سایر
محمدحسین حاجی آبادی؛ مجید مختاریانپور؛ علیاصغر پورعزت
چکیده
برنامههای توسعه موتور محرک و پیشرفت در بسیاری از کشورها بوده است اما شواهد و بررسیها در طول بیش از هفت دهه طراحی و اجرای برنامههای توسعه و عمرانی در ایران بیانگر این مهم است که در اجرای برنامههای توسعه، سهم شکستها بسیار بیشتر از موفقیتها بوده است این برنامهها اغلب فاقد سیستم ارزیابی دقیق و جامع هستند که بتواند بهطور ...
بیشتر
برنامههای توسعه موتور محرک و پیشرفت در بسیاری از کشورها بوده است اما شواهد و بررسیها در طول بیش از هفت دهه طراحی و اجرای برنامههای توسعه و عمرانی در ایران بیانگر این مهم است که در اجرای برنامههای توسعه، سهم شکستها بسیار بیشتر از موفقیتها بوده است این برنامهها اغلب فاقد سیستم ارزیابی دقیق و جامع هستند که بتواند بهطور مؤثر میزان تحقق اهداف و اثربخشی آنها را مورد بررسی قرار دهد. عدم وجود یک سیستم منظم و هماهنگ برای ارزیابی این برنامهها، موجب میشود که نتایج و دستاوردهای آنها بهطور شفاف و مستند قابل ارزیابی نباشد و ازاینرو تصمیمگیریهای آتی برای بهبود وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور با چالشهای زیادی روبهرو گردد. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تدوین مؤلفههای سیستم ارزیابی برنامههای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران انجام شده است و به دنبال پاسخ به این مسئله است که چگونه میتوان مؤلفههای مؤثر و شاخصهای مناسب برای ارزیابی برنامههای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور را شناسایی و تدوین کرد تا این برنامهها بهطور کارآمد و هدفمند به اهداف کلان کشور نزدیکتر شوند. بهعبارتدیگر، این پژوهش به دنبال شناسایی عناصر سازندۀ ارزیابی برنامههای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران است. بهمنظور دستیابی به این هدف، روند پژوهشهای صورت گرفته از سال 1976 تا اوایل سال 2025 با استفاده از تحلیل کتابسنجی و با کمک نرمافزار وس ویور مورد سنجش قرار گرفت. در این پژوهش، شاخصهای ارزیابی برنامههای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مورد تحلیل قرار گرفت و در چهار خوشۀ شفافیت و حکمرانی خوب (شامل شفافسازی، نظارت مستقل، شفافیت دولتمردان، جلوگیری از فساد و ناکارآمدیها)، تحلیل و فناوری (تحلیل داده محور، نقش فناوری، دادهکاوی، شبیهسازی و سامانههای آنلاین)، مشارکت و جامعه مدنی (نقش مردم، اجماع جامعه، مطالبهگری عمومی، نظارت مشارکتی) و ارزیابی و خطمشیگذاری (برنامهریزی دقیق، سیاستهای بالادستی، فرایند سیستماتیک ارزیابی، تدوین گزارشهای تلفیقی) خوشهبندی شد.
مدل سازی
علی امیدی؛ علی شریعتنژاد
چکیده
به دلیل گستردگی ابعاد رشته مدیریت، پژوهش در این حوزه همواره با چالشهایی عدیدهای همراه بوده است، یکی از این چالشها، چالش روششناسی تحقیقات مدیریتی در دو حوزه مهم، یعنی رفتار سازمانی و منابع انسانی است. فهم و شناخت این موضوع به توسعه دانش رفتار سازمانی و منابع انسانی کمک شایانی خواهد کرد. هدف این پژوهش با بررسی فصلنامه مدیریت سازمانهای ...
