مدل سازی
سیده سیما رسولی؛ امیر محبوب لطفکار
چکیده
جذب سرمایهگذاری بخش خصوصی یکی از راهکارهای اساسی برای توسعه پایدار شهری و تأمین منابع مالی موردنیاز شهرداریها به شمار میرود. با توجه به محدودیت منابع مالی دولتی و افزایش روزافزون نیازهای شهری، مشارکت بخش خصوصی در پروژههای عمرانی و خدماتی شهری امری ضروری است. این تحقیق با هدف ارزیابی عدم موفقیت شهرداریها در جذب سرمایهگذار ...
بیشتر
جذب سرمایهگذاری بخش خصوصی یکی از راهکارهای اساسی برای توسعه پایدار شهری و تأمین منابع مالی موردنیاز شهرداریها به شمار میرود. با توجه به محدودیت منابع مالی دولتی و افزایش روزافزون نیازهای شهری، مشارکت بخش خصوصی در پروژههای عمرانی و خدماتی شهری امری ضروری است. این تحقیق با هدف ارزیابی عدم موفقیت شهرداریها در جذب سرمایهگذار بخش خصوصی انجام شد. پژوهش حاضر کاربردی - اکتشافی است که با راهبرد پیمایشی در دو گام دلفی فازی و مدلسازی معادلات ساختاری صورت گرفت. جامعه آماری در بخش دلفی فازی، خبرگان دانشگاهی، مدیران ارشد شهرداریها و سرمایهگذاران بخش خصوصی بوده است که 30 نفر با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. بخش کمی، براساس نرمافزار جیپاور 148 نفر از مدیران ارشد شهرداری غرب تهران و سرمایهگذاران بخش خصوصی و با روش تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محققساخته براساس یافتههای دلفی فازی بوده است. دادههای حاصل از پرسشنامه با استفاده از نرمافزار اسمارت پی.ال.اس تجزیه و تحلیل شد. براساس یافتههای دلفی فازی عدم موفقیت شهرداریها در جذب سرمایهگذار بخش خصوصی شامل 6 مانع اصلی ضعفهای سیاسی-دولتی، ضعفهای قانونی-نظارتی، ضعفهای ساختار اقتصادی، تعارضهای بین بخش دولتی و خصوصی، ضعف در ساختار مدیریتی شهرداریها و ضعف در ساختار اداری شهرداریها است. نتایج نیز حاکی از برازش مناسب موانع شناسایی شده است. براساس یافتههای این بخش، ضعفهای ساختار اقتصادی دارای بیشترین بار عاملی بوده و پس از آن عامل تعارضهای بین بخش دولتی و خصوصی قرار دارد. یافتههای این تحقیق به مدیران و سیاستگذاران در کاهش عوامل بازدارنده شهرداریها در جذب سرمایهگذار بخش خصوصی کمک مینماید.
مدل سازی
حسین اقبالی؛ ابراهیم رجبپور؛ زعیمه نعمتالهی
چکیده
پژوهشهای حال حاضر حول محور مدیریت استراتژیک، حاکی از این است که تدوین استراتژی، نمیتواند دغدغه یا مسئله اصلی سازمانها باشد. بلکه آنچه تبدیل به مسئله شده است، عدم همسویی بین بخشهای مختلف سازمان و استراتژیهای کلان سازمان است. این پژوهش سعی دارد، با رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری، مدلی را در جهت ایجاد همسویی استراتژیک کارکنان ...
بیشتر
پژوهشهای حال حاضر حول محور مدیریت استراتژیک، حاکی از این است که تدوین استراتژی، نمیتواند دغدغه یا مسئله اصلی سازمانها باشد. بلکه آنچه تبدیل به مسئله شده است، عدم همسویی بین بخشهای مختلف سازمان و استراتژیهای کلان سازمان است. این پژوهش سعی دارد، با رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری، مدلی را در جهت ایجاد همسویی استراتژیک کارکنان ارائه کند. ابزار این پژوهش، پرسشنامه محققساخته بود که در اختیار خبرگان (11 نفر از استادان دانشگاه و مدیران و کارکنان شرکت گاز استان بوشهر) قرار داده شد. جهت بررسی روایی ابزار پژوهش، از روایی محتوا استفاده گردید و پایایی ابزار نیز با شاخص کاپای کوهن محاسبه شد که معادل 65/0 گزارش شد. در جهت انجام پژوهش، ابتدا با مرور ادبیات، عوامل موردنظر استخراج شد و سپس با تشکیل گروه کانونی از استادان دانشگاه و مدیران شرکت گاز استان بوشهر، هشت عامل نهایی انتخاب شد، که در نهایت با استفاده از روش مدلسازی ساختاری تفسیری در سه سطح قرار گرفتند. نتیجه پژوهش نشان داد که عواملی مانند بلوغ فرهنگ سازمان، ادراک کارکنان از اهداف سازمان، مشارکت کارکنان در تدوین استراتژی، سیستم پاداش مناسب و شفافیت بیانیه مأموریت سازمان، بیشترین تأثیر را بر همسویی استراتژیک کارکنان دارند. لذا به مدیران توصیه میشود که اگر میخواهند کارکنان را با استراتژیهای کلان سازمانی همسو کنند، از تأثیر بسزای این پنج عامل، غافل نشوند.
مدل سازی
معصومه افشارینژاد رودسری؛ محمدعلی سرلک؛ داود غلامرضایی؛ اشرف رحیمیان
چکیده
در حال حاضر صنعت بیمه در ایران با چالشهایی نظیر پیچیدگی در فرایندها، هزینههای بالا و کاهش اعتماد مشتریان روبهرو است. در نتیجه این چالشها، نیازمندیهای جدیدی برای بهبود عملکرد و افزایش اثربخشی در صنعت بیمه به وجود آمده است. در این راستا، پیادهسازی مدل سازمان خودگردان غیرمتمرکز (دائو) بهعنوان یکی از راهکارهای نوین مطرح میگردد ...
بیشتر
در حال حاضر صنعت بیمه در ایران با چالشهایی نظیر پیچیدگی در فرایندها، هزینههای بالا و کاهش اعتماد مشتریان روبهرو است. در نتیجه این چالشها، نیازمندیهای جدیدی برای بهبود عملکرد و افزایش اثربخشی در صنعت بیمه به وجود آمده است. در این راستا، پیادهسازی مدل سازمان خودگردان غیرمتمرکز (دائو) بهعنوان یکی از راهکارهای نوین مطرح میگردد که با کمک فناوری بلاکچین و قراردادهای هوشمند میتواند به حل بسیاری از مشکلات موجود در صنعت بیمه کمک کند. این مفهوم در مرکز این پژوهش قرار دارد که آیا دائو میتواند در صنعت بیمه پیادهسازی شود؟ چالشهای پیادهسازی سازمان دائو بیمهای در ایران چیست؟ برای رسیدن به اهداف پژوهش از رویکرد کیفی و روش نظریهپردازی دادهبنیاد استفاده شده است. ابزار جمعآوری دادهها، مصاحبههای نیمه ساختاریافته بوده و به منظور گردآوری اطلاعات با بهکارگیری روش نمونهگیری هدفمند با 16 متخصص و فرد خبره در صنعت بیمه (در سه حوزه مالی، فنی و حقوقی) و برخی از استادان فعال در حوزه فناوری بلاکچین مصاحبه صورت گرفت. تحلیل اطلاعات از روش استراوس و کوربین و مدل پارادایمی انجام گرفت و نتیجه این تحلیل استخراج 317 مفهوم، 69 مقوله و 24 عامل است. این تحقیق برای اولین بار در کشور به بررسی پیادهسازی سازمان دائو بیمهای و عوامل مؤثر بر آن میپردازد و چالشهای پیادهسازی را شناسایی و راهکارهایی را برای مقابله با آنها ارائه مینماید. همچنین نتایج و پیامدهای پیادهسازی این مدل مورد بررسی قرار میگیرد.
