سایر
نیلوفر مظفری؛ علیرضا کوشکی جهرمی
چکیده
در محیطهای اداری امروزی، قطبیشدن منابع انسانی به عنوان یکی از چالشهای اساسی در مدیریت سازمانها مطرح است. این پدیده که ناشی از تفاوتهای ایدئولوژیک، فرهنگی، اجتماعی و سازمانی است، میتواند تأثیرات عمیقی بر بهرهوری، انسجام تیمی و سیاستهای منابع انسانی داشته باشد. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی، دستهبندی و تحلیل پدیده قطبیشدن ...
بیشتر
در محیطهای اداری امروزی، قطبیشدن منابع انسانی به عنوان یکی از چالشهای اساسی در مدیریت سازمانها مطرح است. این پدیده که ناشی از تفاوتهای ایدئولوژیک، فرهنگی، اجتماعی و سازمانی است، میتواند تأثیرات عمیقی بر بهرهوری، انسجام تیمی و سیاستهای منابع انسانی داشته باشد. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی، دستهبندی و تحلیل پدیده قطبیشدن منابع انسانی در سازمانهای اداری با استفاده از روش فراترکیب است. در این راستا، با بررسی نظاممند مطالعات پیشین، ۳۶ کد استخراج گردید که در سه دسته اصلی علل و عوامل مؤثر بر قطبیشدن منابع انسانی، پیامدهای قطبیشدن در محیط کار، راهکارهای مدیریت و کاهش قطبیشدگی طبقهبندی شدند. یافتههای پژوهش نشان داد که عواملی نظیر ساختارهای سلسلهمراتبی، تعارضات وظیفهای، تفکرات گروهی و سوگیریهای شناختی از مهمترین محرکهای قطبیشدگی در محیطهای اداری هستند. همچنین، پیامدهای این پدیده شامل کاهش تعاملات بینبخشی، افزایش تعارضات غیرسازنده، افت بهرهوری و افزایش نرخ ترک خدمت است. در نهایت، راهکارهایی همچون تدوین سیاستهای فراگیر، توسعه مهارتهای ارتباطی در میان کارکنان و تقویت تعاملات بینگروهی به عنوان راهحلهای مؤثر برای مدیریت این چالش ارائه شدند. نتایج این پژوهش بر ضرورت اتخاذ رویکردی یکپارچه و راهبردی برای کاهش قطبیشدگی در سازمانهای اداری تأکید دارد. همچنین، یافتهها میتوانند راهنمایی ارزشمند برای مدیران منابع انسانی و سیاستگذاران سازمانی در راستای تدوین استراتژیهای اثربخش برای ارتقای همبستگی و تعاملات سازمانی باشند.
مفهوم پردازی
علی اسکندری؛ فرخ قوچانی؛ اکبر عالم تبریز؛ مرتضی سلطانی
چکیده
بودجه ابزار پژوهش اهداف سازمان است. بودجهریزی عملیاتی با تأکید بر «کارایی» و «اثربخشی» دارای ارجحیت نسبت به سایر روشهای بودجهریزی میباشد. با توجه به عدم توفیق نظامات سنتی بودجه در تحقق اهداف سازمانی، هدف این پژوهش استخراج و تأیید الزامات اطلاعاتی، سیستمی و ارتباطی بودجهریزی عملیاتی در سازمانهای دولتی جهت حل ...
