مدل سازی
سمیه شادمهری؛ وحید میرزایی؛ حامد خراسانی طرقی
چکیده
یکی از اساسیترین و مهمترین وظایف مدیر در فرایند مدیریت، انتخاب سبک مناسب رهبری سازمان است. رهبری منفعل، آزاد گذاشتن پیروان در زمان عدم حضور رهبر یا اجتنابکردن از رهبری است. یکی از رفتارهای انحرافی کارکنان که کمتر بدان پرداخته شده، سرقت زمان است. سرقت زمان کارکنان علیرغم گستردگی، هزینهی بالا و اهمیت عملی آن، توجه علمی کمی دریافت ...
بیشتر
یکی از اساسیترین و مهمترین وظایف مدیر در فرایند مدیریت، انتخاب سبک مناسب رهبری سازمان است. رهبری منفعل، آزاد گذاشتن پیروان در زمان عدم حضور رهبر یا اجتنابکردن از رهبری است. یکی از رفتارهای انحرافی کارکنان که کمتر بدان پرداخته شده، سرقت زمان است. سرقت زمان کارکنان علیرغم گستردگی، هزینهی بالا و اهمیت عملی آن، توجه علمی کمی دریافت کرده است. تحقیق حاضر باهدف کشف مؤلفههای رهبری منفعل و بررسی تأثیر آن بر سرقت زمان کارکنان در آموزشوپرورش شهرستان بجنورد انجام شده است. در این پژوهش ابتدا به مروری بر ادبیات و پیشینه پژوهش پرداخته شد و در ادامه از ابزار مصاحبه به روش عمیق نیمهساختاریافته که متناسب با روشهای تحقیق کیفی و بهویژه پدیدارشناسی است، استفاده شد. پس از انجام 18 مصاحبه و رسیدن به مرحله اشباع از روش کلایزی؛ 25 مؤلفه در قالب 6 دسته کلی تحت عناوین ضعف در تصمیم گیری، اجتناب از مسئولیت پذیری، بی تفاوتی نسبت به کارکنان، ، ضعف در نظارت و مدیریت تیم و ضعف در ارتباطات و عدم حمایت از نوآوری و انگیزش شناسایی شدند. در مرحله کمی بر اساس فرمول کوکران 280 نفر بهصورت نمونهگیری تصادفی بهعنوان حجم نمونه انتخاب شدند. بهمنظور شناسایی مؤلفههای رهبری منفعل، از پرسشنامهای که توسط محقق طراحیشده است، استفاده شد و سپس با استفاده از پرسشنامه 15 سؤالی سرقت زمان هارولد و هو، تأثیر آن بر سرقت زمان سنجیده شد. باتوجهبه نتایج بهدستآمده فرضیه تحقیق پذیرفته شد و رهبری منفعل بر سرقت زمان کارکنان تأثیر مثبت و معناداری دارد.
مدل سازی
حسین استاد حسین؛ زهرا مقیمی؛ مریم بیانی
چکیده
چکیدهاین پژوهش با هدف ارائه مدل حکمرانی دیجیتال با رویکرد جمع سپاری در ایران پرداخته و به دنبال طراحی چارچوبی جامع برای مدیریت فضای مجازی کشور با تأکید بر قابلیت های مشارکتی و بهرهبرداری بهینه از ظرفیتهای ملی است. این پژوهش با رویکرد کمی و هدف توسعهای انجام شده است. ابتدا، به شناسایی ابعاد و مؤلفههای حکمرانی دیجیتال از طریق ...
بیشتر
چکیدهاین پژوهش با هدف ارائه مدل حکمرانی دیجیتال با رویکرد جمع سپاری در ایران پرداخته و به دنبال طراحی چارچوبی جامع برای مدیریت فضای مجازی کشور با تأکید بر قابلیت های مشارکتی و بهرهبرداری بهینه از ظرفیتهای ملی است. این پژوهش با رویکرد کمی و هدف توسعهای انجام شده است. ابتدا، به شناسایی ابعاد و مؤلفههای حکمرانی دیجیتال از طریق مرور سیستماتیک منابع علمی پرداخته شد. سپس، با استفاده از تکنیک دلفی و مشارکت 15 نفر از خبرگان، مؤلفهها پالایش و تأیید گردید. در مرحله بعدی، مدل پژوهش با مدلسازی ساختاری ارزیابی شد و برای تحلیل دادهها از شبکه عصبی مصنوعی و نرمافزارهای متلب و اسمارت پیالاس استفاده شد. جامعه آماری شامل 690 نفر از مدیران و کارشناسان ارشد مرکز ملی فضای مجازی، موسسات مشاور و زیرمجموعه های تابعه بود که از روش نمونهگیری تصادفی طبقهبندیشده و پرسشنامه به حجم نمونه 248 نفر توزیع گردید. نتایج نشان داد که مدل حکمرانی دیجیتال با رویکرد جمع سپاری یک مدل چندبعدی است که ابعاد مختلفی همچون زیست بوم دیجیتال، اقتصاد دیجیتال، زیرساخت دیجیتال، حقوقی و قانونی، فرهنگی و اجتماعی و رویکرد جمع سپاری را در بر میگیرد. نتایج این پژوهش نشان میدهد که مدل حکمرانی دیجیتال با رویکرد جمع سپاری نه تنها از ظرفیتهای داخلی برای ارتقای حکمرانی دیجیتال استفاده میکند، بلکه میتواند بهعنوان یک الگوی بومی و مقاومتی برای کشور عمل کند.
مدل سازی
نسیم ارباب شیرانی؛ اکبر اعتباریان خوراسگانی؛ رضا ابراهیمزاده دستجردی
چکیده
تمرکز بر درک سازوکارهای روانشناختی و اخلاقی مدیران در محیط کار از جمله رویکردهایی است که مدیریت منابع انسانی میتواند در پرتو آن زمینهساز فهم عمیقتر روابط کاری و تعاملات سازمانی گردد. یکی از این سازوکارها خشم اخلاقی است؛ هیجانی که هنگام مشاهده رفتارهای غیراخلاقی یا نقض ارزشها بروز میکند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر واکاوی ...
بیشتر
تمرکز بر درک سازوکارهای روانشناختی و اخلاقی مدیران در محیط کار از جمله رویکردهایی است که مدیریت منابع انسانی میتواند در پرتو آن زمینهساز فهم عمیقتر روابط کاری و تعاملات سازمانی گردد. یکی از این سازوکارها خشم اخلاقی است؛ هیجانی که هنگام مشاهده رفتارهای غیراخلاقی یا نقض ارزشها بروز میکند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر واکاوی الگوی خشم اخلاقی مدیران در شعب منتخب بانکهای دولتی شهر اصفهان میباشد .این پژوهش از نظر هدف کاربردی–توسعهای است و با بهرهگیری از رویکرد کیفی و روش نظریه دادهبنیاد انجام شده است. برای شناسایی مؤلفههای الگوی خشم اخلاقی، با ۱۵ نفر از خبرگان دانشگاهی و مدیران شعب بانکهای دولتی، به روش نمونهگیری هدفمند، مصاحبههای نیمهساختاریافته و با رعایت قاعده اشباع نظری انجام شد. همچنین برای بررسی برازش الگوی مفهومی استخراجشده، از پرسشنامه محققساخته مبتنی بر یافتههای بخش کیفی استفاده گردید. روایی پرسشنامه با بهرهگیری از نسبت روایی محتوا ,و شاخص روایی محتوا و پایایی آن از طریق پایایی بینکدگذاران ارزیابی شد.تحلیل دادهها منجر به استخراج مجموعهای از مفاهیم شد که در قالب شش مقوله شامل عوامل علّی، پدیده محوری، عوامل زمینهای، عوامل مداخلهگر، راهبردها و پیامدها سازماندهی گردید. یافتهها نشان میدهد که خشم اخلاقی مدیران تحتتأثیر مجموعهای از شرایط علّی همچون ویژگیهای شناختی و روانشناختی فردی، فشارهای روانشناختی مرتبط با نقش رهبری و عوامل بینفردی و بینگروهی شکل میگیرد. افزون بر این، برخی نارساییهای ساختاری، ضعف شفافیت و فقدان حمایتگری اخلاقی در سازمان بهعنوان شرایط زمینهای در ایجاد و تشدید این پدیده نقش دارند. خشم اخلاقی همچنین پیامدهایی در سه سطح فردی، بینفردی و سازمانی به همراه دارد.
