<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مدیریت سازمان‌های دولتی</title>
    <link>https://ipom.journals.pnu.ac.ir/</link>
    <description>مدیریت سازمان‌های دولتی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>شناسایی و تدوین مؤلفه‌های سیستم ارزیابی برنامه‌های توسعه جمهوری اسلامی ایران</title>
      <link>https://ipom.journals.pnu.ac.ir/article_12330.html</link>
      <description>برنامه‌های توسعه موتور محرک و پیشرفت در بسیاری از کشورها بوده است اما شواهد و بررسی‌ها در طول بیش از هفت دهه طراحی و اجرای برنامه‌های توسعه و عمرانی در ایران بیان‌گر این مهم است که در اجرای برنامه‌های توسعه، سهم شکست‌ها بسیار بیشتر از موفقیت‌ها بوده است این برنامه‌ها اغلب فاقد سیستم ارزیابی دقیق و جامع هستند که بتواند به‌طور مؤثر میزان تحقق اهداف و اثربخشی آن‌ها را مورد بررسی قرار دهد. عدم وجود یک سیستم منظم و هماهنگ برای ارزیابی این برنامه‌ها، موجب می‌شود که نتایج و دستاوردهای آن‌ها به‌طور شفاف و مستند قابل ارزیابی نباشد و ازاین‌رو تصمیم‌گیری‌های آتی برای بهبود وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور با چالش‌های زیادی روبه‌رو گردد. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تدوین مؤلفه‌های سیستم ارزیابی برنامه‌های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران انجام شده است و به دنبال پاسخ به این مسئله است که چگونه می‌توان مؤلفه‌های مؤثر و شاخص‌های مناسب برای ارزیابی برنامه‌های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور را شناسایی و تدوین کرد تا این برنامه‌ها به‌طور کارآمد و هدفمند به اهداف کلان کشور نزدیک‌تر شوند. به‌عبارت‌دیگر، این پژوهش به دنبال شناسایی عناصر سازندۀ ارزیابی برنامه‌های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران است. به‌منظور دستیابی به این هدف، روند پژوهش‌های صورت گرفته از سال 1976 تا اوایل سال 2025 با استفاده از تحلیل کتاب‌سنجی و با کمک نرم‌افزار وس ویور مورد سنجش قرار گرفت. در این پژوهش، شاخص‌های ارزیابی برنامه‌های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مورد تحلیل قرار گرفت و در چهار خوشۀ شفافیت و حکمرانی خوب (شامل شفاف‌سازی، نظارت مستقل، شفافیت دولت‌مردان، جلوگیری از فساد و ناکارآمدی&amp;amp;rlm;‌ها)، تحلیل و فناوری (تحلیل داده محور، نقش فناوری، داده‌کاوی، شبیه‌&amp;amp;rlm;سازی و سامانه‌&amp;amp;rlm;های آنلاین)، مشارکت و جامعه مدنی (نقش مردم، اجماع جامعه، مطالبه‌گری عمومی، نظارت مشارکتی) و ارزیابی و خط‌مشی‌گذاری (برنامه‌ریزی دقیق، سیاست‌های بالادستی، فرایند سیستماتیک ارزیابی، تدوین گزارش‌های تلفیقی) خوشه‌&amp;amp;rlm;بندی شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و رتبه بندی مولفه های توسعه جوان گرایی در مدیریت در بخش دولتی</title>
      <link>https://ipom.journals.pnu.ac.ir/article_11653.html</link>
      <description>این پژوهش باهدف شناسایی و رتبه بندی مولفه های توسعه جوان گرایی در مدیریت در بخش دولتی انجام‌ شده است. روش پژوهش بر اساس هدف کاربردی-توسعه ای بود که با رویکرد استقرایی و به‌صورت ترکیبی انجام شد. روش تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نظریه سازی داده بنیاد و تحلیل سلسله مراتبی فازی انجام شد. نتایج نشان داد که 11 عامل اصلی به عنوان عوامل جوان گرایی در مدیریت در بخش دولتی در نظر گرفته شد. این عوامل عبارتند از ایجاد داشبورد مدیریتی، ایجاد عدالت پایدار، جوان گرایی دربیانیه گام دوم، روحیه تحولی بالا، ایجاد گردش نخبگان ، باورپذیری، آغاز گری عصر جدید، جوانی و پیشرانی، تصویرسازی مثبت، شایسته سالاری ، و استفاده از ظرفیت های جدید. این عوامل بر اساس مولفه های شناسایی شده در بخش کیفی و با ادغام و تغییرات جزئی و پس از نظر خواهی و غربالگری از طریق خبرگان 11 عامل یاد شده انتخاب شدند. همچنین در بخش رتبه بندی نیز نتایج بیانگر آن بود که ایجاد عدالت پایدار در رتبه اول، جوان گرایی دربیانیه گام دوم در رتبه دوم، روحیه تحولی بالا در رتبه سوم، ایجاد گردش نخبگان در رتبه چهارم، جوانی و پیشرانی در رتبه پنجم، ایجاد داشبورد مدیریتی در رتبه ششم، تصویرسازی مثبت در رتبه هفتم، شایسته سالاری در رتبه هشتم، باورپذیری در رتبه نهم، آغاز گری عصر جدید در رتبه دهم و استفاده از ظرفیت های جدید درتبه یازدهم قرار دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فرامطالعه پژوهش‌های فصلنامه مدیریت سازمان‌های دولتی</title>
      <link>https://ipom.journals.pnu.ac.ir/article_12564.html</link>
      <description>به دلیل گستردگی ابعاد رشته مدیریت، پژوهش در این حوزه همواره با چالش‌هایی عدیده‌ای همراه بوده است، یکی از این چالش‌ها، چالش روش‌شناسی تحقیقات مدیریتی در دو حوزه مهم، یعنی رفتار سازمانی و منابع انسانی است. فهم و شناخت این موضوع به توسعه دانش رفتار سازمانی و منابع انسانی کمک شایانی خواهد کرد. هدف این پژوهش با بررسی فصلنامه مدیریت سازمان‌های دولتی، توسعه و طراحی مسیر پیشرفت دانش منابع انسانی و رفتار سازمانی می‌باشد. این پژوهش از نظر هدف، توسعه‌ای و کاربردی و روش پژوهش کیفی و از نوع تحلیل محتوا است. جامعه آماری این پژوهش، تمامی مقالات فصلنامه مدیریت سازمان‌های دولتی است که در بازه زمانی ۱۳۹۱ الی ۱۴۰۰ به مدت ده سال چاپ شده است. تعداد ۱۹۶ مقاله مرتبط با موضوع پژوهش از نظر ۹ شاخص از جمله؛ تعداد مقالات چاپ شده در هر سال، رشته تحصیلی نویسنده مسئول و تعداد نویسندگان، روش پژوهش، رویکرد پژوهش، ابزار جمع‌آوری داده‌ها، روش‌های نمونه‌گیری، روش تحلیل داده‌ها، سهم موضوعی آثار و پراکندگی جغرافیایی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد جامعه آماری پژوهش‌های این فصلنامه بیشتر در موضوعات رفتار سازمانی (۱۲۴ مورد) است که در دانشگاه‌های دولتی و پیام نور استان تهران متمرکز بوده‌اند. همچنین مقاله‌هایی در حوزه منابع انسانی (۴۵ مورد) نگاشته شده‌اند. پژوهشگران رشته مدیریت دولتی (۱۲۷ مورد) سهم قابل‌توجهی در چاپ مقالات آن دو حوزه را داشته‌اند. همچنین بر اساس نتایج پژوهش، بیشتر پژوهش‌ها به‌صورت کاربردی (۱۲۲ مورد) و کمترین نوع کاربردی - توسعه‌ای (۵ مورد) و با رویکرد کمی و آمیخته (به‌طور مساوی هرکدام ۶۰ مورد) و در بخش کمی بیشتر از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری و در بخش کیفی از تحلیل تم، تحلیل محتوا و داده‌بنیاد انجام شده‌اند، قابل‌ذکر است که بیشترین روش تحلیل در روش‌های آمیخته ترکیبی از موارد قبل است. همچنین روش گردآوری داده‌ها بیشتر از طریق پرسشنامه بوده است. همچنین روش‌های نمونه‌گیری ارجح در مقاله‌ها تصادفی و غیراحتمالی (نوع هدفمند) بوده است.&amp;amp;rlm;</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه الگوی رفتار سیاسی مافیا در مدیریت سازمان‌ها: تحلیل محتوای کتاب و فیلم سه‌گانه پدرخوانده</title>
      <link>https://ipom.journals.pnu.ac.ir/article_12243.html</link>
