مفهوم پردازی
وجیهه جوانی؛ تیسیر حقی اسماعیل الجبوری؛ یعقوب بدری آذرین
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر فرهنگ سازمانی ورزشی بر پذیرش فناوری در میان مدیران ادارات ورزش و جوانان استانهای عراق، با نقش میانجی نوآوری انجام شده است. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روششناسی، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را مدیران ادارات ورزش و جوانان استانهای عراق تشکیل میدهند. دادهها با استفاده از پرسشنامهای ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر فرهنگ سازمانی ورزشی بر پذیرش فناوری در میان مدیران ادارات ورزش و جوانان استانهای عراق، با نقش میانجی نوآوری انجام شده است. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روششناسی، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را مدیران ادارات ورزش و جوانان استانهای عراق تشکیل میدهند. دادهها با استفاده از پرسشنامهای ترکیبی 48 سؤالی، متشکل از سه پرسشنامه استاندارد فرهنگ سازمانی دنیسون، مدل پذیرش فناوری (TAM)، و نوآوری هورت جمعآوری شد. از نرمافزار اسمارتپیالاس 3 برای تحلیل دادهها استفاده شد. نتایج نشان داد که فرهنگ سازمانی ورزشی و نوآوری بر پذیرش فناوری توسط ادارات ورزش و جوانان استانهای عراق تأثیر معناداری دارند. همچنین، فرهنگ سازمانی ورزشی بر نوآوری اثرگذار است. این یافتهها نقش کلیدی فرهنگ سازمانی و نوآوری را در روند پذیرش فناوری در نهادهای ورزشی آشکار میسازد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که ارتقای فرهنگ سازمانی و تقویت روحیه نوآوری، گامهای ضروری برای تسهیل و تسریع پذیرش فناوری در سازمانهای ورزشی به شمار میروند. بنابراین پیشنهاد میشود مدیران و سیاستگذاران حوزه ورزش، برنامههای توسعهای خود را با تمرکز بر این عوامل طراحی کنند. همچنین، انجام مطالعات بیشتر در زمینههای مرتبط میتواند به درک عمیقتر این روابط و ارائه راهکارهای عملی برای بهبود عملکرد سازمانهای ورزشی کمک کند.
مدل سازی
فرشته قلعه آقا بابائی؛ حسین دامغانیان
چکیده
این پژوهش با هدف بررسی پیامدهای نوستالژی سازمانی در بخش ستادی آموزش و پرورش صورت گرفته است. پژوهش کیفی و کاربردی حاضر با روش تحلیل مضمون بر اساس رویکرد بروان و کلارک (۲۰۰۶) انجام شد. برای سازماندهی و نمایش ساختاری سلسلهمراتبی مضامین (پایه، سازماندهنده و فراگیر) از رویکرد شبکه مضامین اتریید-استرلینگ (۲۰۰۱) استفاده گردید. دادهها ...
بیشتر
این پژوهش با هدف بررسی پیامدهای نوستالژی سازمانی در بخش ستادی آموزش و پرورش صورت گرفته است. پژوهش کیفی و کاربردی حاضر با روش تحلیل مضمون بر اساس رویکرد بروان و کلارک (۲۰۰۶) انجام شد. برای سازماندهی و نمایش ساختاری سلسلهمراتبی مضامین (پایه، سازماندهنده و فراگیر) از رویکرد شبکه مضامین اتریید-استرلینگ (۲۰۰۱) استفاده گردید. دادهها با مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری شد. جامعه آماری شامل ۱۹ متخصص ستادی آموزش و پرورش بود که با نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی انتخاب شدند و فرآیند تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. پس از تأیید روایی و پایایی دادهها، ۲۹ مضمون پایه شناسایی شد که به ۱۰ مضمون سازماندهنده (ذهنیت مثبت فردی، کاهش اضطراب و استرس روانی، تعهد حرفهای، جهتگیری نسبت به تغییر، تقویت روابط اجتماعی، بازسازی ارزشهای مشترک، تعهد و بهرهوری سازمانی، یادگیری و نوآوری سازمانی، تقویت ارتباط با ذینفعان و هویت سازمانی، و مسئولیت اجتماعی سازمان) و نهایتاً به ۵ مضمون فراگیر (بهزیستی روانی–شغلی، عملکرد فردی، جو سازمانی، عملکرد سازمانی و سطح جامعه) دستهبندی گردیدند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که نوستالژی سازمانی عمدتاً پیامدهای مثبت و سازندهای دارد و با سرمایهگذاری هدفمند در آن میتوان به بهبود ذهنیت مثبت کارکنان، کاهش استرس، ارتقای عملکرد فردی از طریق تقویت تعهد و جهتگیری صحیح نسبت به تغییر، شکلگیری جو همدلانه و مشارکتی، افزایش بهرهوری و نوآوری سازمانی، و تقویت مسئولیت اجتماعی و ارتباط با ذینفعان دست یافت. این یافتهها چارچوبی عملی برای بخش ستادی آموزش و پرورش فراهم میآورد تا با بهرهگیری هوشمندانه از نوستالژی سازمانی، سرمایه انسانی و سازمانی خود را ارتقا دهد.
