مدل سازی
زهرا مهری؛ محسن رشیدی؛ آذر مسلمی؛ زهرا مداحی
چکیده
این پژوهش با هدف طراحی سیستم تصمیمیار برای تقویت تابآوری مالی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی با رویکرد آیندهپژوهی انجام شده است. با توجه به افزایش نوسانات اقتصادی، محدودیت منابع مالی، تحریمها و پیچیدگی محیط تصمیمگیری در سازمانهای دولتی، بهرهگیری از نظامهای هوشمند پشتیبان تصمیم برای شناسایی عوامل کلیدی، تحلیل روابط میان ...
بیشتر
این پژوهش با هدف طراحی سیستم تصمیمیار برای تقویت تابآوری مالی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی با رویکرد آیندهپژوهی انجام شده است. با توجه به افزایش نوسانات اقتصادی، محدودیت منابع مالی، تحریمها و پیچیدگی محیط تصمیمگیری در سازمانهای دولتی، بهرهگیری از نظامهای هوشمند پشتیبان تصمیم برای شناسایی عوامل کلیدی، تحلیل روابط میان آنها و پشتیبانی از تصمیمگیریهای راهبردی ضرورتی اجتنابناپذیر است. پژوهش حاضر از نوع آمیخته (کیفی–کمی) است. در مرحله کیفی، عوامل مؤثر بر تابآوری مالی از طریق مرور ادبیات، بررسی اسناد و مصاحبه با خبرگان استخراج و اعتبارسنجی شدند. سپس روابط علّی میان عوامل با استفاده از روش دیمتل تحلیل شد. در ادامه، اهمیت نسبی معیارها با فرآیند تحلیل سلسلهمراتبی (AHP) تعیین و سناریوهای آینده با روش کداس (CODAS) ارزیابی و اولویتبندی شدند تا چارچوب سیستم تصمیمیار طراحی شود. یافتهها نشان داد که تأمین منابع مالی، مدیریت نقدینگی و بدهی، شفافیت مالی، نوآوری مالی (فینتک)، ثبات سیاسی و دیجیتالیسازی از مهمترین عوامل مؤثر بر تابآوری مالی بنیاد هستند. نتایج دیمتل بیانگر آن است که تأمین منابع مالی، مدیریت نقدینگی و شفافیت مالی، پیشرانهای اصلی سیستم بوده و دیجیتالیسازی نقش واسطهای در انتقال اثر سیاستهای کلان بر عملکرد مالی ایفا میکند. همچنین، نتایج روش کداس برتری سناریوی خوشبینانه را در دستیابی به بیشترین سطح تابآوری مالی نشان داد. در مجموع، استقرار سیستم تصمیمیار مبتنی بر آیندهپژوهی با تلفیق تحلیل روابط علّی، اولویتبندی معیارها و ارزیابی سناریوهای آینده، کیفیت تصمیمگیری مدیران را ارتقا میدهد. توسعه زیرساختهای دیجیتال، تنوعبخشی به منابع مالی، تقویت شفافیت مالی و مدیریت هوشمند ریسک، مهمترین الزامات افزایش تابآوری مالی و پایداری بنیاد مسکن انقلاب اسلامی در برابر عدمقطعیتهای اقتصادی آینده محسوب میشوند.
آسیب شناسی
فاطمه بیگی نصرآبادی؛ محمدمهدی فراحی؛ علیرضا خوراکیان؛ فریبرز رحیمنیا
چکیده
مطالعات نشان دادهاند که روندهای نقشآفرینی زنان در سازمانها بهگونهای است که در آینده، زنان سهم قابلتوجهی از پستهای مدیریتی و نقشهای رهبری را عهدهدار خواهند شد. این در حالی است که زنان به علت مواجهه با موانعی همچون تفکرات کلیشهای و مسئولیتهای چندگانه، در بستری پر چالشتر نسبت به مردان فعالیت میکنند. پژوهش حاضر به ...
بیشتر
مطالعات نشان دادهاند که روندهای نقشآفرینی زنان در سازمانها بهگونهای است که در آینده، زنان سهم قابلتوجهی از پستهای مدیریتی و نقشهای رهبری را عهدهدار خواهند شد. این در حالی است که زنان به علت مواجهه با موانعی همچون تفکرات کلیشهای و مسئولیتهای چندگانه، در بستری پر چالشتر نسبت به مردان فعالیت میکنند. پژوهش حاضر به دنبال شناسایی آن دسته از مسائل زنان در سازمانها است که در آینده نیز پایدار هستند و همچنین ارائه راهبردهایی برای آینده است. این پژوهش در فضای آیندهپژوهی، با استفاده از روش اکتشافی با رویکرد کیفی و استراتژی تحلیل مضمون انجام شد. بهگونهای که مصاحبه با 21 نفر خبرگان دانشگاهی و اجرایی انجام و مصاحبهها با استفاده از نرمافزار MAXQDA تحلیل شدند. سه دسته اصلی یافتهها شامل عوامل زمینهای، مسائل و راهبردها میباشند. عوامل زمینهای تحت مضمون «روندها و شرایط مرتبط با نقشآفرینی زنان در سازمانها» مانند روند توسعه فناوریها و تسهیل شرایط کاری برای زنان یافت شد. مسائل تحت مضمون «مسائل زنان که تا آینده پایدارند» مانند تفکرات کلیشهای ناخودآگاه یافت شد و راهبردها تحت مضامین «راهبردهایی برای تصمیمگیران و سیاستگذاران» مانند حمایت هدفمند از زنان و «راهبردهایی برای زنان» مانند تحول آگاهی و تحولآفرینی حاصل شدند. پژوهش حاضر تأکید بر انجام مطالعات گستردهتر آیندهپژوهانه در فضای سازمان و مدیریت و نقشآفرینی زنان در سازمانها دارد.