      <description>در دوران معاصر، رفتارهای سیاسی مافیایی موجود در سازمان‌ها، قوانین و ارتباطات رسمی موجود را تحت شعاع قرار می‌دهند. کتاب و فیلم سه‌گانه "پدرخوانده" نمایش روشنی از مجموعه این رفتارها و پشت پرده مناسبات موجود بین آنان می‌باشد که به صورت دقیق این روابط را نمایان می‌سازد. این پژوهش با هدف ارائه الگوی رفتار سیاسی مافیا در مدیریت سازمان‌ها در کتاب و فیلم "پدرخوانده" و بررسی کاربرد این استراتژی‌ها در مدیریت سازمان‌ها انجام شده‌است. روش مطالعه کیفی- کمی می‌باشد، در بخش کیفی تحلیل محتوای دقیق فیلم‌ها و کتاب به کار رفته‌است. در بخش کمی یافته‌های بدست آمده از کدگذاری باز، شامل 64 آیتم اولیه، به صورت پرسشنامه‌ای در اختیار 7 نفر از خبرگان صاحب‌نظر در حوزه رفتار سیاسی قرار گرفت، این افراد به‌صورت غیر احتمالی و هدفمند انتخاب شدند. آیتم‌ها با سه مرحله دلفی غربال شدند و از خروجی آن برای کدگذاری محوری و انتخابی استفاده‌شد. روایی محتوایی با استفاده از تکنیک دلفی به تأیید خبرگان رسید و پایایی بخش کیفی با محاسبه کاپای کوهن به تأیید رسید و در بخش کمی با محاسبه ضریب توافق کندال تمامی مراحل پایا تشخیص داده‌شدند. این مؤلفه‌ها شامل توانایی در تصمیم‌گیری و اعمال قدرت، مدیریت ادراکات و نفوذ بر افکار دیگران، و استراتژی‌های حفظ و افزایش قدرت می‌باشند. تحلیل‌ها نشان داد که رفتارهای سیاسی و استراتژی‌های قدرتی که در "پدرخوانده" به تصویر کشیده شده‌اند، می‌توانند به مدیران سازمانی در بهبود رفتارهای سیاسی و مدیریت روابط کمک کنند. مدیران باید با مطالعه این رفتارها، مهارت‌های خود را در مدیریت و رهبری بهبود بخشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و تبیین مدل هوشمند اکوسیستم دیجیتال در سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در بستر وب ۴.۰</title>
      <link>https://ipom.journals.pnu.ac.ir/article_11963.html</link>
      <description>این پژوهش کیفی با هدف طراحی و تبیین مدل هوشمند اکوسیستم دیجیتال برای سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در بستر وب ۴.۰ انجام شده است. با استفاده از روش نظریه داده‌بنیاد و انجام مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۳۵ نفر از مدیران، کارشناسان و متخصصان حوزه دیجیتال، داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. نتایج حاکی از آن است که مدل نهایی بر شش بُعد کلیدی استوار است. شرایط علّی شامل عواملی چون جهانی‌سازی وب ۴.۰، رشد مطالبات مشتریان، فشار رقابت بین‌المللی، نیاز به حفظ دیجیتال آثار، شکاف‌های فناورانه و کمبود مهارت‌های دیجیتال است. شرایط زمینه‌ای متشکل از زیرساخت‌های ناکافی، محدودیت‌های بودجه‌ای، نیازهای چندفرهنگی مخاطبان، حمایت‌های دولتی و ظرفیت‌های نوآوری درون‌سازمانی است. مقوله محوری پژوهش، طراحی یک مدل یکپارچه و هوشمند برای اکوسیستم دیجیتال است که پلتفرمی چندکاربره و متمرکز با بهره‌گیری از استانداردهای جهانی ارائه می‌دهد. شرایط مداخله‌گر شامل شایستگی‌های مدیریتی، سیاست‌های اقتصادی، مسائل کارکنان و محیط کلان سازمانی، جهت‌گیری راهبردها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. راهبردهای تدوین‌شده در این مدل شامل اجرای برنامه‌های آموزشی مبتنی بر واقعیت افزوده، طراحی پلتفرم‌های هوشمند گردشگری، همکاری با شرکت‌های دانش‌بنیان، استقرار چت‌بات‌های هوشمند، تدوین پروتکل‌های امنیت سایبری و جذب سرمایه‌گذاری خارجی است. پیامدهای حاصل از اجرای این مدل عبارت‌اند از افزایش رضایت ذی‌نفعان، کاهش هزینه‌های عملیاتی، ارتقای تصویر سازمان در رسانه‌ها، دیجیتالی‌شدن آثار فرهنگی، توسعه درآمدهای نوین و شفافیت بیشتر در گزارش‌دهی. این مدل با رویکردی بومی و آینده‌نگر، چارچوبی منسجم برای تحول دیجیتال در نهادهای فرهنگی کشورهای درحال‌توسعه ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی الگوی رهبری تحول‌گرا با رویکرد مشارکتی کارکنان شهرداری تهران</title>
      <link>https://ipom.journals.pnu.ac.ir/article_12479.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، طراحی الگوی رهبری تحول‌گرا با رویکرد مشارکتی کارکنان شهرداری تهران بوده است. روش پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی - پیمایشی است.&amp;amp;rlm; جامعه آماری پژوهش شامل مدیران با تجربه بیش از ده سال در حوزه مدیریت شهرداری تهران، استادان و خبرگان مدیریت و خدمات شهری آشنا به موضوع رهبری تحول‌گرا در مناطق 22 گانه شهرداری تهران بودند. نمونه‌گیری به روش&amp;amp;shy;های هدفمند، نظری و گلوله برفی به تعداد 15 نفر تا مرحله اشباع نظری جمع&amp;amp;shy;آوری داده&amp;amp;shy;ها ادامه یافت. ابزار گردآوری داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و روش تحلیل مضمون با استفاده از مدل‌سازی ساختاری- تفسیری انجام گرفت. برای حصول اطمینان از روایی و پایایی داده‌های پژوهش از روایی صوری و محتوایی و تعیین پایایی آزمون از روش آلفای کرونباخ استفاده گردید. یافته‌ها نشان داد که الگوی رهبری تحول‌گرا با تأکید بر مشارکت کارکنان شهرداری تهران، متشکل از 149 کد، 25 مضمون پایه و 8 مضمون سازمان&amp;amp;shy;دهنده می‌باشد. هشت مؤلفه اصلی شامل ایجاد چشم‌انداز مشترک، انگیزه الهام‌بخش، توانمندسازی کارکنان، تعامل و ارتباطات مؤثر، تحریک و نفوذ، همکاری و هم‌اندیشی، عملکرد سازمان، فضیلت‌گرایی است. نتایج کمی نشان داد به ترتیب تحریک و نفوذ، توانمدسازی کارکنان، الگوی اخلاقی و معنوی و ایجاد چشم‌انداز مشترک به ترتیب بیشترین تأثیرگذاری را دارند و مؤلفه‌های زیربنایی هستند. پیشنهاد می‌شود شهرداری با ایجاد نظام تقدیر و تشویق منصفانه و شفاف برای کارکنان گامی در راستای تحقق اهداف سازمانی انجام دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل مؤثر بر فقدان شفافیت در بخش دولتی با رویکرد ترکیبی، مورد مطالعه: سازمان‌های دولتی تبریز</title>
      <link>https://ipom.journals.pnu.ac.ir/article_12404.html</link>
      <description>هدف اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر فقدان شفافیت در سازمان‌های دولتی تبریز بود. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، بنیادی و روش&amp;amp;shy;شناسی آن آمیخته با رویکرد متوالی - اکتشافی بوده و در دو بخش کیفی و کمی انجام شده است. داده‌های کیفی با استفاده از مصاحبه با 15 نفر از که به شیوه نمونه‌گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شده بودند، جمع‌آوری گردیده و به روش داده‌بنیاد و استفاده از سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. در فاز کمی با استفاده از روش پیمایشی توصیفی مدل با استفاده از ابزار پرسشنامه مورد ارزیابی قرار گرفت. جامعه آماری در بخش کمی کارکنان سازمان‌های دولتی شهرستان تبریز بودند و انتخاب نمونه براساس جدول مورگان برابر با 278 نفر برآورد گردید. داده‌ها با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی مورد آزمون قرار گرفتند و در نهایت عوامل مؤثر بر فقدان شفافیت شناسایی شد. در بخش کیفی تحقیق 133 زیر مقوله در قالب 51 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی دسته‌بندی شدند. ساختارشکنی در ساختار سازمانی، توانمندسازی کارکنان و ترویج فرهنگ شفاف‌سازی به‌عنوان مقوله‌های محوری پژوهش انتخاب شدند. همچنین در بین ابعاد، مقوله دولت شفافیت ستیز با آماره&amp;amp;shy; تی برابر با 42/6 و اندازه اثر 88/0، دارای بالاترین تأثیر بر فقدان شفافیت دارا بود. شناسایی ابعاد و مؤلفه‌های اثرگذار بر فقدان شفافیت و ارائه راهبردهایی برای جلوگیری از فقدان شفافیت و پیامدهای فقدان شفافیت پس از آزمون در محیط سازمان‌های دولتی به روش جدید، نوآوری مقاله است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین اثر تیم‌سازی بر فرهنگ‌سازمانی و اثربخشی در شرکت‌های دانش‌بنیانِ نوپا</title>