مدل سازی
جهان عبدی؛ اردشیر شیری
چکیده
این پژوهش با هدف شناسایی و تبیین ابعاد و عوامل شکلدهنده بدشانسپنداری سازمانی در سازمانهای دولتی انجام شده است.مطالعه به روش تحلیل تم و از طریق ۱۵ مصاحبه نیمهساختاریافته عمیق با مدیران و کارکنان سازمانهای دولتی استان ایلام انجام شد. نمونهگیری بهصورت هدفمند و تا حد اشباع نظری ادامه یافت. برای تأمین روایی و پایایی دادهها ...
بیشتر
این پژوهش با هدف شناسایی و تبیین ابعاد و عوامل شکلدهنده بدشانسپنداری سازمانی در سازمانهای دولتی انجام شده است.مطالعه به روش تحلیل تم و از طریق ۱۵ مصاحبه نیمهساختاریافته عمیق با مدیران و کارکنان سازمانهای دولتی استان ایلام انجام شد. نمونهگیری بهصورت هدفمند و تا حد اشباع نظری ادامه یافت. برای تأمین روایی و پایایی دادهها از روشهای بازبینی توسط اعضا، کسب نظر همکاران علمی، ضریب توافق بین کدگذاران (هولستی) و همچنین محاسبه نسبت روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI) استفاده شد. در مرحله کدگذاری اولیه، ۳۵ مفهوم استخراج شد که پس از پالایش و ادغام، به ۲۱ مفهوم نهایی در قالب ۱۱ تم فرعی و ۶ تم اصلی دستهبندی شدند. تمهای اصلی شامل: ۱) عوامل فرهنگی و سازمانی، ۲) عوامل شناختی و ذهنی، ۳) عوامل عملکردی، ۴) عوامل حمایتی و مدیریتی، ۵) عوامل روانی و هیجانی، و ۶) عوامل سیاسی و روابط سازمانی بودند. یافتهها نشان داد که فرهنگ سازمانی منفی، نسبت دادن ناکامیها به عوامل بیرونی، عدم اطمینان نسبت به آینده، احساس ناتوانی در کنترل شرایط، یادگیری ناکافی از شکستها، پیامدهای عملکردی ضعیف، حمایت ناکافی از کارکنان و نقش مدیران، زمینهساز شکلگیری بدشانسپنداری سازمانی هستند. همچنین تأثیر نگرشهای فردی و الگوهای روانی و هیجانی در تثبیت نگرشهای منفی مؤثر بوده و رفتارهای سیاسی و نقش نمایندگان و استانداران این نگرش را تشدید میکند، بهگونهای که موفقیت و ناکامی کارکنان بیش از شایستگی، ناشی از شانس و روابط سیاسی تلقی میشود. بر اساس یافتهها، مدلی مفهومی ارائه شد که میتواند مبنایی برای طراحی مداخلات مدیریتی و سیاستگذاریهای اصلاحی در سازمانهای دولتی به منظور کاهش نگرشهای منفی و ارتقای عملکرد سازمانی باشد.
مدل سازی
مجید ضماهنی؛ امین داداشی؛ اسماعیل رستم زاده گنجی؛ عطیه بحرانی
چکیده
هدف این پژوهش، تبیین ابعاد شخصیسازی مدیریت منابع انسانی در شرکت گروه باختر به منظور ارائه یک مدل متناسب با ساختار صنعت پتروشیمی است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و استراتژی تحلیل مضمون انجام شده است و از لحاظ هدف، در دسته پژوهش های توسعه ای قرار می گیرد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران گروه باختر با تجربه بیشتر از 5 سال سابقه کاری حوزه ...
