مفهوم پردازی
وجیهه Vajiheh؛ تیسیر حقی اسماعیل الجبوری؛ یعقوب بدری آذرین
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر فرهنگ سازمانی ورزشی بر پذیرش فناوری در میان مدیران ادارات ورزش و جوانان استانهای عراق، با نقش میانجی نوآوری انجام شده است. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روششناسی، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را مدیران ادارات ورزش و جوانان استانهای عراق تشکیل میدهند. دادهها با استفاده از پرسشنامهای ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر فرهنگ سازمانی ورزشی بر پذیرش فناوری در میان مدیران ادارات ورزش و جوانان استانهای عراق، با نقش میانجی نوآوری انجام شده است. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روششناسی، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را مدیران ادارات ورزش و جوانان استانهای عراق تشکیل میدهند. دادهها با استفاده از پرسشنامهای ترکیبی 48 سؤالی، متشکل از سه پرسشنامه استاندارد فرهنگ سازمانی دنیسون، مدل پذیرش فناوری (TAM)، و نوآوری هورت جمعآوری شد. از نرمافزار اسمارتپیالاس 3 برای تحلیل دادهها استفاده شد. نتایج نشان داد که فرهنگ سازمانی ورزشی و نوآوری بر پذیرش فناوری توسط ادارات ورزش و جوانان استانهای عراق تأثیر معناداری دارند. همچنین، فرهنگ سازمانی ورزشی بر نوآوری اثرگذار است. این یافتهها نقش کلیدی فرهنگ سازمانی و نوآوری را در روند پذیرش فناوری در نهادهای ورزشی آشکار میسازد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که ارتقای فرهنگ سازمانی و تقویت روحیه نوآوری، گامهای ضروری برای تسهیل و تسریع پذیرش فناوری در سازمانهای ورزشی به شمار میروند. بنابراین پیشنهاد میشود مدیران و سیاستگذاران حوزه ورزش، برنامههای توسعهای خود را با تمرکز بر این عوامل طراحی کنند. همچنین، انجام مطالعات بیشتر در زمینههای مرتبط میتواند به درک عمیقتر این روابط و ارائه راهکارهای عملی برای بهبود عملکرد سازمانهای ورزشی کمک کند.
مدل سازی
فرشته قلعه آقا بابائی؛ حسین دامغانیان
چکیده
این پژوهش با هدف بررسی پیامدهای نوستالژی سازمانی در بخش ستادی آموزش و پرورش صورت گرفته است. پژوهش کیفی و کاربردی حاضر با روش تحلیل مضمون بر اساس رویکرد بروان و کلارک (۲۰۰۶) انجام شد. برای سازماندهی و نمایش ساختاری سلسلهمراتبی مضامین (پایه، سازماندهنده و فراگیر) از رویکرد شبکه مضامین اتریید-استرلینگ (۲۰۰۱) استفاده گردید. دادهها ...
بیشتر
این پژوهش با هدف بررسی پیامدهای نوستالژی سازمانی در بخش ستادی آموزش و پرورش صورت گرفته است. پژوهش کیفی و کاربردی حاضر با روش تحلیل مضمون بر اساس رویکرد بروان و کلارک (۲۰۰۶) انجام شد. برای سازماندهی و نمایش ساختاری سلسلهمراتبی مضامین (پایه، سازماندهنده و فراگیر) از رویکرد شبکه مضامین اتریید-استرلینگ (۲۰۰۱) استفاده گردید. دادهها با مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری شد. جامعه آماری شامل ۱۹ متخصص ستادی آموزش و پرورش بود که با نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی انتخاب شدند و فرآیند تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. پس از تأیید روایی و پایایی دادهها، ۲۹ مضمون پایه شناسایی شد که به ۱۰ مضمون سازماندهنده (ذهنیت مثبت فردی، کاهش اضطراب و استرس روانی، تعهد حرفهای، جهتگیری نسبت به تغییر، تقویت روابط اجتماعی، بازسازی ارزشهای مشترک، تعهد و بهرهوری سازمانی، یادگیری و نوآوری سازمانی، تقویت ارتباط با ذینفعان و هویت سازمانی، و مسئولیت اجتماعی سازمان) و نهایتاً به ۵ مضمون فراگیر (بهزیستی روانی–شغلی، عملکرد فردی، جو سازمانی، عملکرد سازمانی و سطح جامعه) دستهبندی گردیدند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که نوستالژی سازمانی عمدتاً پیامدهای مثبت و سازندهای دارد و با سرمایهگذاری هدفمند در آن میتوان به بهبود ذهنیت مثبت کارکنان، کاهش استرس، ارتقای عملکرد فردی از طریق تقویت تعهد و جهتگیری صحیح نسبت به تغییر، شکلگیری جو همدلانه و مشارکتی، افزایش بهرهوری و نوآوری سازمانی، و تقویت مسئولیت اجتماعی و ارتباط با ذینفعان دست یافت. این یافتهها چارچوبی عملی برای بخش ستادی آموزش و پرورش فراهم میآورد تا با بهرهگیری هوشمندانه از نوستالژی سازمانی، سرمایه انسانی و سازمانی خود را ارتقا دهد.
مدل سازی
مجید ضماهنی؛ امین داداشی؛ اسماعیل رستم زاده گنجی؛ عطیه بحرانی
چکیده
هدف این پژوهش، تبیین ابعاد شخصیسازی مدیریت منابع انسانی در شرکت گروه باختر به منظور ارائه یک مدل متناسب با ساختار صنعت پتروشیمی است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و استراتژی تحلیل مضمون انجام شده است و از لحاظ هدف، در دسته پژوهش های توسعه ای قرار می گیرد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران گروه باختر با تجربه بیشتر از 5 سال سابقه کاری حوزه ...