      <link>https://ipom.journals.pnu.ac.ir/article_12501.html</link>
      <description>در جهان پرتنش و رقابتی معاصر، شرکت‌های دانش‌بنیان به‌عنوان موتورهای محرک نوآوری و رشد اقتصادی، با چالش‌های متعددی درزمینة فرهنگ‌سازمانی و اثربخشی مواجه هستند. تیم‌سازی، به‌عنوان یک رویکرد توسعه‌ای، می‌تواند نقشی مهم در تقویت فرهنگ‌سازمانی و بهبود عملکرد این شرکت‌ها ایفا کند. هدف این پژوهش، تبیین اثر تیم‌سازی بر فرهنگ‌سازمانی و اثربخشی در شرکت‌های دانش‌بنیان است. این مطالعه با روش گرندد تئوری انجام شده است. جامعه آماری شامل خبرگان و مطلعین کلیدی در شرکت‌های دانش‌بنیان نوپا کردستان بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند، 12 مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق انجام گردید. داده‌های حاصل از مصاحبه براساس روش تحلیل مضمون (تم) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که تیم‌سازی با تقویت مؤلفه‌های فرهنگ‌سازمانی نظیر تعهد، وظیفه‌شناسی، تسلط و وجدان کاری، به بهبود همکاری تیمی، افزایش انگیزه کارکنان و ارتقای کیفیت تصمیم‌گیری کمک می‌کند. یافته‌های ناشی از تحلیل مصاحبه‌ها حاکی از اهمیت تیم‌سازی برای تقویت ارزش‌های یادگیری مداوم، اعتماد و همکاری بوده است و به باور خبرگان سازمانی در نتیجه چنین روندی، اثربخشی سازمانی از طریق افزایش بهره‌وری، کاهش میزان ترک خدمت و بهبود تصمیم‌گیری ارتقا می‌باید. مدل مفهومی استخراج‌ شده، نقش میانجی تیم‌سازی در این روابط را برجسته می‌کند. نتایج پیشنهاد می‌کنند که مدیران این شرکت‌ها با ادغام فرایند تیم‌سازی در برنامه‌های توسعه منابع انسانی، می‌توانند به پایداری و رشد سازمانی دست یابند. بر این اساس، پیشنهاد می‌شود سازمان‌های دانش‌بنیان نوپا برنامه‌های تیم‌سازی را با تمرکز بر مؤلفه‌های فرهنگ‌سازمانی طراحی و اجرا کنند تا اثربخشی بیشتری در فرایندهای سازمانی حاصل شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدلی برای شناسایی اعتراضات خاموش در سازمان‌های دولتی، مورد مطالعه: دانشگاه علوم پزشکی ایلام</title>
      <link>https://ipom.journals.pnu.ac.ir/article_12807.html</link>
      <description>هدف اصلی این پژوهش، طراحی مدلی برای شناسایی اعتراضات خاموش در سازمان‌های دولتی با مطالعه موردی دانشگاه علوم پزشکی ایلام بود. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده‌ها، آمیخته (کیفی-کمی) محسوب می‌شود. در بخش کیفی پژوهش، با استفاده از روش فراترکیب و انجام یک بررسی نظام‌مند در پایگاه‌های اطلاعاتی معتبر، ۴۱ مقاله مرتبط مورد تحلیل قرار گرفت که در نهایت منجر به استخراج ۱۹ شاخص اصلی برای شناسایی اعتراضات خاموش گردید. در بخش کمی نیز با به‌کارگیری روش ترکیبی دیمتل و تکمیل پرسشنامه توسط ۱۶ نفر از خبرگان و متخصصان حوزه مدیریت، مدل نهایی در چهار سطح مختلف طراحی شد. یافته‌های پژوهش به وضوح نشان داد که شاخص &amp;amp;laquo;گوش دادن به صدای کارکنان&amp;amp;raquo; به‌عنوان مؤثرترین و زیربنایی‌ترین عامل در شناسایی اعتراضات خاموش عمل می‌نماید. این شاخص بر کلیه سطوح فوقانی خود شامل شاخص‌های میانی (مانند اخلاق مدیران، سبک تصمیم‌گیری، فرهنگ سازمانی، مهارت‌های ارتباطی مدیران) و همچنین شاخص‌های سطح نخست (مانند تعلق سازمانی، رضایت‌مندی کارکنان، تغییرات رفتار سازمانی و پایبندی کارکنان) تأثیر مستقیم و معناداری دارد. مدل نهایی ارائه شده در این پژوهش، چارچوبی سلسله‌مراتبی و علّی را نشان می‌دهد که می‌تواند ابزار سودمندی در اختیار مدیران سازمان‌های دولتی به ویژه در حوزه سلامت قرار دهد تا بتوانند با تشخیص به موقع و درک بهتر این پدیده، به مدیریت اثربخش اعتراضات خاموش بپردازند. این مدل بر اهمیت تمرکز بر راهبردهای اساسی مدیریتی مانند نهادینه کردن فرهنگ گوش دادن فعال و تحقق عدالت سازمانی به‌عنوان اساس پیشگیری از شکل‌گیری اعتراضات خاموش تأکید می‌ورزد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی آسیب شناسی کارکنان دولتی از انتصابات سیاسی : طراحی و اعتباریابی کیفی با رویکرد RTA</title>
      <link>https://ipom.journals.pnu.ac.ir/article_12503.html</link>
      <description>هدف: انتصابات سیاسی در بخش دولتی ایران، فراتر از تضعیف کارایی، موجب فرسایش نظام‌مند سرمایه انسانی می‌شود. با وجود تأکید بر پیامدهای کلان، ادبیات موجود که عمدتاً رویکردی متغیرمحور دارد، از تبیین &amp;amp;laquo;چگونگی&amp;amp;raquo; تبدیل این رویداد سازمانی به فرآیندی آسیب‌زای چندبعدی در سطح فردی&amp;amp;mdash;با نگاه انسان‌محور&amp;amp;mdash;غافل مانده است. این پژوهش با هدف رفع این خلأ، به طراحی و اعتباریابی تجربی &amp;amp;laquo;الگوی فرایندی آسیب‌شناسی روانی-اجتماعی-زیستی کارکنان&amp;amp;raquo; می‌پردازد.طراحی/روش‌شناسی/رویکرد: مطالعه حاضر از طرحی کیفی با رویکرد اکتشافی-روایتی تفسیری در دو مرحله بهره می‌گیرد. در مرحله نخست، برای تولید الگو، داده‌های روایی حاصل از ۱۳ مصاحبه عمیق با کارکنان با روش تحلیل مضمون بازتابی بررسی شد و الگوی اولیه بر اساس تجارب، معناسازی و برداشت‌های مشارکت‌کنندگان شکل گرفت. در مرحله دوم، الگو به‌منظور سنجش اعتبار محتوایی و قابلیت کاربرد عملی تحلیل انجام‌شده، از طریق تکنیک دلفی و با مشارکت ۱۰ خبره اجرایی مورد داوری و اجماع قرار گرفت.یافته‌ها: تحلیل مضمون در مرحله نخست، روایتی اولیه از مضامین مرتبط با تجربه کارکنان ارائه کرد. سپس فرایند دلفی به پالایش، ادغام و نهایی‌سازی یک الگوی ۱۲ مؤلفه‌ای انجامید. الگوی نهایی نشان می‌دهد آسیب‌شناسی با ادراک بی‌عدالتی و کنش‌های هیجانی، انگیزشی و نگرشی (بعد روانی) آغاز می‌شود، به تضعیف اعتماد، هنجارها، ارزش‌های مشترک و شبکه‌های اجتماعی (بعد اجتماعی) گسترش می‌یابد و در نهایت به تجسد استرس، فرسودگی و پیامدهای جسمانی (بعد زیستی) می‌انجامد.اصالت/ارزش: این پژوهش با بهره‌گیری از رویکردی انسان‌محور و روایتی، ضمن حفظ عمق تفسیری، الگویی نوین و اجماعی برای فهم آسیب‌شناسی کارکنان در مواجهه با انتصابات سیاسی ارائه می‌کند و مبنایی علمی برای طراحی مداخلات پیشگیرانه و مدیریت پایدار سرمایه انسانی فراهم می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه الگوی جامع جهت کنترل و کاهش پرسه‌زنی‌اینترنتی در سازمان‌ها</title>