بیشتر
به دلیل گستردگی ابعاد رشته مدیریت، پژوهش در این حوزه همواره با چالشهایی عدیدهای همراه بوده است، یکی از این چالشها، چالش روششناسی تحقیقات مدیریتی در دو حوزه مهم، یعنی رفتار سازمانی و منابع انسانی است. فهم و شناخت این موضوع به توسعه دانش رفتار سازمانی و منابع انسانی کمک شایانی خواهد کرد. هدف این پژوهش با بررسی فصلنامه مدیریت سازمانهای دولتی، توسعه و طراحی مسیر پیشرفت دانش منابع انسانی و رفتار سازمانی میباشد. این پژوهش از نظر هدف، توسعهای و کاربردی و روش پژوهش کیفی و از نوع تحلیل محتوا است. جامعه آماری این پژوهش، تمامی مقالات فصلنامه مدیریت سازمانهای دولتی است که در بازه زمانی ۱۳۹۱ الی ۱۴۰۰ به مدت ده سال چاپ شده است. تعداد ۱۹۶ مقاله مرتبط با موضوع پژوهش از نظر ۹ شاخص از جمله؛ تعداد مقالات چاپ شده در هر سال، رشته تحصیلی نویسنده مسئول و تعداد نویسندگان، روش پژوهش، رویکرد پژوهش، ابزار جمعآوری دادهها، روشهای نمونهگیری، روش تحلیل دادهها، سهم موضوعی آثار و پراکندگی جغرافیایی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد جامعه آماری پژوهشهای این فصلنامه بیشتر در موضوعات رفتار سازمانی (۱۲۴ مورد) است که در دانشگاههای دولتی و پیام نور استان تهران متمرکز بودهاند. همچنین مقالههایی در حوزه منابع انسانی (۴۵ مورد) نگاشته شدهاند. پژوهشگران رشته مدیریت دولتی (۱۲۷ مورد) سهم قابلتوجهی در چاپ مقالات آن دو حوزه را داشتهاند. همچنین بر اساس نتایج پژوهش، بیشتر پژوهشها بهصورت کاربردی (۱۲۲ مورد) و کمترین نوع کاربردی - توسعهای (۵ مورد) و با رویکرد کمی و آمیخته (بهطور مساوی هرکدام ۶۰ مورد) و در بخش کمی بیشتر از روش مدلسازی معادلات ساختاری و در بخش کیفی از تحلیل تم، تحلیل محتوا و دادهبنیاد انجام شدهاند، قابلذکر است که بیشترین روش تحلیل در روشهای آمیخته ترکیبی از موارد قبل است. همچنین روش گردآوری دادهها بیشتر از طریق پرسشنامه بوده است. همچنین روشهای نمونهگیری ارجح در مقالهها تصادفی و غیراحتمالی (نوع هدفمند) بوده است.
مدل سازی
یزدان شیرمحمدی
چکیده
این پژوهش کیفی با هدف طراحی و تبیین مدل هوشمند اکوسیستم دیجیتال برای سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در بستر وب ۴.۰ انجام شده است. با استفاده از روش نظریه دادهبنیاد و انجام مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۳۵ نفر از مدیران، کارشناسان و متخصصان حوزه دیجیتال، دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. نتایج ...
بیشتر
این پژوهش کیفی با هدف طراحی و تبیین مدل هوشمند اکوسیستم دیجیتال برای سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در بستر وب ۴.۰ انجام شده است. با استفاده از روش نظریه دادهبنیاد و انجام مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۳۵ نفر از مدیران، کارشناسان و متخصصان حوزه دیجیتال، دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. نتایج حاکی از آن است که مدل نهایی بر شش بُعد کلیدی استوار است. شرایط علّی شامل عواملی چون جهانیسازی وب ۴.۰، رشد مطالبات مشتریان، فشار رقابت بینالمللی، نیاز به حفظ دیجیتال آثار، شکافهای فناورانه و کمبود مهارتهای دیجیتال است. شرایط زمینهای متشکل از زیرساختهای ناکافی، محدودیتهای بودجهای، نیازهای چندفرهنگی مخاطبان، حمایتهای دولتی و ظرفیتهای نوآوری درونسازمانی است. مقوله محوری پژوهش، طراحی یک مدل یکپارچه و هوشمند برای اکوسیستم دیجیتال است که پلتفرمی چندکاربره و متمرکز با بهرهگیری از استانداردهای جهانی ارائه میدهد. شرایط مداخلهگر شامل شایستگیهای مدیریتی، سیاستهای اقتصادی، مسائل کارکنان و محیط کلان سازمانی، جهتگیری راهبردها را تحت تأثیر قرار میدهد. راهبردهای تدوینشده در این مدل شامل اجرای برنامههای آموزشی مبتنی بر واقعیت افزوده، طراحی پلتفرمهای هوشمند گردشگری، همکاری با شرکتهای دانشبنیان، استقرار چتباتهای هوشمند، تدوین پروتکلهای امنیت سایبری و جذب سرمایهگذاری خارجی است. پیامدهای حاصل از اجرای این مدل عبارتاند از افزایش رضایت ذینفعان، کاهش هزینههای عملیاتی، ارتقای تصویر سازمان در رسانهها، دیجیتالیشدن آثار فرهنگی، توسعه درآمدهای نوین و شفافیت بیشتر در گزارشدهی. این مدل با رویکردی بومی و آیندهنگر، چارچوبی منسجم برای تحول دیجیتال در نهادهای فرهنگی کشورهای درحالتوسعه ارائه میدهد.
