علت یابی
آزاده افتخار؛ کیومرث احمدی؛ رضا صالحی؛ یعقوب احمدی
چکیده
در جهان پرتنش و رقابتی معاصر، شرکتهای دانشبنیان بهعنوان موتورهای محرک نوآوری و رشد اقتصادی، با چالشهای متعددی درزمینة فرهنگسازمانی و اثربخشی مواجه هستند. تیمسازی، بهعنوان یک رویکرد توسعهای، میتواند نقشی مهم در تقویت فرهنگسازمانی و بهبود عملکرد این شرکتها ایفا کند. هدف این پژوهش، تبیین اثر تیمسازی بر فرهنگسازمانی ...
بیشتر
در جهان پرتنش و رقابتی معاصر، شرکتهای دانشبنیان بهعنوان موتورهای محرک نوآوری و رشد اقتصادی، با چالشهای متعددی درزمینة فرهنگسازمانی و اثربخشی مواجه هستند. تیمسازی، بهعنوان یک رویکرد توسعهای، میتواند نقشی مهم در تقویت فرهنگسازمانی و بهبود عملکرد این شرکتها ایفا کند. هدف این پژوهش، تبیین اثر تیمسازی بر فرهنگسازمانی و اثربخشی در شرکتهای دانشبنیان است. این مطالعه با روش گرندد تئوری انجام شده است. جامعه آماری شامل خبرگان و مطلعین کلیدی در شرکتهای دانشبنیان نوپا کردستان بود که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند، 12 مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق انجام گردید. دادههای حاصل از مصاحبه براساس روش تحلیل مضمون (تم) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که تیمسازی با تقویت مؤلفههای فرهنگسازمانی نظیر تعهد، وظیفهشناسی، تسلط و وجدان کاری، به بهبود همکاری تیمی، افزایش انگیزه کارکنان و ارتقای کیفیت تصمیمگیری کمک میکند. یافتههای ناشی از تحلیل مصاحبهها حاکی از اهمیت تیمسازی برای تقویت ارزشهای یادگیری مداوم، اعتماد و همکاری بوده است و به باور خبرگان سازمانی در نتیجه چنین روندی، اثربخشی سازمانی از طریق افزایش بهرهوری، کاهش میزان ترک خدمت و بهبود تصمیمگیری ارتقا میباید. مدل مفهومی استخراج شده، نقش میانجی تیمسازی در این روابط را برجسته میکند. نتایج پیشنهاد میکنند که مدیران این شرکتها با ادغام فرایند تیمسازی در برنامههای توسعه منابع انسانی، میتوانند به پایداری و رشد سازمانی دست یابند. بر این اساس، پیشنهاد میشود سازمانهای دانشبنیان نوپا برنامههای تیمسازی را با تمرکز بر مؤلفههای فرهنگسازمانی طراحی و اجرا کنند تا اثربخشی بیشتری در فرایندهای سازمانی حاصل شود.
آسیب شناسی
محمدامین زارعی؛ مریم رزمجو
چکیده
این پژوهش با هدف طراحی الگوی فرهنگ مسئولیتگریزی سازمانی در نظام اداری ایران انجام گرفته است. استراتژی این پژوهش، کیفی و مبتنی بر نظریه دادهبنیاد است. جامعه آماری پژوهش، مدیران اجرایی و استادان خبره در حوزه مدیریت دولتی و مدیریت منابع انسانی میباشد. در این پژوهش از نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی برای انتخاب نمونه استفاده شد که ...
بیشتر
این پژوهش با هدف طراحی الگوی فرهنگ مسئولیتگریزی سازمانی در نظام اداری ایران انجام گرفته است. استراتژی این پژوهش، کیفی و مبتنی بر نظریه دادهبنیاد است. جامعه آماری پژوهش، مدیران اجرایی و استادان خبره در حوزه مدیریت دولتی و مدیریت منابع انسانی میباشد. در این پژوهش از نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی برای انتخاب نمونه استفاده شد که براساس قاعده اشباع با انجام 19 مصاحبه این مهم حاصل شد. دادهها با استفاده از رهیافت کدگذاری اشتراوس و کوربین (1990) و با نرمافزار MAXQDA2020 تحلیل شدند. طبق یافتههای پژوهش، مجموعاً 79 مفهوم در قالب 17 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی، مشتمل بر عدم بازخورد، هدفگذاری نامناسب و عدم برنامهریزی (شرایط علّی)، طفرهروی از کار، کارگریزی و بیتفاوتی سازمانی (پدیده محوری)، یکنواختی کار و شغل، آنومی فرهنگی و ارزیابی نادرست استعداد و عملکرد فردی (راهبردها/کُنشها)، توجه ناکافی به جامعهپذیری سازمانی و نظام نامناسب تشویق و تنبیه (شرایط مداخلهگر)، نهادینه نشدن فرهنگ و اخلاق اسلامی کار، عدم پشتیبانی سازمان از کارکنان و جو عدم قطعیت و بلاتکلیفی (شرایط زمینهای) و تضعیف همکاری و انسجام سازمانی، ضعف در تدوین ابزارهای هماهنگی و یکپارچهسازی در نظام اداری و تضعیف پاسخگویی و یادگیرندگی در نظام اداری (پیامدها) به دست آمده است. بنابراین، یافتههای پژوهش حاضر میتواند بینش مناسبی در ارتباط با چگونگی پیدایش پدیده فرهنگ مسئولیتگریزی سازمانی ایجاد کرده و زمینه جلوگیری از آن را برای برنامهریزان و سیاستگذاران نظام اداری فراهم آورد.