مدل سازی
رسول خزائی؛ مرتضی حضرتی؛ نیما رنجی جفرودی
چکیده
در دنیای پیچیده و پویای امروز، سازمانها بهطور فزایندهای با بحرانهای مختلفی مواجه میشوند که ازجمله آنها میتوان به بحرانهای طبیعی، اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی اشاره کرد. این بحرانها نهتنها به عملکرد و بقای سازمانها تهدید وارد میکنند، بلکه بر سلامت روان و رفاه کارکنان نیز تأثیرگذار هستند. یکی از مهمترین چالشهایی ...
بیشتر
در دنیای پیچیده و پویای امروز، سازمانها بهطور فزایندهای با بحرانهای مختلفی مواجه میشوند که ازجمله آنها میتوان به بحرانهای طبیعی، اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی اشاره کرد. این بحرانها نهتنها به عملکرد و بقای سازمانها تهدید وارد میکنند، بلکه بر سلامت روان و رفاه کارکنان نیز تأثیرگذار هستند. یکی از مهمترین چالشهایی که سازمانها پس از وقوع بحران با آن مواجه میشوند، مدیریت دیسترس اخلاقی در میان کارکنان است. لذا هدف پژوهش طراحی الگوی مدیریت بحران با رویکرد مدیریت دیسترس اخلاقی با روش آمیخته میباشد. از لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت اکتشافی است که با رویکرد آمیخته (کیفی- کمی) مورد تحلیل قرار گرفت. جهت شناسایی مؤلفههای الگو، از روش کیفی و مصاحبههای نیمه ساختاریافته استفاده شد. مشارکتکنندگان بخش کیفی، 15 نفر از خبرگان که ستادان هیئتعلمی رشته مدیریت دولتی و مدیران ارشد علوم پزشکی ایران که به روش هدفمند انتخاب شدند. تحلیل بخش کیفی از روش تحلیل دادهبنیاد و با نرمافزار مکسکیودا استفاده شد. در بخش کمی جهت برازش الگوی طراحی شده، از رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری به وسیله نرمافزار PLS استفاده شد. جامعه آماری کمی شامل 245 نفر از مدیران و کارشناسان و کارکنان دانشگاه علوم پزشکی بود که به روش تصادفی طبقهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه مبتنی بر یافتههای کیفی بود که روایی و پایایی آن مورد تأیید قرار گرفت. بخش کیفی نشان داد 7 مقوله اصلی شامل: استرس شغلی، دیسترس اخلاقی، مدیریت بحران، وضعیت بیماری کرونا، استراتژی سازمان، اخلاق حرفهای، فرسودگی شغلی و 15 مقوله فرعی شناسایی شد. بخش کمی نیز مشخص شد بین مدیریت بحران با رویکرد مدیریت دیسترس اخلاقی و عوامل رابطه معنیداری وجود دارد و الگوی طراحی شده از تناسب قابلقبولی برخوردار است. مدیریت بحران با رویکرد مدیریت دیسترس اخلاقی، میتواند به بهبود عملکرد سازمانها، افزایش رضایتمندی کارکنان و درنهایت، افزایش تابآوری جامعه کمک میکند.
مدل سازی
سعید چهره؛ محمدعلی سرلک؛ اشرف رحیمیان
چکیده
پژوهش حاضر با هدف طراحی الگویی برای بهبود عملکرد شتابدهندههای استارتآپ و شناسایی ابعاد و مؤلفههای آن انجام شده است. این پژوهش از نظر روش و ماهیت در زمره تحقیقات آمیخته اکتشافی قرار دارد و از نظر هدف کاربردی است. پژوهش حاضر در دو بخش کیفی (فراترکیب و دلفی) و کمّی صورت گرفت. جامعه مورد مطالعه در بخش کیفی شامل 25 مقاله فارسی ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف طراحی الگویی برای بهبود عملکرد شتابدهندههای استارتآپ و شناسایی ابعاد و مؤلفههای آن انجام شده است. این پژوهش از نظر روش و ماهیت در زمره تحقیقات آمیخته اکتشافی قرار دارد و از نظر هدف کاربردی است. پژوهش حاضر در دو بخش کیفی (فراترکیب و دلفی) و کمّی صورت گرفت. جامعه مورد مطالعه در بخش کیفی شامل 25 مقاله فارسی و لاتین مرتبط با بهبود عملکرد در شتابدهنده که به روش سرشماری در روش فراترکیب انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش دلفی نیز شامل 30 نفر از اعضای هیئتعلمی رشته مدیریت و مدیران شرکتهای مرتبط با شتابدهندههای استارتآپ بوده است. در بخش کمی نیز 250 نمونه از کارکنان شتابدهندههای ایران با روش طبقهای تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه محققساخته است که اعتبار آن از طریق روشهای روایی سازه و بارهای عاملی و همچنین محاسبه آلفای کرونباخ به دست آمد و تأیید شد. بهمنظور تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی همچنین تحلیل مسیر، با استفاده از نرمافزارهای آماری spss و smart pls بهره برده شد. براساس تحلیل عاملی اکتشافی 73 گویه پرسشنامه در 12 مؤلفه اصلی و 61 مؤلفه فرعی طبقهبندی شده است. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان میدهد 12 مؤلفه منابع انسانی مربیگری، فنون مدیریت، منظر مشتری، بهبود مستمر، پشتیبانی، روابط مالی، فرایندهای داخلی، مدل کسبوکار، اکوسیستم برنامه، رقبا و محیط بر بهبود عملکرد شتابدهندههای استارتآپ مؤثر است.
مدل سازی
پیمان شهلایی منش؛ فریدون احمدی؛ منصور ایراندوست
چکیده
پژوهش حاضر با هدف، ریشهیابی عمیق عوامل موثر بر قانونگریزی در سازمانهای دولتی ایران انجامگرفته شدهاست. از نظر هدف، کاربردی و توسعهای بوده و از لحاظ رویکردی از نوع پژوهشهای کیفی و اکتشافی، در دو بخش کیفی میباشد. در بخش اول با تکنیکدلفی و استفاده از پرسشنامههای ساختارمند، عوامل اصلی و متغیرهای قانونگریزی شناسایی و ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف، ریشهیابی عمیق عوامل موثر بر قانونگریزی در سازمانهای دولتی ایران انجامگرفته شدهاست. از نظر هدف، کاربردی و توسعهای بوده و از لحاظ رویکردی از نوع پژوهشهای کیفی و اکتشافی، در دو بخش کیفی میباشد. در بخش اول با تکنیکدلفی و استفاده از پرسشنامههای ساختارمند، عوامل اصلی و متغیرهای قانونگریزی شناسایی و در بخش دوم عوامل به دست آمده مرحله قبل، با کمک ابزار پنجچرا از تکنیک RCA و با انجام مصاحبهها، ریشهیابی عمیق گردید. جامعهآماری این پژوهش شامل 18 نفر از خبرگان، نخبگان، اساتید دانشگاهها، مدیران بخشهای نظارت دستگاههای اجرایی و قضات دیوان عدالتاداری که خبره و آشنا به موضوع پژوهش بودند، میباشند و بهصورت غیراحتمالی و هدفمند که در نفر 18م به اشباع نظری رسیدند. براساس نتایج حاصل از تکنیکدلفی 6 عامل اصلی، شامل عواملاقتصادی، عواملسیاسی، عواملفردی، عواملساختاری، عواملنظارتی و عواملاجتماعی و16 متغیر وابسته به عوامل شناسایی گردید و بر اساس نتایج روش RCA، سه عامل تعارضمنافع، عدم افزایش حقوقها متناسب با نرخ تورم و خلأهای موجود در قوانین بهعنوان ریشههای قانونگریزی در سازمانهای دولتی ایران شناسایی گردید.
مدل سازی
علیرضا جعفرزاده کوچکی
چکیده
مسئله جمعیت و مدیریت آن، از مهمترین مباحث یک جامعه و دولت است، در فقه اسلامی نسبت به جمعیت و تولید نسل و همچنین آثار و برکات آن تذکر داده شده است و چهبسا کمجمعیتی تأثیر زیاد و غیرقابلانکاری بر قوت و ضعف دولت به شمار میآید. در کنار آن، سفارش قرآن کریم و ائمه بزرگوار (علیهمالسلام) نسبت به تولید نسل و تربیت فرزندان صالح، آفات و ...
