مدل سازی
مسعود اسلامی؛ نادر بهلولی؛ عباسقلی سنگی نور پور؛ حسین عماری
چکیده
پژوهش حاضر با هدف الگوسازی رهبری تحول دیجیتال برای مدیران منابع انسانی انجام شده است. روش پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر نظر داده ها کیفی و از نظر ماهیت داده بنیاد سیستمی (پارادایمی ) است و جامعه آماری بخش کیفی شامل اساتید و خبرگان حوزه مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک و اقتصادی و مدیریت منابع انسانی که دارای تحصیلات دکتری تخصصی تشکیل ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف الگوسازی رهبری تحول دیجیتال برای مدیران منابع انسانی انجام شده است. روش پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر نظر داده ها کیفی و از نظر ماهیت داده بنیاد سیستمی (پارادایمی ) است و جامعه آماری بخش کیفی شامل اساتید و خبرگان حوزه مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک و اقتصادی و مدیریت منابع انسانی که دارای تحصیلات دکتری تخصصی تشکیل میدهد. روش نمونه گیری در بخش کیفی آگاهانه هدفمند از نوع نظری بوده و تعداد 15 نفر خبره منابع انسانی انتخاب شدند که به اشباع نظری رسید. در پژوهش حاضر از روش کدگذاری داده بنیاد بر مبنای رویکرد استرواس و کوربینپس(1990) از کدگذاری باز و محوری ابزار سنجش حاصل شده، در قالب یک فرم تنظیم و برای خبرگان جهت کدگذاری انتخابی ارسال و مورد اعتبار سنجی قرار گرفت وبرای تحلیل دادهها، از نرم افزار 2020MAXQDA استفاده شد و در پایان 5 بعد، 24 مؤلفه 102 شاخص برای مدل مذکور نهایی شد. پس از تأیید نهایی و اولویتبندی خبرگان، ابعاد، مؤلفهها و شاخصهای سازندة الگو ترسیم شده، و مجدداً الگوی یادشده توسط خبرگان اعتباریابی شد. پس از تأیید نهایی و اولویتبندی خبرگان، ابعاد، مؤلفهها و شاخصهای سازندة الگو ترسیم شده، و مجدداً الگوی یادشده توسط خبرگان اعتباریابی شد.
مدل سازی
سمیه شادمهری؛ وحید میرزایی؛ حامد خراسانی طرقی
چکیده
یکی از اساسیترین و مهمترین وظایف مدیر در فرایند مدیریت، انتخاب سبک مناسب رهبری سازمان است. رهبری منفعل، آزاد گذاشتن پیروان در زمان عدم حضور رهبر یا اجتنابکردن از رهبری است. یکی از رفتارهای انحرافی کارکنان که کمتر بدان پرداخته شده، سرقت زمان است. سرقت زمان کارکنان علیرغم گستردگی، هزینهی بالا و اهمیت عملی آن، توجه علمی کمی دریافت ...
بیشتر
یکی از اساسیترین و مهمترین وظایف مدیر در فرایند مدیریت، انتخاب سبک مناسب رهبری سازمان است. رهبری منفعل، آزاد گذاشتن پیروان در زمان عدم حضور رهبر یا اجتنابکردن از رهبری است. یکی از رفتارهای انحرافی کارکنان که کمتر بدان پرداخته شده، سرقت زمان است. سرقت زمان کارکنان علیرغم گستردگی، هزینهی بالا و اهمیت عملی آن، توجه علمی کمی دریافت کرده است. تحقیق حاضر باهدف کشف مؤلفههای رهبری منفعل و بررسی تأثیر آن بر سرقت زمان کارکنان در آموزشوپرورش شهرستان بجنورد انجام شده است. در این پژوهش ابتدا به مروری بر ادبیات و پیشینه پژوهش پرداخته شد و در ادامه از ابزار مصاحبه به روش عمیق نیمهساختاریافته که متناسب با روشهای تحقیق کیفی و بهویژه پدیدارشناسی است، استفاده شد. پس از انجام 18 مصاحبه و رسیدن به مرحله اشباع از روش کلایزی؛ 25 مؤلفه در قالب 6 دسته کلی تحت عناوین ضعف در تصمیم گیری، اجتناب از مسئولیت پذیری، بی تفاوتی نسبت به کارکنان، ، ضعف در نظارت و مدیریت تیم و ضعف در ارتباطات و عدم حمایت از نوآوری و انگیزش شناسایی شدند. در مرحله کمی بر اساس فرمول کوکران 280 نفر بهصورت نمونهگیری تصادفی بهعنوان حجم نمونه انتخاب شدند. بهمنظور شناسایی مؤلفههای رهبری منفعل، از پرسشنامهای که توسط محقق طراحیشده است، استفاده شد و سپس با استفاده از پرسشنامه 15 سؤالی سرقت زمان هارولد و هو، تأثیر آن بر سرقت زمان سنجیده شد. باتوجهبه نتایج بهدستآمده فرضیه تحقیق پذیرفته شد و رهبری منفعل بر سرقت زمان کارکنان تأثیر مثبت و معناداری دارد.