بیشتر
هدف این پژوهش، تبیین ابعاد شخصیسازی مدیریت منابع انسانی در شرکت گروه باختر به منظور ارائه یک مدل متناسب با ساختار صنعت پتروشیمی است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و استراتژی تحلیل مضمون انجام شده است و از لحاظ هدف، در دسته پژوهش های توسعه ای قرار می گیرد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران گروه باختر با تجربه بیشتر از 5 سال سابقه کاری حوزه منابع انسانی، دارای تجربه مشارکت در طراحی یا اجرای سیاستهای جبران خدمات، مسیر شغلی یا آموزشهای اختصاصی و داشتن دانش نظری در زمینه شخصیسازی بودند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق با ۱۵ نفر از مدیران که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند، گردآوری گردید. فرآیند تحلیل دادهها بر اساس روش تحلیل مضمون ۶ مرحلهای براون و کلارک (2006) و با استفاده از نرمافزار MAXQDA انجام شد. جهت سازماندهی یافتهها از مدل شبکه مضامین آترید-استرلینگ (2001) استفاده گردید. روایی پژوهش با شاخصهای قابلیت اعتبار و انتقالپذیری و پایایی آن از طریق روش توافق درونکدگذار ارزیابی شد.یافتهها نشان داد که تحلیل دادهها منجر به شناسایی ۲۱۵ کد اولیه گردید که پس از ادغام و پالایش در مرحله کدگذاری انتخابی، در قالب ۸ کد نهایی، ۴ مضمون پایه، ۳ مضمون سازماندهنده شامل «مدیریت فردمحور»، «همسویی فرد و سازمان» و «سازگاری کلان سازمانی» و در نهایت یک مضمون فراگیر با عنوان «شخصیسازی مدیریت منابع انسانی در شرکت گروه باختر» دسته بندی شد.مدل استخراج شده نشان دادکه شخصیسازی مدیریت منابع انسانی در ساختار گروه باختر ، مستلزم ایجاد سازگاری میان نیازهای فردی کارکنان و راهبردهای کلان سازمانی است و میتواند زمینهساز بهبود بهرهوری، افزایش نگهداشت نیروی انسانی و ارتقای اثربخشی فرآیندهای منابع انسانی در گروه باختر باشد.
آسیب شناسی
محمد جواد شاکری؛ محدثه نادرشاهی؛ علی اصغر مباشری
چکیده
با توجه به پیامدهای منفی نامرئی شدن کارکنان در سازمانها و نیاز به شناسایی عوامل موثر بر آن در راستای مدیریت این پدیده مخرب، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویتبندی عوامل موثر بر نامرئی شدن کارکنان در سازمانهای ایرانی اجرا شد. پژوهش حاضر، از نظر هدف در دسته پژوهشهای کاربردی قرار میگیرد و به لحاظ ماهیت و روش گردآوری داده-ها آمیخته ...
بیشتر
با توجه به پیامدهای منفی نامرئی شدن کارکنان در سازمانها و نیاز به شناسایی عوامل موثر بر آن در راستای مدیریت این پدیده مخرب، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویتبندی عوامل موثر بر نامرئی شدن کارکنان در سازمانهای ایرانی اجرا شد. پژوهش حاضر، از نظر هدف در دسته پژوهشهای کاربردی قرار میگیرد و به لحاظ ماهیت و روش گردآوری داده-ها آمیخته اکتشافی است. به این شکل که در بخش کیفی، با استفاده از روش فراترکیب، عوامل موثر بر نامرئی شدن کارکنان شناسایی شد و در بخش کمی، عوامل شناسایی شده با استفاده از روش فازی سلسلهمراتبی نوع 2 رتبهبندی شدند. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی متشکل از مطالعات پیشین است که در این بین از طریق ارزیابی عنوان، چکیده و محتوای منابع در دسترس، 28 منبع جهت استفاده در پژوهش انتخاب شد. جامعه آماری بخش کمی نیز متشکل از خبرگان دانشگاهی استان فارس است که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند، 8 نفر به عنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. دادههای مورد نیاز در بخش کیفی از طریق مرور و بررسی ادبیات و در بخش کمی از طریق پرسشنامه گردآوری شد. یافتهها نشان داد که سه دسته عوامل سازمانی، عوامل فردی و عوامل شغلی میتوانند نامرئی شدن کارکنان در سازمانهای ایران را تحت تاثیر قرار دهند.
سایر
عطاءاله زرفشان
چکیده
مدیریت یکپارچه شهری بهعنوان یکی از رویکردهای نوین حکمرانی شهری، بر هماهنگی میان نهادها، سیاستها، منابع و ذینفعان در اداره شهر تأکید دارد. هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل ظرفیتهای قانونی موجود برای تحقق مدیریت یکپارچه شهری در ایران با تمرکز بر قانون شهرداریها (۱۳۳۴) و قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب ...