بیشتر
مسئله جمعیت و مدیریت آن، از مهمترین مباحث یک جامعه و دولت است، در فقه اسلامی نسبت به جمعیت و تولید نسل و همچنین آثار و برکات آن تذکر داده شده است و چهبسا کمجمعیتی تأثیر زیاد و غیرقابلانکاری بر قوت و ضعف دولت به شمار میآید. در کنار آن، سفارش قرآن کریم و ائمه بزرگوار (علیهمالسلام) نسبت به تولید نسل و تربیت فرزندان صالح، آفات و آسیبهای زیادی نیز در سر راه خانوادهها نسبت به کاهش جمعیت و تهدید نسل وجود دارد. لذا لازم است که مدیران دولتی با توجه مبانی فقهی نسبت به تولید نسل و خطرات ناشی از کاهش جمعیت و همچنین تربیت صحیح فرزندان اهتمام و تدابیر لازم را اتخاذ نمایند. در این مقاله ابتدا جمعیت را از لحاظ لغوی و اصطلاحی و سپس جمعیت را از دیدگاه آیات و روایات و فقه اسلامی مورد بررسی قرار داده و سپس به آثار زیانبار کمبود جمعیت و محاسن جمعیت پرداخته و در پایان نیز ضمن ریشهیابی به ذکر چند پیشنهاد برای دولتمندان در جهت افزایش جمعیت پرداخته است.
مدل سازی
نرجس شمسی گوشکی؛ علیرضا منظری توکلی؛ سنجر سلاجقه؛ سمانه مهدیزاده
چکیده
در سازمانهای دولتی، بهرهوری نیروی انسانی و ماندگاری آنها از اهمیت بسیاری برخوردار است. از آنجا که این سازمانها مسئولیت ارائه خدمات عمومی و تأمین نیازهای شهروندان را بر عهده دارند، استفاده از تاکتیکهای اعمال قدرت و مشارکت سازمانی برای بهبود عملکرد و ماندگاری نیروی انسانی بسیار حیاتی است. ازاینرو هدف پژوهش شناسایی عوامل ...
بیشتر
در سازمانهای دولتی، بهرهوری نیروی انسانی و ماندگاری آنها از اهمیت بسیاری برخوردار است. از آنجا که این سازمانها مسئولیت ارائه خدمات عمومی و تأمین نیازهای شهروندان را بر عهده دارند، استفاده از تاکتیکهای اعمال قدرت و مشارکت سازمانی برای بهبود عملکرد و ماندگاری نیروی انسانی بسیار حیاتی است. ازاینرو هدف پژوهش شناسایی عوامل تاکتیکهای اعمال قدرت و مشارکت سازمانی، ماندگاری و بهرهوری نیروی انسانی در سازمانهای دولتی استان کرمان و ارائه الگوی آن است. این پژوهش، با انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 نفر از خبرگان شامل مدیران ارشد و اساتید هیئتعلمی از طریق نمونهگیری هدفمند برای جمعآوری دادهها اقدام شد. سپس با استفاده از روش تحلیل مضمون تجزیهوتحلیل شدند. پایایی با استفاده از روش دو کدگذار و پایایی باز آزمون مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. بهمنظور محاسبه میزان توافق از ضریب کاپا استفاده شد. نتایج نشان داد که این الگو شامل مشارکت سازمانی، ماندگاری نیروی انسانی، تاکتیکهای اعمال قدرت و بهرهوری نیروی انسانی باشد. در نهایت، این نتایج به 49 مضمون پایه، 18 مضمون سازمانیافته و 4 مضمون فراگیر طبقهبندی شدند. تاکتیکهای اعمال قدرت و مشارکت سازمانی در سازمانهای دولتی، نقش بسیار مهمی در ماندگاری و بهرهوری نیروی انسانی دارند. ایجاد فضایی از همکاری و تعامل، تشویق به شرکت در تصمیمگیریهای سازمانی و ارائه فرصتهای آموزشی، بهبود روحیه کاری و ارتقاء اعتماد به سازمان، ازجمله تاکتیکهایی است که میتوانند به بهرهوری و ماندگاری نیروی انسانی کمک کنند. ازاینرو، استفاده هوشمندانه از این تاکتیکها میتواند منجر به بهبود عملکرد و کیفیت خدمات ارائه شده توسط سازمانهای دولتی گردد.
مدل سازی
مریم میرجلیلی مهنا؛ میرعلی سیدنقوی؛ وجه الله قربانیزاده؛ بهروز رضائی منش
چکیده
در راستای اهمیت پیشگیری و مدیریت خشونت سازمانی در بیمارستانها و به علت فشار کاری و روانی بر کارکنان، هدف از این تحقیق ارائه چارچوب مفهومی مدیریت پیشگیری از خشونت سازمانی بوده است. این پژوهش از حیث هدف، کاربردی از نوع پژوهشهای کیفی و اکتشافی است که با تکیهبر رویکرد تحلیل مضمون انجام شد. ابزار گردآوری، مصاحبه نیمه ساختارمند با ...
بیشتر
در راستای اهمیت پیشگیری و مدیریت خشونت سازمانی در بیمارستانها و به علت فشار کاری و روانی بر کارکنان، هدف از این تحقیق ارائه چارچوب مفهومی مدیریت پیشگیری از خشونت سازمانی بوده است. این پژوهش از حیث هدف، کاربردی از نوع پژوهشهای کیفی و اکتشافی است که با تکیهبر رویکرد تحلیل مضمون انجام شد. ابزار گردآوری، مصاحبه نیمه ساختارمند با 25 سرپرستاران بیمارستانها و مراکز خدمات درمانی و آموزشی دولتی در شهر تهران با روش نمونهگیری گلوله برفی و هدفمند انجامشده است. شبکه مضامین توسعهیافته در این تحقیق دارای 148 مضمون پایه، 20 مضمون سازماندهنده و 3 مضمون فراگیر بوده است. مضامین فقدان اخلاق در شغل، مشکلات روحی و روانی، بیتفاوتی به شغل و سازمان؛ احساس عدم امنیت و استقلال شغلی؛ فشار و استرس و تنش شغلی بالا؛ پیشزمینهها و نگرشهای ناصحیح فرهنگی به مدیریت و کار زنان؛ مشکلات اقتصادی؛ عوامل فرهنگی مشارکتی در سازمان؛ عدمحمایت و عدالت در رفتار مدیران نسبت به زیردستان، رفتارهای منفعلانه و غرورآمیز مدیران و مدیران تکرو و بیتوجه به کارکنان بهعنوان بسترسازهای خشونت در سازمان؛ مضامین افول و کاهش سرمایه انسانی در سازمان؛ کاهش سرمایه حرفهای و شغلی در سازمان؛ کاهش سرمایه اجتماعی در سازمان و کاهش عملکرد و اعتبار سازمان بهعنوان پیامدهای رفتارهای خشونتآمیز؛ و مضامین توجه به شایستگیهای کارکنان و مدیران و اصلاح نظام جبران خدمات آنان؛ شفافیت قوانین و مقررات کاری و نظامهای ارزیابی عملکرد، مدیریت بهینه نیروی کار در سازمان و افزایش کیفیت و کمیت آموزشهای سازمانی، بهعنوان راهبردهای پیشگیرانه از خشونت سازمانی میباشند.
مدل سازی
محسن قدیری نژادیان؛ کرم اله دانشفرد؛ رضا نجف بیگی
چکیده
این پژوهش با هدف طراحی الگوی کاهش طفرهروی اجتماعی در سازمانهای دولتی دورکار با رویکرد ارتقای بهرهوری انجام شد. این پژوهش از منظر نوع توصیفی و از منظر نتیجه کاربردی بوده و با استفاده از روش آمیخته (کمی – کیفی) به انجام رسید که استخراج 5 بعد اصلی از 16 مؤلفه و 51 شاخص در بخش کیفی با استفاده از تحلیل مضمون مصاحبه با 20 نفر از خبرگان دانشگاهی ...