مدل سازی
سید محمود میراحمدی؛ اکبر اعتباریان؛ البرز قیتانی
چکیده
چکیدهانگیزه پیشرفت کارکنان بهعنوان یکی از عوامل کلیدی در ارتقای عملکرد فردی و سازمانی، نقشی اساسی در تحقق اهداف سازمانهای خدماتی، بهویژه دانشگاههای علوم پزشکی ایفا میکند. با توجه به پیچیدگی عوامل مؤثر بر انگیزه پیشرفت و تعاملات متقابل میان آنها، بهرهگیری از رویکردهای سیستمی و تفسیری برای تبیین این پدیده ضروری به نظر ...
بیشتر
چکیدهانگیزه پیشرفت کارکنان بهعنوان یکی از عوامل کلیدی در ارتقای عملکرد فردی و سازمانی، نقشی اساسی در تحقق اهداف سازمانهای خدماتی، بهویژه دانشگاههای علوم پزشکی ایفا میکند. با توجه به پیچیدگی عوامل مؤثر بر انگیزه پیشرفت و تعاملات متقابل میان آنها، بهرهگیری از رویکردهای سیستمی و تفسیری برای تبیین این پدیده ضروری به نظر میرسد. پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل ساختاری–تفسیری انگیزه پیشرفت مدیران دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد انجام شده است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از حیث ماهیت، کیفی–اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان دانشگاهی و مدیران با تجربه دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد است که بهصورت گلوله برفی انتخاب شدند. گردآوری دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته انجام و دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفتند کهن شامل 1 مضمون فراگیر، 7 مضمون سازمان دهنده 15 مضمون پایه 75 کد اولیه بودند. در ادامه، بهمنظور تبیین روابط علّی و سطحبندی عوامل شناساییشده، از روش مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) بهره گرفته شد. یافتههای پژوهش نشان داد انگیزه پیشرفت کارکنان متأثر از مجموعهای از عوامل فردی، شغلی، سازمانی، مدیریتی و محیطی است که در سطوح مختلف مدل ساختاری تفسیری قرار میگیرند. نتایج مدل حاکی از آن است که عوامل زیربنایی نظیر حمایت مدیریتی، عدالت سازمانی و فرهنگ انگیزشی، بیشترین قدرت نفوذ را داشته و سایر عوامل انگیزشی را تحت تأثیر قرار میدهند. در مقابل، متغیرهایی مانند عملکرد شغلی و تمایل به پیشرفت در سطوح بالاتر مدل قرار گرفته و بیشتر نقش پیامدی ایفا میکنند. نتایج این پژوهش میتواند مبنای مناسبی برای تدوین سیاستها و برنامههای منابع انسانی با هدف ارتقای انگیزه پیشرفت کارکنان در دانشگاههای علوم پزشکی فراهم آورد.
مدل سازی
منا غفوریان؛ مهدیه رضائی؛ محمدرضا سرمدی؛ رضا رسولی
چکیده
پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل شایستگی رشته شغلی آموزش و ترویج حفاظت محیطزیست که یکی از مشاغل اختصاصی سازمان حفاظت محیطزیست است انجام شده است. این پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شده است. در این راستا با تعداد 17 نفر از خبرگان و متخصصین رشته شغلی آموزش و ترویج حفاظت محیطزیست که با راهبرد نمونهگیری ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل شایستگی رشته شغلی آموزش و ترویج حفاظت محیطزیست که یکی از مشاغل اختصاصی سازمان حفاظت محیطزیست است انجام شده است. این پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شده است. در این راستا با تعداد 17 نفر از خبرگان و متخصصین رشته شغلی آموزش و ترویج حفاظت محیطزیست که با راهبرد نمونهگیری گلوله برفی انتخاب شدند مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق انجام و برای تحلیل دادهها از فرآیند کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. پس از پیادهسازی محتوای مصاحبهها و تحلیل آنها 11 شایستگی شامل شایستگی آغازگری، شایستگی روانشناسی مخاطب و توان فرهنگسازی، شایستگی کار تیمی و شبکهسازی اجتماعی، شایستگیهای دانشی، شایستگیهای فنی تخصصی، شایستگیهای کاربست هوش مصنوعی و فناوری، شایستگیهای توسعه فردی و سازمانی، شایستگی ارتباطات فردی و سازمانی، شایستگی تحلیل جامع و حل مساله، شایستگی مدیریت اجرای مؤثر پروژهها و برنامهها و ویژگیهای شخصیتی شناسایی و کشف گردید. در ادامه و بهمنظور اعتبارسنجی الگوی اکتشاف شده توسط مصاحبهشوندگان، نظرات ایشان از طریق پرسشنامهای که دربرگیرنده مؤلفهها و مفاهیم الگو بود دریافت گردید که تحلیلهای کمی روی دادههای جمعآوریشده نشاندهنده تأیید مدل از سوی خبرگان بود. شایستگیهای اصلی و مؤلفههای تشکیلدهنده آنها میتوانند بهعنوان الگوی مناسب در فرایندهای جذب، ارتقا، آموزش و توسعه، استعدادیابی، استعدادپروری و جانشین پروری و همچنین بهعنوان مدل شایستگی اختصاصی شغل آموزش و ترویج حفاظت محیطزیست در کانون ارزیابی و توسعه مورداستفاده قرار گیرند.
مدل سازی
محمد جواد محمودی؛ افشین سفاهن؛ عباس قاییدرحمت
چکیده
نظام آموزش عالی و علم و فناوری ایران با چالشهایی چندبعدی مانند اشتغالپذیری فارغالتحصیلان، فاصله دانشگاه و صنعت، مهاجرت نخبگان، کیفیت آموزش عالی و کارآمدی سیاستهای علمی مواجه است. حل این مسائل، به دلیل ماهیت بیننهادی آنها، نیازمند هماهنگی مؤثر میان نهادهای قانونگذار و اجرایی است. در این میان، رابطه وزارت علوم، تحقیقات ...
بیشتر
نظام آموزش عالی و علم و فناوری ایران با چالشهایی چندبعدی مانند اشتغالپذیری فارغالتحصیلان، فاصله دانشگاه و صنعت، مهاجرت نخبگان، کیفیت آموزش عالی و کارآمدی سیاستهای علمی مواجه است. حل این مسائل، به دلیل ماهیت بیننهادی آنها، نیازمند هماهنگی مؤثر میان نهادهای قانونگذار و اجرایی است. در این میان، رابطه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بهعنوان نهاد اجرایی تخصصی و مجلس شورای اسلامی بهعنوان نهاد قانونگذار و ناظر، نقشی تعیینکننده دارد. مسئله اصلی پژوهش، فقدان الگویی نهادمند، عملیاتی و پایدار برای ارتقای این رابطه از وضعیت سنتی «ناظر ـ مجری» به همکاری راهبردی است. هدف پژوهش، طراحی و اعتبارسنجی اولیه مدل راهبردی همگرایی نهادی برای پیشرفت علمی کشور، با تأکید بر هماهنگی و همکاری سازنده میان وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و مجلس شورای اسلامی است. پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل اسنادی انجام شد. نمونهگیری اسناد بهصورت هدفمند و معیارمحور بود و دادهها با تحلیل مضمونی بررسی شدند. یافتهها نشان داد مدل پیشنهادی بر سه پایه اصلی استوار است: پایه فرهنگی - نگرشی شامل اعتمادسازی، زبان مشترک و احترام متقابل؛ پایه ساختاری - نهادی شامل کارگروه مشترک هماهنگی، دبیرخانه مشترک، پلتفرم دیجیتال و نظام مشاوره تخصصی؛ و پایه فرآیندی - عملیاتی شامل مشورت پیش از قانونگذاری، گزارشدهی شفاف، حل اختلاف نهادی و پایش مستمر. اعتبار اولیه مدل از طریق بازبینی خبرگانی ارزیابی شد. مدل پیشنهادی میتواند زمینه تصمیمگیری کارشناسیتر، کاهش تعارض نهادی و تقویت حکمرانی علم و فناوری را فراهم سازد.
مدل سازی
زهرا مهری؛ محسن رشیدی؛ آذر مسلمی؛ زهرا مداحی
چکیده
این پژوهش با هدف طراحی سیستم تصمیمیار برای تقویت تابآوری مالی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی با رویکرد آیندهپژوهی انجام شده است. با توجه به افزایش نوسانات اقتصادی، محدودیت منابع مالی، تحریمها و پیچیدگی محیط تصمیمگیری در سازمانهای دولتی، بهرهگیری از نظامهای هوشمند پشتیبان تصمیم برای شناسایی عوامل کلیدی، تحلیل روابط میان ...
