مدل سازی
بهزاد جعفرزاده کوچکی؛ فاطمه جعفرزاده؛ وجیهه جوانی؛ فرشته آقاجانی
چکیده
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی جامع برای شناسایی شاخصهای بهبود بهرهوری مدیران سازمانهای ورزشی جمهوری اسلامی ایران انجام شد. این مطالعه با روش تحقیق آمیخته (کیفی-کمی) در دو مرحله صورت گرفت. در بخش کیفی، از تحلیل تماتیک با رویکرد شبکه مضامین آتراید-استرلینگ استفاده شد. جامعه آماری بخش کیفی را مدیران وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک، ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی جامع برای شناسایی شاخصهای بهبود بهرهوری مدیران سازمانهای ورزشی جمهوری اسلامی ایران انجام شد. این مطالعه با روش تحقیق آمیخته (کیفی-کمی) در دو مرحله صورت گرفت. در بخش کیفی، از تحلیل تماتیک با رویکرد شبکه مضامین آتراید-استرلینگ استفاده شد. جامعه آماری بخش کیفی را مدیران وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک، مدیران کل ورزش و جوانان استانها، مدیران فدراسیونهای ورزشی، رؤسای هیئتهای ورزشی استانی و مدیران ادارات ورزش و جوانان شهرستانها تشکیل دادند و مصاحبه با 13 نفر انجام و دادهها به دقت تحلیل گردید. در بخش کمی، پرسشنامه میان 350 مدیر سازمانهای ورزشی توزیع و با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری، پنج عامل کلیدی شناسایی شد: توسعه رفتار سازمانی، توسعه علمی-پژوهشی، توسعه حمایتهای محیطی، توسعه ویژگیهای شخصیتی و توسعه مهارتهای فردی. نتایج نشان داد تمامی این عوامل تأثیر معناداری بر بهرهوری مدیران دارند. سازمانهای ورزشی با طراحی برنامههای جامع توانمندسازی، بر این پنج محور تمرکز کرده و از رویکرد سلیقهای در انتصاب مدیران به سمت گزینش مبتنی بر شایستگی حرکت کنند تا زمینه ارتقای بهرهوری و نوآوری در مدیریت ورزشی فراهم شود. همچنین یافتههای این پژوهش نشان میدهد که عوامل متعددی در بهبود بهرهوری مدیران نقش دارند و توجه به تمامی این عوامل میتواند به ارتقای سطح کیفی مدیریت ورزشی کشور کمک نماید.
مدل سازی
ابوالفضل حسینی؛ علی اکبر مجدی
چکیده
اینرسی سازمانی یک عامل مهم مخل در انطباقپذیری کارکردی سازمانها با محیط میباشد. این مطالعه با هدف شناسایی پیشایندها و پسایندهای اینرسی سازمانی در ایران انجام شد. این مطالعه به لحاظ سنخشناسی مروری و متکی بر روش مرور سیستماتیک بود. بهکارگیری مرور سیستماتیک براساس یک پروتکل منظم انجام گرفت که شامل سه مرحله کلان پیشایند تحقیق ...