بیشتر
این پژوهش با هدف طراحی الگوی کاهش طفرهروی اجتماعی در سازمانهای دولتی دورکار با رویکرد ارتقای بهرهوری انجام شد. این پژوهش از منظر نوع توصیفی و از منظر نتیجه کاربردی بوده و با استفاده از روش آمیخته (کمی – کیفی) به انجام رسید که استخراج 5 بعد اصلی از 16 مؤلفه و 51 شاخص در بخش کیفی با استفاده از تحلیل مضمون مصاحبه با 20 نفر از خبرگان دانشگاهی و سازمانی در حوزه طفرهروی اجتماعی صورت گرفت و برای دستیابی به الگو در بخش کمی از روش الگوسازی ساختاری تفسیری (ISM) و همچنین پرسشنامه استفاده شد. جامعه آماری در بخش کمی، کارشناسان ارشد شرکت خدمات انفورماتیک بودند. در تجزیه و تحلیل دادههای کیفی از نرمافزار Maxqda و در تجزیه و تحلیل دادههای بخش کمی حاصله از 96 پرسشنامه و نرمافزارهای SPSS وPLS استفاده شد. تحلیل دادههای کیفی و کمی پژوهش دستیابی به 5 بعد سازمانی، رفتاری، نظامهای مدیریتی، فرهنگی و اهداف/رویکردها بود که طی تحلیلهای صورت گرفته متغیر سازمانی بهعنوان متغیر مستقل، متغیر اهداف/استراتژی بهعنوان متغیر وابسته، متغیر نظامهای مدیریتی بهعنوان متغیر میانجی و در نهایت متغیرهای رفتاری و فرهنگی بهعنوان متغیرهای رابط شناسایی شدند. الگوی حاصله از تحلیل ISM منتج به ارائه الگویی 3 سطحی بود که بعد سازمان تأثیرگذارترین و بعد اهداف/ رویکردها بهعنوان تأثیرپذیرترین بعد شناخته شد. بهرهگیری از نتایج الگوی اکتشافی این پژوهش میتواند به صورت عملی منتج به کاهش طفرهروی اجتماعی در سازمانهای دورکار شده و در عین حال ارتقای بهرهوری در این سازمانها را به همراه داشته باشد.
مدل سازی
سید محمد مهدی باکی هاشمی
چکیده
خطمشیگذاران برای اتخاذ تصمیمات آگاهانه در محیطهای پیچیده مانند نظامهای سلامت به اطلاعات دقیق و به موقع نیاز دارند. در هنگام مواجهه نظامهای سلامت با مسائل پیچیده، چند بعدی و نوپدید، بهکارگیری ابزارهای سنتی خطمشیگذاری محدودیتهای قابلتوجهی ایجاد مینماید. هدف این پژوهش شناسایی ابعاد مهم و ...
بیشتر
خطمشیگذاران برای اتخاذ تصمیمات آگاهانه در محیطهای پیچیده مانند نظامهای سلامت به اطلاعات دقیق و به موقع نیاز دارند. در هنگام مواجهه نظامهای سلامت با مسائل پیچیده، چند بعدی و نوپدید، بهکارگیری ابزارهای سنتی خطمشیگذاری محدودیتهای قابلتوجهی ایجاد مینماید. هدف این پژوهش شناسایی ابعاد مهم و تأثیرگذار در خطمشیگذاری بهکارگیری هوش مصنوعی در نظام سلامت ایران است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و با رویکرد کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام شده است. ضمن بهرهگیری از مطالعات کتابخانهای، دادههای تکمیلی پژوهش از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته با 16 نفر از خبرگان به روش نمونهگیری گلوله برفی و تا حد اشباع نظری دادهها گردآوری شد. برای بررسی ابزار پژوهش از روش سه سویهسازی استفاده شد. براساس پاسخ مشارکتکنندگان، در مرحله اول، 328 شناسه اولیه و در مرحله دوم 47 مضمون فرعی استخراج گردید. در مرحله سوم نیز پنج مضمون اصلی شامل: الزامات خطمشی، مناسبسازی اجرا، رشد و توسعه، کاربردها و سرانجام موانع و چالشهای کاربست هوش مصنوعی در نظام سلامت کشور احصا شد. تجزیه و تحلیل دادههای انجام شده امکان شناسایی مزایا و معایب استفاده از هوش مصنوعی در نظام سلامت را فراهم کرده است اما چالش اصلی در بهکارگیری و بهرهبرداری از هوش مصنوعی در نظام سلامت، خود فناوری نیست که در جهان پیرامون ما در حال رشد و تکامل است، بلکه در چارچوب قانونی است که بهوضوح فاقد مقررات مناسب و در نظر داشتن برخی تحولات سیاسی، اخلاقی، اجتماعی و قضایی است. همچنین به منظور جلوگیری از تعارض و حفظ رویکرد رشد و توسعه در بهکارگیری آن، همکاریهای بین بخشی و فرابخشی اهمیت دو چندان دارد.
مدل سازی
فاطمه رحمانی؛ مهدی عبدالحمید
چکیده
ساختارها و فرایندها در هر سازمان مهمترین بعد آن سازمان محسوب شده و به عبارتی نرمافزار سازمانها جهت انجام مأموریتهایشان هستند. دستگاه قضا، با مأموریت خطیر حقگستری و تحقق عدالت در جامعه، دارای ساختارها و فرایندهایی پیچیده و چندبعدی بوده و بر مبنایِ همین ساختارها و فرایندها، این مأموریت خطیر را پیش میبرد. در واقع باید ...
بیشتر
ساختارها و فرایندها در هر سازمان مهمترین بعد آن سازمان محسوب شده و به عبارتی نرمافزار سازمانها جهت انجام مأموریتهایشان هستند. دستگاه قضا، با مأموریت خطیر حقگستری و تحقق عدالت در جامعه، دارای ساختارها و فرایندهایی پیچیده و چندبعدی بوده و بر مبنایِ همین ساختارها و فرایندها، این مأموریت خطیر را پیش میبرد. در واقع باید گفت که اثربخشی قوه قضائیه بهمثابه حلقه بازخوردِ نظام حکمرانی کشور، اثری مستقیم بر کلیت کارآمدی نظام خواهد داشت، و لذا شناسایی مستمر آسیبهای موجود در ساختارها و فرایندهای قوه قضائیه میتواند موجب ارتقای عملکرد حکمرانی قضایی و بهتبع آن، نظام حکمرانی کشور شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی آسیبهای ساختاری قوه قضائیه انجام شده؛ و پس از مطالعه سند تحول قضایی، و مصاحبه با قضات و خبرگان، 83 آسیب ساختاری احصا و در قالب 11 مقوله کلی طبقهبندی شدند. در گام بعد با استفاده از مدلسازی ساختاری تفسیری و تحلیل میکمک به اولویتبندی و طبقهبندی آنها پرداخته و مشخص شد که چهار آسیب تخصصی نبودن رسیدگیها و آییننامههای دادرسی؛ نبود شفافیت نسبی در فرایندهای دادرسی؛ عدم وجود سازوکارهای مناسب جهت بازخوردگیری، یادگیرندگی و هوشمندی نظام قضایی، و ضعف در نظام بودجهریزی و تخصیص منابع مالی؛ جز اثرگذارترین آسیبهای ساختاری موجود در دستگاه قضا بوده و نبود سازوکارهای فرایندی منسجم در راستای کاهش اطاله دادرسی که مهمترین مسئله مبتلا به دستگاه قضا است، جز اثرپذیرترین آسیب شناسایی شده است که قوه قضائیه برای رفع آن باید آسیبهای یازدهگانه در سطوح بالاتر را برطرف کرده و از این رهگذر به کاهش اطاله دادرسی دست یابد.
مدل سازی
عبدالمجید نادری سمسانی؛ اکبر اعتباریان خوراسگانی؛ مهربان هادی پیکانی؛ البرز قیتانی
چکیده
در شرایطی که شاهد رشد روزافزون خدمات مبتنی بر شبکه و سامانهها هستیم، با محدود شدن همه فرایندها به بسترهای فناوری اطلاعات و ارتباطات، عدهای از افراد به نام نتوکرات در سازمانها با اشراف بر پایگاههای داده، بسترهای ارتباطی و شبکههای رایانهای و سامانههای کاربردی، میتوانند در سازمانها وابستگی ناملموس و مدیریت شده ایجاد ...