بیشتر
این پژوهش با هدف طراحی سیستم تصمیمیار برای تقویت تابآوری مالی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی با رویکرد آیندهپژوهی انجام شده است. با توجه به افزایش نوسانات اقتصادی، محدودیت منابع مالی، تحریمها و پیچیدگی محیط تصمیمگیری در سازمانهای دولتی، بهرهگیری از نظامهای هوشمند پشتیبان تصمیم برای شناسایی عوامل کلیدی، تحلیل روابط میان آنها و پشتیبانی از تصمیمگیریهای راهبردی ضرورتی اجتنابناپذیر است. پژوهش حاضر از نوع آمیخته (کیفی–کمی) است. در مرحله کیفی، عوامل مؤثر بر تابآوری مالی از طریق مرور ادبیات، بررسی اسناد و مصاحبه با خبرگان استخراج و اعتبارسنجی شدند. سپس روابط علّی میان عوامل با استفاده از روش دیمتل تحلیل شد. در ادامه، اهمیت نسبی معیارها با فرآیند تحلیل سلسلهمراتبی (AHP) تعیین و سناریوهای آینده با روش کداس (CODAS) ارزیابی و اولویتبندی شدند تا چارچوب سیستم تصمیمیار طراحی شود. یافتهها نشان داد که تأمین منابع مالی، مدیریت نقدینگی و بدهی، شفافیت مالی، نوآوری مالی (فینتک)، ثبات سیاسی و دیجیتالیسازی از مهمترین عوامل مؤثر بر تابآوری مالی بنیاد هستند. نتایج دیمتل بیانگر آن است که تأمین منابع مالی، مدیریت نقدینگی و شفافیت مالی، پیشرانهای اصلی سیستم بوده و دیجیتالیسازی نقش واسطهای در انتقال اثر سیاستهای کلان بر عملکرد مالی ایفا میکند. همچنین، نتایج روش کداس برتری سناریوی خوشبینانه را در دستیابی به بیشترین سطح تابآوری مالی نشان داد. در مجموع، استقرار سیستم تصمیمیار مبتنی بر آیندهپژوهی با تلفیق تحلیل روابط علّی، اولویتبندی معیارها و ارزیابی سناریوهای آینده، کیفیت تصمیمگیری مدیران را ارتقا میدهد. توسعه زیرساختهای دیجیتال، تنوعبخشی به منابع مالی، تقویت شفافیت مالی و مدیریت هوشمند ریسک، مهمترین الزامات افزایش تابآوری مالی و پایداری بنیاد مسکن انقلاب اسلامی در برابر عدمقطعیتهای اقتصادی آینده محسوب میشوند.
مدل سازی
محمد حکاک؛ فائزه حسنوند؛ مهدی کرایی؛ مهدی فتحی
چکیده
در سازمانهای دولتی ایران، تمایل پنهانی به پیشرفت و کسب قدرت وجود دارد که به دلیل ساختارهای بوروکراتیک، ملاحظات سیاسی و فرهنگ احتیاطی، به شکل آشکاری نشان داده نمیشود. لذا پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل جاهطلبی خاموش در سازمانهای دولتی با رویکرد داده بنیاد انجام پذیرفت. پژوهش حاضر برحسب هدف کاربردی، بر اساس شیوة گردآوری دادهها ...
بیشتر
در سازمانهای دولتی ایران، تمایل پنهانی به پیشرفت و کسب قدرت وجود دارد که به دلیل ساختارهای بوروکراتیک، ملاحظات سیاسی و فرهنگ احتیاطی، به شکل آشکاری نشان داده نمیشود. لذا پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل جاهطلبی خاموش در سازمانهای دولتی با رویکرد داده بنیاد انجام پذیرفت. پژوهش حاضر برحسب هدف کاربردی، بر اساس شیوة گردآوری دادهها توصیفی از نوع پیمایشی و بر مبنای ماهیت دادهها پژوهشی کیفی از نوع داده بنیاد به شمار میرود. این پژوهش کیفی با انجام مصاحبههای عمیق نیمه ساختارمند با 12 نفر از مدیران ارشد و میانی سازمانهای دولتی صورت پذیرفت. نمونهگیری بهصورت هدفمند و نظری انجام شد و مشارکتکنندگان بر اساس سطح دانش تخصصی و تجربه حرفهای مرتبط با موضوع پژوهش انتخاب شدند و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. نتایج پژوهش نشان میدهد که جاهطلبی خاموش در سازمانهای دولتی ایران طی فرایندی پنجمرحلهای شامل آغاز، تقویت، نهادینهسازی، کنترل و تکرار شکل میگیرد. بسترهایی مانند ضعف ساختار بوروکراتیک سنتی، ناامنی شغلی، فرهنگ رابطهمحور، شبکههای قدرت غیررسمی و محدودیت منابع، سازوکارهایی همچون سلسلهمراتب کمانعطاف، ائتلافهای پنهان و رقابت بر سر منابع کمیاب را فعال میکنند. یافتهها همچنین بیانگر آن است که جاهطلبی خاموش ساختاری چندلایه با هسته قدرت و کانالهای ارتباطی غیررسمی دارد که به توزیع نابرابر منابع، تبعیض، مقاومت در برابر تغییر و کاهش کارایی میانجامد. پیامد این وضعیت، فرسایش اعتماد عمومی، افت انگیزش کارکنان، تضعیف عدالت سازمانی و افزایش هزینههای پنهان است؛ شبکههایی که از طریق پنهانسازی، ایجاد وابستگی و مقابله با تهدیدها تداوم مییابند.
مدل سازی
حسین کلامی؛ نادر بهلولی؛ هوشنگ تقی زاده
چکیده
پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل مدیریت منابع انسانی اخلاقمحور در سازمان جهاد کشاورزی استان آذربایجان شرقی انجام شد. پژوهش از نظر رویکرد، کیفی؛ از نظر هدف، کاربردی؛ و از نظر ماهیت، اکتشافی است. دادهها به صورت میدانی و از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته با ۱۷ نفر از خبرگان دانشگاهی، مدیران و کارشناسان مرتبط با مدیریت منابع انسانی، ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل مدیریت منابع انسانی اخلاقمحور در سازمان جهاد کشاورزی استان آذربایجان شرقی انجام شد. پژوهش از نظر رویکرد، کیفی؛ از نظر هدف، کاربردی؛ و از نظر ماهیت، اکتشافی است. دادهها به صورت میدانی و از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته با ۱۷ نفر از خبرگان دانشگاهی، مدیران و کارشناسان مرتبط با مدیریت منابع انسانی، اخلاق سازمانی و مدیریت کشاورزی گردآوری شد. مشارکتکنندگان به صورت هدفمند انتخاب شدند و در موارد لازم برای شناسایی خبرگان واجد شرایط از روش گلوله برفی استفاده شد. دادهها با تحلیل مضمون به روش آتراید–استرلینگ تحلیل شدند. پس از استخراج ۶۵۲ کد اولیه، کدهای تکراری یا همپوشان ادغام و کدهای فاقد ارتباط مستقیم با سؤال پژوهش حذف شدند و در نهایت ۴۵ مضمون پایه، ۱۵ مضمون سازماندهنده و پنج مضمون فراگیر شناسایی شد. یافتهها پنج بعد اصلی شامل جذب و استخدام اخلاقمحور، توسعه و آموزش اخلاقمحور، ارزیابی عملکرد اخلاقمحور، حفظ و نگهداشت اخلاقمحور کارکنان و الزامات بهبود و پایداری مدیریت منابع انسانی اخلاقمحور را نشان داد. نتایج بیانگر آن است که مدیریت منابع انسانی اخلاقمحور صرفاً به رفتار اخلاقی کارکنان محدود نیست، بلکه مستلزم نهادینهسازی عدالت، شفافیت، شایستهسالاری، پاسخگویی، مسئولیتپذیری و حمایت مدیریتی در چرخه کامل منابع انسانی است. مدل پیشنهادی میتواند مبنایی برای اصلاح سیاستها و فرایندهای منابع انسانی و تقویت سلامت اداری و کیفیت خدمات عمومی در سازمانهای دولتی بخش کشاورزی باشد.
مدل سازی
مهدی محمدی
چکیده
این پژوهش با هدف شناسایی پیشایندها و پیامدهای قهر سازمانی در سازمانهای دولتی ایران، با رویکرد کیفی و بر پایه نظریه زمینهای انجام شد. جامعه پژوهش شامل مدیران و کارکنان شاغل در سازمانهای دولتی ایران بود که تجربه مستقیم از پدیده قهر سازمانی داشتند. با استفاده از نمونهگیری هدفمند و تکنیک اشباع نظری، ۱۹ نفر انتخاب شدند. دادهها ...