بیشتر
مدیریت یکپارچه شهری بهعنوان یکی از رویکردهای نوین حکمرانی شهری، بر هماهنگی میان نهادها، سیاستها، منابع و ذینفعان در اداره شهر تأکید دارد. هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل ظرفیتهای قانونی موجود برای تحقق مدیریت یکپارچه شهری در ایران با تمرکز بر قانون شهرداریها (۱۳۳۴) و قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران (۱۳۷۵) است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از تحلیل محتوای جهتدار قوانین و اسناد مرتبط انجام شده و ظرفیتهای قانونی موجود در محورهای اصلی مدیریت یکپارچه شهری مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتهاند. یافتهها نشان میدهد که قوانین مورد بررسی از ظرفیتهای قابلتوجهی در زمینه یکپارچگی نهادی و ساختاری، مشارکت و پاسخگویی عمومی و یکپارچگی مالی و برنامهای برخوردارند. در حوزه نهادی، ظرفیتهایی برای تفکیک سیاستگذاری و اجرا، نظارت شوراها و ایفای نقش شهرداری در مدیریت امور محلی وجود دارد. در حوزه مشارکت، قوانین بر حضور و نقش شهروندان و نظارت عمومی تأکید دارند؛ بااینحال، سازوکارهای الزامآور و مشخص برای تحقق مشارکت مؤثر و پایدار محدود است. در بعد مالی و برنامهای نیز اختیارات مرتبط با بودجه، درآمدها و عوارض محلی، ظرفیتهایی برای تقویت استقلال مالی مدیریت شهری فراهم میکند. با وجود این ظرفیتها، ضعف هماهنگی میان دستگاههای اجرایی، موازیکاری نهادی، تمرکزگرایی، محدودیت سازوکارهای مشارکت و ناهماهنگی میان برنامهها و منابع مالی، مانع تحقق کامل مدیریت یکپارچه شهری شده است. بر این اساس، بهرهگیری از ظرفیتهای موجود مستلزم اصلاح و هماهنگسازی قوانین، تقویت سازوکارهای همکاری بیننهادی، افزایش مشارکت عمومی و ارتقای استقلال مالی و برنامهای مدیریت شهری است.
مدل سازی
محمد جواد محمودی؛ افشین سفاهن؛ عباس قاییدرحمت
چکیده
نظام آموزش عالی و علم و فناوری ایران با چالشهایی چندبعدی مانند اشتغالپذیری فارغالتحصیلان، فاصله دانشگاه و صنعت، مهاجرت نخبگان، کیفیت آموزش عالی و کارآمدی سیاستهای علمی مواجه است. حل این مسائل، به دلیل ماهیت بیننهادی آنها، نیازمند هماهنگی مؤثر میان نهادهای قانونگذار و اجرایی است. در این میان، رابطه وزارت علوم، تحقیقات ...
بیشتر
نظام آموزش عالی و علم و فناوری ایران با چالشهایی چندبعدی مانند اشتغالپذیری فارغالتحصیلان، فاصله دانشگاه و صنعت، مهاجرت نخبگان، کیفیت آموزش عالی و کارآمدی سیاستهای علمی مواجه است. حل این مسائل، به دلیل ماهیت بیننهادی آنها، نیازمند هماهنگی مؤثر میان نهادهای قانونگذار و اجرایی است. در این میان، رابطه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بهعنوان نهاد اجرایی تخصصی و مجلس شورای اسلامی بهعنوان نهاد قانونگذار و ناظر، نقشی تعیینکننده دارد. مسئله اصلی پژوهش، فقدان الگویی نهادمند، عملیاتی و پایدار برای ارتقای این رابطه از وضعیت سنتی «ناظر ـ مجری» به همکاری راهبردی است. هدف پژوهش، طراحی و اعتبارسنجی اولیه مدل راهبردی همگرایی نهادی برای پیشرفت علمی کشور، با تأکید بر هماهنگی و همکاری سازنده میان وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و مجلس شورای اسلامی است. پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل اسنادی انجام شد. نمونهگیری اسناد بهصورت هدفمند و معیارمحور بود و دادهها با تحلیل مضمونی بررسی شدند. یافتهها نشان داد مدل پیشنهادی بر سه پایه اصلی استوار است: پایه فرهنگی - نگرشی شامل اعتمادسازی، زبان مشترک و احترام متقابل؛ پایه ساختاری - نهادی شامل کارگروه مشترک هماهنگی، دبیرخانه مشترک، پلتفرم دیجیتال و نظام مشاوره تخصصی؛ و پایه فرآیندی - عملیاتی شامل مشورت پیش از قانونگذاری، گزارشدهی شفاف، حل اختلاف نهادی و پایش مستمر. اعتبار اولیه مدل از طریق بازبینی خبرگانی ارزیابی شد. مدل پیشنهادی میتواند زمینه تصمیمگیری کارشناسیتر، کاهش تعارض نهادی و تقویت حکمرانی علم و فناوری را فراهم سازد.