مدل سازی
امیر لعلی سرابی؛ بلال پناهی
چکیده
هدف اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر فقدان شفافیت در سازمانهای دولتی تبریز بود. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، بنیادی و روششناسی آن آمیخته با رویکرد متوالی - اکتشافی بوده و در دو بخش کیفی و کمی انجام شده است. دادههای کیفی با استفاده از مصاحبه با 15 نفر از که به شیوه نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شده بودند، جمعآوری گردیده ...
بیشتر
هدف اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر فقدان شفافیت در سازمانهای دولتی تبریز بود. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، بنیادی و روششناسی آن آمیخته با رویکرد متوالی - اکتشافی بوده و در دو بخش کیفی و کمی انجام شده است. دادههای کیفی با استفاده از مصاحبه با 15 نفر از که به شیوه نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شده بودند، جمعآوری گردیده و به روش دادهبنیاد و استفاده از سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. در فاز کمی با استفاده از روش پیمایشی توصیفی مدل با استفاده از ابزار پرسشنامه مورد ارزیابی قرار گرفت. جامعه آماری در بخش کمی کارکنان سازمانهای دولتی شهرستان تبریز بودند و انتخاب نمونه براساس جدول مورگان برابر با 278 نفر برآورد گردید. دادهها با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی مورد آزمون قرار گرفتند و در نهایت عوامل مؤثر بر فقدان شفافیت شناسایی شد. در بخش کیفی تحقیق 133 زیر مقوله در قالب 51 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی دستهبندی شدند. ساختارشکنی در ساختار سازمانی، توانمندسازی کارکنان و ترویج فرهنگ شفافسازی بهعنوان مقولههای محوری پژوهش انتخاب شدند. همچنین در بین ابعاد، مقوله دولت شفافیت ستیز با آماره تی برابر با 42/6 و اندازه اثر 88/0، دارای بالاترین تأثیر بر فقدان شفافیت دارا بود. شناسایی ابعاد و مؤلفههای اثرگذار بر فقدان شفافیت و ارائه راهبردهایی برای جلوگیری از فقدان شفافیت و پیامدهای فقدان شفافیت پس از آزمون در محیط سازمانهای دولتی به روش جدید، نوآوری مقاله است.
مدل سازی
فرهاد شریفی؛ کرم خلیلی؛ عادل صلواتی
چکیده
هدف اصلی این پژوهش، طراحی مدلی برای شناسایی اعتراضات خاموش در سازمانهای دولتی با مطالعه موردی دانشگاه علوم پزشکی ایلام بود. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری دادهها، آمیخته (کیفی-کمی) محسوب میشود. در بخش کیفی پژوهش، با استفاده از روش فراترکیب و انجام یک بررسی نظاممند در پایگاههای اطلاعاتی معتبر، ۴۱ مقاله مرتبط ...