مدل سازی
حسین استاد حسین؛ زهرا مقیمی؛ مریم بیانی
چکیده
چکیدهاین پژوهش با هدف ارائه مدل حکمرانی دیجیتال با رویکرد جمع سپاری در ایران پرداخته و به دنبال طراحی چارچوبی جامع برای مدیریت فضای مجازی کشور با تأکید بر قابلیت های مشارکتی و بهرهبرداری بهینه از ظرفیتهای ملی است. این پژوهش با رویکرد کمی و هدف توسعهای انجام شده است. ابتدا، به شناسایی ابعاد و مؤلفههای حکمرانی دیجیتال از طریق ...
بیشتر
چکیدهاین پژوهش با هدف ارائه مدل حکمرانی دیجیتال با رویکرد جمع سپاری در ایران پرداخته و به دنبال طراحی چارچوبی جامع برای مدیریت فضای مجازی کشور با تأکید بر قابلیت های مشارکتی و بهرهبرداری بهینه از ظرفیتهای ملی است. این پژوهش با رویکرد کمی و هدف توسعهای انجام شده است. ابتدا، به شناسایی ابعاد و مؤلفههای حکمرانی دیجیتال از طریق مرور سیستماتیک منابع علمی پرداخته شد. سپس، با استفاده از تکنیک دلفی و مشارکت 15 نفر از خبرگان، مؤلفهها پالایش و تأیید گردید. در مرحله بعدی، مدل پژوهش با مدلسازی ساختاری ارزیابی شد و برای تحلیل دادهها از شبکه عصبی مصنوعی و نرمافزارهای متلب و اسمارت پیالاس استفاده شد. جامعه آماری شامل 690 نفر از مدیران و کارشناسان ارشد مرکز ملی فضای مجازی، موسسات مشاور و زیرمجموعه های تابعه بود که از روش نمونهگیری تصادفی طبقهبندیشده و پرسشنامه به حجم نمونه 248 نفر توزیع گردید. نتایج نشان داد که مدل حکمرانی دیجیتال با رویکرد جمع سپاری یک مدل چندبعدی است که ابعاد مختلفی همچون زیست بوم دیجیتال، اقتصاد دیجیتال، زیرساخت دیجیتال، حقوقی و قانونی، فرهنگی و اجتماعی و رویکرد جمع سپاری را در بر میگیرد. نتایج این پژوهش نشان میدهد که مدل حکمرانی دیجیتال با رویکرد جمع سپاری نه تنها از ظرفیتهای داخلی برای ارتقای حکمرانی دیجیتال استفاده میکند، بلکه میتواند بهعنوان یک الگوی بومی و مقاومتی برای کشور عمل کند.
مدل سازی
نسیم ارباب شیرانی؛ اکبر اعتباریان خوراسگانی؛ رضا ابراهیمزاده دستجردی
چکیده
تمرکز بر درک سازوکارهای روانشناختی و اخلاقی مدیران در محیط کار از جمله رویکردهایی است که مدیریت منابع انسانی میتواند در پرتو آن زمینهساز فهم عمیقتر روابط کاری و تعاملات سازمانی گردد. یکی از این سازوکارها خشم اخلاقی است؛ هیجانی که هنگام مشاهده رفتارهای غیراخلاقی یا نقض ارزشها بروز میکند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر واکاوی ...