بیشتر
در شرایطی که شاهد رشد روزافزون خدمات مبتنی بر شبکه و سامانهها هستیم، با محدود شدن همه فرایندها به بسترهای فناوری اطلاعات و ارتباطات، عدهای از افراد به نام نتوکرات در سازمانها با اشراف بر پایگاههای داده، بسترهای ارتباطی و شبکههای رایانهای و سامانههای کاربردی، میتوانند در سازمانها وابستگی ناملموس و مدیریت شده ایجاد نمایند. پژوهش حاضر از حیث پارادایم در گروه اثباتگرایی و انتقادی قرار دارد و به صورت ترکیبی (کیفی و کمی) و با روش دادهبنیاد نظاممند انجام شد. دادهها در مرحله کیفی با استفاده از مصاحبه نیمهساختار یافته با 17 نفر از خبرگان سازمانی و دانشگاهی جمعآوری گردید. در تجزیه و تحلیل دادهها با روش کدگذاری به دنبال مقایسه مداوم مفاهیم، 246 کد مفهومی استخراج و موارد مشابه در 32 مقوله دستهبندی و سپس براساس مدل اشتراوس و کوربین در شش بعد پدیده محوری، شرایط علی، زمینهای و مداخلهگر و راهبردها و پیامدها جای گرفتند. سپس در مرحله کمی، با نمونه آماری به تعداد 350 نفر و استفاده از تحلیل عاملی تأییدی و روش معادلات ساختاری از طریق نرمافزار SPSS26 و آموس 26 مدل مورد تأیید قرار گرفت. بهکارگیری نتایج این پژوهش باعث توسعه، بهبود و برقراری امنیت روانی در سازمان و مدیران در کنار بهرهمندی همزمان از فناوریهای نوین و همچنین دانش و تخصص نتوکراتها خواهد شد.
مدل سازی
داوود شفیعی پور؛ اکبر بهمنی چوب بستی
چکیده
هدف از پژوهش حاضر سنجش تأثیر رهبری اخلاقی بر آوای نوعدوستانه کارکنان اداره کل امور مالیاتی استان گلستان بود که به روش توصیفی پیمایشی با طرح همبستگی انجام شد. جامعه آماری موردبررسی شامل 600 نفر کارکنان شاغل در اداره کل امور مالیاتی استان گلستان که در سال 1400 مشغول به خدمت بوده و نمونه آماری با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهبندیشده ...
بیشتر
هدف از پژوهش حاضر سنجش تأثیر رهبری اخلاقی بر آوای نوعدوستانه کارکنان اداره کل امور مالیاتی استان گلستان بود که به روش توصیفی پیمایشی با طرح همبستگی انجام شد. جامعه آماری موردبررسی شامل 600 نفر کارکنان شاغل در اداره کل امور مالیاتی استان گلستان که در سال 1400 مشغول به خدمت بوده و نمونه آماری با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهبندیشده از طریق جدول کرجسی-مورگان 234 نفر تعیین شد. ابزار اندازهگیری شامل پرسشنامههای رهبری اخلاقی از براون و تروینو (2006) با 10 گویه، آوای نوعدوستانه از زهیر و اردوغان (2011) با 5 گویه، اعتماد شناختی از یانگ و ماسهولدر (2010) با 5 گویه و بهزیستی روانشناختی آکسفورد (OHI) با 29 گویه بود که ضرایب آلفای کرونباخ آنها به ترتیب برابر با 935/0، 857/0، 860/0 و 966/0 به دست آمد. دادهها از طریق آزمونهای آماری ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون و تحلیل واریانس، با استفاده از نرمافزار SPSS25 مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که رهبری اخلاقی تأثیر مثبت و معنیدار بر آوای نوعدوستانه، اعتماد شناختی و بهزیستی روانشناختی کارکنان دارد و همچنین تأثیر مثبت و معنیدار اعتماد شناختی و بهزیستی روانشناختی بر آوای نوعدوستانه کارکنان تأیید شد. اعتماد شناختی و بهزیستی روانشناختی نقش واسطهای معناداری در رابطه بین رهبری اخلاقی با آوای نوعدوستانه کارکنان اداره کل امور مالیاتی استان گلستان ایفا میکند.
مدل سازی
مهدی محمدی؛ فرشید اصلانی؛ حبیب کاظمی
چکیده
بروز و ظهور صاحبمنصبان ناشایسسته و بله قربانگو که همچون عروسکان خیمه شب بازی با تملق و چاپلوسی درصدد اطاعت محض از فرمانها مافوق بوده و کلید رشد خود را در تملقگویی و بله قربانگویی دیدهاند و نه در تخصص و تعهد و خدمترسانی خالصانه، عواقب و پیامدهای ناگواری در سازمانها خواهد داشت. ازاینرو هدف پژوهش ...
بیشتر
بروز و ظهور صاحبمنصبان ناشایسسته و بله قربانگو که همچون عروسکان خیمه شب بازی با تملق و چاپلوسی درصدد اطاعت محض از فرمانها مافوق بوده و کلید رشد خود را در تملقگویی و بله قربانگویی دیدهاند و نه در تخصص و تعهد و خدمترسانی خالصانه، عواقب و پیامدهای ناگواری در سازمانها خواهد داشت. ازاینرو هدف پژوهش حاضر تحلیل پدیدة عروسک خیمه شب بازی در مدیران است. پژوهش حاضر اکتشافی و با بهرهگیری از رویکرد کیفی با روش تحلیل مضمون صورت گرفته است. در پژوهش حاضر بهمنظور گردآوری اطلاعات از روش مصاحبة عمیق استفاده شده است. جامعة آماری این پژوهش، کلیة خبرگان و متخصصان درزمینة سازمان و مدیریت هستند. روش نمونهگیری پژوهش، روش نمونهگیری هدفمند است. در این پژوهش 13 مصاحبه برای رسیدن به نقطة اشباع نظری صورت گرفت. یافتهها در قالب 368 کدباز، 94 مضمون پایه، 45 مضمون سازماندهنده احصا گردید. با توجه به مضامین سازماندهنده و همچنین تحلیل مضامین منجر به شناسایی 4 مضمون فراگیر شرایط زمینهای، عوامل فردی، شرایط مداخلهگرو پیامدها شد.
مدل سازی
لیلا قاسمی اسفهلان؛ اکبر حسنپور؛ سعید جعفری نیا؛ بیژن عبدالهی
چکیده
امروزه مخالفت بهراحتی در سازمانهای مدرن رخ میدهد در نتیجه سازمانهایی که در آن مخالفت وجود دارد سالمتر هستند. هدف از این پژوهش ارائه الگویی برای مدیریت مخالفت سازمانی در دانشگاههای دولتی استان آذربایجان شرقی است. روش پژوهش حاضر به صورت کیفی و مبتنی بر نظریه مبنایی کوربین و استراوس است. ابزار جمعآوری دادهها، مصاحبه ...
بیشتر
امروزه مخالفت بهراحتی در سازمانهای مدرن رخ میدهد در نتیجه سازمانهایی که در آن مخالفت وجود دارد سالمتر هستند. هدف از این پژوهش ارائه الگویی برای مدیریت مخالفت سازمانی در دانشگاههای دولتی استان آذربایجان شرقی است. روش پژوهش حاضر به صورت کیفی و مبتنی بر نظریه مبنایی کوربین و استراوس است. ابزار جمعآوری دادهها، مصاحبه نیمه ساختاریافته است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 17 نفر از استادان و خُبرگان دانشگاهی بود که به روش نمونهگیری هدفمند بهصورت گلوله برفی انتخاب شدند. براساس یافتههای پژوهش حاضر، پدیدۀ محوری در دو بُعد اصلی سازنده با کدهایی نظیر اختلافنظر، زیرسؤال بردن سیاستها یا شیوههای سازمانی به شکل اصولی، روحیه کمککننده، اصلاحی و منطقی بودن نظرات ارائه شده و ...؛ در بُعد غیرسازنده با کدهایی مانند اختلافنظر، زیرسؤال بردن سیاستها یا شیوههای سازمانی به شکل غیرمنطقی، ارائه نظرات بازخوردی منفی و مغرضانه و .... شناسایی شده است. شرایط علّی اثرگذار بر مخالفت سازمانی به سه دسته عوامل فردی، مدیریتی و سازمانی - ارتباطی تقسیم شده است. عوامل مداخلهگر شناسایی شده، به دو دسته کلی: فشارهای نگرشی درونسازمانی، فشارهای برونسازمانی تقسیم شده است. عوامل زمینهای شناسایی شده عبارت است از: شرایط روانشناختی و دانشی، زمینه جمعیتشناختی، زمینه مذهبی، شرایط ارتباطی/ سازمانی، الگوی رفتاری و نگرشی مدیران و فرهنگ و جوسازمانی حاکم. پیامدهای شناسایی شده در این پژوهش عبارت است از: پیامدهای فردی و گروهی، سازمانی و فراسازمانی.