بیشتر
هدف اصلی این پژوهش، طراحی مدلی برای شناسایی اعتراضات خاموش در سازمانهای دولتی با مطالعه موردی دانشگاه علوم پزشکی ایلام بود. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری دادهها، آمیخته (کیفی-کمی) محسوب میشود. در بخش کیفی پژوهش، با استفاده از روش فراترکیب و انجام یک بررسی نظاممند در پایگاههای اطلاعاتی معتبر، ۴۱ مقاله مرتبط مورد تحلیل قرار گرفت که در نهایت منجر به استخراج ۱۹ شاخص اصلی برای شناسایی اعتراضات خاموش گردید. در بخش کمی نیز با بهکارگیری روش ترکیبی دیمتل و تکمیل پرسشنامه توسط ۱۶ نفر از خبرگان و متخصصان حوزه مدیریت، مدل نهایی در چهار سطح مختلف طراحی شد. یافتههای پژوهش به وضوح نشان داد که شاخص «گوش دادن به صدای کارکنان» بهعنوان مؤثرترین و زیربناییترین عامل در شناسایی اعتراضات خاموش عمل مینماید. این شاخص بر کلیه سطوح فوقانی خود شامل شاخصهای میانی (مانند اخلاق مدیران، سبک تصمیمگیری، فرهنگ سازمانی، مهارتهای ارتباطی مدیران) و همچنین شاخصهای سطح نخست (مانند تعلق سازمانی، رضایتمندی کارکنان، تغییرات رفتار سازمانی و پایبندی کارکنان) تأثیر مستقیم و معناداری دارد. مدل نهایی ارائه شده در این پژوهش، چارچوبی سلسلهمراتبی و علّی را نشان میدهد که میتواند ابزار سودمندی در اختیار مدیران سازمانهای دولتی به ویژه در حوزه سلامت قرار دهد تا بتوانند با تشخیص به موقع و درک بهتر این پدیده، به مدیریت اثربخش اعتراضات خاموش بپردازند. این مدل بر اهمیت تمرکز بر راهبردهای اساسی مدیریتی مانند نهادینه کردن فرهنگ گوش دادن فعال و تحقق عدالت سازمانی بهعنوان اساس پیشگیری از شکلگیری اعتراضات خاموش تأکید میورزد.
مدل سازی
رحمتاله قلیپور؛ سید کمال واعظی؛ میثم کریمی
چکیده
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگویی جامع برای شناسایی مؤلفههای سازنده، کنترلی و کاهنده پرسهزنیاینترنتی در سازمانهای دولتی ایران انجام شد تا راهکارهایی عملی برای افزایش بهرهوری و کاهش خطرات سایبری ارائه دهد. بررسی مطالعات پیشین نشاندهنده شکاف عمیق در حوزه استراتژیهای فرهنگی و غیرمحدودکننده برای مدیریت پرسهزنی است. این مطالعه ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگویی جامع برای شناسایی مؤلفههای سازنده، کنترلی و کاهنده پرسهزنیاینترنتی در سازمانهای دولتی ایران انجام شد تا راهکارهایی عملی برای افزایش بهرهوری و کاهش خطرات سایبری ارائه دهد. بررسی مطالعات پیشین نشاندهنده شکاف عمیق در حوزه استراتژیهای فرهنگی و غیرمحدودکننده برای مدیریت پرسهزنی است. این مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل مضمون، دادههای حاصل از 21 مصاحبه نیمهساختارمند با خبرگان مدیریت و روانشناسی از سازمانهایی مانند وزارت صنعت، معدن و تجارت، سازمان ملی بهرهوری، اتاق بازرگانی و دانشگاهها را تحلیل کرد. تحلیل مضمون مصاحبهها منجر به شناسایی سه مضمون فراگیر شد: علل و زمینههای پرسهزنیاینترنتی شامل عوامل فردی (بیانگیزگی، استرس، خودکنترلی پایین، فرسودگی شغلی، وابستگی نسلی، احساس تنهایی در محیط کار)، عوامل سازمانی (ضعف در نظارت، فرهنگسازمانی ضعیف، ابهام شغلی، نبود شفافیت در نظام پاداش) و عوامل فناورانه (دسترسی آسان به اینترنت، محرکهای دیجیتال)؛ مکانیزمهای کنترلی شامل ابزارهای فناورانه (نظارت هوشمند، داشبوردهای بهرهوری، اعلانهای خودتنظیمکننده) و سیاستهای سازمانی (خطمشیهای شفاف، نظارت مشارکتی)، با چالشهایی نظیر نگرانی نسبت به حریم خصوصی و ضعف در اجرای سیاستها؛ راهکارهای پیشگیرانه و کاهنده شامل برنامههای انگیزشی (پروژههای معنادار، خودمختاری شغلی، شفافیت پاداشها)، آموزش (سواد دیجیتال، مدیریت زمان و استرس) و ارتقای فرهنگسازمانی (رهبری تحولآفرین، فضاهای اشتراکی، ارتقاء حرفهایگری). همچنین، پیشنهادهایی برای بهرهگیری از پلتفرمهای داخلی و فضاهای معاشرتی بهعنوان راهحلهای بومی ارائه شد. پرسهزنیاینترنتی در سازمانهای دولتی ایران پدیدهای چندوجهی است که از تعامل پیچیده عوامل فردی، سازمانی و فناورانه ناشی میشود و مدیریت مؤثر آن نیازمند بهکارگیری رویکردهای غیرمحدودکننده، نظارت مشارکتی و مداخلات انگیزشی است. چارچوب ارائهشده در این پژوهش میتواند با ارائه راهکارهای بومی و قابل اجرا، به بهبود بهرهوری سازمانی کمک کرده و مسیر پژوهشهای آتی در حوزه پرسهزنیاینترنتی را هموار سازد.