بلال پناهی
چکیده
امروزه برای سازمانهای پیشرو یک پارادایم اهمیت محوری دارد: سرمایه انسانی، مدیریت استعدادها میتواند دانش سرمایه انسانی را به ارزشافزوده تبدیل کند. هدف این پژوهش آن است که به آیندهسازی برنامههای دولت و مجلس برای جذب و نگهداری استعدادها بپردازد و با ساخت سناریوهای مطلوب، نامطلوب، قابلقبول و قابلتحمل آیندههای محتمل درزمینة ...
بیشتر
امروزه برای سازمانهای پیشرو یک پارادایم اهمیت محوری دارد: سرمایه انسانی، مدیریت استعدادها میتواند دانش سرمایه انسانی را به ارزشافزوده تبدیل کند. هدف این پژوهش آن است که به آیندهسازی برنامههای دولت و مجلس برای جذب و نگهداری استعدادها بپردازد و با ساخت سناریوهای مطلوب، نامطلوب، قابلقبول و قابلتحمل آیندههای محتمل درزمینة مدیریت استعدادها در سازمانهای دولتی ایران را دستهبندی کند. این پژوهش به روش کیفی و آیندهپژوهی انجام شده است. نوع پژوهش کاربردی، مورد پژوهی و مطالعه روند است. روش جمعآوری دادهها، روش دلفی است. پانل دلفی شامل ۱۰ نفر از نخبگان علمی و مدیران سازمانهای دولتی بودند. در این پژوهش تحلیل ساختاری و تحلیل تأثیرات متقابل مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج پژوهش حاضر نشان داد آیندههای محتمل در رابطه با مدیریت استعداد شامل طیفی است که از یکسو منجر به تشویق استعدادها شده و با بهکارگیری سند راهبردی سبب جذب و حفظ نخبگان و استعدادها در سازمانها شده و از دیگر سو به از دست دادن استعدادها و خروج آنها از سازمانهای دولتی و کشور منجر خواهد شد. براساس ایده تشویق سازمانهای دولتی باید با بازنگری، ادامه و اصلاح تشویقات خود هرگونه اقدام جهت نگهداری استعدادها را به کار گرفته و با دادن امتیازات مناسب و انگیزاننده به افراد با استعداد سازمان، بر ماندگاری و حفظ آنها تلاش کنند. در پایه تطمیع نیز سازمانهای دولتی در عین تشویق و دادن امتیازات خاص به افراد با استعداد و نخبه باید ابزارهایی را برای ترغیب این سرمایههای انسانی خود داشته باشند تا طمع امکانات خارج، از دل آنها برکنده شود.
علت یابی
محسن طاهری دمنه؛ شیدا طایفه هاشمی؛ زهرا حیدری دارانی
چکیده
پژوهش حاضر به مثابه یک پژوهش کاربردی و با هدف آیندهنگاری شرکتی در شرکت گاز استان اصفهان انجام شده است. در این پژوهش سبدی از روشهای آیندهنگاری شامل شش ستون آینده، تحلیل روند، پنل خبرگان، پویش محیطی و سناریونگاری مورد استفاده قرار گرفته است. مشارکت کنندگان در این پژوهش ۱۵ نفر از مدیران ارشد شرکت گاز استان اصفهان بودهاند که در ...
بیشتر
پژوهش حاضر به مثابه یک پژوهش کاربردی و با هدف آیندهنگاری شرکتی در شرکت گاز استان اصفهان انجام شده است. در این پژوهش سبدی از روشهای آیندهنگاری شامل شش ستون آینده، تحلیل روند، پنل خبرگان، پویش محیطی و سناریونگاری مورد استفاده قرار گرفته است. مشارکت کنندگان در این پژوهش ۱۵ نفر از مدیران ارشد شرکت گاز استان اصفهان بودهاند که در قالب کارگروه آینده پژوهی در بیش از بیست پنل و نشست تخصصی شرکت داشتند. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که چهار پیشرانِ عمده یعنی ۱. وضعیت ارتباطی کشور با دهکده جهانی، ۲. تنشهای سیاسی داخلی و عدم امنیت ناشی از آن، ۳.خصوصی سازی شرکت گاز و ۴. صادرات گاز، فضای آیندهی شرکت گاز را متاثر خواهند کرد. بر مبنای ترکیبهای مختلف از این چهار پیشران در نرمافزار سناریوویزارد و استفاده از رویکرد سناریونگاری براساس عدمقطعیتهای بحرانی، در نهایت داستانِ سه سناریو با عناوین: ۱. تلاش مضاعف در وضعیت سبز، ۲. یکی به نعل یکی به میخ در وضعیت زرد و ۳. تلاش برای بقاء در وضعیت قرمز تدوین گردید.