      <link>https://ipom.journals.pnu.ac.ir/article_12566.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف ارائه الگویی جامع برای شناسایی مؤلفه‌های سازنده، کنترلی و کاهنده پرسه‌زنی‌اینترنتی در سازمان‌های دولتی ایران انجام شد تا راهکارهایی عملی برای افزایش بهره‌وری و کاهش خطرات سایبری ارائه دهد. بررسی مطالعات پیشین نشان‌دهنده شکاف عمیق در حوزه استراتژی‌های فرهنگی و غیرمحدودکننده برای مدیریت پرسه‌زنی است. این مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل مضمون، داده‌های حاصل از 21 مصاحبه نیمه‌ساختارمند با خبرگان مدیریت و روان‌شناسی از سازمان‌هایی مانند وزارت صنعت، معدن و تجارت، سازمان ملی بهره‌وری، اتاق بازرگانی و دانشگاه‌ها را تحلیل کرد. تحلیل مضمون مصاحبه‌ها منجر به شناسایی سه مضمون فراگیر شد: علل و زمینه‌های پرسه‌زنی‌اینترنتی شامل عوامل فردی (بی‌انگیزگی، استرس، خودکنترلی پایین، فرسودگی شغلی، وابستگی نسلی، احساس تنهایی در محیط کار)، عوامل سازمانی (ضعف در نظارت، فرهنگ‌سازمانی ضعیف، ابهام شغلی، نبود شفافیت در نظام پاداش) و عوامل فناورانه (دسترسی آسان به اینترنت، محرک‌های دیجیتال)؛ مکانیزم‌های کنترلی شامل ابزارهای فناورانه (نظارت هوشمند، داشبوردهای بهره‌وری، اعلان‌های خودتنظیم‌کننده) و سیاست‌های سازمانی (خط‌مشی‌های شفاف، نظارت مشارکتی)، با چالش‌هایی نظیر نگرانی نسبت به حریم خصوصی و ضعف در اجرای سیاست‌ها؛ راهکارهای پیشگیرانه و کاهنده شامل برنامه‌های انگیزشی (پروژه‌های معنادار، خودمختاری شغلی، شفافیت پاداش‌ها)، آموزش (سواد دیجیتال، مدیریت زمان و استرس) و ارتقای فرهنگ‌سازمانی (رهبری تحول‌آفرین، فضاهای اشتراکی، ارتقاء حرفه‌ای‌گری). همچنین، پیشنهادهایی برای بهره‌گیری از پلتفرم‌های داخلی و فضاهای معاشرتی به‌عنوان راه‌حل‌های بومی ارائه شد. پرسه‌زنی‌اینترنتی در سازمان‌های دولتی ایران پدیده‌ای چندوجهی است که از تعامل پیچیده عوامل فردی، سازمانی و فناورانه ناشی می‌شود و مدیریت مؤثر آن نیازمند به‌کارگیری رویکردهای غیرمحدودکننده، نظارت مشارکتی و مداخلات انگیزشی است. چارچوب ارائه‌شده در این پژوهش می‌تواند با ارائه راهکارهای بومی و قابل اجرا، به بهبود بهره‌وری سازمانی کمک کرده و مسیر پژوهش‌های آتی در حوزه پرسه‌زنی‌اینترنتی را هموار سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کشف مؤلفه‌های رهبری منفعل و بررسی تأثیر آن بر سرقت زمان کارکنان (مورد مطالعه معلمان و مدیران آموزش‌وپرورش شهرستان بجنورد)</title>
      <link>https://ipom.journals.pnu.ac.ir/article_12528.html</link>
      <description>یکی از اساسی‌ترین و مهم‌ترین وظایف مدیر در فرایند مدیریت، انتخاب سبک مناسب رهبری سازمان است. رهبری منفعل، آزاد گذاشتن پیروان در زمان عدم حضور رهبر یا اجتناب‌کردن از رهبری است. یکی از رفتارهای انحرافی کارکنان که کمتر بدان پرداخته شده، سرقت زمان است. سرقت زمان کارکنان علی‌رغم گستردگی، هزینه‌ی بالا و اهمیت عملی آن، توجه علمی کمی دریافت کرده است. تحقیق حاضر باهدف کشف مؤلفه‌های رهبری منفعل و بررسی تأثیر آن بر سرقت زمان کارکنان در آموزش‌وپرورش شهرستان بجنورد انجام شده است. در این پژوهش ابتدا به مروری بر ادبیات و پیشینه پژوهش پرداخته شد و در ادامه از ابزار مصاحبه به روش عمیق نیمه‌ساختاریافته که متناسب با روش‌های تحقیق کیفی و به‌ویژه پدیدارشناسی است، استفاده شد. پس از انجام 18 مصاحبه و رسیدن به مرحله اشباع از روش کلایزی؛ 25 مؤلفه در قالب 6 دسته کلی تحت عناوین ضعف در تصمیم گیری، اجتناب از مسئولیت پذیری، بی تفاوتی نسبت به کارکنان، ، ضعف در نظارت و مدیریت تیم و ضعف در ارتباطات و عدم حمایت از نوآوری و انگیزش شناسایی شدند. در مرحله کمی بر اساس فرمول کوکران 280 نفر به‌صورت نمونه‌گیری تصادفی به‌عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. به‌منظور شناسایی مؤلفه‌های رهبری منفعل، از پرسش‌نامه‌ای که توسط محقق طراحی‌شده است، استفاده شد و سپس با استفاده از پرسش‌نامه 15 سؤالی سرقت زمان هارولد و هو، تأثیر آن بر سرقت زمان سنجیده شد. باتوجه‌به نتایج به‌دست‌آمده فرضیه تحقیق پذیرفته شد و رهبری منفعل بر سرقت زمان کارکنان تأثیر مثبت و معناداری دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی فرایندی غیبت ذهنی اعضای هیئت‌علمی در محیط کار با روش نظریه‌پردازی داده‌بنیاد</title>
      <link>https://ipom.journals.pnu.ac.ir/article_12098.html</link>
      <description>مطالعه حاضر با هدف شناسایی یک الگوی فرایندی در ارتباط با غیبت ذهنی اعضای هیئت‌علمی در محیط کار اجرا شد. این مطالعه، از نظر رویکرد، پژوهشی کیفی، در ارتباط با هدف، پژوهشی کاربردی و با توجه به ماهیت اکتشافی است که با استفاده از روش نظریه&amp;amp;shy;پردازی داده&amp;amp;shy;بنیاد انجام شد. جامعه آماری را اعضای هیئت‌علمی دانشگاه&amp;amp;shy;های ایران تشکیل می&amp;amp;shy;دهند و داده&amp;amp;shy;های موردنیاز از طریق 23 مصاحبه نیم&amp;amp;shy;ساختار یافته و با توجه به اشباع نظری، گردآوری شد. برای شناسایی افراد مناسب جهت انجام مصاحبه&amp;amp;shy;ها نیز روش در دسترس و نیز روش نمونه&amp;amp;shy;گیری هدفمند به صورت گلوله برفی استفاده شد. پس از تحلیل داده&amp;amp;shy;ها، عوامل مؤثر بر غیبت ذهنی اعضای هیئت‌علمی در قالب عوامل علی (عوامل نگرشی، عوامل مهارتی- عملکردی، ویژگی&amp;amp;shy;های مدیران دانشگاه و ویژگی&amp;amp;shy;های فرهنگ‌سازمانی دانشگاه)، عوامل زمینه&amp;amp;shy;ای (ساختار سازمانی دانشگاه، نارسایی سیستم مدیریت منابع انسانی، دانشجویان، عوامل شغلی و مشکلات شخصی) و عوامل مداخله&amp;amp;shy;گر (عوامل بازدارنده فردی و اجتماعی) دسته&amp;amp;shy;بندی شدند. یافته&amp;amp;shy;ها همچنین حاکی است، غیبت ذهنی اعضای هیئت‌علمی در محیط کار به شکل ترک خدمت مجازی و غفلت از کار (وقت&amp;amp;shy;گذرانی در محیط کار) خود را نشان می&amp;amp;shy;دهد. راهبردهای کاهش این پدیده نیز در قالب 2 بعد (کاهش انزاوی اجتماعی و اقدامات عملکردی) و پیامدهای آن نیز در 2 سطح (فردی و سازمانی) شناسایی شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>گونه‌شناسی شایعات در محیط کار با رویکرد سطوح سلسله‌مراتبی سازمانی</title>
      <link>https://ipom.journals.pnu.ac.ir/article_12565.html</link>
      <description>شایعات در محیط کار، به‌عنوان یک پدیده پیچیده و به‌سرعت درحال‌رشد، طیف گسترده‌ای از یافته‌ها را ایجاد کرده است. این رشد سریع منجر به سردرگمی و پراکندگی در ادبیات شده است و نیاز به یک ترکیب جامع از ادبیات را برجسته می‌کند؛ لذا پژوهش حاضر از رویکرد مرور نظام‌مند ادبیات کتاب‌سنجی بیبلیومتری برای ادغام ادبیات متنوع در مورد شایعات در محیط کار استفاده کرده است. به طور نظام‌مند نمونه‌ای از 258 مقاله تحقیقاتی را از پایگاه‌های داده وب آو ساینس و اسکوپوس جستجو، انتخاب و به طور انتقادی بررسی شد. تجزیه‌وتحلیل کتاب‌سنجی مروری کامل بر 258 مقاله ارائه داد و به دنبال آن یک ترکیب انتقادی از ادبیات 183 مقاله ارائه شد که مطالعات قبلی را در دو موضوع اصلی سازماندهی می‌کند: پیشینه‌ها و پیامدهای شایعات در محیط کار. این موارد به سه زیر موضوع طبقه‌بندی ‌شدند: فرستنده شایعه، گیرنده شایعه و هدف شایعه. علاوه بر این، یک چارچوب مفهومی برای نشان‌دادن تعاملات درون مثلث شایعه‌پراکنی ایجاد شد و یک گونه‌شناسی شایعه‌پراکنی را بر اساس سطوح سلسله‌مراتبی سازمانی شامل شایعه‌پراکنی عمودی، شایعه‌پراکنی افقی و شایعه‌پراکنی سلسله‌مراتبی مختلط طبقه‌بندی ‌شدند.و یک گونه‌شناسی شایعه‌پراکنی را بر اساس سطوح سلسله‌مراتبی سازمانی شامل شایعه‌پراکنی عمودی، شایعه‌پراکنی افقی و شایعه‌پراکنی سلسله‌مراتبی مختلط طبقه‌بندی ‌شدند.اال للل</description>
    </item>
    <item>
      <title>گسلایتینگ در محیط کار: واکاوی راهکارهای مقابله‌ای کارکنان</title>
      <link>https://ipom.journals.pnu.ac.ir/article_12922.html</link>