مدل سازی
حامد سرائی؛ ایوب محمدیان؛ ناصر خانی
چکیده
دادههای دولتی با بودجه عمومی جمعآوری میشوند و دربرگیرنده دادههای ارزشمندی هستند که در صورت باز شدن آنها، قابل بهرهبرداری در حوزههای مختلف بوده و میتوانند منشأ شکلگیری نوآوری باشند، ازاینرو، لازم است زمینهها و عوامل مؤثر بر شکلگیری نوآوری مبتنی بر دادههای دولتی باز (OGD) بررسی شود. سؤال اصلی پژوهش عبارت است ...
بیشتر
دادههای دولتی با بودجه عمومی جمعآوری میشوند و دربرگیرنده دادههای ارزشمندی هستند که در صورت باز شدن آنها، قابل بهرهبرداری در حوزههای مختلف بوده و میتوانند منشأ شکلگیری نوآوری باشند، ازاینرو، لازم است زمینهها و عوامل مؤثر بر شکلگیری نوآوری مبتنی بر دادههای دولتی باز (OGD) بررسی شود. سؤال اصلی پژوهش عبارت است از: «دادههای دولتی باز چگونه منجر به خلق نوآوری میشوند؟»؛ بهطوری که تلاش شده به 6 سؤال فرعی پژوهش در قالب: شرایط علّی، شرایط زمینهای، پدیده اصلی، شرایط مداخلهگر، راهبردها و پیامدها جهت شکلگیری نوآوری مبتنی بر OGD پاسخ داده شود. در پژوهش حاضر براساس روش آمیخته (کیفی–کمّی) ابتدا نظریه دادهبنیاد مبتنی بر روش اشتراوس-کوربین استفاده شد و برای تحلیل کیفی دادههای حاصل از مصاحبهها کدگذاری سه مرحلهای به کار برده شد، سپس به کمک روش آنتروپی شانون، ارزیابی کمّی شده است. در مصاحبه با خبرگان براساس اصل کفایت دادهها تا رسیدن به اشباع نظری، تعداد 11 مصاحبه نیمه ساختاریافته به صورت تعاملی انجام پذیرفت. براساس نتایج به دست آمده از روش مصاحبه و یافتههای مراحل کیفی و کمّی، با کدگذاری سه مرحلهای، تعداد 6 مقوله اصلی منطبق با سؤالات فرعی پژوهش و 20 مقوله فرعی دربردارنده 95 مفهوم استخراج شد. به ازای هر مقوله اصلی، مقولههای فرعی و مفاهیم مستلزم توجه برای پژوهشهای آتی پیشنهاد شد. الگوی نظری پیشنهادی نشان میدهد در صورتی که در گام اول، تدوین قوانین حمایتی این حوزه و مطالبه ذینفعان برونسازمانی (شرایط علّی) بهدرستی انجام پذیرد؛ و در گام دوم چنانچه به صورت همزمان توسعه بازار و سرمایهگذاری (شرایط زمینهای)، تدوین سند حکمرانی داده (پدیده اصلی) و بهرهمندی از ظرفیت بخش خصوصی در قالبPPP (شرط مداخلهگر) بهدرستی استفاده شود؛ در نتیجه در گام سوم، با بهکارگیری انواع نوآوریها (راهبردها)، تحقق پیامدهایی نظیر حل مشکلات «رکود کسبوکارهای خصوصی» و «بیکاری در جامعه»، همچنین شفافیت در سازمان حاصل میشود.
مدل سازی
حامد قاسمپور؛ سیدنجم الدین موسوی؛ اردشیر شیری؛ رضا سپهوند؛ صید مهدی ویسه
چکیده
اانتظار خاموش سربرآورده از تلنبار تجربههای ناخوشایند از شریانهای مسمومساز در کالبد سازمانهاست که برخی از کارمندان را بهاجبار به ادامة زندگی اداری با پنهانسازی انتظارها، استراتژیها و تاکتیکها سوق میدهد. از اینرو، از آنجا که در باب این پدیده، سکوتی عمیق فضای مطالعاتی دانش مدیریت رفتار سازمانی را فراگرفته است؛ این ...
بیشتر
اانتظار خاموش سربرآورده از تلنبار تجربههای ناخوشایند از شریانهای مسمومساز در کالبد سازمانهاست که برخی از کارمندان را بهاجبار به ادامة زندگی اداری با پنهانسازی انتظارها، استراتژیها و تاکتیکها سوق میدهد. از اینرو، از آنجا که در باب این پدیده، سکوتی عمیق فضای مطالعاتی دانش مدیریت رفتار سازمانی را فراگرفته است؛ این پژوهش درصدد است تا با ریختشناسی پدیده لایههای پیدا و ناپیدایی آن را در بافت استانداریهای غرب کشور هویدا سازد. این جستار، بر پایة روششناسی آمیختة اکتشافی استوار است. در بخش کیفی از رویآورد نظریة مبنایی رویکرد سامانمند استفاده شده و در فاز کمی برای اعتبارسنجی و تعمیمپذیری آن از آزمون تیتکنمونهای بهره گرفته شده است. مشارکتکنندگان در پژوهش تعداد 18 نفر از حاذقان در بستر مورد مطالعه بودند که از رهگذر روش نمونهگیری نظری به مشارکت در پژوهش دعوت شدند. نتایج تحقیق نشان داد در عمیقترین لایة مفهومی پدیدة انتظار خاموش پیشرانهای هراس اداری، پیشهسازان خاموشی، صبر استراتژیک و موقعیتشناسی زیرکانه جای گرفتهاند و ظاهریترین لایه در قالب رفتارهایی از قبیل رادارگریزی، سالوسگرایی و تخریبگرایی رخ مینماید. همچنین، نتایج اعتبارسنجی مدل از طریق آزمون تیتک نمونهای نشان داد که از نظر خبرگان، مدل مفهومی از اعتبار نظری برخوردار است.
مدل سازی
یوسف حضرتی
چکیده
در پژوهش حاضر، محتوای سخنرانیهای دولت تدبیر و امید در حوزۀ مدیریت کلان سازمانهای دولتی، دوره اول و دوم ریاست جمهوری از منظر کاربرد ابزارهای انسجام و در چارچوب نقشگرایی هلیدی و حسن (1976) مورد واکاوی قرار گرفتند. پژوهش به شیوۀ تحلیل محتوا و به صورت توصیفی و تحلیلی انجام گرفت و محتوای آن چهار سخنرانی در حوزۀ مدیریت کلان سازمانهای ...