بیشتر
این پژوهش با هدف شناسایی پیشایندها و پیامدهای قهر سازمانی در سازمانهای دولتی ایران، با رویکرد کیفی و بر پایه نظریه زمینهای انجام شد. جامعه پژوهش شامل مدیران و کارکنان شاغل در سازمانهای دولتی ایران بود که تجربه مستقیم از پدیده قهر سازمانی داشتند. با استفاده از نمونهگیری هدفمند و تکنیک اشباع نظری، ۱۹ نفر انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته جمعآوری و با روش تحلیل محتوای کیفی (کدگذاری باز، محوری و انتخابی) تحلیل شدند. در مرحله کدگذاری باز، بیش از ۱۲۰ مفهوم اولیه استخراج و به ۸۲ کد تقلیل یافت. در کدگذاری محوری، این کدها به ۲۸ مفهوم اصلی و ۱۵ مقوله فرعی سازماندهی شدند و در نهایت، مدل پارادایمی شکل گرفت. پیشایندهای قهر سازمانی در پنج مقوله اصلی شناسایی شدند: عوامل ساختاری-فرهنگی (مانند سلسلهمراتب شدید و فرهنگ بسته)، عوامل رهبری (مانند رهبری سمی و عدم حمایت مدیران)، عوامل روانشناختی-فردی (ترس از طرد، احساس بیعدالتی و فرسودگی)، عوامل بینفردی (تعارض با همکاران و تفاوتهای فرهنگی) و عوامل زمینهای نوظهور (مانند فشارهای پس از همهگیری و فناوریهای نظارتی). پیامدهای آن شامل کاهش نوآوری و بهرهوری سازمانی، افزایش رفتارهای انحرافی و فرسودگی شغلی، تضعیف تعهد سازمانی و در نهایت، تضعیف عملکرد کلی خدمات عمومی بودند. در شرایط مدیریت مناسب، برخی پیامدهای مثبت مانند تمرکز بر وظایف اصلی نیز مشاهده شد. یافتهها نشان میدهند که قهر سازمانی در سازمانهای دولتی ایران، بیش از عوامل فردی، ریشه در ساختارهای متمرکز و رهبری ناکارآمد دارد و میتواند چرخهای معیوب ایجاد کند. پیشنهاد میشود مدیران دولتی با ایجاد کانالهای امن بیان نظر، آموزش رهبری اصیل و تحول دیجیتال مشارکتی، این پدیده را مدیریت کنند.
مدل سازی
مسعود قاسمی؛ حمیدرضا مقامی؛ احمدرضا کسرایی
چکیده
این پژوهش با هدف طراحی مدل نوین ارتقای بهرهوری کارکنان مبتنی بر هوش مصنوعی در وزارت نیرو انجام شد. مسئله اصلی پژوهش، شناسایی و تبیین مؤلفههای مؤثر بر ارتقای بهرهوری کارکنان در فرایند استقرار و بهکارگیری هوش مصنوعی و ارائه چارچوبی منسجم برای مدیریت آن است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از تحلیل مضمون انجام شد. دادهها ...
بیشتر
این پژوهش با هدف طراحی مدل نوین ارتقای بهرهوری کارکنان مبتنی بر هوش مصنوعی در وزارت نیرو انجام شد. مسئله اصلی پژوهش، شناسایی و تبیین مؤلفههای مؤثر بر ارتقای بهرهوری کارکنان در فرایند استقرار و بهکارگیری هوش مصنوعی و ارائه چارچوبی منسجم برای مدیریت آن است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از تحلیل مضمون انجام شد. دادهها از طریق ۱۰ مصاحبه نیمهساختاریافته با خبرگان حوزههای هوش مصنوعی، مدیریت منابع انسانی، بهرهوری و مدیران آشنا با ساختار و مأموریتهای وزارت نیرو گردآوری شد. پس از پیادهسازی، پالایش و تحلیل دادهها، ۵۳۱ واحد معنایی شناسایی و در قالب ۲۳ مضمون پایه، ۷ مضمون سازماندهنده و ۳ مضمون فراگیر دستهبندی شد. برای افزایش اعتبار یافتهها، بازبینی مستمر کدها، بررسی موارد ناهمسو، کدگذاری مستقل توسط پژوهشگر دوم و بازبینی نتایج توسط سه خبره دانشگاهی انجام گرفت و ضریب توافق بین دو کدگذار ۰/۷۵ بهدست آمد. یافتههای پژوهش نشان داد مدل پیشنهادی در سه لایه شامل آمادگی، حمایت و حکمرانی مسئولانه استقرار هوش مصنوعی؛ توانمندسازی، انگیزش و مدیریت هوشمند عملکرد کارکنان؛ و اعتبار، عدالت و حکمرانی الگوریتمی شکل میگیرد. نتایج نشان میدهد ارتقای بهرهوری مبتنی بر هوش مصنوعی، نه حاصل بهکارگیری یک فناوری منفرد، بلکه پیامد تعامل میان آمادگی فناورانه و دادهای، حمایت سازمانی، توانمندسازی کارکنان، مدیریت هوشمند عملکرد و حکمرانی مسئولانه است. مدل پیشنهادی میتواند مبنایی برای اولویتبندی اقدامات مدیریتی و طراحی مسیر تدریجی استقرار هوش مصنوعی در حوزه منابع انسانی وزارت نیرو باشد.
مدل سازی
حسن الوداری؛ مسلم سلیمان پور؛ رضا نوروزی اجیرلو
چکیده
هدف از مقالۀ حاضر، شناسایی و سطحبندی الگوی پیشایندهای موثر بر رفتار یاری رسان کارکنان در قالب یک مدل ساختاری- تفسیری است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری اطلاعات از نوع توصیفی بوده و از روش پدیدارشناسی برای شناسایی عوامل و ISMدر سطح بندی عوامل آن استفاده شده است. پژوهش حاضر دارای رویکرد کیفی و مبتنی بر نظرات خبرگان بوده ...
بیشتر
هدف از مقالۀ حاضر، شناسایی و سطحبندی الگوی پیشایندهای موثر بر رفتار یاری رسان کارکنان در قالب یک مدل ساختاری- تفسیری است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری اطلاعات از نوع توصیفی بوده و از روش پدیدارشناسی برای شناسایی عوامل و ISMدر سطح بندی عوامل آن استفاده شده است. پژوهش حاضر دارای رویکرد کیفی و مبتنی بر نظرات خبرگان بوده و از نظرات 21 خبره حوزه رفتارسازمانی در دانشگاه پیام نور تهران استفاده شده است. نتیجۀ نهایی و اصلی تحقیق دربرگیرندۀ مدل یکپارچۀ الگوی پیشایندهای موثر بر رفتار یاری رسان کارکنان در یک سلسله مراتب با روابط یک طرفه یا دو طرفه است. این مدل یکپارچه از بررسی و تحلیل روابط و سطحبندی پیشایندهای موثر بر رفتار یاری رسان کارکنان به دست آمده است؛ و به مدیران و تصمیمگیران حوزۀ منابع انسانی و رفتارسازمانی کشور کمک میکند تا دید و نگرش جامعی از ارتباطات پیچیده بین کارکنان و رفتارهای آنها در سطح کشور داشته باشند. نتایج این مدل نشان میدهد که محرک سبک های تصمیم گیری عامل پایه ای و مبنایی و عوامل مدیریتی، سیاستهای سازمانی، حمایت همکاران، کیفیت محیط کار، مشارکت روانشناختی، موقعیتهای استرسزا، سبکهای ارتباطی و مسئولیت فعلی در سطح دوم و عوامل پویایی اجتماعی، حمایت و رهبری سازمانی، آموزش و توسعه، جهتگیری فرهنگی، رهبری و فرهنگسازمانی در سطح سوم و عوامل دینی و شخصی در سطح چهارم و عامل معنوی در سطح پنجم رفتاریاری رسان کارکنان میباشند.
مدل سازی
فرشته قلعه آقا بابائی؛ حسین دامغانیان
چکیده
این پژوهش با هدف بررسی پیامدهای نوستالژی سازمانی در بخش ستادی آموزش و پرورش صورت گرفته است. پژوهش کیفی و کاربردی حاضر با روش تحلیل مضمون بر اساس رویکرد بروان و کلارک (۲۰۰۶) انجام شد. برای سازماندهی و نمایش ساختاری سلسلهمراتبی مضامین (پایه، سازماندهنده و فراگیر) از رویکرد شبکه مضامین اتریید-استرلینگ (۲۰۰۱) استفاده گردید. دادهها ...