      <description>پدیده &amp;amp;laquo;گسلایتینگ سازمانی&amp;amp;raquo; یا سوءاستفاده عاطفی، شکلی پیچیده از دست‌کاری روانی است که با هدف قرار دادن ادراک واقعیت و اعتماد به ‌نفس کارکنان، محیط‌های کاری سمی ایجاد می‌کند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل راهکارهای مقابله کارکنان با این پدیده در سازمان‌های دولتی انجام شده است. این مطالعه از نظر ماهیت، توسعه‌ای و با رویکرد کیفی اکتشافی انجام پذیرفت. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته با ۱۲ نفر از خبرگان دانشگاهی و کارکنان سازمان‌های دولتی استان سمنان که به روش هدفمند انتخاب شده بودند، گردآوری و از طریق روش تحلیل مضمون (براون و کلارک) و با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA2020 تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌های پژوهش نشان داد که راهکارهای مقابله‌ای کارکنان در ۵ مضمون اصلی و 13 مضمون فرعی طبقه‌بندی می‌شود. مضامین اصلی شناسایی شده عبارت‌اند از: &amp;amp;laquo;توانمندسازی روان‌شناختی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مستندسازی مبتنی بر شواهد&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ارتقای شایستگی حرفه‌ای&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;حمایت اجتماعی و توسل به ساختارهای رسمی&amp;amp;raquo; و در نهایت &amp;amp;laquo;راهبردهای اجتنابی و منفعلانه&amp;amp;raquo;. نتایج حاکی از آن است که کارکنان در مواجهه با این پدیده پنهان، ترکیبی از کنش‌های فعال برای حفظ جایگاه حرفه‌ای و واکنش‌های روان‌شناختی برای صیانت از سلامت روان خود را به کار می‌گیرند. به همین منظور پیشنهاد می‌شود سازمان‌ها با برگزاری کارگاه‌های تاب‌آوری و ایجاد سازوکارهای حمایتی رسمی، از بروز آسیب‌های ناشی از محیط‌های کاری سمی پیشگیری کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>به‌سوی مدل مفهومی فلاکت سازمانی: ضرورت، مرور انتقادی، شاخص‌ها</title>
      <link>https://ipom.journals.pnu.ac.ir/article_12217.html</link>
      <description>سلامت سازمان‌ها که از تعامل انسان‌ها و ساختارها در محیطی پویا شکل می‌گیرد، بر رفاه اقتصادی و اجتماعی جامعه اثرگذار است. در اقتصاد کلان، شاخص فلاکت اقتصادی با ترکیب دو متغیر تورم و بیکاری، تصویری فوری از وضعیت اقتصاد ارائه می‌دهد و عددی به دست می‌دهد که نشان می‌دهد وضعیت نسبت به گذشته یا کشورهای رقیب بهبود یافته یا بدتر شده است. در سطح سازمان، با وجود ابزارهای متعدد مدیریت عملکرد، هنوز شاخصی جامع و استاندارد که بتواند وضعیت کلی سازمان را به‌صورت عددی و شفاف بیان کند، وجود ندارد. این مقاله ابتدا با مرور انتقادی مهم‌ترین شاخص‌های مدیریتی، خلأ موجود را نشان می‌دهد و سپس شاخص فلاکت سازمانی را به‌عنوان راهکاری ترکیبی معرفی می‌کند. این شاخص با سه بُعد انسانی، ساختاری و محیطی، عددی نهایی ارائه می‌دهد که میزان نابسامانی سازمان را می‌سنجد. یک مثال فرضی نیز برای نمایش کاربرد مقایسه‌ای این شاخص ارائه شده است. در پایان، پیشنهادهایی برای پژوهشگران و نهادهای اجرایی جهت توسعه و عملیاتی‌سازی مدل ارائه می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی ساختار پیشایندی/ پسایندی اجرای مدل 34000 منابع انسانی با تاکید بر تجارب زیسته مدیران</title>
      <link>https://ipom.journals.pnu.ac.ir/article_12174.html</link>
      <description>امروزه منابع انسانی کارآمد، شاخص اصلی برتری سازمان‌ها محسوب می‌شود و توجه به منابع انسانی مؤثر و توانمند در حوزه آموزش و توسعه روزبه‌روز اهمیت بیشتری می‌یابد. هدف پژوهش حاضر، تدوین ساختار پیشایندی-پسایندی اجرای مدل 34000 بر مبنای تجارب زیسته مدیران منابع انسانی است. این پژوهش از نظر رویکرد، آمیخته (کیفی&amp;amp;ndash;کمی) و از نوع اکتشافی بوده و در بخش کیفی از روش پدیدارشناسی با مصاحبه نیمه ‌ساختاریافته با مدیران دارای تجربه زیسته در اجرای مدل 34000 استفاده شده است. داده‌های کیفی با بهره‌گیری از کدگذاری و روش ترکیبی ISM-DEMATEL تحلیل گردید. جامعه آماری در بخش کیفی 12 نفر از صاحب‌نظران که به اشباع نظری رسیدیم و در بخش کمی، شامل کلیه مدیران سازمان‌هایی است که از مدل 34000 استفاده کرده‌اند و از میان آن‌ها 127 نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. یافته‌ها نشان داد که مدل طراحی‌ شده می‌تواند به سازمان‌ها کمک کند تا اقدامات اثربخش در حوزه منابع انسانی را در مسیر تعالی به‌کارگیرند، بهبود مستمر در فرایندها و کیفیت جامع سازمانی را دنبال کنند و در نهایت زمینه‌ساز تحول و تغییر فرهنگ‌سازمانی شوند. نتایج حاصل، ضمن ارائه یک چارچوب مفهومی برای اجرای مدل 34000، می‌تواند به‌عنوان راهنمایی کاربردی در تصمیم‌گیری‌های راهبردی مدیران منابع انسانی مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل حکمرانی دیجیتال مبتنی بر جمع‌سپاری در مرکز ملی فضای مجازی ایران</title>
      <link>https://ipom.journals.pnu.ac.ir/article_12738.html</link>
      <description>چکیدهاین پژوهش با هدف ارائه مدل حکمرانی دیجیتال با رویکرد جمع سپاری در ایران پرداخته و به دنبال طراحی چارچوبی جامع برای مدیریت فضای مجازی کشور با تأکید بر قابلیت های مشارکتی و بهره‌برداری بهینه از ظرفیت‌های ملی است. این پژوهش با رویکرد کمی و هدف توسعه‌ای انجام شده است. ابتدا، به شناسایی ابعاد و مؤلفه‌های حکمرانی دیجیتال از طریق مرور سیستماتیک منابع علمی پرداخته شد. سپس، با استفاده از تکنیک دلفی و مشارکت 15 نفر از خبرگان، مؤلفه‌ها پالایش و تأیید گردید. در مرحله بعدی، مدل پژوهش با مدلسازی ساختاری ارزیابی شد و برای تحلیل داده‌ها از شبکه عصبی مصنوعی و نرم‌افزارهای متلب و اسمارت پی‌ال‌اس استفاده شد. جامعه آماری شامل 690 نفر از مدیران و کارشناسان ارشد مرکز ملی فضای مجازی، موسسات مشاور و زیرمجموعه های تابعه بود که از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌بندی‌شده و پرسشنامه به حجم نمونه 248 نفر توزیع گردید. نتایج نشان داد که مدل حکمرانی دیجیتال با رویکرد جمع سپاری یک مدل چندبعدی است که ابعاد مختلفی همچون زیست بوم دیجیتال، اقتصاد دیجیتال، زیرساخت دیجیتال، حقوقی و قانونی، فرهنگی و اجتماعی و رویکرد جمع سپاری را در بر می‌گیرد. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که مدل حکمرانی دیجیتال با رویکرد جمع سپاری نه تنها از ظرفیت‌های داخلی برای ارتقای حکمرانی دیجیتال استفاده می‌کند، بلکه می‌تواند به‌عنوان یک الگوی بومی و مقاومتی برای کشور عمل کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش مدیریت کسری بودجه در پایداری رشد اقتصادی ایران: تحلیل پویا با رویکرد ترکیبی موجک - TVP-VAR و پیشنهادهای سیاست‌گذاری عمومی</title>
      <link>https://ipom.journals.pnu.ac.ir/article_13064.html</link>
      <description>چارچوب نظری این پژوهش بر پایه مدل ترکیبی موجک TVP-VAR استوار است. داده‌های سری زمانی مربوط به کسری بودجه و رشد اقتصادی پس از طی مراحل پیش‌پردازش شامل پدینگ و نرمال‌سازی، مورد تحلیل قرار گرفتند. تجزیه موجکی با استفاده از موجک دابوچی 1 (db1) و در سطح تجزیه 3، حضور الگوهای غیرخطی و چندمقیاسی را در داده‌ها آشکار ساخت. نمودار سرریز خالص پویا، تعاملات متقابل بین متغیرها را در دوره‌های زمانی مختلف به تصویر می‌کشد. با بهره‌گیری از فیلتر کالمن و روش بوت‌استرپ، پارامترهای زمان‌متغیر در مدل TVP-VAR تخمین زده شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد که کسری بودجه در کوتاه‌مدت، از طریق سازوکارهایی همچون محرک‌های مالی، تأثیری مثبت بر رشد اقتصادی دارد، اما این تأثیر در بلندمدت رو به کاهش می‌گذارد. علاوه بر این، نوسانات کسری بودجه منجر به بی‌ثباتی در رشد اقتصادی می‌شود. این مطالعه بر اهمیت رویکردهای تحلیلی چندمقیاسی و پویا در بررسی روابط اقتصاد کلان تأکید ورزیده و به سیاست‌گذاران توصیه می‌کند تا با اتخاذ رویکردی جامع و متعادل در مدیریت کسری بودجه، زمینه پایداری رشد اقتصادی را فراهم آورند. یافته‌ها بر ضرورت مدیریت متعادل کسری بودجه در سازمان‌های دولتی برای کاهش بی‌ثباتی و تقویت عملکرد اقتصادی تأکید دارد.واژه‌های کلیدیکسری بودجه، رشد اقتصادی، ایران، مدل ترکیبی موجک، محرک‌های مالی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فهم پدیده خشم اخلاقی مدیران در سازمان مورد پژوهش: شعب منتخب بانک‌های دولتی شهر اصفهان</title>