بیشتر
بودجه ابزار پژوهش اهداف سازمان است. بودجهریزی عملیاتی با تأکید بر «کارایی» و «اثربخشی» دارای ارجحیت نسبت به سایر روشهای بودجهریزی میباشد. با توجه به عدم توفیق نظامات سنتی بودجه در تحقق اهداف سازمانی، هدف این پژوهش استخراج و تأیید الزامات اطلاعاتی، سیستمی و ارتباطی بودجهریزی عملیاتی در سازمانهای دولتی جهت حل این مشکل میباشد. این تحقیق از نظر رویکرد دارای رویکرد استقرایی بوده و به صورت آمیخته کیفی و کمی و با استراتژی پژوهشی تحلیل مضمون انجام شده است. این پژوهش دارای ماهیتی اکتشافی و کاربردی است. جامعه پژوهش در بخش کیفی پژوهشهای انجام شده مرتبط با موضوع تحقیق و جامعه آماری در بخش کمی این تحقیق تمام سازمانهای دارای نظام بودجهریزی در کشور هستند. در این پژوهش گردآوری دادهها و شناسایی الزامات با روش کتابخانهای انجام گردید. همچنین از مصاحبه با خبرگان برای تعیین متغیرهای پرسشنامه استفاده شد. سپس آزمون تأیید این الزامات از نظر کارشناسان و خبرگان، طراحی و در قالب پرسشنامه ارائه گردید. در بخش کمی این تحقیق حداقل حجم نمونه با سطح اطمینان 95 درصد و خطای 10 درصد، تعداد 96 نفر بود که جهت اطمینان 101 نفر با روش تصادفی ساده انتخاب و پرسشنامه در اختیار ایشان قرار گرفت. روایی پرسشنامه با نظر خبرگان بودجهریزی عملیاتی و پایایی آن با استفاده از روش آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفته است. نتیجه تحقیق تبیین 23 الزام اطلاعاتی، ارتباطی و سیستمی بودجهریزی عملیاتی است که تأیید آنها توسط خبرگان و با استفاده از روش میانگین تک نمونهای انجام و تمام الزامات استخراج شده مورد تأیید قرار گرفت.
مدل سازی
علی شریعت نژاد؛ مهران مصری؛ حسین تبیانیان
چکیده
در این پژوهش هدف از سازمان توسعه محور، سازمانی است که از همه ظرفیتهای موجود در سازمان، برای رسیدن به سطح مطلوبی از ارائه خدمات، استفاده نماید. شهرداریها ازجمله سازمانهای نیمه خصوصی هستند که کیفیت خدمات ارائه شده در آنها بسیار مورد توجه عامه مردم میباشد و ازاینرو میتواند تأثیر بسیاری بر رضایت شهروندان و اعتماد عمومی داشته ...
بیشتر
در این پژوهش هدف از سازمان توسعه محور، سازمانی است که از همه ظرفیتهای موجود در سازمان، برای رسیدن به سطح مطلوبی از ارائه خدمات، استفاده نماید. شهرداریها ازجمله سازمانهای نیمه خصوصی هستند که کیفیت خدمات ارائه شده در آنها بسیار مورد توجه عامه مردم میباشد و ازاینرو میتواند تأثیر بسیاری بر رضایت شهروندان و اعتماد عمومی داشته باشد در نتیجه این پژوهش با هدف طراحی مدل سازمان توسعه محور در شهرداریهای استان کردستان انجامگرفت. این پژوهش با روش نظریه دادهبنیاد انجام شده است. بر مبنای ادبیات نظری محدود و عمدتاً با تکیه بر مصاحبه با 20 نفر به روش هدفمند از اعضای هیئتعلمی دانشگاهها که آشنایی با ساختار سازمانی شهرداریها داشتهاند، و همچنین شهردارها و معاونان شهرداریها انجام گرفت. دادههای به دست آمده از مطالعات نظری و مصاحبهها در قالب کدگذاری باز، کدگذاری انتخابی و کدگذاری محوری انجام شد. نتایج به دست آمده از کدگذاریها شامل مدیریت توسعه محور، کارکنان توسعه محور، خطمشی توسعه محور، ساختار توسعه محور و فرهنگ توسعه محور است که عوامل مؤثر بر سازمان توسعه محور در شهرداریهای استان کردستان را تشکیل میدهند. در جمعبندی کلی این نتایج نشان داد که علل اصلی که سبب توسعه محور شدن شهرداریها خواهد شد شامل مدیریت توسعه محور و ساختار توسعه محور است. همچنین عوامل وابسته با علل اصلی توسعهمحوری شهرداریها شامل خطمشی توسعه محور، اقتضائات توسعهمحوری شهرداریها شامل کارکنان توسعه محور و همچنین عوامل زمینهای توسعه محوری شهرداریها شامل فرهنگ توسعه میباشد. در نهایت مهمترین پیامدهای توسعه محوری شهرداریها شناسایی شد که شامل افزایش اعتماد عمومی، افزایش پاسخگویی و توسعه منابع انسانی شهرداریها می باشند.
