مدل سازی
مسعود قاسمی؛ حمیدرضا مقامی؛ احمدرضا کسرایی
چکیده
این پژوهش با هدف طراحی مدل نوین ارتقای بهرهوری کارکنان مبتنی بر هوش مصنوعی در وزارت نیرو انجام شد. مسئله اصلی پژوهش، شناسایی و تبیین مؤلفههای مؤثر بر ارتقای بهرهوری کارکنان در فرایند استقرار و بهکارگیری هوش مصنوعی و ارائه چارچوبی منسجم برای مدیریت آن است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از تحلیل مضمون انجام شد. دادهها ...
بیشتر
این پژوهش با هدف طراحی مدل نوین ارتقای بهرهوری کارکنان مبتنی بر هوش مصنوعی در وزارت نیرو انجام شد. مسئله اصلی پژوهش، شناسایی و تبیین مؤلفههای مؤثر بر ارتقای بهرهوری کارکنان در فرایند استقرار و بهکارگیری هوش مصنوعی و ارائه چارچوبی منسجم برای مدیریت آن است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از تحلیل مضمون انجام شد. دادهها از طریق ۱۰ مصاحبه نیمهساختاریافته با خبرگان حوزههای هوش مصنوعی، مدیریت منابع انسانی، بهرهوری و مدیران آشنا با ساختار و مأموریتهای وزارت نیرو گردآوری شد. پس از پیادهسازی، پالایش و تحلیل دادهها، ۵۳۱ واحد معنایی شناسایی و در قالب ۲۳ مضمون پایه، ۷ مضمون سازماندهنده و ۳ مضمون فراگیر دستهبندی شد. برای افزایش اعتبار یافتهها، بازبینی مستمر کدها، بررسی موارد ناهمسو، کدگذاری مستقل توسط پژوهشگر دوم و بازبینی نتایج توسط سه خبره دانشگاهی انجام گرفت و ضریب توافق بین دو کدگذار ۰/۷۵ بهدست آمد. یافتههای پژوهش نشان داد مدل پیشنهادی در سه لایه شامل آمادگی، حمایت و حکمرانی مسئولانه استقرار هوش مصنوعی؛ توانمندسازی، انگیزش و مدیریت هوشمند عملکرد کارکنان؛ و اعتبار، عدالت و حکمرانی الگوریتمی شکل میگیرد. نتایج نشان میدهد ارتقای بهرهوری مبتنی بر هوش مصنوعی، نه حاصل بهکارگیری یک فناوری منفرد، بلکه پیامد تعامل میان آمادگی فناورانه و دادهای، حمایت سازمانی، توانمندسازی کارکنان، مدیریت هوشمند عملکرد و حکمرانی مسئولانه است. مدل پیشنهادی میتواند مبنایی برای اولویتبندی اقدامات مدیریتی و طراحی مسیر تدریجی استقرار هوش مصنوعی در حوزه منابع انسانی وزارت نیرو باشد.
سایر
حامد دهقانان؛ زهرا پورامینی
چکیده
این پژوهش با هدف طراحی و اعتبارسنجی روش دلفی مبتنی بر هوش مصنوعی بر اساس بازی تقلید (تست تورینگ) انجام شد. سؤال اصلی تحقیق این بود که چگونه میتوان از تست تورینگ بهعنوان روشی نوین برای سنجش اعتبار نتایج دلفی مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده کرد. این مطالعه از نوع کاربردی–توسعهای است و جامعه پژوهش شامل ۳۰ نفر از متخصصان منابع انسانی، ...
بیشتر
این پژوهش با هدف طراحی و اعتبارسنجی روش دلفی مبتنی بر هوش مصنوعی بر اساس بازی تقلید (تست تورینگ) انجام شد. سؤال اصلی تحقیق این بود که چگونه میتوان از تست تورینگ بهعنوان روشی نوین برای سنجش اعتبار نتایج دلفی مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده کرد. این مطالعه از نوع کاربردی–توسعهای است و جامعه پژوهش شامل ۳۰ نفر از متخصصان منابع انسانی، متخصصان هوش مصنوعی و ارزیابان مستقل بود. دادهها بهصورت ثانویه گردآوری شد و خروجی سه مدل زبانی Microsoft Copilot، ChatGPT و Gemini بهعنوان ورودی در تست تورینگ برای تحلیل میزان شباهت نتایج دلفی انسانی و هوش مصنوعی مورد استفاده قرار گرفت. این دادهها از مقالات قبلی نویسندگان که نیازهای توسعهای مدیران منابع انسانی را با روش دلفی احصا کرده بودند، استخراج شدهاند. این پژوهش بهعنوان اولین مطالعه در زمینه استفاده از آزمون تورینگ برای ارزیابی یک روش پژوهشی، نشان داد که دلفی مبتنی بر هوش مصنوعی قادر است دادههایی تولید کند که از نظر شباهت به پاسخهای انسانی پایا و قابل اعتماد هستند. نتایج حاکی از آن است که مدلهای زبانی بزرگ رفتار و سبک پاسخدهی انسانی را بهخوبی شبیهسازی کردهاند و تمایز بین پاسخهای انسانی و ماشینی برای شرکتکنندگان دشوار بوده است. این یافتهها اعتبار روش دلفی مبتنی بر هوش مصنوعی را تقویت کرده و نشان میدهد که این روش میتواند بهعنوان ابزاری مؤثر در پژوهش، بدون کاهش کیفیت تحلیل انسانی، مورد استفاده قرار گیرد.