بیشتر
در پژوهش حاضر، محتوای سخنرانیهای دولت تدبیر و امید در حوزۀ مدیریت کلان سازمانهای دولتی، دوره اول و دوم ریاست جمهوری از منظر کاربرد ابزارهای انسجام و در چارچوب نقشگرایی هلیدی و حسن (1976) مورد واکاوی قرار گرفتند. پژوهش به شیوۀ تحلیل محتوا و به صورت توصیفی و تحلیلی انجام گرفت و محتوای آن چهار سخنرانی در حوزۀ مدیریت کلان سازمانهای دولتی بود که به شیوۀ تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای انسجام در چهار سخنرانی استخراج گردید و بسامدگیری شدند. درصد وقوع هریک از ابزارها نیز به دست آمد. پس از بررسی دادهها مشخص شد، سخنرانی اول با 474 مورد، سخنرانی دوم با 444 مورد، سخنرانی چهارم با 421 مورد و سخنرانی سوم با 411 مورد، در بهکارگیری ابزارهای انسجام به ترتیب در رتبههای اول تا چهارم قرار دارند. در سخنرانی اول، ارجاع بیشترین و معرفگی و زمان، کمترین ابزار انسجام بودند. در سخنرانی دوم، تکرار و معرفگی به ترتیب بیشترین و کمترین ابزار انسجام به کار رفته بودند. در سخنرانی سوم نیز، عناصر پیوندی بیشترین و معرفگی کمترین ابزار انسجام بودند و در سخنرانی چهارم ارجاع بیشترین و معرفگی کمترین ابزار انسجام به کار رفته بودند. در راستای تحلیل آماری دقیقتر و یافتن معناداری در توزیع ابزارهای انسجام در هریک از سخنرانیها، از آزمون مجذور کای استفاده گردید. بر اساس نتایج به دست آمده در سطح p<0.05 میان توزیع ابزارهای انسجام به کار رفته در هریک از سخنرانیها تفاوت معناداری وجود دارد.
مدل سازی
سیدصمد موسوی؛ مجید جهانگیرفرد؛ فرشاد حاج علیان
چکیده
در هر سازمان و ادارهای، مدیریت بهعنوان عاملی کلیدی در بهبود عملکرد و ارتقای کیفیت خدمات ارائه شده از طریق آن اداره بسیار مهم است. برای این منظور، داشتن مدیران با شایستگیهای لازم و تواناییهای مدیریتی قوی اساسی است. بنابراین هدف از انجام این پژوهش ارائه مدل شایستگی مدیران با رویکرد عقلانیت در بخش آموزش وزارت جهاد کشاورزی با رویکرد ...
بیشتر
در هر سازمان و ادارهای، مدیریت بهعنوان عاملی کلیدی در بهبود عملکرد و ارتقای کیفیت خدمات ارائه شده از طریق آن اداره بسیار مهم است. برای این منظور، داشتن مدیران با شایستگیهای لازم و تواناییهای مدیریتی قوی اساسی است. بنابراین هدف از انجام این پژوهش ارائه مدل شایستگی مدیران با رویکرد عقلانیت در بخش آموزش وزارت جهاد کشاورزی با رویکرد کیفی صورت گرفت. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت از نوع کیفی است که مورد تحلیل قرار گرفته است. در مرحلة اول جهت شناسایی مؤلفههای الگو، از روش کیفی و مصاحبههای عمیق استفاده شد. در بخش کیفی، 15 نفر از خبرگان که شامل اعضای هیئتعلمی رشته مدیریت دولتی و مدیران ارشد وزارت جهاد کشاورزی است که به روش هدفمند انتخاب شدند. جهت تحلیل دادههای بخش کیفی از روش تحلیل مضمون و با استفاده از نرمافزار مکسکیودا استفاده شد. نتایج بخش کیفی نشان 219 مضمون اولیه، 91 مضمون سازمانیافته و 38 مضمون فراگیر و 5 مضمون اصلی شامل شایستگی اقتصادی، شایستگی حرفهای- مدیریتی، شایستگی اخلاقی- دینی شایستگی سیاسی، شایستگی فرهنگی- اجتماعی شناسایی شد. با توجه به اهمیت وزارت جهاد کشاورزی در توسعه کشورمان، داشتن مدیران با شایستگیهای لازم و تواناییهای مدیریتی قوی بسیار مهم است. همچنین با توجه به این شایستگیها، مدیران جهاد کشاورزی میتوانند نقش مهمی در توسعه پایدار و افزایش بهرهوری در کشاورزی و منابع طبیعی کشور ایفا کنند. این شایستگیها بهعنوان یک راهنمای مهم برای انتخاب و توسعه مدیران جهاد کشاورزی موردنیاز است.
مدل سازی
علیرضا موغلی؛ یحیی رستمنیا؛ سید محمد حسین کمانی؛ امیرحسین امیرخانی
چکیده
پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی مدل سمبلگرایی سازمانی در سازمانهای دولتی استان ایلام صورت گرفت. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر شیوه جمعآوری دادهها از نوع اکتشافی است که با رویکرد آمیخته (کیفی- کمی) مورد تحلیل قرار گرفته است. در مرحله اول جهت شناسایی مؤلفههای الگو، از روش کیفی و مصاحبههای عمیق استفاده شد. مشارکتکنندگان ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی مدل سمبلگرایی سازمانی در سازمانهای دولتی استان ایلام صورت گرفت. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر شیوه جمعآوری دادهها از نوع اکتشافی است که با رویکرد آمیخته (کیفی- کمی) مورد تحلیل قرار گرفته است. در مرحله اول جهت شناسایی مؤلفههای الگو، از روش کیفی و مصاحبههای عمیق استفاده شد. مشارکتکنندگان در بخش کیفی، 12 نفر از خبرگان دانشگاهی و متخصصان دستگاههای اجرایی استان ایلام بودند که به روش هدفمند انتخاب شدند. در مرحله دوم جهت برازش الگوی طراحی شده در بخش کیفی، از روش کمی و رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. جامعه آماری این بخش شامل مدیران و کارشناسان حوزه اداری و منابع انسانی دستگاههای دولتی استان ایلام بودند که 188 نفر به روش تصادفی طبقهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در این بخش پرسشنامه 71 سؤالی محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن مورد تأیید قرار گرفت. تحلیل دادههای بخش کیفی به روش کدگذاری و با استفاده از نرمافزار مکس کیودا و تحلیل دادههای بخش کمی با نرمافزار اسمارت پی. ال. اس. انجام شد. براساس یافتههای پژوهش، 71 کد اولیه و 12 مقوله فرعی در قالب 6 مقوله اصلی شناسایی شد که عبارتاند از: پدیده محوری، شامل مؤلفه سمبلگرایی سازمانی؛ عوامل علی، شامل مؤلفههای مدیریتی، قانونی، دانشی و فردی؛ عوامل بسترساز، شامل مؤلفههای فرهنگسازمانی و سبک رهبری؛ عوامل مداخلهگر، شامل تعدد و تناقض قوانین سازمانی؛ راهبردها، شامل راهبردهای سمبلگرایانه و پیامدها، شامل مؤلفههای بهبود عملکرد سازمانی، توسعه فردی و سازمانی و اعتماد عمومی به سازمان میباشند. نتایج بخش کمی الگوی طراحی شده از تناسب قابلقبولی برخوردار است.
مدل سازی
زهره محمدیاری؛ محسن آرمان
چکیده
یکی از اصلیترین وظایف مدیران در سازمانها انتخاب و انتصاب افراد در پستهای کلیدی میباشد که در برخی موارد مدیران در جهت محافظت از صندلی مدیریتی خود افراد ضعیفتری را در پستهای کلیدی و اصلی قرار میدهند. این نوع سبک مدیریت به مدیریت عنکبوتی معروف است و موجب ایجاد چالشهای راهبردی برای سازمان میشود. هدف اصلی این تحقیق شناسایی ...
بیشتر
یکی از اصلیترین وظایف مدیران در سازمانها انتخاب و انتصاب افراد در پستهای کلیدی میباشد که در برخی موارد مدیران در جهت محافظت از صندلی مدیریتی خود افراد ضعیفتری را در پستهای کلیدی و اصلی قرار میدهند. این نوع سبک مدیریت به مدیریت عنکبوتی معروف است و موجب ایجاد چالشهای راهبردی برای سازمان میشود. هدف اصلی این تحقیق شناسایی پیشایندها و پسایندهای مدیریت عنکبوتی در سازمانهای دولتی میباشد. پژوهش حاضر یک پژوهش کیفی از نوع اکتشافی است که به لحاظ روش تحلیل دادهها از نوع تحلیل مضمون است. ﺟﺎﻣﻌﻪ آﻣﺎری اﻳﻦ ﭘﮋوﻫﺶ شامل، ﻛﺎرﺷﻨﺎﺳﺎن و ﺧﺒﺮﮔﺎن حوزه مدیریت منابع انسانی در سازمانهای دولتی و استادان دانشگاه و آشنا با موضوع پژوهش میباشد. با استفاده از روش نمونهگیری گلوله برفی تعداد 18 نفر انتخاب شدند. ابزار اصلی گردآوری دادهها در این تحقیق، مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. نتایج نشان داد که مجموع 14 مضمون سازماندهنده در قالب 14 فراگیر بهعنوان پیشایندهای مدیریت عنکبوتی در سازمانهای دولتی شناسایی شدند و همچنین 10 مضمون سازماندهنده در قالب 3 مضمون فراگیر بهعنوان پسایندهای مدیریت عنکبوتی در سازمانهای دولتی شناسایی شدند. نتایج تحلیل تم نشان داد که پیشایندهای مدیریت عنکبوتی در سازمانهای دولتی عبارتاند از: حکومت نالایقان، سیاسیکاری، حاکمیت فرهنگ مخرب و فساد جمعی. پسایندهای مدیریت عنکبوتی در سازمانهای دولتی نیز عبارتاند از: دور تسلسل ناکارآمدی، دور باطل ناشایستهسالاری و تضعیف امنیت روانی.