بیشتر
این پژوهش با هدف بررسی پیامدهای نوستالژی سازمانی در بخش ستادی آموزش و پرورش صورت گرفته است. پژوهش کیفی و کاربردی حاضر با روش تحلیل مضمون بر اساس رویکرد بروان و کلارک (۲۰۰۶) انجام شد. برای سازماندهی و نمایش ساختاری سلسلهمراتبی مضامین (پایه، سازماندهنده و فراگیر) از رویکرد شبکه مضامین اتریید-استرلینگ (۲۰۰۱) استفاده گردید. دادهها با مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری شد. جامعه آماری شامل ۱۹ متخصص ستادی آموزش و پرورش بود که با نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی انتخاب شدند و فرآیند تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. پس از تأیید روایی و پایایی دادهها، ۲۹ مضمون پایه شناسایی شد که به ۱۰ مضمون سازماندهنده (ذهنیت مثبت فردی، کاهش اضطراب و استرس روانی، تعهد حرفهای، جهتگیری نسبت به تغییر، تقویت روابط اجتماعی، بازسازی ارزشهای مشترک، تعهد و بهرهوری سازمانی، یادگیری و نوآوری سازمانی، تقویت ارتباط با ذینفعان و هویت سازمانی، و مسئولیت اجتماعی سازمان) و نهایتاً به ۵ مضمون فراگیر (بهزیستی روانی–شغلی، عملکرد فردی، جو سازمانی، عملکرد سازمانی و سطح جامعه) دستهبندی گردیدند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که نوستالژی سازمانی عمدتاً پیامدهای مثبت و سازندهای دارد و با سرمایهگذاری هدفمند در آن میتوان به بهبود ذهنیت مثبت کارکنان، کاهش استرس، ارتقای عملکرد فردی از طریق تقویت تعهد و جهتگیری صحیح نسبت به تغییر، شکلگیری جو همدلانه و مشارکتی، افزایش بهرهوری و نوآوری سازمانی، و تقویت مسئولیت اجتماعی و ارتباط با ذینفعان دست یافت. این یافتهها چارچوبی عملی برای بخش ستادی آموزش و پرورش فراهم میآورد تا با بهرهگیری هوشمندانه از نوستالژی سازمانی، سرمایه انسانی و سازمانی خود را ارتقا دهد.
مدل سازی
مجید ضماهنی؛ امین داداشی؛ اسماعیل رستم زاده گنجی؛ عطیه بحرانی
چکیده
هدف این پژوهش، تبیین ابعاد شخصیسازی مدیریت منابع انسانی در شرکت گروه باختر به منظور ارائه یک مدل متناسب با ساختار صنعت پتروشیمی است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و استراتژی تحلیل مضمون انجام شده است و از لحاظ هدف، در دسته پژوهش های توسعه ای قرار می گیرد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران گروه باختر با تجربه بیشتر از 5 سال سابقه کاری حوزه ...
بیشتر
هدف این پژوهش، تبیین ابعاد شخصیسازی مدیریت منابع انسانی در شرکت گروه باختر به منظور ارائه یک مدل متناسب با ساختار صنعت پتروشیمی است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و استراتژی تحلیل مضمون انجام شده است و از لحاظ هدف، در دسته پژوهش های توسعه ای قرار می گیرد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران گروه باختر با تجربه بیشتر از 5 سال سابقه کاری حوزه منابع انسانی، دارای تجربه مشارکت در طراحی یا اجرای سیاستهای جبران خدمات، مسیر شغلی یا آموزشهای اختصاصی و داشتن دانش نظری در زمینه شخصیسازی بودند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق با ۱۵ نفر از مدیران که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند، گردآوری گردید. فرآیند تحلیل دادهها بر اساس روش تحلیل مضمون ۶ مرحلهای براون و کلارک (2006) و با استفاده از نرمافزار MAXQDA انجام شد. جهت سازماندهی یافتهها از مدل شبکه مضامین آترید-استرلینگ (2001) استفاده گردید. روایی پژوهش با شاخصهای قابلیت اعتبار و انتقالپذیری و پایایی آن از طریق روش توافق درونکدگذار ارزیابی شد.یافتهها نشان داد که تحلیل دادهها منجر به شناسایی ۲۱۵ کد اولیه گردید که پس از ادغام و پالایش در مرحله کدگذاری انتخابی، در قالب ۸ کد نهایی، ۴ مضمون پایه، ۳ مضمون سازماندهنده شامل «مدیریت فردمحور»، «همسویی فرد و سازمان» و «سازگاری کلان سازمانی» و در نهایت یک مضمون فراگیر با عنوان «شخصیسازی مدیریت منابع انسانی در شرکت گروه باختر» دسته بندی شد.مدل استخراج شده نشان دادکه شخصیسازی مدیریت منابع انسانی در ساختار گروه باختر ، مستلزم ایجاد سازگاری میان نیازهای فردی کارکنان و راهبردهای کلان سازمانی است و میتواند زمینهساز بهبود بهرهوری، افزایش نگهداشت نیروی انسانی و ارتقای اثربخشی فرآیندهای منابع انسانی در گروه باختر باشد.
مدل سازی
جهان عبدی؛ اردشیر شیری
چکیده
این پژوهش با هدف شناسایی و تبیین ابعاد و عوامل شکلدهنده بدشانسپنداری سازمانی در سازمانهای دولتی انجام شده است.مطالعه به روش تحلیل تم و از طریق ۱۵ مصاحبه نیمهساختاریافته عمیق با مدیران و کارکنان سازمانهای دولتی استان ایلام انجام شد. نمونهگیری بهصورت هدفمند و تا حد اشباع نظری ادامه یافت. برای تأمین روایی و پایایی دادهها ...
بیشتر
این پژوهش با هدف شناسایی و تبیین ابعاد و عوامل شکلدهنده بدشانسپنداری سازمانی در سازمانهای دولتی انجام شده است.مطالعه به روش تحلیل تم و از طریق ۱۵ مصاحبه نیمهساختاریافته عمیق با مدیران و کارکنان سازمانهای دولتی استان ایلام انجام شد. نمونهگیری بهصورت هدفمند و تا حد اشباع نظری ادامه یافت. برای تأمین روایی و پایایی دادهها از روشهای بازبینی توسط اعضا، کسب نظر همکاران علمی، ضریب توافق بین کدگذاران (هولستی) و همچنین محاسبه نسبت روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI) استفاده شد. در مرحله کدگذاری اولیه، ۳۵ مفهوم استخراج شد که پس از پالایش و ادغام، به ۲۱ مفهوم نهایی در قالب ۱۱ تم فرعی و ۶ تم اصلی دستهبندی شدند. تمهای اصلی شامل: ۱) عوامل فرهنگی و سازمانی، ۲) عوامل شناختی و ذهنی، ۳) عوامل عملکردی، ۴) عوامل حمایتی و مدیریتی، ۵) عوامل روانی و هیجانی، و ۶) عوامل سیاسی و روابط سازمانی بودند. یافتهها نشان داد که فرهنگ سازمانی منفی، نسبت دادن ناکامیها به عوامل بیرونی، عدم اطمینان نسبت به آینده، احساس ناتوانی در کنترل شرایط، یادگیری ناکافی از شکستها، پیامدهای عملکردی ضعیف، حمایت ناکافی از کارکنان و نقش مدیران، زمینهساز شکلگیری بدشانسپنداری سازمانی هستند. همچنین تأثیر نگرشهای فردی و الگوهای روانی و هیجانی در تثبیت نگرشهای منفی مؤثر بوده و رفتارهای سیاسی و نقش نمایندگان و استانداران این نگرش را تشدید میکند، بهگونهای که موفقیت و ناکامی کارکنان بیش از شایستگی، ناشی از شانس و روابط سیاسی تلقی میشود. بر اساس یافتهها، مدلی مفهومی ارائه شد که میتواند مبنایی برای طراحی مداخلات مدیریتی و سیاستگذاریهای اصلاحی در سازمانهای دولتی به منظور کاهش نگرشهای منفی و ارتقای عملکرد سازمانی باشد.