آسیب شناسی
محمد سرگلزایی؛ محدثه نادرشاهی؛ علی اصغر مباشری
چکیده
مطالعه حاضر با هدف شناسایی یک الگوی فرایندی در ارتباط با غیبت ذهنی اعضای هیئتعلمی در محیط کار اجرا شد. این مطالعه، از نظر رویکرد، پژوهشی کیفی، در ارتباط با هدف، پژوهشی کاربردی و با توجه به ماهیت اکتشافی است که با استفاده از روش نظریهپردازی دادهبنیاد انجام شد. جامعه آماری را اعضای هیئتعلمی دانشگاههای ایران تشکیل میدهند ...
بیشتر
مطالعه حاضر با هدف شناسایی یک الگوی فرایندی در ارتباط با غیبت ذهنی اعضای هیئتعلمی در محیط کار اجرا شد. این مطالعه، از نظر رویکرد، پژوهشی کیفی، در ارتباط با هدف، پژوهشی کاربردی و با توجه به ماهیت اکتشافی است که با استفاده از روش نظریهپردازی دادهبنیاد انجام شد. جامعه آماری را اعضای هیئتعلمی دانشگاههای ایران تشکیل میدهند و دادههای موردنیاز از طریق 23 مصاحبه نیمساختار یافته و با توجه به اشباع نظری، گردآوری شد. برای شناسایی افراد مناسب جهت انجام مصاحبهها نیز روش در دسترس و نیز روش نمونهگیری هدفمند به صورت گلوله برفی استفاده شد. پس از تحلیل دادهها، عوامل مؤثر بر غیبت ذهنی اعضای هیئتعلمی در قالب عوامل علی (عوامل نگرشی، عوامل مهارتی- عملکردی، ویژگیهای مدیران دانشگاه و ویژگیهای فرهنگسازمانی دانشگاه)، عوامل زمینهای (ساختار سازمانی دانشگاه، نارسایی سیستم مدیریت منابع انسانی، دانشجویان، عوامل شغلی و مشکلات شخصی) و عوامل مداخلهگر (عوامل بازدارنده فردی و اجتماعی) دستهبندی شدند. یافتهها همچنین حاکی است، غیبت ذهنی اعضای هیئتعلمی در محیط کار به شکل ترک خدمت مجازی و غفلت از کار (وقتگذرانی در محیط کار) خود را نشان میدهد. راهبردهای کاهش این پدیده نیز در قالب 2 بعد (کاهش انزاوی اجتماعی و اقدامات عملکردی) و پیامدهای آن نیز در 2 سطح (فردی و سازمانی) شناسایی شد.
مفهوم پردازی
فاطمه زهرا تبریزیان؛ عباسعلی رستگار؛ عظیم زارعی؛ داود فیض
چکیده
پدیده «گسلایتینگ سازمانی» یا سوءاستفاده عاطفی، شکلی پیچیده از دستکاری روانی است که با هدف قرار دادن ادراک واقعیت و اعتماد به نفس کارکنان، محیطهای کاری سمی ایجاد میکند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل راهکارهای مقابله کارکنان با این پدیده در سازمانهای دولتی انجام شده است. این مطالعه از نظر ماهیت، توسعهای و با رویکرد ...