      <link>https://ipom.journals.pnu.ac.ir/article_12777.html</link>
      <description>تمرکز بر درک سازوکارهای روان‌شناختی و اخلاقی مدیران در محیط کار از جمله رویکردهایی است که مدیریت منابع انسانی می‌تواند در پرتو آن زمینه‌ساز فهم عمیق‌تر روابط کاری و تعاملات سازمانی گردد. یکی از این سازوکارها خشم اخلاقی است؛ هیجانی که هنگام مشاهده رفتارهای غیراخلاقی یا نقض ارزش‌ها بروز می‌کند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر واکاوی الگوی خشم اخلاقی مدیران در شعب منتخب بانک‌های دولتی شهر اصفهان می‌باشد .این پژوهش از نظر هدف کاربردی&amp;amp;ndash;توسعه‌ای است و با بهره‌گیری از رویکرد کیفی و روش نظریه داده‌بنیاد انجام شده است. برای شناسایی مؤلفه‌های الگوی خشم اخلاقی، با ۱۵ نفر از خبرگان دانشگاهی و مدیران شعب بانک‌های دولتی، به روش نمونه‌گیری هدفمند، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و با رعایت قاعده اشباع نظری انجام شد. همچنین برای بررسی برازش الگوی مفهومی استخراج‌شده، از پرسشنامه محقق‌ساخته مبتنی بر یافته‌های بخش کیفی استفاده گردید. روایی پرسشنامه با بهره‌گیری از نسبت روایی محتوا ,و شاخص روایی محتوا و پایایی آن از طریق پایایی بین‌کدگذاران ارزیابی شد.تحلیل داده‌ها منجر به استخراج مجموعه‌ای از مفاهیم شد که در قالب شش مقوله شامل عوامل علّی، پدیده محوری، عوامل زمینه‌ای، عوامل مداخله‌گر، راهبردها و پیامدها سازمان‌دهی گردید. یافته‌ها نشان می‌دهد که خشم اخلاقی مدیران تحت‌تأثیر مجموعه‌ای از شرایط علّی همچون ویژگی‌های شناختی و روان‌شناختی فردی، فشارهای روان‌شناختی مرتبط با نقش رهبری و عوامل بین‌فردی و بین‌گروهی شکل می‌گیرد. افزون بر این، برخی نارسایی‌های ساختاری، ضعف شفافیت و فقدان حمایتگری اخلاقی در سازمان به‌عنوان شرایط زمینه‌ای در ایجاد و تشدید این پدیده نقش دارند. خشم اخلاقی همچنین پیامدهایی در سه سطح فردی، بین‌فردی و سازمانی به همراه دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربرد سیستم‌های توصیه‌گر بر مشارکت الکترونیکی شهروندان با نقش واسط رسانه های اجتماعی و اعتماد الکترونیکی</title>
      <link>https://ipom.journals.pnu.ac.ir/article_12845.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر کاربرد سیستم‌های توصیه‌گر بر مشارکت الکترونیکی شهروندان با در نظر گرفتن نقش واسط رسانه‌های اجتماعی و اعتماد الکترونیکی انجام شده است. در دنیای امروز، توسعه فناوری‌های دیجیتال و گسترش خدمات الکترونیکی، زمینه‌های جدیدی برای تعامل شهروندان با نهادهای حاکمیتی فراهم کرده است؛ با این حال، میزان مشارکت الکترونیکی شهروندان به عوامل متعددی از جمله کیفیت سیستم‌های توصیه‌گر، سطح اعتماد الکترونیکی و میزان استفاده از رسانه‌های اجتماعی وابسته است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی بوده و داده‌ها از طریق پرسشنامه استاندارد جمع‌آوری شده‌اند. جامعه آماری شامل شهروندان استفاده‌کننده از خدمات الکترونیکی بوده و نمونه‌گیری به روش تصادفی انجام شده است. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از مدل‌سازی معادلات ساختاری استفاده گردید.یافته‌های پژوهش نشان داد که کاربرد سیستم‌های توصیه‌گر تأثیر مثبت و معناداری بر مشارکت الکترونیکی شهروندان دارد. همچنین، نتایج بیانگر آن است که رسانه‌های اجتماعی و اعتماد الکترونیکی به‌عنوان متغیرهای میانجی، نقش تقویت‌کننده‌ای در این رابطه ایفا می‌کنند؛ به‌گونه‌ای که سیستم‌های توصیه‌گر از طریق افزایش تعامل در رسانه‌های اجتماعی و ارتقای سطح اعتماد کاربران، به شکل غیرمستقیم نیز مشارکت الکترونیکی را افزایش می‌دهند. علاوه بر این، تأثیر مستقیم رسانه‌های اجتماعی و اعتماد الکترونیکی بر مشارکت الکترونیکی نیز مورد تأیید قرار گرفت.در نهایت، نتایج این پژوهش بر اهمیت طراحی و به‌کارگیری سیستم‌های توصیه‌گر کارآمد، تقویت بسترهای رسانه‌های اجتماعی و ارتقای اعتماد الکترونیکی شهروندان تأکید دارد. پیشنهاد می‌شود مدیران و سیاست‌گذاران با تمرکز بر بهبود کیفیت خدمات دیجیتال، شفافیت اطلاعات و توسعه تعاملات آنلاین، زمینه‌های افزایش مشارکت الکترونیکی شهروندان را فراهم سازند. این پژوهش می‌تواند مبنایی برای مطالعات آتی در حوزه حکمرانی دیجیتال و مشارکت شهروندی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی نقش مجلس شورای اسلامی در فرآیند برنامه‌ریزی توسعه با تمرکز بر چالش‌ ناهماهنگی درون برنامه‌ای</title>
      <link>https://ipom.journals.pnu.ac.ir/article_12863.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف واکاوی نقش مجلس شورای اسلامی در فرآیند برنامه‌ریزی توسعه با تمرکز بر چالش‌ ناهماهنگی درون برنامه‌ای انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع کیفی، با ماهیت اکتشافی و جهت‌گیری کاربردی است و با استفاده از راهبرد تحلیل ثانویه کیفی انجام شده است. داده‌های پژوهش شامل 14 مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با صاحب‌نظران توسعه و مجموعه‌ای از اسناد مرتبط با نظام برنامه‌ریزی توسعه ایران است که بین پاییز 1402 تا پاییز 1403 گردآوری شده‌اند. فرایند تحلیل داده‌ها با استفاده از روش تحلیل مضمون کینگ و هاروکس و به کمک نرم‌افزار MAXQDA انجام گرفت و در نهایت، داده‌ها در قالب ۵۷ کد توصیفی، ۱۴ کد تفسیری و 3 مضمون فراگیر سازمان‌دهی شدند. یافته‌های پژوهش نشان داد که فقدان مبنای مشخص، مشترک و معتبر برای نقش‌آفرینی مجلس در فرآیند تدوین برنامه‌های توسعه، علت تشدید ناهماهنگی‌های درون‌برنامه‌ای در مجلس است. در این میان، نهادهای غیررسمی نامعتبر همچون محلی‌گرایی و بخش‌گرایی به‌عنوان نیروهای واگرا عمل کرده و اعتبار نهادهای رسمی مانند اصول قانون اساسی، سیاست‌های کلی و آیین‌نامه داخلی مجلس را تضعیف می‌کنند. همچنین عوامل تسهیل‌گر نظیر ظرفیت تخصصی ناکافی نمایندگان (نظام باور نامعتبر) و کلی بودن آیین‌نامه داخلی مجلس (نهاد رسمی نامشخص) نیروهای واگرا را تقویت نموده و اعتبار نهادهای رسمی را تضعیف می‌کند. پیامد نهایی این فرآیند، تشدید ناهماهنگی درون برنامه‌های توسعه و در نهایت، تشدید ناکارآمدی نظام برنامه‌ریزی توسعه است. پژوهش حاضر بر ضرورت بازنگری در ساختارهای حقوقی مرتبط با بررسی برنامه‌های توسعه در مجلس و مدیریت بهتر تعاملات نهادی در فرآیند بررسی برنامه در مجلس تأکید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل رهبری قوت مدار در دانشگاه پیام نور با راهبرد داده بنیاد</title>
      <link>https://ipom.journals.pnu.ac.ir/article_12567.html</link>