آسیب شناسی
محمد قرصی؛ جعفر بیکزاد؛ فرهاد نژاد حاجعلی ایرانی؛ یحیی داداش کریمی
چکیده
این پژوهش با هدف واکاوی نوآوری خدمات الکترونیکی به مشتریان در بانکهای دولتی انجام گرفته است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش انجام پژوهش، تحلیلی-توصیفی است که با استفاده از روش پژوهش کیفی فراترکیب صورت گرفت. روش فراترکیب با استفاده از گامهای هفتگانه روش سندلوسکی و باروسو (2007) انجام شد. جامعه پژوهش، شامل دو بخش اسناد، ...
بیشتر
این پژوهش با هدف واکاوی نوآوری خدمات الکترونیکی به مشتریان در بانکهای دولتی انجام گرفته است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش انجام پژوهش، تحلیلی-توصیفی است که با استفاده از روش پژوهش کیفی فراترکیب صورت گرفت. روش فراترکیب با استفاده از گامهای هفتگانه روش سندلوسکی و باروسو (2007) انجام شد. جامعه پژوهش، شامل دو بخش اسناد، مقالات، پایاننامهها، کتب و اسناد علمی مرتبط با موضوع پژوهش در بین سالهای 2025-2000 میلادی و بخش مصاحبه شامل سه گروه خبرگان دانشگاهی، کارشناسان خبره و مدیران ارشد بانک میباشد. نمونهگیری از منابع علمی با استفاده از روش هدفمند و همگام با رویکرد فراترکیب انجام شد. همچنین، برای شناسایی مشارکتکنندگان پژوهش از روش نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی استفاده شد که این روند تا رسیدن به اشباع نظری دادهها ادامه یافت و در نهایت 17 نفر به عنوان نمونه نهایی انتخاب شدند. دادهها با استفاده از رهیافت 7 مرحلهای سندلوسکی و باروسو (2007) تحلیل شدند. طبق تجزیه و تحلیل دادهها، پیشایندهای نوآوری خدمات در بانک کشاورزی در قالب 4 مقوله اصلی (پویایی رقابت، مدیریت هوشمند ارتباط با مشتریان، تحول دیجیتال و ارزشآفرینی دیجیتال)، 13 مقوله فرعی (اتخاذ رفتار رقابتی، چابکی استراتژیک، هوشمندی رقابتی، تعامل نوآورانه با مشتریان، تقویت وفاداری از طریق خدمات نوآورانه، تحلیل پیشرفته رفتار مشتریان، بکارگیری فناوریهای نوین، یکپارچهسازی کانالهای خدمات، نوآوری در مدلهای کسبوکار بانکی، ارتقای امنیت و اعتماد دیجیتال، ارتقاء جایگاهیابی، ارتقاء کانالهای ارتباطی و برندسازی مبتنی بر رفتار مشتری) و 51 مفهوم طراحی شد. براساس یافتههای این پژوهش، میتوان نتیجه گرفت که نوآوری خدمات در بانک کشاورزی نیازمند رویکردی جامع است که پویایی رقابت، مدیریت هوشمند ارتباط با مشتریان، تحول دیجیتال و ارزشآفرینی دیجیتال را بهطور هماهنگ در استراتژیها و فرآیندهای بانک به کار گیرد تا ضمن ارتقای تجربه مشتری و کارایی خدمات، مزیت رقابتی پایدار و توسعه بلندمدت بانک تضمین شود.