بیشتر
پدیده «گسلایتینگ سازمانی» یا سوءاستفاده عاطفی، شکلی پیچیده از دستکاری روانی است که با هدف قرار دادن ادراک واقعیت و اعتماد به نفس کارکنان، محیطهای کاری سمی ایجاد میکند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل راهکارهای مقابله کارکنان با این پدیده در سازمانهای دولتی انجام شده است. این مطالعه از نظر ماهیت، توسعهای و با رویکرد کیفی اکتشافی انجام پذیرفت. دادهها از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته با ۱۲ نفر از خبرگان دانشگاهی و کارکنان سازمانهای دولتی استان سمنان که به روش هدفمند انتخاب شده بودند، گردآوری و از طریق روش تحلیل مضمون (براون و کلارک) و با استفاده از نرمافزار MAXQDA2020 تجزیه و تحلیل شدند. یافتههای پژوهش نشان داد که راهکارهای مقابلهای کارکنان در ۵ مضمون اصلی و 13 مضمون فرعی طبقهبندی میشود. مضامین اصلی شناسایی شده عبارتاند از: «توانمندسازی روانشناختی»، «مستندسازی مبتنی بر شواهد»، «ارتقای شایستگی حرفهای»، «حمایت اجتماعی و توسل به ساختارهای رسمی» و در نهایت «راهبردهای اجتنابی و منفعلانه». نتایج حاکی از آن است که کارکنان در مواجهه با این پدیده پنهان، ترکیبی از کنشهای فعال برای حفظ جایگاه حرفهای و واکنشهای روانشناختی برای صیانت از سلامت روان خود را به کار میگیرند. به همین منظور پیشنهاد میشود سازمانها با برگزاری کارگاههای تابآوری و ایجاد سازوکارهای حمایتی رسمی، از بروز آسیبهای ناشی از محیطهای کاری سمی پیشگیری کنند.
مدل سازی
مسعود قائم پناه؛ کیومرث احمدی؛ عادل صلواتی؛ عادل فاطمی
چکیده
امروزه منابع انسانی کارآمد، شاخص اصلی برتری سازمانها محسوب میشود و توجه به منابع انسانی مؤثر و توانمند در حوزه آموزش و توسعه روزبهروز اهمیت بیشتری مییابد. هدف پژوهش حاضر، تدوین ساختار پیشایندی-پسایندی اجرای مدل 34000 بر مبنای تجارب زیسته مدیران منابع انسانی است. این پژوهش از نظر رویکرد، آمیخته (کیفی–کمی) و از نوع اکتشافی بوده ...
بیشتر
امروزه منابع انسانی کارآمد، شاخص اصلی برتری سازمانها محسوب میشود و توجه به منابع انسانی مؤثر و توانمند در حوزه آموزش و توسعه روزبهروز اهمیت بیشتری مییابد. هدف پژوهش حاضر، تدوین ساختار پیشایندی-پسایندی اجرای مدل 34000 بر مبنای تجارب زیسته مدیران منابع انسانی است. این پژوهش از نظر رویکرد، آمیخته (کیفی–کمی) و از نوع اکتشافی بوده و در بخش کیفی از روش پدیدارشناسی با مصاحبه نیمه ساختاریافته با مدیران دارای تجربه زیسته در اجرای مدل 34000 استفاده شده است. دادههای کیفی با بهرهگیری از کدگذاری و روش ترکیبی ISM-DEMATEL تحلیل گردید. جامعه آماری در بخش کیفی 12 نفر از صاحبنظران که به اشباع نظری رسیدیم و در بخش کمی، شامل کلیه مدیران سازمانهایی است که از مدل 34000 استفاده کردهاند و از میان آنها 127 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. یافتهها نشان داد که مدل طراحی شده میتواند به سازمانها کمک کند تا اقدامات اثربخش در حوزه منابع انسانی را در مسیر تعالی بهکارگیرند، بهبود مستمر در فرایندها و کیفیت جامع سازمانی را دنبال کنند و در نهایت زمینهساز تحول و تغییر فرهنگسازمانی شوند. نتایج حاصل، ضمن ارائه یک چارچوب مفهومی برای اجرای مدل 34000، میتواند بهعنوان راهنمایی کاربردی در تصمیمگیریهای راهبردی مدیران منابع انسانی مورد استفاده قرار گیرد.