مدل سازی
مسعود اسلامی؛ نادر بهلولی؛ عباسقلی سنگی نور پور؛ حسین عماری
چکیده
پژوهش حاضر با هدف الگوسازی رهبری تحول دیجیتال برای مدیران منابع انسانی انجام شده است. روش پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر دادهها کیفی و از نظر ماهیت دادهبنیاد سیستمی (پارادایمی) است و جامعه آماری بخش کیفی شامل استادان و خبرگان حوزه مدیریت و برنامهریزی استراتژیک و اقتصادی و مدیریت منابع انسانی که دارای تحصیلات دکتری تخصصی تشکیل ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف الگوسازی رهبری تحول دیجیتال برای مدیران منابع انسانی انجام شده است. روش پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر دادهها کیفی و از نظر ماهیت دادهبنیاد سیستمی (پارادایمی) است و جامعه آماری بخش کیفی شامل استادان و خبرگان حوزه مدیریت و برنامهریزی استراتژیک و اقتصادی و مدیریت منابع انسانی که دارای تحصیلات دکتری تخصصی تشکیل میدهد. روش نمونهگیری در بخش کیفی آگاهانه هدفمند از نوع نظری بوده و تعداد 15 نفر خبره منابع انسانی انتخاب شدند که به اشباع نظری رسید. در پژوهش حاضر از روش کدگذاری داده بنیاد بر مبنای رویکرد استرواس و کوربینپس (1990) از کدگذاری باز و محوری ابزار سنجش حاصل شده، در قالب یک فرم تنظیم و برای خبرگان جهت کدگذاری انتخابی ارسال و مورد اعتبار سنجی قرار گرفت و برای تحلیل دادهها، از نرمافزار 2020MAXQDA استفاده شد و در پایان 5 بعد، 24 مؤلفه 102 شاخص برای مدل مذکور نهایی شد. پس از تأیید نهایی و اولویتبندی خبرگان، ابعاد، مؤلفهها و شاخصهای سازندة الگو ترسیم شده، و مجدداً الگوی یادشده توسط خبرگان اعتباریابی شد.
مدل سازی
زینب صالحی خلف بادام؛ ناصر برخوردار؛ رشید ذوالفقاری زعفرانی
چکیده
هدف این پژوهش، طراحی الگوی رهبری تحولگرا با رویکرد مشارکتی کارکنان شهرداری تهران بوده است. روش پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی - پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران با تجربه بیش از ده سال در حوزه مدیریت شهرداری تهران، استادان و خبرگان مدیریت و خدمات شهری آشنا به موضوع رهبری تحولگرا در مناطق 22 گانه ...
بیشتر
هدف این پژوهش، طراحی الگوی رهبری تحولگرا با رویکرد مشارکتی کارکنان شهرداری تهران بوده است. روش پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی - پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران با تجربه بیش از ده سال در حوزه مدیریت شهرداری تهران، استادان و خبرگان مدیریت و خدمات شهری آشنا به موضوع رهبری تحولگرا در مناطق 22 گانه شهرداری تهران بودند. نمونهگیری به روشهای هدفمند، نظری و گلوله برفی به تعداد 15 نفر تا مرحله اشباع نظری جمعآوری دادهها ادامه یافت. ابزار گردآوری دادهها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و روش تحلیل مضمون با استفاده از مدلسازی ساختاری- تفسیری انجام گرفت. برای حصول اطمینان از روایی و پایایی دادههای پژوهش از روایی صوری و محتوایی و تعیین پایایی آزمون از روش آلفای کرونباخ استفاده گردید. یافتهها نشان داد که الگوی رهبری تحولگرا با تأکید بر مشارکت کارکنان شهرداری تهران، متشکل از 149 کد، 25 مضمون پایه و 8 مضمون سازماندهنده میباشد. هشت مؤلفه اصلی شامل ایجاد چشمانداز مشترک، انگیزه الهامبخش، توانمندسازی کارکنان، تعامل و ارتباطات مؤثر، تحریک و نفوذ، همکاری و هماندیشی، عملکرد سازمان، فضیلتگرایی است. نتایج کمی نشان داد به ترتیب تحریک و نفوذ، توانمدسازی کارکنان، الگوی اخلاقی و معنوی و ایجاد چشمانداز مشترک به ترتیب بیشترین تأثیرگذاری را دارند و مؤلفههای زیربنایی هستند. پیشنهاد میشود شهرداری با ایجاد نظام تقدیر و تشویق منصفانه و شفاف برای کارکنان گامی در راستای تحقق اهداف سازمانی انجام دهد.
مدل سازی
فرهاد نجفی اسفستانی؛ محمد محمدی؛ یماندان مومنی
چکیده
مطالعه حاضر با هدف طراحی مدل ساختاری-تفسیری معماری دولت دیجیتال در توسعه خدمات هوشمند شهری انجام شد. این پژوهش از نظر پارادایمشناسی عملگرا (پراگماتیسم)، از حیث رویکرد آمیخته و از حیث استراتژی، تحلیل مضمون و مدلسازی ساختاری-تفسیری ISM) )است. نمونهگیری بر اساس پروتکل کنشگران به روش نمونهگیری هدفمند اطلاعات محور انجام شد و با ۲۰ ...
بیشتر
مطالعه حاضر با هدف طراحی مدل ساختاری-تفسیری معماری دولت دیجیتال در توسعه خدمات هوشمند شهری انجام شد. این پژوهش از نظر پارادایمشناسی عملگرا (پراگماتیسم)، از حیث رویکرد آمیخته و از حیث استراتژی، تحلیل مضمون و مدلسازی ساختاری-تفسیری ISM) )است. نمونهگیری بر اساس پروتکل کنشگران به روش نمونهگیری هدفمند اطلاعات محور انجام شد و با ۲۰ مصاحبه تخصصی با مدیران شهرداری تهران به اشباع نظری دست یافت برای گردآوری دادهها از مصاحبه نیمهساختاریافته و پرسشنامه استفاده شد. در مجموع، نه (۹) مضمون فراگیر که ابعاد فنی (زیرساخت)، حکمرانی (مدیریتی) و ارزشآفرینی (شهروندی) را در بر میگرفتند، شناسایی گردید. بر اساس مدل اکتشافی ، عواملی نظیر تنظیمگری دیجیتال شهری، راهبری تحول دیجیتال و معماری فناوری دیجیتال شهری بهعنوان محرکهای بنیادین (سطح ۴) و پیشران مدل عمل میکنند. این عوامل در عمیقترین سطح ساختار قرار دارند و به صورت علّی بر لایههای عملیاتی و پیامدی مدل تأثیر میگذارند. همچنین، عواملی چون مشارکت دیجیتال و تعامل شهروندی و امنیت دیجیتال و حفاظت شهری بهعنوان عوامل پیوندی ضروری در ساختار علّی ظاهر شدند که نهایتاً منجر به پیامدهای کلیدی نظام خدمات هوشمند شامل پایداری و بهبود مستمر خدمات شهری و سهولت و سرعت دریافت خدمات میگردد. مهمترین دستاورد این پژوهش، تبیین اولویت علّی و سلسلهمراتبی قطعی میان این مضامین در بستر بومی تهران است.
مدل سازی
علی امیدی؛ علی شریعتنژاد
چکیده
به دلیل گستردگی ابعاد رشته مدیریت، پژوهش در این حوزه همواره با چالشهایی عدیدهای همراه بوده است، یکی از این چالشها، چالش روششناسی تحقیقات مدیریتی در دو حوزه مهم، یعنی رفتار سازمانی و منابع انسانی است. فهم و شناخت این موضوع به توسعه دانش رفتار سازمانی و منابع انسانی کمک شایانی خواهد کرد. هدف این پژوهش با بررسی فصلنامه مدیریت سازمانهای ...
بیشتر
به دلیل گستردگی ابعاد رشته مدیریت، پژوهش در این حوزه همواره با چالشهایی عدیدهای همراه بوده است، یکی از این چالشها، چالش روششناسی تحقیقات مدیریتی در دو حوزه مهم، یعنی رفتار سازمانی و منابع انسانی است. فهم و شناخت این موضوع به توسعه دانش رفتار سازمانی و منابع انسانی کمک شایانی خواهد کرد. هدف این پژوهش با بررسی فصلنامه مدیریت سازمانهای دولتی، توسعه و طراحی مسیر پیشرفت دانش منابع انسانی و رفتار سازمانی میباشد. این پژوهش از نظر هدف، توسعهای و کاربردی و روش پژوهش کیفی و از نوع تحلیل محتوا است. جامعه آماری این پژوهش، تمامی مقالات فصلنامه مدیریت سازمانهای دولتی است که در بازه زمانی ۱۳۹۱ الی ۱۴۰۰ به مدت ده سال چاپ شده است. تعداد ۱۹۶ مقاله مرتبط با موضوع پژوهش از نظر ۹ شاخص از جمله؛ تعداد مقالات چاپ شده در هر سال، رشته تحصیلی نویسنده مسئول و تعداد نویسندگان، روش پژوهش، رویکرد پژوهش، ابزار جمعآوری دادهها، روشهای نمونهگیری، روش تحلیل دادهها، سهم موضوعی آثار و پراکندگی جغرافیایی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد جامعه آماری پژوهشهای این فصلنامه بیشتر در موضوعات رفتار سازمانی (۱۲۴ مورد) است که در دانشگاههای دولتی و پیام نور استان تهران متمرکز بودهاند. همچنین مقالههایی در حوزه منابع انسانی (۴۵ مورد) نگاشته شدهاند. پژوهشگران رشته مدیریت دولتی (۱۲۷ مورد) سهم قابلتوجهی در چاپ مقالات آن دو حوزه را داشتهاند. همچنین بر اساس نتایج پژوهش، بیشتر پژوهشها بهصورت کاربردی (۱۲۲ مورد) و کمترین نوع کاربردی - توسعهای (۵ مورد) و با رویکرد کمی و آمیخته (بهطور مساوی هرکدام ۶۰ مورد) و در بخش کمی بیشتر از روش مدلسازی معادلات ساختاری و در بخش کیفی از تحلیل تم، تحلیل محتوا و دادهبنیاد انجام شدهاند، قابلذکر است که بیشترین روش تحلیل در روشهای آمیخته ترکیبی از موارد قبل است. همچنین روش گردآوری دادهها بیشتر از طریق پرسشنامه بوده است. همچنین روشهای نمونهگیری ارجح در مقالهها تصادفی و غیراحتمالی (نوع هدفمند) بوده است.