سایر
فرشته آقاجانی؛ عطاءاله زرفشان؛ بهزاد جعفرزاده کوچکی
چکیده
امروزه با افزایش شهرنشینی و گسترش سبک زندگی کمتحرک، توجه به طراحی شهری سلامتمحور به یک ضرورت تبدیل شده است. عدم تحرک کافی بهعنوان یکی از عوامل اصلی بیماریهای غیرواگیر شناخته میشود و هزینههای سنگینی را بر نظام سلامت کشورها تحمیل میکند. به همین دلیل، مطالعه چگونگی تأثیر محیطهای شهری بر فعالیت بدنی شهروندان از اهمیت بسزایی ...
بیشتر
امروزه با افزایش شهرنشینی و گسترش سبک زندگی کمتحرک، توجه به طراحی شهری سلامتمحور به یک ضرورت تبدیل شده است. عدم تحرک کافی بهعنوان یکی از عوامل اصلی بیماریهای غیرواگیر شناخته میشود و هزینههای سنگینی را بر نظام سلامت کشورها تحمیل میکند. به همین دلیل، مطالعه چگونگی تأثیر محیطهای شهری بر فعالیت بدنی شهروندان از اهمیت بسزایی برخوردار است. در این راستا، رویکرد شهرهای پیادهمحور بهعنوان راهکاری مؤثر برای ترویج سبک زندگی فعال مطرح شده است. این پژوهش با هدف واکاوی نقش شهرهای پیادهمحور بر افزایش فعالیت بدنی در میان شهروندان، با بهرهگیری از روش کیفی تحلیل تماتیک و رهیافت شبکه مضامین آتراید-استرلینگ انجام شده است. جامعه آماری شامل متخصصان حوزههای طراحی شهری، شهرسازی، سلامت عمومی، فعالیت بدنی و ورزشهای همگانی بوده و با استفاده از نمونهگیری هدفمند و تکنیک گلوله برفی، مصاحبههای نیمه ساختاریافته با 35 نفر از متخصصان انجام گرفت. برای تضمین کیفیت علمی پژوهش، از معیارهای چهارگانه گوبا و لینکلن شامل اعتبار، انتقالپذیری، اطمینانپذیری و تأییدپذیری استفاده شد. از ۱۲۸ مضمون پایه، ۲۱ مضمون سازماندهنده استخراج و نهایتاً ۶ مضمون فراگیر شناسایی شد: ایمنی و دسترسی برای فعالیت بدنی، جذابیت و کیفیت محیطی، تنوع و فراگیری اجتماعی، زیرساختهای تخصصی، حمایت اجتماعی و نهادی و انسجام کالبدی-عملکردی شهر پیادهمحور. نتایج نشان میدهد توسعه شهرهای پیادهمحور مستلزم رویکردی جامع به ابعاد کالبدی، اجتماعی، فرهنگی و مدیریتی است که میتواند علاوهبر افزایش فعالیت بدنی، کیفیت زندگی و پایداری زیستمحیطی را نیز ارتقا دهد.
سایر
اسمعیل رستم زاده گنجی؛ معصومه افشارینژاد
چکیده
امروزه یکی از عوامل کلیدی موفقیت سازمانها، توسعه و تقویت مهارتهای نرم کارکنان است. عدم آگاهی کافی به اهمیت مهارتهای نرم در موفقیت شغلی و سازمانی، سبب کاهش تعهد و انگیزه در فرآیند یادگیری میشود. فلذا علیرغم ضرورت وجود مهارتهای فنی، اما مهارتهای نرم به عاملی کلیدی در دستیابی به بهرهوری و اثربخشی بیشتر در محیطهای کاری تبدیل ...
