و روش گردآوری دادهها دلفی/ پیمایشی میباشد ...
بیشتر
هدف از این تحقیق بررسی نقش فرهنگ سازمانی در ارتقای تفکر انتقادی است تا با بررسی و تحلیل ارتباط بین این متغیرها بتوان مدل مناسب را در جهت ارتقای تفکر انتقادی اعضای هیئت علمی ارائه کرد. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش ترکیبی از روش کیفی و کمی استفاده شده است. از نظر نوع دادهها توصیفی و روش گردآوری دادهها دلفی/ پیمایشی میباشد که در جامعه آماری سینفره از خبرگان دانشگاههای کشور و 320 نفری اعضای هیئت علمی شمال غرب کشور، صورت گرفته است. بر اساس نتایج بهدست آمده با استفاده از مبانی نظری تحقیق و نظرات خبرگان، فرهنگ سازمانی مناسب جهت ارتقای تفکر انتقادی از 9 بعد، 42 مؤلفه و 75 گویه تشکیل میشود. نتایج تحقیق بیانگر آن است که بعد فرهنگ برنامهریزی تأثیر معکوس در ارتقای تفکر انتقادی دارد، همچنین نتایج تحقیق بیانگر این است که فرهنگ غالب سازمانی در دانشگاهها فرهنگ علمی میباشد ولی فرهنگ فوق در وضعیت فعلی اثر معکوس در ارتقای تفکر انتقادی دارد. این نتیجه با در نظر گرفتن این موضوع که نمره تفکر انتقادی اعضای هیئت علمی پایینتر از حالت متوسط میباشد، دارای همخوانی میباشد.