مدل سازی
حسین کلامی؛ نادر بهلولی؛ هوشنگ تقی زاده
چکیده
پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل مدیریت منابع انسانی اخلاقمحور در سازمان جهاد کشاورزی استان آذربایجان شرقی انجام شد. پژوهش از نظر رویکرد، کیفی؛ از نظر هدف، کاربردی؛ و از نظر ماهیت، اکتشافی است. دادهها به صورت میدانی و از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته با ۱۷ نفر از خبرگان دانشگاهی، مدیران و کارشناسان مرتبط با مدیریت منابع انسانی، ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل مدیریت منابع انسانی اخلاقمحور در سازمان جهاد کشاورزی استان آذربایجان شرقی انجام شد. پژوهش از نظر رویکرد، کیفی؛ از نظر هدف، کاربردی؛ و از نظر ماهیت، اکتشافی است. دادهها به صورت میدانی و از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته با ۱۷ نفر از خبرگان دانشگاهی، مدیران و کارشناسان مرتبط با مدیریت منابع انسانی، اخلاق سازمانی و مدیریت کشاورزی گردآوری شد. مشارکتکنندگان به صورت هدفمند انتخاب شدند و در موارد لازم برای شناسایی خبرگان واجد شرایط از روش گلوله برفی استفاده شد. دادهها با تحلیل مضمون به روش آتراید–استرلینگ تحلیل شدند. پس از استخراج ۶۵۲ کد اولیه، کدهای تکراری یا همپوشان ادغام و کدهای فاقد ارتباط مستقیم با سؤال پژوهش حذف شدند و در نهایت ۴۵ مضمون پایه، ۱۵ مضمون سازماندهنده و پنج مضمون فراگیر شناسایی شد. یافتهها پنج بعد اصلی شامل جذب و استخدام اخلاقمحور، توسعه و آموزش اخلاقمحور، ارزیابی عملکرد اخلاقمحور، حفظ و نگهداشت اخلاقمحور کارکنان و الزامات بهبود و پایداری مدیریت منابع انسانی اخلاقمحور را نشان داد. نتایج بیانگر آن است که مدیریت منابع انسانی اخلاقمحور صرفاً به رفتار اخلاقی کارکنان محدود نیست، بلکه مستلزم نهادینهسازی عدالت، شفافیت، شایستهسالاری، پاسخگویی، مسئولیتپذیری و حمایت مدیریتی در چرخه کامل منابع انسانی است. مدل پیشنهادی میتواند مبنایی برای اصلاح سیاستها و فرایندهای منابع انسانی و تقویت سلامت اداری و کیفیت خدمات عمومی در سازمانهای دولتی بخش کشاورزی باشد.
مفهوم پردازی
نبی امیدی
چکیده
تحلیل پدیده انتخاب پناهگاهی در ساختارهای مدیریتی: علل و عوامل انتخاب مدیران ضعیف در سطوح پایینتر سازمانیچکیدهپژوهش حاضر به تحلیل پدیده «انتخاب پناهگاهی» در ساختار مدیریتی سازمانهای دولتی ایران میپردازد؛ وضعیتی که در آن مدیران ارشد، آگاهانه افراد ضعیفتر را برای پستهای پاییندستی برمیگزینند تا با حذف تهدیدهای ...
بیشتر
تحلیل پدیده انتخاب پناهگاهی در ساختارهای مدیریتی: علل و عوامل انتخاب مدیران ضعیف در سطوح پایینتر سازمانیچکیدهپژوهش حاضر به تحلیل پدیده «انتخاب پناهگاهی» در ساختار مدیریتی سازمانهای دولتی ایران میپردازد؛ وضعیتی که در آن مدیران ارشد، آگاهانه افراد ضعیفتر را برای پستهای پاییندستی برمیگزینند تا با حذف تهدیدهای بالقوه، شبکه قدرت شخصی خود را تثبیت کنند. این رفتار به تدریج به قاعدهای نانوشته بدل شده و پیامدهایی چون کاهش بهرهوری، حذف نخبگان و رکود تحول را به دنبال داشته است. پژوهش با رویکرد کمی و کاربردی-توسعهای، از طریق پرسشنامه محققساخته و روش پیمایشی بر روی نمونهای متشکل از ۱۷۴ مدیر، کارشناس و استاد دانشگاه در تهران انجام شد. دادهها با آزمون کولموگروف–اسمیرنوف، تحلیل عاملی اکتشافی با چرخش واریماکس و نرمافزارهای SPSS و LISREL تحلیل شدند. روایی ابزار با KMO و بارتلت تأیید شد. نتایج به شناسایی چهار عامل اصلی انجامید که بیش از ۹۰ درصد واریانس متغیرها را تبیین میکنند: عوامل سازمانی-مدیریتی، تعمدی-راهبردی، فرهنگی-اجتماعی و روانشناختی-رفتاری. مؤلفههایی چون ضعف نظام انتصاب، نخبهستیزی، تثبیت قدرت شخصی و ترس از دست دادن موقعیت شغلی، نقش پررنگی در بروز این پدیده دارند. یافتهها بیانگر آن است که «انتخاب پناهگاهی» رفتاری فرصتطلبانه و چندبعدی است که اصلاح آن مستلزم بازنگری در نظام انتصاب و فرهنگ سازمانی میباشد.واژههای کلیدی:انتخاب پناهگاهی، ناشایستهسالاری، ساختار مدیریت، سازمانهای دولتی
مدل سازی
حسین استاد حسین؛ زهرا مقیمی؛ مریم بیانی
چکیده
چکیدهاین پژوهش با هدف ارائه مدل حکمرانی دیجیتال با رویکرد جمع سپاری در ایران پرداخته و به دنبال طراحی چارچوبی جامع برای مدیریت فضای مجازی کشور با تأکید بر قابلیت های مشارکتی و بهرهبرداری بهینه از ظرفیتهای ملی است. این پژوهش با رویکرد کمی و هدف توسعهای انجام شده است. ابتدا، به شناسایی ابعاد و مؤلفههای حکمرانی دیجیتال از طریق ...