مدل سازی
یزدان شیرمحمدی
چکیده
این پژوهش کیفی با هدف طراحی و تبیین مدل هوشمند اکوسیستم دیجیتال برای سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در بستر وب ۴.۰ انجام شده است. با استفاده از روش نظریه دادهبنیاد و انجام مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۳۵ نفر از مدیران، کارشناسان و متخصصان حوزه دیجیتال، دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. نتایج ...
بیشتر
این پژوهش کیفی با هدف طراحی و تبیین مدل هوشمند اکوسیستم دیجیتال برای سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در بستر وب ۴.۰ انجام شده است. با استفاده از روش نظریه دادهبنیاد و انجام مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۳۵ نفر از مدیران، کارشناسان و متخصصان حوزه دیجیتال، دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. نتایج حاکی از آن است که مدل نهایی بر شش بُعد کلیدی استوار است. شرایط علّی شامل عواملی چون جهانیسازی وب ۴.۰، رشد مطالبات مشتریان، فشار رقابت بینالمللی، نیاز به حفظ دیجیتال آثار، شکافهای فناورانه و کمبود مهارتهای دیجیتال است. شرایط زمینهای متشکل از زیرساختهای ناکافی، محدودیتهای بودجهای، نیازهای چندفرهنگی مخاطبان، حمایتهای دولتی و ظرفیتهای نوآوری درونسازمانی است. مقوله محوری پژوهش، طراحی یک مدل یکپارچه و هوشمند برای اکوسیستم دیجیتال است که پلتفرمی چندکاربره و متمرکز با بهرهگیری از استانداردهای جهانی ارائه میدهد. شرایط مداخلهگر شامل شایستگیهای مدیریتی، سیاستهای اقتصادی، مسائل کارکنان و محیط کلان سازمانی، جهتگیری راهبردها را تحت تأثیر قرار میدهد. راهبردهای تدوینشده در این مدل شامل اجرای برنامههای آموزشی مبتنی بر واقعیت افزوده، طراحی پلتفرمهای هوشمند گردشگری، همکاری با شرکتهای دانشبنیان، استقرار چتباتهای هوشمند، تدوین پروتکلهای امنیت سایبری و جذب سرمایهگذاری خارجی است. پیامدهای حاصل از اجرای این مدل عبارتاند از افزایش رضایت ذینفعان، کاهش هزینههای عملیاتی، ارتقای تصویر سازمان در رسانهها، دیجیتالیشدن آثار فرهنگی، توسعه درآمدهای نوین و شفافیت بیشتر در گزارشدهی. این مدل با رویکردی بومی و آیندهنگر، چارچوبی منسجم برای تحول دیجیتال در نهادهای فرهنگی کشورهای درحالتوسعه ارائه میدهد.
مدل سازی
امیر لعلی سرابی؛ بلال پناهی
چکیده
هدف اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر فقدان شفافیت در سازمانهای دولتی تبریز بود. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، بنیادی و روششناسی آن آمیخته با رویکرد متوالی - اکتشافی بوده و در دو بخش کیفی و کمی انجام شده است. دادههای کیفی با استفاده از مصاحبه با 15 نفر از که به شیوه نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شده بودند، جمعآوری گردیده ...
بیشتر
هدف اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر فقدان شفافیت در سازمانهای دولتی تبریز بود. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، بنیادی و روششناسی آن آمیخته با رویکرد متوالی - اکتشافی بوده و در دو بخش کیفی و کمی انجام شده است. دادههای کیفی با استفاده از مصاحبه با 15 نفر از که به شیوه نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شده بودند، جمعآوری گردیده و به روش دادهبنیاد و استفاده از سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. در فاز کمی با استفاده از روش پیمایشی توصیفی مدل با استفاده از ابزار پرسشنامه مورد ارزیابی قرار گرفت. جامعه آماری در بخش کمی کارکنان سازمانهای دولتی شهرستان تبریز بودند و انتخاب نمونه براساس جدول مورگان برابر با 278 نفر برآورد گردید. دادهها با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی مورد آزمون قرار گرفتند و در نهایت عوامل مؤثر بر فقدان شفافیت شناسایی شد. در بخش کیفی تحقیق 133 زیر مقوله در قالب 51 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی دستهبندی شدند. ساختارشکنی در ساختار سازمانی، توانمندسازی کارکنان و ترویج فرهنگ شفافسازی بهعنوان مقولههای محوری پژوهش انتخاب شدند. همچنین در بین ابعاد، مقوله دولت شفافیت ستیز با آماره تی برابر با 42/6 و اندازه اثر 88/0، دارای بالاترین تأثیر بر فقدان شفافیت دارا بود. شناسایی ابعاد و مؤلفههای اثرگذار بر فقدان شفافیت و ارائه راهبردهایی برای جلوگیری از فقدان شفافیت و پیامدهای فقدان شفافیت پس از آزمون در محیط سازمانهای دولتی به روش جدید، نوآوری مقاله است.
مدل سازی
فرهاد شریفی؛ کرم خلیلی؛ عادل صلواتی
چکیده
هدف اصلی این پژوهش، طراحی مدلی برای شناسایی اعتراضات خاموش در سازمانهای دولتی با مطالعه موردی دانشگاه علوم پزشکی ایلام بود. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری دادهها، آمیخته (کیفی-کمی) محسوب میشود. در بخش کیفی پژوهش، با استفاده از روش فراترکیب و انجام یک بررسی نظاممند در پایگاههای اطلاعاتی معتبر، ۴۱ مقاله مرتبط ...
بیشتر
هدف اصلی این پژوهش، طراحی مدلی برای شناسایی اعتراضات خاموش در سازمانهای دولتی با مطالعه موردی دانشگاه علوم پزشکی ایلام بود. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری دادهها، آمیخته (کیفی-کمی) محسوب میشود. در بخش کیفی پژوهش، با استفاده از روش فراترکیب و انجام یک بررسی نظاممند در پایگاههای اطلاعاتی معتبر، ۴۱ مقاله مرتبط مورد تحلیل قرار گرفت که در نهایت منجر به استخراج ۱۹ شاخص اصلی برای شناسایی اعتراضات خاموش گردید. در بخش کمی نیز با بهکارگیری روش ترکیبی دیمتل و تکمیل پرسشنامه توسط ۱۶ نفر از خبرگان و متخصصان حوزه مدیریت، مدل نهایی در چهار سطح مختلف طراحی شد. یافتههای پژوهش به وضوح نشان داد که شاخص «گوش دادن به صدای کارکنان» بهعنوان مؤثرترین و زیربناییترین عامل در شناسایی اعتراضات خاموش عمل مینماید. این شاخص بر کلیه سطوح فوقانی خود شامل شاخصهای میانی (مانند اخلاق مدیران، سبک تصمیمگیری، فرهنگ سازمانی، مهارتهای ارتباطی مدیران) و همچنین شاخصهای سطح نخست (مانند تعلق سازمانی، رضایتمندی کارکنان، تغییرات رفتار سازمانی و پایبندی کارکنان) تأثیر مستقیم و معناداری دارد. مدل نهایی ارائه شده در این پژوهش، چارچوبی سلسلهمراتبی و علّی را نشان میدهد که میتواند ابزار سودمندی در اختیار مدیران سازمانهای دولتی به ویژه در حوزه سلامت قرار دهد تا بتوانند با تشخیص به موقع و درک بهتر این پدیده، به مدیریت اثربخش اعتراضات خاموش بپردازند. این مدل بر اهمیت تمرکز بر راهبردهای اساسی مدیریتی مانند نهادینه کردن فرهنگ گوش دادن فعال و تحقق عدالت سازمانی بهعنوان اساس پیشگیری از شکلگیری اعتراضات خاموش تأکید میورزد.