آسیب شناسی
پانته آ غفاری؛ سید مهدی الوانی؛ امیرحسام عربی
چکیده
در عصر تحولات دیجیتال و پیچیدگی فزاینده مسائل اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی، بهرهگیری از هوش مصنوعی در خطمشیگذاری عمومی بهضرورتی راهبردی تبدیل شده است. این پژوهش با هدف تحلیل نقش هوش مصنوعی در فراگرد خطمشیگذاری و ارائه چارچوبی بومی برای استفاده از هوش مصنوعی در نظام تصمیمسازی ایران طراحی شده است. روش تحقیق این مطالعه ...
بیشتر
در عصر تحولات دیجیتال و پیچیدگی فزاینده مسائل اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی، بهرهگیری از هوش مصنوعی در خطمشیگذاری عمومی بهضرورتی راهبردی تبدیل شده است. این پژوهش با هدف تحلیل نقش هوش مصنوعی در فراگرد خطمشیگذاری و ارائه چارچوبی بومی برای استفاده از هوش مصنوعی در نظام تصمیمسازی ایران طراحی شده است. روش تحقیق این مطالعه مرور نظاممند با بهرهگیری از استاندارد پریزما و تحلیل تطبیقی تجارب کشورهای پیشرو نظیر کانادا، استونی و سنگاپور است. در این پژوهش، از پایگاههای علمی معتبر در بازه زمانی 2010 تا 2024 تعداد 632 مقاله در جستجوی اولیه شناسایی شد که پس از اعمال معیارهای ورود و خروج، 28 مقاله علمی معتبر مورد تحلیل عمیق قرار گرفت. روش تجزیه و تحلیل دادهها تحلیل محتوای کیفی و تحلیل تم مقالات منتخب بود. یافتههای پژوهش نشان میدهد که هوش مصنوعی در همه مراحل خطمشیگذاری شامل شناسایی مسائل، تحلیل خطمشیها، طراحی راهکارها، اجرای اثربخش و ارزیابی بهبود مستمر نقش کلیدی ایفا میکند. مهمترین کارکردهای هوش مصنوعی پردازش دادههای کلان، یادگیریماشین، شناسایی الگوهای پنهان، پیشبینی پیامدها و تحلیل شبکههای اجتماعی میباشد. با این حال، چالشهایی نظیر سوگیری الگوریتمی، عدم شفافیت مدلها و تهدیدهای حریم خصوصی همچنان پابرجاست. مقاله چارچوبی بومی سهلایه متناسب با اقتضائات ایران پیشنهاد میدهد که ضمن تقویت شفافیت، پاسخگویی و کارآمدی، زمینه را برای توسعه حکمرانی دادهمحور و هوشمند فراهم میسازد.
مدل سازی
سید محمد مهدی باکی هاشمی
چکیده
خطمشیگذاران برای اتخاذ تصمیمات آگاهانه در محیطهای پیچیده مانند نظامهای سلامت به اطلاعات دقیق و به موقع نیاز دارند. در هنگام مواجهه نظامهای سلامت با مسائل پیچیده، چند بعدی و نوپدید، بهکارگیری ابزارهای سنتی خطمشیگذاری محدودیتهای قابلتوجهی ایجاد مینماید. هدف این پژوهش شناسایی ابعاد مهم و ...
بیشتر
خطمشیگذاران برای اتخاذ تصمیمات آگاهانه در محیطهای پیچیده مانند نظامهای سلامت به اطلاعات دقیق و به موقع نیاز دارند. در هنگام مواجهه نظامهای سلامت با مسائل پیچیده، چند بعدی و نوپدید، بهکارگیری ابزارهای سنتی خطمشیگذاری محدودیتهای قابلتوجهی ایجاد مینماید. هدف این پژوهش شناسایی ابعاد مهم و تأثیرگذار در خطمشیگذاری بهکارگیری هوش مصنوعی در نظام سلامت ایران است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و با رویکرد کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام شده است. ضمن بهرهگیری از مطالعات کتابخانهای، دادههای تکمیلی پژوهش از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته با 16 نفر از خبرگان به روش نمونهگیری گلوله برفی و تا حد اشباع نظری دادهها گردآوری شد. برای بررسی ابزار پژوهش از روش سه سویهسازی استفاده شد. براساس پاسخ مشارکتکنندگان، در مرحله اول، 328 شناسه اولیه و در مرحله دوم 47 مضمون فرعی استخراج گردید. در مرحله سوم نیز پنج مضمون اصلی شامل: الزامات خطمشی، مناسبسازی اجرا، رشد و توسعه، کاربردها و سرانجام موانع و چالشهای کاربست هوش مصنوعی در نظام سلامت کشور احصا شد. تجزیه و تحلیل دادههای انجام شده امکان شناسایی مزایا و معایب استفاده از هوش مصنوعی در نظام سلامت را فراهم کرده است اما چالش اصلی در بهکارگیری و بهرهبرداری از هوش مصنوعی در نظام سلامت، خود فناوری نیست که در جهان پیرامون ما در حال رشد و تکامل است، بلکه در چارچوب قانونی است که بهوضوح فاقد مقررات مناسب و در نظر داشتن برخی تحولات سیاسی، اخلاقی، اجتماعی و قضایی است. همچنین به منظور جلوگیری از تعارض و حفظ رویکرد رشد و توسعه در بهکارگیری آن، همکاریهای بین بخشی و فرابخشی اهمیت دو چندان دارد.