مدل سازی
علیاصغر مباشری؛ هادی تیموری؛ شهرزاد کیانپور
چکیده
هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی پیدایش مدیران تصادفی در سازمانها بود. این مطالعه از نظر هدف توسعهای و ماهیتاً اکتشافی است که به روش کیفی و با رویکرد نظریه دادهبنیاد انجام شده است. جامعه آماری پژوهش سازمانهای دولتی شهر اصفهان بوده که 14 نفر از مدیران این سازمانها به روش هدفمند و رعایت قاعده اشباع نظری بهعنوان اعضای نمونه ...
بیشتر
هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی پیدایش مدیران تصادفی در سازمانها بود. این مطالعه از نظر هدف توسعهای و ماهیتاً اکتشافی است که به روش کیفی و با رویکرد نظریه دادهبنیاد انجام شده است. جامعه آماری پژوهش سازمانهای دولتی شهر اصفهان بوده که 14 نفر از مدیران این سازمانها به روش هدفمند و رعایت قاعده اشباع نظری بهعنوان اعضای نمونه انتخاب و دادههای موردنیاز در پژوهش نیز با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته گردآوری شده است. پس از تحلیل مصاحبهها، 82 مفهوم مورد شناسایی قرار گرفته که در قالب 6 مقوله عوامل علی، پدیده محوری، عوامل زمینهای، عوامل مداخلهگر، راهبردها و پیامدها دستهبندی شده است. نتایج حاکی است پیدایش مدیران تصادفی تحت تأثیر عوامل علی مانند عدم وجود شاخصهای شفاف و مشخص عملکردی در ارتقا و انتصاب، جایگزینی روابط بهجای ضوابط، حاکمیت تفکر الیگارشی در سازمان، ضعف یا فقدان نظام جانشینپروری در سازمان، ضعف سیستم ارزیابی عملکرد و مانند آن بوده و عوامل زمینهای فردی و سازمانی و نیز عوامل مداخلهگر نیز پیدایش این پدیده در سازمانها را تحت تأثیر قرار میدهند. راهبردهای پیشگیری از پیدایش مدیران تصادفی نیز در سه سطح فردی، گروهی و سازمانی مورد شناسایی قرار گرفته است. نتایج همچنین حاکی است پیدایش مدیران تصادفی پیامدهای منفی متنوعی در سطوح فردی، گروهی، سازمانی و فراسازمانی به دنبال خواهد داشت. یافتههای پژوهش حاضر میتواند بینش مناسبی در ارتباط با چگونگی پیدایش پدیده مدیران تصادفی ایجاد کرده و زمینه جلوگیری از آن را برای برنامهریزان و سیاستگذاران نظام اداری فراهم آورد
مدل سازی
علی قربانی؛ محمدامین ترابی؛ متینه مقدم
چکیده
این مقاله به بررسی پدیدهی "جنون جلسه" در مدیران میپردازد که بهعنوان یکی از چالشهای مهم در محیط کار و سازمانها شناخته میشود. هدف اصلی این تحقیق، شناسایی علل و عوامل مؤثر بر پیدایش این پدیده و ارائه راهکارهایی برای مدیران جهت مقابله با آن است. برای این تحقیق، از روش فراترکیب هوشمند استفاده شده است. جهت این کار، از اسکریپتهای ...
بیشتر
این مقاله به بررسی پدیدهی "جنون جلسه" در مدیران میپردازد که بهعنوان یکی از چالشهای مهم در محیط کار و سازمانها شناخته میشود. هدف اصلی این تحقیق، شناسایی علل و عوامل مؤثر بر پیدایش این پدیده و ارائه راهکارهایی برای مدیران جهت مقابله با آن است. برای این تحقیق، از روش فراترکیب هوشمند استفاده شده است. جهت این کار، از اسکریپتهای اختصاصی همراه با توسعه الگوریتمهای پیشرفته هوش مصنوعی و پردازش زبان طبیعی برای جستجو و استخراج دادهها استفاده شده است. این الگوریتمها، بهویژه مدلهای یادگیری ماشینی مانند شبکههای عصبی بازگشتی و الگوریتمهای ژنتیکی، قادر بودند تا مفاهیم کلیدی و روندهای نوظهور در حوزه جنون جلسه را با دقت بالا تحلیل کنند. استفاده از این فناوریها منجر به ایجاد یک پایگاه داده متمرکز شده که دادهها را برای تحلیلهای بعدی منظم و قابلدسترس نگه میدارد، خطای انسانی را کاهش میدهد و امکان تحلیل سریع و دقیقتر دادهها را فراهم آورده است. علل گوناگون شکلگیری این پدیده شامل مشکلات در برنامهریزی و سازماندهی جلسات، نقایص در فرهنگسازمانی و ارتباطات، مسائل روانی و احساسی مدیران و کارکنان و دیگر دلایل بود. در پی این شناسایی، پیامدهای حاصله از جنون جلسه تشریح گردیده است و در نهایت مجموعهای از راهکارهای عملی و کاربردی مانند بهبود مهارتهای مدیریتی، اصلاح فرهنگ و ساختار سازمانی، ارتقای ارتباطات کارآمد و روشهای نوین مهندسی فرهنگ، سیمبیوز رهبری، دیپلماسی جلسات، کوانتومیسازی تصمیمگیری در جلسات و پلورالیزم سازمانی، ارائه شده است.
مدل سازی
احمدرضا حسن کاویار؛ علی اکبر رزمجو؛ داوود نعمتی انارکی
چکیده
رابطه رسانه و دولت یکی از موضوعات مورد بحث در میان اهالی رسانه و ارتباطات است. در سالیان گذشته اختلاف نظراتی بین قوه مجریه و سازمان صدا و سیما به وجود آمده است که منجر به اخلال در تخصیص بودجه به سازمان صدا و سیما شده است. در این پژوهش از روششناسی پژوهش کیفی و تحلیل مضمون برای تجزیه و تحلیل دادهها و روش مصاحبه عمقی نیمهساختارمند ...
بیشتر
رابطه رسانه و دولت یکی از موضوعات مورد بحث در میان اهالی رسانه و ارتباطات است. در سالیان گذشته اختلاف نظراتی بین قوه مجریه و سازمان صدا و سیما به وجود آمده است که منجر به اخلال در تخصیص بودجه به سازمان صدا و سیما شده است. در این پژوهش از روششناسی پژوهش کیفی و تحلیل مضمون برای تجزیه و تحلیل دادهها و روش مصاحبه عمقی نیمهساختارمند برای جمعآوری اطلاعات میدانی و بررسی نگرش دیدگاه جامعه مورد مطالعه استفاده شده است و رابطه دوره ریاست علی عسگری در سازمان صدا و سیما و دولت دوازدهم (آقای روحانی) بررسی شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد نوع رابطه سازمان با دولت از نوع رابطه تعاملی توأم با احتیاط از سمت سازمان صدا و سیما است و عوامل بروز اختلاف صدا و سیما در دوره ریاست علی عسگری با دولت دوازدهم استخراج شده بیشتر ناظر بر توقعات افراطی و زیادهخواهی دولت، اختلاف سیاسی بین دولت و سازمان است.