جواد صحفی بناب
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر کاربرد سیستمهای توصیهگر بر مشارکت الکترونیکی شهروندان با در نظر گرفتن نقش واسط رسانههای اجتماعی و اعتماد الکترونیکی انجام شده است. در دنیای امروز، توسعه فناوریهای دیجیتال و گسترش خدمات الکترونیکی، زمینههای جدیدی برای تعامل شهروندان با نهادهای حاکمیتی فراهم کرده است؛ با این حال، میزان مشارکت ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر کاربرد سیستمهای توصیهگر بر مشارکت الکترونیکی شهروندان با در نظر گرفتن نقش واسط رسانههای اجتماعی و اعتماد الکترونیکی انجام شده است. در دنیای امروز، توسعه فناوریهای دیجیتال و گسترش خدمات الکترونیکی، زمینههای جدیدی برای تعامل شهروندان با نهادهای حاکمیتی فراهم کرده است؛ با این حال، میزان مشارکت الکترونیکی شهروندان به عوامل متعددی از جمله کیفیت سیستمهای توصیهگر، سطح اعتماد الکترونیکی و میزان استفاده از رسانههای اجتماعی وابسته است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی بوده و دادهها از طریق پرسشنامه استاندارد جمعآوری شدهاند. جامعه آماری شامل شهروندان استفادهکننده از خدمات الکترونیکی بوده و نمونهگیری به روش تصادفی انجام شده است. برای تجزیهوتحلیل دادهها از مدلسازی معادلات ساختاری استفاده گردید.یافتههای پژوهش نشان داد که کاربرد سیستمهای توصیهگر تأثیر مثبت و معناداری بر مشارکت الکترونیکی شهروندان دارد. همچنین، نتایج بیانگر آن است که رسانههای اجتماعی و اعتماد الکترونیکی بهعنوان متغیرهای میانجی، نقش تقویتکنندهای در این رابطه ایفا میکنند؛ بهگونهای که سیستمهای توصیهگر از طریق افزایش تعامل در رسانههای اجتماعی و ارتقای سطح اعتماد کاربران، به شکل غیرمستقیم نیز مشارکت الکترونیکی را افزایش میدهند. علاوه بر این، تأثیر مستقیم رسانههای اجتماعی و اعتماد الکترونیکی بر مشارکت الکترونیکی نیز مورد تأیید قرار گرفت.در نهایت، نتایج این پژوهش بر اهمیت طراحی و بهکارگیری سیستمهای توصیهگر کارآمد، تقویت بسترهای رسانههای اجتماعی و ارتقای اعتماد الکترونیکی شهروندان تأکید دارد. پیشنهاد میشود مدیران و سیاستگذاران با تمرکز بر بهبود کیفیت خدمات دیجیتال، شفافیت اطلاعات و توسعه تعاملات آنلاین، زمینههای افزایش مشارکت الکترونیکی شهروندان را فراهم سازند. این پژوهش میتواند مبنایی برای مطالعات آتی در حوزه حکمرانی دیجیتال و مشارکت شهروندی باشد.
نظریه پردازی
فرشید اصلانی؛ مرضیه محمدی
چکیده
تأکید رهبری سنتی بر ارتباطات از بالا به پایین، امکان ایجاد همکاری و خلاقیت را محدود می کند و رویکرد یکسان به همه کارکنان در سبک هایی مانند رهبری دستوری، تطابق ترفندهای به کارگرفته توسط رهبر با توانایی های فردی و شرایط موقعیتی را نادیده می گیرد .بر اساس پژوهشهای روانشناسی مثبت، زمانی که کارکنان به جای تمرکز بر نقاط ضعف خود، بر نقاط ...