بیشتر
چکیدهاین پژوهش با هدف ارائه مدل حکمرانی دیجیتال با رویکرد جمع سپاری در ایران پرداخته و به دنبال طراحی چارچوبی جامع برای مدیریت فضای مجازی کشور با تأکید بر قابلیت های مشارکتی و بهرهبرداری بهینه از ظرفیتهای ملی است. این پژوهش با رویکرد کمی و هدف توسعهای انجام شده است. ابتدا، به شناسایی ابعاد و مؤلفههای حکمرانی دیجیتال از طریق مرور سیستماتیک منابع علمی پرداخته شد. سپس، با استفاده از تکنیک دلفی و مشارکت 15 نفر از خبرگان، مؤلفهها پالایش و تأیید گردید. در مرحله بعدی، مدل پژوهش با مدلسازی ساختاری ارزیابی شد و برای تحلیل دادهها از شبکه عصبی مصنوعی و نرمافزارهای متلب و اسمارت پیالاس استفاده شد. جامعه آماری شامل 690 نفر از مدیران و کارشناسان ارشد مرکز ملی فضای مجازی، موسسات مشاور و زیرمجموعه های تابعه بود که از روش نمونهگیری تصادفی طبقهبندیشده و پرسشنامه به حجم نمونه 248 نفر توزیع گردید. نتایج نشان داد که مدل حکمرانی دیجیتال با رویکرد جمع سپاری یک مدل چندبعدی است که ابعاد مختلفی همچون زیست بوم دیجیتال، اقتصاد دیجیتال، زیرساخت دیجیتال، حقوقی و قانونی، فرهنگی و اجتماعی و رویکرد جمع سپاری را در بر میگیرد. نتایج این پژوهش نشان میدهد که مدل حکمرانی دیجیتال با رویکرد جمع سپاری نه تنها از ظرفیتهای داخلی برای ارتقای حکمرانی دیجیتال استفاده میکند، بلکه میتواند بهعنوان یک الگوی بومی و مقاومتی برای کشور عمل کند.
همبستگی
علیرضا کشفی؛ علی سلمانپور؛ سیما اسکندری
چکیده
این مقاله به بررسی اثرگذاری غیرخطی پیچیدگی اقتصادی و نهادهای دولتی بر رشد اقتصادی کشورهای منتخب در حال توسعه، با تأکید بر نقش آستانهای رانت منابع طبیعی میپردازد. روششناسی مقاله حاضر از نوع کاربردی و با روش توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق شامل 31 کشور در حال توسعه تولیدکننده علم طی دوره زمانی 2023-2008 میباشد. برای تجزیه و تحلیل ...
بیشتر
این مقاله به بررسی اثرگذاری غیرخطی پیچیدگی اقتصادی و نهادهای دولتی بر رشد اقتصادی کشورهای منتخب در حال توسعه، با تأکید بر نقش آستانهای رانت منابع طبیعی میپردازد. روششناسی مقاله حاضر از نوع کاربردی و با روش توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق شامل 31 کشور در حال توسعه تولیدکننده علم طی دوره زمانی 2023-2008 میباشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها و برآورد مدل از روش رگرسیون آستانهای پانل (PSTR) استفاده شده است. در این مدل، رانت منابع طبیعی بهعنوان متغیر انتقال و آستانه در نظر گرفته شده است. نتایج تحقیق وجود یک رابطه غیرخطی و آستانهای را تأیید میکند که منجر به شناسایی دو رژیم اقتصادی متمایز میشود. در رژیم پایین (وابستگی کم به رانت منابع): افزایش پیچیدگی اقتصادی، بهبود کیفیت نهادها و سرمایه انسانی تأثیر مثبت و معناداری بر رشد اقتصادی دارند. در رژیم بالا (وابستگی زیاد به رانت منابع) تأثیر پیچیدگی اقتصادی بر رشد اقتصادی منفی و معنادار میشود که نشاندهنده پدیده «بیماری هلندی» است. در این رژیم، نقش نهادهای قوی و سرمایه انسانی بهطور قابلتوجهی تقویت میشود، بهطوری که میتوانند اثرات مخرب رانت را خنثی و آن را به عاملی برای رشد تبدیل کنند. اثر مخارج تحقیق و توسعه (R&D) در هیچ یک از رژیمها معنادار نبود. یافتهها نشان میدهد که وجود نهادهای قوی، شرط لازم اساسی برای دستیابی به پیچیدگی اقتصادی مثبت و رشد پایدار، بهویژه در کشورهای دارای منابع طبیعی است. حرکت به سمت پیچیدگی اقتصادی به صورت خودکار منجر به تقویت نهادها نمیشود و در غیاب نهادهای کارآمد، وفور منابع طبیعی میتواند اثرات توسعهبخش پیچیدگی اقتصادی را خنثی یا حتی معکوس نماید.