مدل سازی
رحمتاله قلیپور؛ سید کمال واعظی؛ میثم کریمی
چکیده
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگویی جامع برای شناسایی مؤلفههای سازنده، کنترلی و کاهنده پرسهزنیاینترنتی در سازمانهای دولتی ایران انجام شد تا راهکارهایی عملی برای افزایش بهرهوری و کاهش خطرات سایبری ارائه دهد. بررسی مطالعات پیشین نشاندهنده شکاف عمیق در حوزه استراتژیهای فرهنگی و غیرمحدودکننده برای مدیریت پرسهزنی است. این مطالعه ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگویی جامع برای شناسایی مؤلفههای سازنده، کنترلی و کاهنده پرسهزنیاینترنتی در سازمانهای دولتی ایران انجام شد تا راهکارهایی عملی برای افزایش بهرهوری و کاهش خطرات سایبری ارائه دهد. بررسی مطالعات پیشین نشاندهنده شکاف عمیق در حوزه استراتژیهای فرهنگی و غیرمحدودکننده برای مدیریت پرسهزنی است. این مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل مضمون، دادههای حاصل از 21 مصاحبه نیمهساختارمند با خبرگان مدیریت و روانشناسی از سازمانهایی مانند وزارت صنعت، معدن و تجارت، سازمان ملی بهرهوری، اتاق بازرگانی و دانشگاهها را تحلیل کرد. تحلیل مضمون مصاحبهها منجر به شناسایی سه مضمون فراگیر شد: علل و زمینههای پرسهزنیاینترنتی شامل عوامل فردی (بیانگیزگی، استرس، خودکنترلی پایین، فرسودگی شغلی، وابستگی نسلی، احساس تنهایی در محیط کار)، عوامل سازمانی (ضعف در نظارت، فرهنگسازمانی ضعیف، ابهام شغلی، نبود شفافیت در نظام پاداش) و عوامل فناورانه (دسترسی آسان به اینترنت، محرکهای دیجیتال)؛ مکانیزمهای کنترلی شامل ابزارهای فناورانه (نظارت هوشمند، داشبوردهای بهرهوری، اعلانهای خودتنظیمکننده) و سیاستهای سازمانی (خطمشیهای شفاف، نظارت مشارکتی)، با چالشهایی نظیر نگرانی نسبت به حریم خصوصی و ضعف در اجرای سیاستها؛ راهکارهای پیشگیرانه و کاهنده شامل برنامههای انگیزشی (پروژههای معنادار، خودمختاری شغلی، شفافیت پاداشها)، آموزش (سواد دیجیتال، مدیریت زمان و استرس) و ارتقای فرهنگسازمانی (رهبری تحولآفرین، فضاهای اشتراکی، ارتقاء حرفهایگری). همچنین، پیشنهادهایی برای بهرهگیری از پلتفرمهای داخلی و فضاهای معاشرتی بهعنوان راهحلهای بومی ارائه شد. پرسهزنیاینترنتی در سازمانهای دولتی ایران پدیدهای چندوجهی است که از تعامل پیچیده عوامل فردی، سازمانی و فناورانه ناشی میشود و مدیریت مؤثر آن نیازمند بهکارگیری رویکردهای غیرمحدودکننده، نظارت مشارکتی و مداخلات انگیزشی است. چارچوب ارائهشده در این پژوهش میتواند با ارائه راهکارهای بومی و قابل اجرا، به بهبود بهرهوری سازمانی کمک کرده و مسیر پژوهشهای آتی در حوزه پرسهزنیاینترنتی را هموار سازد.
مدل سازی
مسعود قائم پناه؛ کیومرث احمدی؛ عادل صلواتی؛ عادل فاطمی
چکیده
امروزه منابع انسانی کارآمد، شاخص اصلی برتری سازمانها محسوب میشود و توجه به منابع انسانی مؤثر و توانمند در حوزه آموزش و توسعه روزبهروز اهمیت بیشتری مییابد. هدف پژوهش حاضر، تدوین ساختار پیشایندی-پسایندی اجرای مدل 34000 بر مبنای تجارب زیسته مدیران منابع انسانی است. این پژوهش از نظر رویکرد، آمیخته (کیفی–کمی) و از نوع اکتشافی بوده ...
بیشتر
امروزه منابع انسانی کارآمد، شاخص اصلی برتری سازمانها محسوب میشود و توجه به منابع انسانی مؤثر و توانمند در حوزه آموزش و توسعه روزبهروز اهمیت بیشتری مییابد. هدف پژوهش حاضر، تدوین ساختار پیشایندی-پسایندی اجرای مدل 34000 بر مبنای تجارب زیسته مدیران منابع انسانی است. این پژوهش از نظر رویکرد، آمیخته (کیفی–کمی) و از نوع اکتشافی بوده و در بخش کیفی از روش پدیدارشناسی با مصاحبه نیمه ساختاریافته با مدیران دارای تجربه زیسته در اجرای مدل 34000 استفاده شده است. دادههای کیفی با بهرهگیری از کدگذاری و روش ترکیبی ISM-DEMATEL تحلیل گردید. جامعه آماری در بخش کیفی 12 نفر از صاحبنظران که به اشباع نظری رسیدیم و در بخش کمی، شامل کلیه مدیران سازمانهایی است که از مدل 34000 استفاده کردهاند و از میان آنها 127 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. یافتهها نشان داد که مدل طراحی شده میتواند به سازمانها کمک کند تا اقدامات اثربخش در حوزه منابع انسانی را در مسیر تعالی بهکارگیرند، بهبود مستمر در فرایندها و کیفیت جامع سازمانی را دنبال کنند و در نهایت زمینهساز تحول و تغییر فرهنگسازمانی شوند. نتایج حاصل، ضمن ارائه یک چارچوب مفهومی برای اجرای مدل 34000، میتواند بهعنوان راهنمایی کاربردی در تصمیمگیریهای راهبردی مدیران منابع انسانی مورد استفاده قرار گیرد.
مدل سازی
حسن الوداری؛ سعید کیان پور؛ آرین جمالی آزاد
چکیده
چارچوب نظری این پژوهش بر پایه مدل ترکیبی موجک TVP-VAR استوار است. دادههای سری زمانی مربوط به کسری بودجه و رشد اقتصادی پس از طی مراحل پیشپردازش شامل پدینگ و نرمالسازی، مورد تحلیل قرار گرفتند. تجزیه موجکی با استفاده از موجک دابوچی 1 (db1) و در سطح تجزیه 3، حضور الگوهای غیرخطی و چندمقیاسی را در دادهها آشکار ساخت. نمودار سرریز خالص پویا، ...
بیشتر
چارچوب نظری این پژوهش بر پایه مدل ترکیبی موجک TVP-VAR استوار است. دادههای سری زمانی مربوط به کسری بودجه و رشد اقتصادی پس از طی مراحل پیشپردازش شامل پدینگ و نرمالسازی، مورد تحلیل قرار گرفتند. تجزیه موجکی با استفاده از موجک دابوچی 1 (db1) و در سطح تجزیه 3، حضور الگوهای غیرخطی و چندمقیاسی را در دادهها آشکار ساخت. نمودار سرریز خالص پویا، تعاملات متقابل بین متغیرها را در دورههای زمانی مختلف به تصویر میکشد. با بهرهگیری از فیلتر کالمن و روش بوتاسترپ، پارامترهای زمانمتغیر در مدل TVP-VAR تخمین زده شدند. یافتهها نشان میدهد که کسری بودجه در کوتاهمدت، از طریق سازوکارهایی همچون محرکهای مالی، تأثیری مثبت بر رشد اقتصادی دارد، اما این تأثیر در بلندمدت رو به کاهش میگذارد. علاوه بر این، نوسانات کسری بودجه منجر به بیثباتی در رشد اقتصادی میشود. این مطالعه بر اهمیت رویکردهای تحلیلی چندمقیاسی و پویا در بررسی روابط اقتصاد کلان تأکید ورزیده و به سیاستگذاران توصیه میکند تا با اتخاذ رویکردی جامع و متعادل در مدیریت کسری بودجه، زمینه پایداری رشد اقتصادی را فراهم آورند. یافتهها بر ضرورت مدیریت متعادل کسری بودجه در سازمانهای دولتی برای کاهش بیثباتی و تقویت عملکرد اقتصادی تأکید دارد.واژههای کلیدیکسری بودجه، رشد اقتصادی، ایران، مدل ترکیبی موجک، محرکهای مالی.