      <description>تأکید رهبری سنتی بر ارتباطات از بالا به پایین، امکان ایجاد همکاری و خلاقیت را محدود می کند و رویکرد یکسان به همه کارکنان در سبک هایی مانند رهبری دستوری، تطابق ترفندهای به کارگرفته توسط رهبر با توانایی های فردی و شرایط موقعیتی را نادیده می گیرد .بر اساس پژوهش‌های روانشناسی مثبت، زمانی که کارکنان به جای تمرکز بر نقاط ضعف خود، بر نقاط قوتشان متمرکز شوند، به احتمال بیشتری به سطوح بهینه عملکرد در کار دست پیدا می‌کنند. پژوهش حاضر ارائه دهنده ی الگوی رهبری قوت مدار در دانشگاه پیام نوراست. این پژوهش از نوع کاربردی &amp;amp;ndash; اکتشافی مبتنی بر رویکرد داده بنیاد است. ابزار جمع‌آوری داده‌ها، مصاحبه نیمه ساختار یافته است. نمونه آماری شامل 15 نفر از خبرگان مدیریتی بود که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. برای تحلیل داده های کیفی پژوهش، از نرم افزارMAXQDA 2020 استفاده شد. 29 کد فرعی از پاسخ خبرگان، استخراج شد. بررسی مضامین مصاحبه های انجام شده و سازماندهی مقوله های فرعی نشان داد، رهبری قوت مدار به عنوان پدیده محوری ناشی از شرایط علّی مانند آموزش، روحیه همکاری، ویژگیهای شخصیتی و قوت مداری شکل خواهد گرفت. کنشهای ارتقای مهارت ها، ارزشیابی و تیم محوری در مدل رهبری قوت مدار، پیامدهایی مانند توسعه سازمانی، خلاقیت، رضایت شغلی و مشارکت سازمانی را در پی خواهد داشت. هرچند در این الگو، عوامل زمینه‌ای نظیر ساختار، فرهنگ و محیط سازمانی و شرایط مداخله گر، روابط را تحت تاثیر قرار خواهند داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل ساختاری تفسیری انگیزه پیشرفت مدیران (مورد مطالعه: دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد)</title>
      <link>https://ipom.journals.pnu.ac.ir/article_12864.html</link>
      <description>چکیدهانگیزه پیشرفت کارکنان به‌عنوان یکی از عوامل کلیدی در ارتقای عملکرد فردی و سازمانی، نقشی اساسی در تحقق اهداف سازمان‌های خدماتی، به‌ویژه دانشگاه‌های علوم پزشکی ایفا می‌کند. با توجه به پیچیدگی عوامل مؤثر بر انگیزه پیشرفت و تعاملات متقابل میان آن‌ها، بهره‌گیری از رویکردهای سیستمی و تفسیری برای تبیین این پدیده ضروری به نظر می‌رسد. پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل ساختاری&amp;amp;ndash;تفسیری انگیزه پیشرفت مدیران دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد انجام شده است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از حیث ماهیت، کیفی&amp;amp;ndash;اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان دانشگاهی و مدیران با تجربه دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد است که به‌صورت گلوله برفی انتخاب شدند. گردآوری داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته انجام و داده‌ها با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفتند کهن شامل 1 مضمون فراگیر، 7 مضمون سازمان دهنده 15 مضمون پایه 75 کد اولیه بودند. در ادامه، به‌منظور تبیین روابط علّی و سطح‌بندی عوامل شناسایی‌شده، از روش مدل‌سازی ساختاری تفسیری (ISM) بهره گرفته شد. یافته‌های پژوهش نشان داد انگیزه پیشرفت کارکنان متأثر از مجموعه‌ای از عوامل فردی، شغلی، سازمانی، مدیریتی و محیطی است که در سطوح مختلف مدل ساختاری تفسیری قرار می‌گیرند. نتایج مدل حاکی از آن است که عوامل زیربنایی نظیر حمایت مدیریتی، عدالت سازمانی و فرهنگ انگیزشی، بیشترین قدرت نفوذ را داشته و سایر عوامل انگیزشی را تحت تأثیر قرار می‌دهند. در مقابل، متغیرهایی مانند عملکرد شغلی و تمایل به پیشرفت در سطوح بالاتر مدل قرار گرفته و بیشتر نقش پیامدی ایفا می‌کنند. نتایج این پژوهش می‌تواند مبنای مناسبی برای تدوین سیاست‌ها و برنامه‌های منابع انسانی با هدف ارتقای انگیزه پیشرفت کارکنان در دانشگاه‌های علوم پزشکی فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و اعتبارسنجی الگوی شایستگی‌های شغلی در یک سازمان دولتی (مورد مطالعه: شغل آموزش و ترویج حفاظت محیط‌زیست در سازمان حفاظت محیط‌زیست)</title>
      <link>https://ipom.journals.pnu.ac.ir/article_12865.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل شایستگی رشته شغلی آموزش و ترویج حفاظت محیط‌زیست که یکی از مشاغل اختصاصی سازمان حفاظت محیط‌زیست است انجام شده است. این پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شده است. در این راستا با تعداد 17 نفر از خبرگان و متخصصین رشته شغلی آموزش و ترویج حفاظت محیط‌زیست که با راهبرد نمونه‌گیری گلوله برفی انتخاب شدند مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق انجام و برای تحلیل داده‌ها از فرآیند کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. پس از پیاده‌سازی محتوای مصاحبه‌ها و تحلیل آنها 11 شایستگی شامل شایستگی آغازگری، شایستگی روانشناسی مخاطب و توان فرهنگ‌سازی، شایستگی کار تیمی و شبکه‌سازی اجتماعی، شایستگی‌های دانشی، شایستگی‌های فنی تخصصی، شایستگی‌های کاربست هوش مصنوعی و فناوری، شایستگی‌های توسعه فردی و سازمانی، شایستگی ارتباطات فردی و سازمانی، شایستگی تحلیل جامع و حل مساله، شایستگی مدیریت اجرای مؤثر پروژه‌ها و برنامه‌ها و ویژگی‌های شخصیتی شناسایی و کشف گردید. در ادامه و به‌منظور اعتبارسنجی الگوی اکتشاف شده توسط مصاحبه‌شوندگان، نظرات ایشان از طریق پرسشنامه‌ای که دربرگیرنده مؤلفه‌ها و مفاهیم الگو بود دریافت گردید که تحلیل‌های کمی روی داده‌های جمع‌آوری‌شده نشان‌دهنده تأیید مدل از سوی خبرگان بود. شایستگی‌های اصلی و مؤلفه‌های تشکیل‌دهنده آنها می‌توانند به‌عنوان الگوی مناسب در فرایندهای جذب، ارتقا، آموزش و توسعه، استعدادیابی، استعدادپروری و جانشین پروری و همچنین به‌عنوان مدل شایستگی اختصاصی شغل آموزش و ترویج حفاظت محیط‌زیست در کانون ارزیابی و توسعه مورداستفاده قرار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بهره‌گیری از هوش مصنوعی در فرآیند خط‌مشی‌گذاری: تجزیه و تحلیل داده‌های کلان و تصمیم‌گیری هوشمند</title>
      <link>https://ipom.journals.pnu.ac.ir/article_12866.html</link>
      <description>در عصر تحولات دیجیتال و پیچیدگی فزاینده مسائل اجتماعی، اقتصادی و زیست‌ محیطی، بهره‌گیری از هوش مصنوعی در خط‌مشی‌گذاری عمومی به ضرورتی راهبردی تبدیل شده است. این پژوهش با هدف تحلیل انتقادی نقش هوش مصنوعی در فرآیند خط‌مشی‌گذاری و ارائه چارچوبی بومی برای استفاده از هوش مصنوعی در نظام تصمیم‌سازی ایران طراحی شده است. روش تحقیق این مطالعه به‌صورت مرور نظام‌مند با بهره‌گیری از استاندارد PRISMA و تحلیل تطبیقی تجارب کشورهای پیشرو نظیر کانادا، استونی و سنگاپور تدوین گردیده است. در این پژوهش، تعداد 632 مقاله در جستجوی اولیه شناسایی شد که پس از اعمال معیارهای ورود و خروج، 28 مقاله علمی معتبر مورد تحلیل عمیق قرار گرفت. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که هوش مصنوعی در تمامی مراحل خط‌مشی‌گذاری شامل شناسایی مسائل، تحلیل خط‌مشی‌ها، طراحی راهکارها، اجرای اثربخش و ارزیابی بهبود مستمر نقش کلیدی ایفا می‌کند. مهم‌ترین کارکردهای AI شامل پردازش داده‌های کلان، شناسایی الگوهای پنهان، پیش‌بینی پیامدها و تحلیل شبکه‌های اجتماعی می‌باشد. با این حال، چالش‌هایی نظیر سوگیری الگوریتمی، عدم شفافیت مدل‌ها و تهدیدات حریم خصوصی همچنان پابرجاست. بر اساس یافته‌ها، این مقاله چارچوبی بومی سه‌لایه متناسب با اقتضائات ایران پیشنهاد می‌دهد که ضمن تقویت شفافیت، پاسخگویی و کارآمدی، زمینه را برای توسعه حکمرانی داده‌محور و هوشمند فراهم می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و رتبه‌بندی عوامل موثر بر نامرئی شدن کارکنان در سازمان‌ها</title>