مدل سازی
مهدی محمدی
چکیده
این پژوهش با هدف شناسایی پیشایندها و پیامدهای قهر سازمانی در سازمانهای دولتی ایران، با رویکرد کیفی و بر پایه نظریه زمینهای انجام شد. جامعه پژوهش شامل مدیران و کارکنان شاغل در سازمانهای دولتی ایران بود که تجربه مستقیم از پدیده قهر سازمانی داشتند. با استفاده از نمونهگیری هدفمند و تکنیک اشباع نظری، ۱۹ نفر انتخاب شدند. دادهها ...
بیشتر
این پژوهش با هدف شناسایی پیشایندها و پیامدهای قهر سازمانی در سازمانهای دولتی ایران، با رویکرد کیفی و بر پایه نظریه زمینهای انجام شد. جامعه پژوهش شامل مدیران و کارکنان شاغل در سازمانهای دولتی ایران بود که تجربه مستقیم از پدیده قهر سازمانی داشتند. با استفاده از نمونهگیری هدفمند و تکنیک اشباع نظری، ۱۹ نفر انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته جمعآوری و با روش تحلیل محتوای کیفی (کدگذاری باز، محوری و انتخابی) تحلیل شدند. در مرحله کدگذاری باز، بیش از ۱۲۰ مفهوم اولیه استخراج و به ۸۲ کد تقلیل یافت. در کدگذاری محوری، این کدها به ۲۸ مفهوم اصلی و ۱۵ مقوله فرعی سازماندهی شدند و در نهایت، مدل پارادایمی شکل گرفت. پیشایندهای قهر سازمانی در پنج مقوله اصلی شناسایی شدند: عوامل ساختاری-فرهنگی (مانند سلسلهمراتب شدید و فرهنگ بسته)، عوامل رهبری (مانند رهبری سمی و عدم حمایت مدیران)، عوامل روانشناختی-فردی (ترس از طرد، احساس بیعدالتی و فرسودگی)، عوامل بینفردی (تعارض با همکاران و تفاوتهای فرهنگی) و عوامل زمینهای نوظهور (مانند فشارهای پس از همهگیری و فناوریهای نظارتی). پیامدهای آن شامل کاهش نوآوری و بهرهوری سازمانی، افزایش رفتارهای انحرافی و فرسودگی شغلی، تضعیف تعهد سازمانی و در نهایت، تضعیف عملکرد کلی خدمات عمومی بودند. در شرایط مدیریت مناسب، برخی پیامدهای مثبت مانند تمرکز بر وظایف اصلی نیز مشاهده شد. یافتهها نشان میدهند که قهر سازمانی در سازمانهای دولتی ایران، بیش از عوامل فردی، ریشه در ساختارهای متمرکز و رهبری ناکارآمد دارد و میتواند چرخهای معیوب ایجاد کند. پیشنهاد میشود مدیران دولتی با ایجاد کانالهای امن بیان نظر، آموزش رهبری اصیل و تحول دیجیتال مشارکتی، این پدیده را مدیریت کنند.
مدل سازی
سمیه شادمهری؛ وحید میرزایی؛ حامد خراسانی طرقی
چکیده
یکی از اساسیترین و مهمترین وظایف مدیر در فرایند مدیریت، انتخاب سبک مناسب رهبری سازمان است. رهبری منفعل، آزاد گذاشتن پیروان در زمان عدم حضور رهبر یا اجتنابکردن از رهبری است. یکی از رفتارهای انحرافی کارکنان که کمتر بدان پرداخته شده، سرقت زمان است. سرقت زمان کارکنان علیرغم گستردگی، هزینهی بالا و اهمیت عملی آن، توجه علمی کمی دریافت ...