بیشتر
امروزه یکی از عوامل کلیدی موفقیت سازمانها، توسعه و تقویت مهارتهای نرم کارکنان است. عدم آگاهی کافی به اهمیت مهارتهای نرم در موفقیت شغلی و سازمانی، سبب کاهش تعهد و انگیزه در فرآیند یادگیری میشود. فلذا علیرغم ضرورت وجود مهارتهای فنی، اما مهارتهای نرم به عاملی کلیدی در دستیابی به بهرهوری و اثربخشی بیشتر در محیطهای کاری تبدیل شده است. در پژوهش حاضر، به بررسی اهمیت مهارتهای نرم، در سازمانهای قرن بیستویکم و ارزیابی میزان تاثیر آنها در موفقیت فردی و سازمانی پرداخته شده است. هدف آن، شناسایی و رتبه بندی این مهارتها در یک سازمان دولتی میباشد. تحقیق با توجه به ماهیت موضوع، از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، با توجه به نحوهی گردآوری دادهها، توصیفی و از نوع پیمایشی است. جهت تحلیل دادهها نیز روش آمیخته استفاده شده است. بدین منظور، نخست، مطالعات کتابخانهای انجام و روش دلفی طی سه دور جهت شناسایی و سازماندهی عوامل مؤثر بر تقویت مهارتهای نرم، اجرا شد. در بخش دوم و بُعد کمّی پژوهش، دادهها با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی(FAHP) مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده جهت جمعآوری دادهها در هر دو بخش، پرسشنامه بوده است. جامعهی آماری پژوهش شامل خبرگان مرتبط با موضوع پژوهش در ادارات ثبت احوال استان گیلان بوده است که نمونهای 23 نفری با توجه به تحصیلات و سطح تجربیات انتخاب شدند. نتایج تحلیلها نشاندهندهی این است که هوش هیجانی، ارتباطات، خلاقیت، تفکر انتقادی و همکاری، مهمترین مهارتهاینرم مورد نیاز مدیران در یک سازمان دولتی به ترتیب اولویت میباشند.
سایر
سحر اسماعیل زاده آشینی؛ یوسف احمدی؛ علیرضا فتحی زاده
چکیده
هدف از پژوهش حاضر، شناسایی ابعاد و مؤلفههای تحول دیجیتال در مدیریت منابع انسانی در دانشگاه علوم پزشکی کرمان بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعهای و از لحاظ روش پژوهش به صورت کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. مشارکتکنندگان این پژوهش، در بخش کتابخانهای، اسناد بالادستی و در بخش میدانی، مدیران و کارکنان دانشگاه ...
بیشتر
هدف از پژوهش حاضر، شناسایی ابعاد و مؤلفههای تحول دیجیتال در مدیریت منابع انسانی در دانشگاه علوم پزشکی کرمان بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعهای و از لحاظ روش پژوهش به صورت کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. مشارکتکنندگان این پژوهش، در بخش کتابخانهای، اسناد بالادستی و در بخش میدانی، مدیران و کارکنان دانشگاه علوم پزشکی بودند. انتخاب افراد به روش نمونهگیری هدفمند با ملاک حداقل 10 سال سابقه کار، پژوهش و مدیریت در واحدهای مختلف انجام گردید. نمونهگیری با مشارکت 20 نفر از صاحبنظران و خبرگان صورت گرفت. ابزار جمعآوری دادهها یادداشتبرداری، عکسبرداری، جمعآوری سوابق برای روش کتابخانهای (آرشیو) و مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش میدانی بود. مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشارکتکنندگان تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. روش تجزیه و تحلیل مصاحبهها با استفاده از روش تحلیل مضمون (مضامین پایه، سازماندهنده و فراگیر) انجام شده است. فرایند کدگذاری