بیشتر
اینرسی سازمانی یک عامل مهم مخل در انطباقپذیری کارکردی سازمانها با محیط میباشد. این مطالعه با هدف شناسایی پیشایندها و پسایندهای اینرسی سازمانی در ایران انجام شد. این مطالعه به لحاظ سنخشناسی مروری و متکی بر روش مرور سیستماتیک بود. بهکارگیری مرور سیستماتیک براساس یک پروتکل منظم انجام گرفت که شامل سه مرحله کلان پیشایند تحقیق (تعیین پرسش اصلی و الگوی پرسش)، فرایند پژوهش (تعیین معیارهای واجد شرایط، استراتژی جستجو، فرایند انتخاب مقالات و استخراج دادهها) و برآیند پژوهش (ارائه سیمای مطالعات و ترکیب کیفی یافتهها) بود. در نهایت 30 مقاله حائز شرایط نهایی جهت توصیف و ترکیب دادهها شدند. نتایج توصیفی نشان داد که اکثر مطالعات در مجلات مدیریت منتشر شده و مبتنی بر رویکرد کمی، روش پیمایش و متمرکز بر گروه کارکنان انجام شده بودند. همچنین به لحاظ زمانی نیز مطالعات از قدمت دهساله برخوردار بوده و مسئله اصلی آنها تبیین اینرسی سازمانی بوده است. یافتههای کیفی نیز نشان داد که پیشایندهای اینرسی سازمانی در 7 مضمون (ساختاری، مدیریتی، شناختی، ارتباطی، توانشی، منفعتی و رفتاری) و نیز پسایندهای اینرسی سازمانی در چهار مضمون (هنجاری، شناختی، عملکردی و رفتاری) قابلطبقهبندی هستند. با توجه به نقش بیبدیل اینرسی سازمانی در کمینگی کارکرد سازمانها در عصر تغییرات، این نیاز جدی وجود دارد که مطالعاتی با رویکرد سیستمی جهت مدیریت مسئله اینرسی سازمانی انجام شود.
مدل سازی
سید محمد مهدی باکی هاشمی
چکیده
خطمشیگذاران برای اتخاذ تصمیمات آگاهانه در محیطهای پیچیده مانند نظامهای سلامت به اطلاعات دقیق و به موقع نیاز دارند. در هنگام مواجهه نظامهای سلامت با مسائل پیچیده، چند بعدی و نوپدید، بهکارگیری ابزارهای سنتی خطمشیگذاری محدودیتهای قابلتوجهی ایجاد مینماید. هدف این پژوهش شناسایی ابعاد مهم و ...
بیشتر
خطمشیگذاران برای اتخاذ تصمیمات آگاهانه در محیطهای پیچیده مانند نظامهای سلامت به اطلاعات دقیق و به موقع نیاز دارند. در هنگام مواجهه نظامهای سلامت با مسائل پیچیده، چند بعدی و نوپدید، بهکارگیری ابزارهای سنتی خطمشیگذاری محدودیتهای قابلتوجهی ایجاد مینماید. هدف این پژوهش شناسایی ابعاد مهم و تأثیرگذار در خطمشیگذاری بهکارگیری هوش مصنوعی در نظام سلامت ایران است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و با رویکرد کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام شده است. ضمن بهرهگیری از مطالعات کتابخانهای، دادههای تکمیلی پژوهش از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته با 16 نفر از خبرگان به روش نمونهگیری گلوله برفی و تا حد اشباع نظری دادهها گردآوری شد. برای بررسی ابزار پژوهش از روش سه سویهسازی استفاده شد. براساس پاسخ مشارکتکنندگان، در مرحله اول، 328 شناسه اولیه و در مرحله دوم 47 مضمون فرعی استخراج گردید. در مرحله سوم نیز پنج مضمون اصلی شامل: الزامات خطمشی، مناسبسازی اجرا، رشد و توسعه، کاربردها و سرانجام موانع و چالشهای کاربست هوش مصنوعی در نظام سلامت کشور احصا شد. تجزیه و تحلیل دادههای انجام شده امکان شناسایی مزایا و معایب استفاده از هوش مصنوعی در نظام سلامت را فراهم کرده است اما چالش اصلی در بهکارگیری و بهرهبرداری از هوش مصنوعی در نظام سلامت، خود فناوری نیست که در جهان پیرامون ما در حال رشد و تکامل است، بلکه در چارچوب قانونی است که بهوضوح فاقد مقررات مناسب و در نظر داشتن برخی تحولات سیاسی، اخلاقی، اجتماعی و قضایی است. همچنین به منظور جلوگیری از تعارض و حفظ رویکرد رشد و توسعه در بهکارگیری آن، همکاریهای بین بخشی و فرابخشی اهمیت دو چندان دارد.