بیشتر
هدف این پژوهش، تبیین ابعاد شخصیسازی مدیریت منابع انسانی در شرکت گروه باختر به منظور ارائه یک مدل متناسب با ساختار صنعت پتروشیمی است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و استراتژی تحلیل مضمون انجام شده است و از لحاظ هدف، در دسته پژوهش های توسعه ای قرار می گیرد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران گروه باختر با تجربه بیشتر از 5 سال سابقه کاری حوزه منابع انسانی، دارای تجربه مشارکت در طراحی یا اجرای سیاستهای جبران خدمات، مسیر شغلی یا آموزشهای اختصاصی و داشتن دانش نظری در زمینه شخصیسازی بودند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق با ۱۵ نفر از مدیران که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند، گردآوری گردید. فرآیند تحلیل دادهها بر اساس روش تحلیل مضمون ۶ مرحلهای براون و کلارک (2006) و با استفاده از نرمافزار MAXQDA انجام شد. جهت سازماندهی یافتهها از مدل شبکه مضامین آترید-استرلینگ (2001) استفاده گردید. روایی پژوهش با شاخصهای قابلیت اعتبار و انتقالپذیری و پایایی آن از طریق روش توافق درونکدگذار ارزیابی شد.یافتهها نشان داد که تحلیل دادهها منجر به شناسایی ۲۱۵ کد اولیه گردید که پس از ادغام و پالایش در مرحله کدگذاری انتخابی، در قالب ۸ کد نهایی، ۴ مضمون پایه، ۳ مضمون سازماندهنده شامل «مدیریت فردمحور»، «همسویی فرد و سازمان» و «سازگاری کلان سازمانی» و در نهایت یک مضمون فراگیر با عنوان «شخصیسازی مدیریت منابع انسانی در شرکت گروه باختر» دسته بندی شد.مدل استخراج شده نشان دادکه شخصیسازی مدیریت منابع انسانی در ساختار گروه باختر ، مستلزم ایجاد سازگاری میان نیازهای فردی کارکنان و راهبردهای کلان سازمانی است و میتواند زمینهساز بهبود بهرهوری، افزایش نگهداشت نیروی انسانی و ارتقای اثربخشی فرآیندهای منابع انسانی در گروه باختر باشد.
مدل سازی
جهان عبدی؛ اردشیر شیری
چکیده
این پژوهش با هدف شناسایی و تبیین ابعاد و عوامل شکلدهنده بدشانسپنداری سازمانی در سازمانهای دولتی انجام شده است.مطالعه به روش تحلیل تم و از طریق ۱۵ مصاحبه نیمهساختاریافته عمیق با مدیران و کارکنان سازمانهای دولتی استان ایلام انجام شد. نمونهگیری بهصورت هدفمند و تا حد اشباع نظری ادامه یافت. برای تأمین روایی و پایایی دادهها ...
بیشتر
این پژوهش با هدف شناسایی و تبیین ابعاد و عوامل شکلدهنده بدشانسپنداری سازمانی در سازمانهای دولتی انجام شده است.مطالعه به روش تحلیل تم و از طریق ۱۵ مصاحبه نیمهساختاریافته عمیق با مدیران و کارکنان سازمانهای دولتی استان ایلام انجام شد. نمونهگیری بهصورت هدفمند و تا حد اشباع نظری ادامه یافت. برای تأمین روایی و پایایی دادهها از روشهای بازبینی توسط اعضا، کسب نظر همکاران علمی، ضریب توافق بین کدگذاران (هولستی) و همچنین محاسبه نسبت روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI) استفاده شد. در مرحله کدگذاری اولیه، ۳۵ مفهوم استخراج شد که پس از پالایش و ادغام، به ۲۱ مفهوم نهایی در قالب ۱۱ تم فرعی و ۶ تم اصلی دستهبندی شدند. تمهای اصلی شامل: ۱) عوامل فرهنگی و سازمانی، ۲) عوامل شناختی و ذهنی، ۳) عوامل عملکردی، ۴) عوامل حمایتی و مدیریتی، ۵) عوامل روانی و هیجانی، و ۶) عوامل سیاسی و روابط سازمانی بودند. یافتهها نشان داد که فرهنگ سازمانی منفی، نسبت دادن ناکامیها به عوامل بیرونی، عدم اطمینان نسبت به آینده، احساس ناتوانی در کنترل شرایط، یادگیری ناکافی از شکستها، پیامدهای عملکردی ضعیف، حمایت ناکافی از کارکنان و نقش مدیران، زمینهساز شکلگیری بدشانسپنداری سازمانی هستند. همچنین تأثیر نگرشهای فردی و الگوهای روانی و هیجانی در تثبیت نگرشهای منفی مؤثر بوده و رفتارهای سیاسی و نقش نمایندگان و استانداران این نگرش را تشدید میکند، بهگونهای که موفقیت و ناکامی کارکنان بیش از شایستگی، ناشی از شانس و روابط سیاسی تلقی میشود. بر اساس یافتهها، مدلی مفهومی ارائه شد که میتواند مبنایی برای طراحی مداخلات مدیریتی و سیاستگذاریهای اصلاحی در سازمانهای دولتی به منظور کاهش نگرشهای منفی و ارتقای عملکرد سازمانی باشد.