      <link>https://ipom.journals.pnu.ac.ir/article_12867.html</link>
      <description>با توجه به پیامدهای منفی نامرئی شدن کارکنان در سازمان‌ها و نیاز به شناسایی عوامل موثر بر آن در راستای مدیریت این پدیده مخرب، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت‌بندی عوامل موثر بر نامرئی شدن کارکنان در سازمان‌های ایرانی اجرا شد. پژوهش حاضر، از نظر هدف در دسته پژوهش‌های کاربردی قرار می‌گیرد و به لحاظ ماهیت و روش گردآوری داده-ها آمیخته اکتشافی است. به این شکل که در بخش کیفی، با استفاده از روش فراترکیب، عوامل موثر بر نامرئی شدن کارکنان شناسایی شد و در بخش کمی، عوامل شناسایی شده با استفاده از روش فازی سلسله‌مراتبی نوع 2 رتبه‌بندی شدند. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی متشکل از مطالعات پیشین است که در این بین از طریق ارزیابی عنوان، چکیده و محتوای منابع در دسترس، 28 منبع جهت استفاده در پژوهش انتخاب شد. جامعه آماری بخش کمی نیز متشکل از خبرگان دانشگاهی استان فارس است که با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند، 8 نفر به عنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. داده‌های مورد نیاز در بخش کیفی از طریق مرور و بررسی ادبیات و در بخش کمی از طریق پرسشنامه گردآوری شد. یافته‌ها نشان داد که سه دسته عوامل سازمانی، عوامل فردی و عوامل شغلی می‌توانند نامرئی شدن کارکنان در سازمان‌های ایران را تحت تاثیر قرار دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه و تحلیل پدیده انتخاب پناه‌گاهی در ساختارهای مدیریتی: علل و عوامل انتخاب مدیران ضعیف در سطوح پایین‌تر سازمانی</title>
      <link>https://ipom.journals.pnu.ac.ir/article_12981.html</link>
      <description>تحلیل پدیده انتخاب پناه‌گاهی در ساختارهای مدیریتی: علل و عوامل انتخاب مدیران ضعیف در سطوح پایین‌تر سازمانیچکیدهپژوهش حاضر به تحلیل پدیده &amp;amp;laquo;انتخاب پناه‌گاهی&amp;amp;raquo; در ساختار مدیریتی سازمان‌های دولتی ایران می‌پردازد؛ وضعیتی که در آن مدیران ارشد، آگاهانه افراد ضعیف‌تر را برای پست‌های پایین‌دستی برمی‌گزینند تا با حذف تهدیدهای بالقوه، شبکه قدرت شخصی خود را تثبیت کنند. این رفتار به تدریج به قاعده‌ای نانوشته بدل شده و پیامدهایی چون کاهش بهره‌وری، حذف نخبگان و رکود تحول را به دنبال داشته است. پژوهش با رویکرد کمی و کاربردی-توسعه‌ای، از طریق پرسشنامه محقق‌ساخته و روش پیمایشی بر روی نمونه‌ای متشکل از ۱۷۴ مدیر، کارشناس و استاد دانشگاه در تهران انجام شد. داده‌ها با آزمون کولموگروف&amp;amp;ndash;اسمیرنوف، تحلیل عاملی اکتشافی با چرخش واریماکس و نرم‌افزارهای SPSS و LISREL تحلیل شدند. روایی ابزار با KMO و بارتلت تأیید شد. نتایج به شناسایی چهار عامل اصلی انجامید که بیش از ۹۰ درصد واریانس متغیرها را تبیین می‌کنند: عوامل سازمانی-مدیریتی، تعمدی-راهبردی، فرهنگی-اجتماعی و روان‌شناختی-رفتاری. مؤلفه‌هایی چون ضعف نظام انتصاب، نخبه‌ستیزی، تثبیت قدرت شخصی و ترس از دست دادن موقعیت شغلی، نقش پررنگی در بروز این پدیده دارند. یافته‌ها بیانگر آن است که &amp;amp;laquo;انتخاب پناه‌گاهی&amp;amp;raquo; رفتاری فرصت‌طلبانه و چندبعدی است که اصلاح آن مستلزم بازنگری در نظام انتصاب و فرهنگ سازمانی می‌باشد.واژه‌های کلیدی:انتخاب پناه‌گاهی، ناشایسته‌سالاری، ساختار مدیریت، سازمان‌های دولتی</description>
    </item>
    <item>
      <title>سیر تکاملی سرمایه فکری: یک مرور حیطه‌ای و تحلیل کتاب‌سنجی</title>
      <link>https://ipom.journals.pnu.ac.ir/article_13061.html</link>
      <description>این پژوهش یک مرور حیطه‌ای ترکیبی همراه با تحلیل کتاب‌سنجی را برای ترسیم ساختار مفهومی، روندهای موضوعی و خلأهای پژوهشی حوزه سرمایه فکری ارائه می‌دهد. با جستجو و غربال‌گری در پایگاه اسکوپوس، از میان ۶۵۶۸ سند اولیه پس از حذف ۸۳۷ مورد تکراری و اعمال معیارهای ورود، در نهایت ۱۰۹ مقاله داوری‌شده برای تحلیل انتخاب شد؛ داده‌ها به‌صورت توصیفی، خوشه‌بندی مفهومی (با VOSviewer) و تحلیل محتوایی مورد بررسی قرار گرفت. پژوهش نشان می‌دهد ادبیات سرمایه فکری طی پنج مرحله تاریخی تکامل یافته است: از بنیان‌گذاری نظری و تعریف سازه تا تمرکز بر سنجش و گزارش‌دهی، کاربرد مدیریتی، گسترش به اکوسیستم‌های منطقه‌ای/ملی و نهایتاً پیوند با نوآوری، دیجیتالی‌سازی، کارآفرینی و پایداری. تحلیل کتاب‌سنجی ۱۳ خوشه موضوعی را آشکار ساخت (از جمله: اندازه‌گیری و گزارش‌دهی، سرمایه انسانی، نوآوری، دیجیتالی‌سازی، سرمایه فکری سبز و سرمایه فکری ملی/منطقه‌ای)، و نشان داد که سرمایه انسانی همچنان نقش محوری دارد، در حالی که مسائل نوظهوری مانند هوش مصنوعی، داده‌های بزرگ، امنیت سایبری و افشای دارایی‌های نامشهود، جهت‌گیری‌های پژوهشی آینده را شکل می‌دهند. بر پایه این یافته‌ها پیشنهاد می‌شود که پژوهش‌های آتی بر توسعه چارچوب‌های یکپارچه سنجش (سطوح سازمانی تا ملی)، مطالعات طولی برای پی‌جویی تأثیرات راهبردی، و بررسی سازوکارهای میان‌رشته‌ای سرمایه فکری در خلق ارزش اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی متمرکز شوند. یافته‌ها برای پژوهشگران، سیاست‌گذاران و مدیران که به بهره‌برداری راهبردی از دارایی‌های نامشهود می‌اندیشند، نقشه راهی روشن فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدل معماری دولت دیجیتال در توسعه خدمات هوشمند، مطالعه مورد پژوهش: شهرداری تهران</title>
      <link>https://ipom.journals.pnu.ac.ir/article_13079.html</link>
      <description>چکیدهمطالعه حاضر با هدف طراحی مدل ساختاری-تفسیری معماری دولت دیجیتال در توسعه خدمات هوشمند شهری انجام شد. این پژوهش از نظر پارادایم‌شناسی عملگرا (پراگماتیسم)، از حیث رویکرد آمیخته و از حیث استراتژی، تحلیل مضمون و مدل‌سازی ساختاری-تفسیری ISM) )است. نمونه‌گیری بر اساس پروتکل کنشگران به روش نمونه‌گیری هدفمند اطلاعات محور انجام شد و با ۲۰ مصاحبه تخصصی با مدیران شهرداری تهران به اشباع نظری دست پیدا شد. برای گردآوری داده‌ها از مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و پرسشنامه استفاده شد. در مجموع، نه (۹) مضمون فراگیر که ابعاد فنی (زیرساخت)، حکمرانی (مدیریتی) و ارزش‌آفرینی (شهروندی) را در بر می‌گرفتند، شناسایی گردید. بر اساس مدل اکتشافی ، عواملی نظیر تنظیم‌گری دیجیتال شهری، راهبری تحول دیجیتال و معماری فناوری دیجیتال شهری به عنوان محرک‌های بنیادین (سطح ۴) و پیشران مدل عمل می‌کنند. این عوامل در عمیق‌ترین سطح ساختار قرار دارند و به صورت علّی بر لایه‌های عملیاتی و پیامدی مدل تأثیر می‌گذارند. همچنین، عواملی چون مشارکت دیجیتال و تعامل شهروندی و امنیت دیجیتال و حفاظت شهری به عنوان عوامل پیوندی ضروری در ساختار علّی ظاهر شدند که نهایتاً منجر به پیامدهای کلیدی نظام خدمات هوشمند شامل پایداری و بهبود مستمر خدمات شهری و سهولت و سرعت دریافت خدمات می‌گردد. مهم‌ترین دستاورد این پژوهش، تبیین اولویت علّی و سلسله‌مراتبی قطعی میان این مضامین در بستر بومی تهران است.واژه‌های کلیدیمعماری دولت دیجیتال، خدمات هوشمند شهری، تحلیل مضمون، مدل‌سازی ساختاری-تفسیری</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
