مدل سازی
محمد جواد محمودی؛ افشین سفاهن؛ عباس قاییدرحمت
چکیده
نظام آموزش عالی و علم و فناوری ایران با چالشهایی چندبعدی مانند اشتغالپذیری فارغالتحصیلان، فاصله دانشگاه و صنعت، مهاجرت نخبگان، کیفیت آموزش عالی و کارآمدی سیاستهای علمی مواجه است. حل این مسائل، به دلیل ماهیت بیننهادی آنها، نیازمند هماهنگی مؤثر میان نهادهای قانونگذار و اجرایی است. در این میان، رابطه وزارت علوم، تحقیقات ...
بیشتر
نظام آموزش عالی و علم و فناوری ایران با چالشهایی چندبعدی مانند اشتغالپذیری فارغالتحصیلان، فاصله دانشگاه و صنعت، مهاجرت نخبگان، کیفیت آموزش عالی و کارآمدی سیاستهای علمی مواجه است. حل این مسائل، به دلیل ماهیت بیننهادی آنها، نیازمند هماهنگی مؤثر میان نهادهای قانونگذار و اجرایی است. در این میان، رابطه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بهعنوان نهاد اجرایی تخصصی و مجلس شورای اسلامی بهعنوان نهاد قانونگذار و ناظر، نقشی تعیینکننده دارد. مسئله اصلی پژوهش، فقدان الگویی نهادمند، عملیاتی و پایدار برای ارتقای این رابطه از وضعیت سنتی «ناظر ـ مجری» به همکاری راهبردی است. هدف پژوهش، طراحی و اعتبارسنجی اولیه مدل راهبردی همگرایی نهادی برای پیشرفت علمی کشور، با تأکید بر هماهنگی و همکاری سازنده میان وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و مجلس شورای اسلامی است. پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل اسنادی انجام شد. نمونهگیری اسناد بهصورت هدفمند و معیارمحور بود و دادهها با تحلیل مضمونی بررسی شدند. یافتهها نشان داد مدل پیشنهادی بر سه پایه اصلی استوار است: پایه فرهنگی - نگرشی شامل اعتمادسازی، زبان مشترک و احترام متقابل؛ پایه ساختاری - نهادی شامل کارگروه مشترک هماهنگی، دبیرخانه مشترک، پلتفرم دیجیتال و نظام مشاوره تخصصی؛ و پایه فرآیندی - عملیاتی شامل مشورت پیش از قانونگذاری، گزارشدهی شفاف، حل اختلاف نهادی و پایش مستمر. اعتبار اولیه مدل از طریق بازبینی خبرگانی ارزیابی شد. مدل پیشنهادی میتواند زمینه تصمیمگیری کارشناسیتر، کاهش تعارض نهادی و تقویت حکمرانی علم و فناوری را فراهم سازد.
مدل سازی
ابراهیم خدایی؛ غلامرضا گرایینژاد؛ احمد کیخا
چکیده
امروزه، دولتها در بخش تأمین مالی آموزش عالی در سطح جهان با کمبودهای مالی شدیدی مواجه شدهاند؛ بنابراین، بنا بر ضرورت سیاست شهریه را در آموزش عالی وضع کردهاند و همواره به دنبال راهبردهای برای افزایش اثربخشی این سیاست هستند. بر این اساس، هدف پژوهش پیشرو، مطالعه مؤلفههای سیاستگذاری در اقتصاد شهریه در بخش دولتی میباشد. این پژوهش ...
بیشتر
امروزه، دولتها در بخش تأمین مالی آموزش عالی در سطح جهان با کمبودهای مالی شدیدی مواجه شدهاند؛ بنابراین، بنا بر ضرورت سیاست شهریه را در آموزش عالی وضع کردهاند و همواره به دنبال راهبردهای برای افزایش اثربخشی این سیاست هستند. بر این اساس، هدف پژوهش پیشرو، مطالعه مؤلفههای سیاستگذاری در اقتصاد شهریه در بخش دولتی میباشد. این پژوهش در دو مرحله انجام شده است. در مرحله نخست، با بهکارگیری روش فراترکیب مؤلفههای سیاستگذاری شهریه در نظام آموزش عالی استخراج شد. بدین منظور، کلیدواژههای تخصصی پژوهش در پایگاههای معتبر علمی در بازه زمانی (1990-2021) جستجو شدند. در نهایت از میان 229 مقاله 107 مقاله وارد تحلیل نهایی شدند. در مرحله دوم، با بهکارگیری تکنیک آنتروپی شانون یافتههای بخش کیفی وزندهی شدند. در مجموع، هفت مؤلفه تعیینکننده سیاستگذاری شهریه؛ دانشجو (فردی، خانوادگی)؛ دانشگاه (پیچیدگی در قیمتگذاری شهریه، تنوع و تکثر سیاستهای دانشگاه، کیفیت علمی دانشگاه)؛ آموزش عالی (رهبری در آموزش عالی، قوانین و مقررات در آموزش عالی)؛ استان (سازوکارهای قانونی و سیاستی استانها، سازوکارهای مشارکتی و حمایتی استانها)؛ حکمرانی کلان (حکمرانی خوب، قوانین و مقررات کلان) و محیطی (هنجارهای فرهنگی، هنجارهای اجتماعی) شناسایی شدند. از این میان، مؤلفه دانشجویی و محیطی وزن بیشتری نسبت به دیگر مؤلفهها داشتند. در پایان، راهکارهای برای نظام آموزش عالی ازجمله در نظر داشتن مفهوم شهریه افتراقی به معنی توجه به عوامل گوناگون در تعیین سیاستهای شهریه براساس نرخ بازده رشتههای تحصیلی، مقطع و منطقه جغرافیایی و غیره بیان شد.