و تحلیل متنی مصاحبهها در نرمافزار تحلیل دادههای کیفی MAXQDA 2018 انجام گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که مدل تحول دیجیتال در مدیریت منابع انسانی شامل ابعاد: فناوریهای نوین (امنیت دیجیتال، زیرساختهای فناوری کشور، زیرساختهای دیجیتال سازمان، مدیریت دادهها)، بعد مدیریتی (حمایت مدیریت ارشد، رویکرد دیجیتالی مدیران)، بعد انسانی (مشارکت کارکنان، هوشمندسازی منابع انسانی، آموزش و یادگیری دیجیتال، شایستگی کارکنان)، بعد سازمانی (اصلاحات ساختاری، تأمین مالی)، بعد فرهنگی (ذهنیت دیجیتال، آمادگی دیجیتال) و بعد فرایندی (مدیریت دانش، پشتیبانی دیجیتال، استراتژی دیجیتال) است. بهطور کلی الگوی تحول دیجیتال در مدیریت منابع انسانی ارائه شده در این پژوهش نشان میدهد که برای دستیابی به موفقیت در مدیریت منابع انسانی، بایستی به تحول دیجیتال توجه ویژهای کرد. سازمانهایی که قادر به اجرای تحول دیجیتال در مدیریت منابع انسانی باشند، نهتنها میتوانند در جلب و حفظ استعدادهای بهتر موفقتر عمل کنند، بلکه میتوانند به رشد و پیشرفت پایدار دست یابند.
آسیب شناسی
سمیه زارعی
چکیده
غیبت ذهنی، یکی از چالشهای مدیریت سرمایههای انسانی است، که می-تواند دانشگاهها را نیز در فرایند بهرهبرداری از سرمایههای انسانی خود با مشکلات جدی مواجه سازد. از اینرو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویتبندی عوامل موثر بر غیبت ذهنی اعضای هیات علمی اجرا شد. این پژوهش، مطالعهای آمیخته است که در بخش کیفی آن روش تحلیل مضمون و ...
بیشتر
غیبت ذهنی، یکی از چالشهای مدیریت سرمایههای انسانی است، که می-تواند دانشگاهها را نیز در فرایند بهرهبرداری از سرمایههای انسانی خود با مشکلات جدی مواجه سازد. از اینرو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویتبندی عوامل موثر بر غیبت ذهنی اعضای هیات علمی اجرا شد. این پژوهش، مطالعهای آمیخته است که در بخش کیفی آن روش تحلیل مضمون و در بخش کمی از روش آر- سوارا استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش را اعضای هیات علمی دانشگاه پیام نور استان فارس تشکیل میدهند که در این بین با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و معیارهای از قبل تعیین شده، 17 نفر جهت مشارکت در پژوهش انتخاب شدند. دادههای لازم نیز در بخش کیفی با استفاده از مصاحبه و در بخش کمی با استفاده از پرسشنامه گردآوری شد. جهت ارزیابی اعتبار تحلیلها در بخش کیفی نیز روش توافق درون موضوعی استفاده شد. نتایج نشان داد که عوامل موثر بر غیبت ذهنی اعضای هیات علمی میتوانند در چهار دسته اصلی یعنی ویژگی-های فردی اعضای هیات علمی، ویژگیهای سازمانی دانشگاه، ویژگیها و رفتارهای مدیران دانشگاه و ویژگیهای شغلی اعضای هیات علمی دسته-بندی شوند. یافتهها همچنین بیانگر این است که عدم توجه به اعضای هیات علمی به عنوان سرمایه انسانی، فقدان امنیت شغلی و نگرانیهای مرتبط با از دست دادن شغل، داشتن مشکلات شخصی و خانوادگی و ساختار سازمانی سلسلهمراتبی دانشگاه، به ترتیب مهمترین عوامل موثر بر غیبت ذهنی اعضای هیات علمی هستند. با توجه به نتایج حاصل، غیبت ذهنی اعضای هیات علمی پدیدهای چند بعدی است که عوامل متفاوتی در بروز آن دخلیل هستند و حل این مسئله نیازمند رویکردی جامع و کلنگر است.