بیشتر
یکی از اساسیترین و مهمترین وظایف مدیر در فرایند مدیریت، انتخاب سبک مناسب رهبری سازمان است. رهبری منفعل، آزاد گذاشتن پیروان در زمان عدم حضور رهبر یا اجتنابکردن از رهبری است. یکی از رفتارهای انحرافی کارکنان که کمتر بدان پرداخته شده، سرقت زمان است. سرقت زمان کارکنان علیرغم گستردگی، هزینهی بالا و اهمیت عملی آن، توجه علمی کمی دریافت کرده است. تحقیق حاضر باهدف کشف مؤلفههای رهبری منفعل و بررسی تأثیر آن بر سرقت زمان کارکنان در آموزشوپرورش شهرستان بجنورد انجام شده است. در این پژوهش ابتدا به مروری بر ادبیات و پیشینه پژوهش پرداخته شد و در ادامه از ابزار مصاحبه به روش عمیق نیمهساختاریافته که متناسب با روشهای تحقیق کیفی و بهویژه پدیدارشناسی است، استفاده شد. پس از انجام 18 مصاحبه و رسیدن به مرحله اشباع از روش کلایزی؛ 25 مؤلفه در قالب 6 دسته کلی تحت عناوین ضعف در تصمیم گیری، اجتناب از مسئولیت پذیری، بی تفاوتی نسبت به کارکنان، ، ضعف در نظارت و مدیریت تیم و ضعف در ارتباطات و عدم حمایت از نوآوری و انگیزش شناسایی شدند. در مرحله کمی بر اساس فرمول کوکران 280 نفر بهصورت نمونهگیری تصادفی بهعنوان حجم نمونه انتخاب شدند. بهمنظور شناسایی مؤلفههای رهبری منفعل، از پرسشنامهای که توسط محقق طراحیشده است، استفاده شد و سپس با استفاده از پرسشنامه 15 سؤالی سرقت زمان هارولد و هو، تأثیر آن بر سرقت زمان سنجیده شد. باتوجهبه نتایج بهدستآمده فرضیه تحقیق پذیرفته شد و رهبری منفعل بر سرقت زمان کارکنان تأثیر مثبت و معناداری دارد.
جواد صحفی بناب
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر کاربرد سیستمهای توصیهگر بر مشارکت الکترونیکی شهروندان با در نظر گرفتن نقش واسط رسانههای اجتماعی و اعتماد الکترونیکی انجام شده است. در دنیای امروز، توسعه فناوریهای دیجیتال و گسترش خدمات الکترونیکی، زمینههای جدیدی برای تعامل شهروندان با نهادهای حاکمیتی فراهم کرده است؛ با این حال، میزان مشارکت ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر کاربرد سیستمهای توصیهگر بر مشارکت الکترونیکی شهروندان با در نظر گرفتن نقش واسط رسانههای اجتماعی و اعتماد الکترونیکی انجام شده است. در دنیای امروز، توسعه فناوریهای دیجیتال و گسترش خدمات الکترونیکی، زمینههای جدیدی برای تعامل شهروندان با نهادهای حاکمیتی فراهم کرده است؛ با این حال، میزان مشارکت الکترونیکی شهروندان به عوامل متعددی از جمله کیفیت سیستمهای توصیهگر، سطح اعتماد الکترونیکی و میزان استفاده از رسانههای اجتماعی وابسته است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی بوده و دادهها از طریق پرسشنامه استاندارد جمعآوری شدهاند. جامعه آماری شامل شهروندان استفادهکننده از خدمات الکترونیکی بوده و نمونهگیری به روش تصادفی انجام شده است. برای تجزیهوتحلیل دادهها از مدلسازی معادلات ساختاری استفاده گردید.یافتههای پژوهش نشان داد که کاربرد سیستمهای توصیهگر تأثیر مثبت و معناداری بر مشارکت الکترونیکی شهروندان دارد. همچنین، نتایج بیانگر آن است که رسانههای اجتماعی و اعتماد الکترونیکی بهعنوان متغیرهای میانجی، نقش تقویتکنندهای در این رابطه ایفا میکنند؛ بهگونهای که سیستمهای توصیهگر از طریق افزایش تعامل در رسانههای اجتماعی و ارتقای سطح اعتماد کاربران، به شکل غیرمستقیم نیز مشارکت الکترونیکی را افزایش میدهند. علاوه بر این، تأثیر مستقیم رسانههای اجتماعی و اعتماد الکترونیکی بر مشارکت الکترونیکی نیز مورد تأیید قرار گرفت.در نهایت، نتایج این پژوهش بر اهمیت طراحی و بهکارگیری سیستمهای توصیهگر کارآمد، تقویت بسترهای رسانههای اجتماعی و ارتقای اعتماد الکترونیکی شهروندان تأکید دارد. پیشنهاد میشود مدیران و سیاستگذاران با تمرکز بر بهبود کیفیت خدمات دیجیتال، شفافیت اطلاعات و توسعه تعاملات آنلاین، زمینههای افزایش مشارکت الکترونیکی شهروندان را فراهم سازند. این پژوهش میتواند مبنایی برای مطالعات آتی در حوزه حکمرانی دیجیتال و مشارکت شهروندی باشد.