آسیب شناسی
پانته آ غفاری؛ سید مهدی الوانی؛ امیرحسام عربی
چکیده
در عصر تحولات دیجیتال و پیچیدگی فزاینده مسائل اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی، بهرهگیری از هوش مصنوعی در خطمشیگذاری عمومی به ضرورتی راهبردی تبدیل شده است. این پژوهش با هدف تحلیل انتقادی نقش هوش مصنوعی در فرآیند خطمشیگذاری و ارائه چارچوبی بومی برای استفاده از هوش مصنوعی در نظام تصمیمسازی ایران طراحی شده است. روش تحقیق این ...
بیشتر
در عصر تحولات دیجیتال و پیچیدگی فزاینده مسائل اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی، بهرهگیری از هوش مصنوعی در خطمشیگذاری عمومی به ضرورتی راهبردی تبدیل شده است. این پژوهش با هدف تحلیل انتقادی نقش هوش مصنوعی در فرآیند خطمشیگذاری و ارائه چارچوبی بومی برای استفاده از هوش مصنوعی در نظام تصمیمسازی ایران طراحی شده است. روش تحقیق این مطالعه بهصورت مرور نظاممند با بهرهگیری از استاندارد PRISMA و تحلیل تطبیقی تجارب کشورهای پیشرو نظیر کانادا، استونی و سنگاپور تدوین گردیده است. در این پژوهش، تعداد 632 مقاله در جستجوی اولیه شناسایی شد که پس از اعمال معیارهای ورود و خروج، 28 مقاله علمی معتبر مورد تحلیل عمیق قرار گرفت. یافتههای پژوهش نشان میدهد که هوش مصنوعی در تمامی مراحل خطمشیگذاری شامل شناسایی مسائل، تحلیل خطمشیها، طراحی راهکارها، اجرای اثربخش و ارزیابی بهبود مستمر نقش کلیدی ایفا میکند. مهمترین کارکردهای AI شامل پردازش دادههای کلان، شناسایی الگوهای پنهان، پیشبینی پیامدها و تحلیل شبکههای اجتماعی میباشد. با این حال، چالشهایی نظیر سوگیری الگوریتمی، عدم شفافیت مدلها و تهدیدات حریم خصوصی همچنان پابرجاست. بر اساس یافتهها، این مقاله چارچوبی بومی سهلایه متناسب با اقتضائات ایران پیشنهاد میدهد که ضمن تقویت شفافیت، پاسخگویی و کارآمدی، زمینه را برای توسعه حکمرانی دادهمحور و هوشمند فراهم میسازد.
مدل سازی
سید محمد مهدی باکی هاشمی
چکیده
خطمشیگذاران برای اتخاذ تصمیمات آگاهانه در محیطهای پیچیده مانند نظامهای سلامت به اطلاعات دقیق و به موقع نیاز دارند. در هنگام مواجهه نظامهای سلامت با مسائل پیچیده، چند بعدی و نوپدید، بهکارگیری ابزارهای سنتی خطمشیگذاری محدودیتهای قابلتوجهی ایجاد مینماید. هدف این پژوهش شناسایی ابعاد مهم و ...
بیشتر
خطمشیگذاران برای اتخاذ تصمیمات آگاهانه در محیطهای پیچیده مانند نظامهای سلامت به اطلاعات دقیق و به موقع نیاز دارند. در هنگام مواجهه نظامهای سلامت با مسائل پیچیده، چند بعدی و نوپدید، بهکارگیری ابزارهای سنتی خطمشیگذاری محدودیتهای قابلتوجهی ایجاد مینماید. هدف این پژوهش شناسایی ابعاد مهم و تأثیرگذار در خطمشیگذاری بهکارگیری هوش مصنوعی در نظام سلامت ایران است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و با رویکرد کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام شده است. ضمن بهرهگیری از مطالعات کتابخانهای، دادههای تکمیلی پژوهش از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته با 16 نفر از خبرگان به روش نمونهگیری گلوله برفی و تا حد اشباع نظری دادهها گردآوری شد. برای بررسی ابزار پژوهش از روش سه سویهسازی استفاده شد. براساس پاسخ مشارکتکنندگان، در مرحله اول، 328 شناسه اولیه و در مرحله دوم 47 مضمون فرعی استخراج گردید. در مرحله سوم نیز پنج مضمون اصلی شامل: الزامات خطمشی، مناسبسازی اجرا، رشد و توسعه، کاربردها و سرانجام موانع و چالشهای کاربست هوش مصنوعی در نظام سلامت کشور احصا شد. تجزیه و تحلیل دادههای انجام شده امکان شناسایی مزایا و معایب استفاده از هوش مصنوعی در نظام سلامت را فراهم کرده است اما چالش اصلی در بهکارگیری و بهرهبرداری از هوش مصنوعی در نظام سلامت، خود فناوری نیست که در جهان پیرامون ما در حال رشد و تکامل است، بلکه در چارچوب قانونی است که بهوضوح فاقد مقررات مناسب و در نظر داشتن برخی تحولات سیاسی، اخلاقی، اجتماعی و قضایی است. همچنین به منظور جلوگیری از تعارض و حفظ رویکرد رشد و توسعه در بهکارگیری آن، همکاریهای بین بخشی و فرابخشی اهمیت دو چندان دارد.