بیشتر
تأکید رهبری سنتی بر ارتباطات از بالا به پایین، امکان ایجاد همکاری و خلاقیت را محدود می کند و رویکرد یکسان به همه کارکنان در سبک هایی مانند رهبری دستوری، تطابق ترفندهای به کارگرفته توسط رهبر با توانایی های فردی و شرایط موقعیتی را نادیده می گیرد .بر اساس پژوهشهای روانشناسی مثبت، زمانی که کارکنان به جای تمرکز بر نقاط ضعف خود، بر نقاط قوتشان متمرکز شوند، به احتمال بیشتری به سطوح بهینه عملکرد در کار دست پیدا میکنند. پژوهش حاضر ارائه دهنده ی الگوی رهبری قوت مدار در دانشگاه پیام نوراست. این پژوهش از نوع کاربردی – اکتشافی مبتنی بر رویکرد داده بنیاد است. ابزار جمعآوری دادهها، مصاحبه نیمه ساختار یافته است. نمونه آماری شامل 15 نفر از خبرگان مدیریتی بود که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. برای تحلیل داده های کیفی پژوهش، از نرم افزارMAXQDA 2020 استفاده شد. 29 کد فرعی از پاسخ خبرگان، استخراج شد. بررسی مضامین مصاحبه های انجام شده و سازماندهی مقوله های فرعی نشان داد، رهبری قوت مدار به عنوان پدیده محوری ناشی از شرایط علّی مانند آموزش، روحیه همکاری، ویژگیهای شخصیتی و قوت مداری شکل خواهد گرفت. کنشهای ارتقای مهارت ها، ارزشیابی و تیم محوری در مدل رهبری قوت مدار، پیامدهایی مانند توسعه سازمانی، خلاقیت، رضایت شغلی و مشارکت سازمانی را در پی خواهد داشت. هرچند در این الگو، عوامل زمینهای نظیر ساختار، فرهنگ و محیط سازمانی و شرایط مداخله گر، روابط را تحت تاثیر قرار خواهند داد.
مدل سازی
حسن الوداری؛ سعید کیان پور؛ آرین جمالی آزاد
چکیده
چارچوب نظری این پژوهش بر پایه مدل ترکیبی موجک TVP-VAR استوار است. دادههای سری زمانی مربوط به کسری بودجه و رشد اقتصادی پس از طی مراحل پیشپردازش شامل پدینگ و نرمالسازی، مورد تحلیل قرار گرفتند. تجزیه موجکی با استفاده از موجک دابوچی 1 (db1) و در سطح تجزیه 3، حضور الگوهای غیرخطی و چندمقیاسی را در دادهها آشکار ساخت. نمودار سرریز خالص پویا، ...
بیشتر
چارچوب نظری این پژوهش بر پایه مدل ترکیبی موجک TVP-VAR استوار است. دادههای سری زمانی مربوط به کسری بودجه و رشد اقتصادی پس از طی مراحل پیشپردازش شامل پدینگ و نرمالسازی، مورد تحلیل قرار گرفتند. تجزیه موجکی با استفاده از موجک دابوچی 1 (db1) و در سطح تجزیه 3، حضور الگوهای غیرخطی و چندمقیاسی را در دادهها آشکار ساخت. نمودار سرریز خالص پویا، تعاملات متقابل بین متغیرها را در دورههای زمانی مختلف به تصویر میکشد. با بهرهگیری از فیلتر کالمن و روش بوتاسترپ، پارامترهای زمانمتغیر در مدل TVP-VAR تخمین زده شدند. یافتهها نشان میدهد که کسری بودجه در کوتاهمدت، از طریق سازوکارهایی همچون محرکهای مالی، تأثیری مثبت بر رشد اقتصادی دارد، اما این تأثیر در بلندمدت رو به کاهش میگذارد. علاوه بر این، نوسانات کسری بودجه منجر به بیثباتی در رشد اقتصادی میشود. این مطالعه بر اهمیت رویکردهای تحلیلی چندمقیاسی و پویا در بررسی روابط اقتصاد کلان تأکید ورزیده و به سیاستگذاران توصیه میکند تا با اتخاذ رویکردی جامع و متعادل در مدیریت کسری بودجه، زمینه پایداری رشد اقتصادی را فراهم آورند. یافتهها بر ضرورت مدیریت متعادل کسری بودجه در سازمانهای دولتی برای کاهش بیثباتی و تقویت عملکرد اقتصادی تأکید دارد.واژههای کلیدیکسری بودجه، رشد اقتصادی، ایران، مدل ترکیبی موجک، محرکهای مالی.