بیشتر
تمرکز بر درک سازوکارهای روانشناختی و اخلاقی مدیران در محیط کار از جمله رویکردهایی است که مدیریت منابع انسانی میتواند در پرتو آن زمینهساز فهم عمیقتر روابط کاری و تعاملات سازمانی گردد. یکی از این سازوکارها خشم اخلاقی است؛ هیجانی که هنگام مشاهده رفتارهای غیراخلاقی یا نقض ارزشها بروز میکند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر واکاوی الگوی خشم اخلاقی مدیران در شعب منتخب بانکهای دولتی شهر اصفهان میباشد .این پژوهش از نظر هدف کاربردی–توسعهای است و با بهرهگیری از رویکرد کیفی و روش نظریه دادهبنیاد انجام شده است. برای شناسایی مؤلفههای الگوی خشم اخلاقی، با ۱۵ نفر از خبرگان دانشگاهی و مدیران شعب بانکهای دولتی، به روش نمونهگیری هدفمند، مصاحبههای نیمهساختاریافته و با رعایت قاعده اشباع نظری انجام شد. همچنین برای بررسی برازش الگوی مفهومی استخراجشده، از پرسشنامه محققساخته مبتنی بر یافتههای بخش کیفی استفاده گردید. روایی پرسشنامه با بهرهگیری از نسبت روایی محتوا ,و شاخص روایی محتوا و پایایی آن از طریق پایایی بینکدگذاران ارزیابی شد.تحلیل دادهها منجر به استخراج مجموعهای از مفاهیم شد که در قالب شش مقوله شامل عوامل علّی، پدیده محوری، عوامل زمینهای، عوامل مداخلهگر، راهبردها و پیامدها سازماندهی گردید. یافتهها نشان میدهد که خشم اخلاقی مدیران تحتتأثیر مجموعهای از شرایط علّی همچون ویژگیهای شناختی و روانشناختی فردی، فشارهای روانشناختی مرتبط با نقش رهبری و عوامل بینفردی و بینگروهی شکل میگیرد. افزون بر این، برخی نارساییهای ساختاری، ضعف شفافیت و فقدان حمایتگری اخلاقی در سازمان بهعنوان شرایط زمینهای در ایجاد و تشدید این پدیده نقش دارند. خشم اخلاقی همچنین پیامدهایی در سه سطح فردی، بینفردی و سازمانی به همراه دارد.
مدل سازی
سید محمود میراحمدی؛ اکبر اعتباریان؛ البرز قیتانی
چکیده
چکیدهانگیزه پیشرفت کارکنان بهعنوان یکی از عوامل کلیدی در ارتقای عملکرد فردی و سازمانی، نقشی اساسی در تحقق اهداف سازمانهای خدماتی، بهویژه دانشگاههای علوم پزشکی ایفا میکند. با توجه به پیچیدگی عوامل مؤثر بر انگیزه پیشرفت و تعاملات متقابل میان آنها، بهرهگیری از رویکردهای سیستمی و تفسیری برای تبیین این پدیده ضروری به نظر ...
بیشتر
چکیدهانگیزه پیشرفت کارکنان بهعنوان یکی از عوامل کلیدی در ارتقای عملکرد فردی و سازمانی، نقشی اساسی در تحقق اهداف سازمانهای خدماتی، بهویژه دانشگاههای علوم پزشکی ایفا میکند. با توجه به پیچیدگی عوامل مؤثر بر انگیزه پیشرفت و تعاملات متقابل میان آنها، بهرهگیری از رویکردهای سیستمی و تفسیری برای تبیین این پدیده ضروری به نظر میرسد. پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل ساختاری–تفسیری انگیزه پیشرفت مدیران دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد انجام شده است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از حیث ماهیت، کیفی–اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان دانشگاهی و مدیران با تجربه دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد است که بهصورت گلوله برفی انتخاب شدند. گردآوری دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته انجام و دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفتند کهن شامل 1 مضمون فراگیر، 7 مضمون سازمان دهنده 15 مضمون پایه 75 کد اولیه بودند. در ادامه، بهمنظور تبیین روابط علّی و سطحبندی عوامل شناساییشده، از روش مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) بهره گرفته شد. یافتههای پژوهش نشان داد انگیزه پیشرفت کارکنان متأثر از مجموعهای از عوامل فردی، شغلی، سازمانی، مدیریتی و محیطی است که در سطوح مختلف مدل ساختاری تفسیری قرار میگیرند. نتایج مدل حاکی از آن است که عوامل زیربنایی نظیر حمایت مدیریتی، عدالت سازمانی و فرهنگ انگیزشی، بیشترین قدرت نفوذ را داشته و سایر عوامل انگیزشی را تحت تأثیر قرار میدهند. در مقابل، متغیرهایی مانند عملکرد شغلی و تمایل به پیشرفت در سطوح بالاتر مدل قرار گرفته و بیشتر نقش پیامدی ایفا میکنند. نتایج این پژوهش میتواند مبنای مناسبی برای تدوین سیاستها و برنامههای منابع انسانی با هدف ارتقای انگیزه پیشرفت کارکنان در دانشگاههای علوم پزشکی فراهم آورد.
مدل سازی
فرهاد نجفی اسفستانی؛ محمد محمدی؛ ماندان مومنی
چکیده
چکیدهمطالعه حاضر با هدف طراحی مدل ساختاری-تفسیری معماری دولت دیجیتال در توسعه خدمات هوشمند شهری انجام شد. این پژوهش از نظر پارادایمشناسی عملگرا (پراگماتیسم)، از حیث رویکرد آمیخته و از حیث استراتژی، تحلیل مضمون و مدلسازی ساختاری-تفسیری ISM) )است. نمونهگیری بر اساس پروتکل کنشگران به روش نمونهگیری هدفمند اطلاعات محور انجام شد و ...
بیشتر
چکیدهمطالعه حاضر با هدف طراحی مدل ساختاری-تفسیری معماری دولت دیجیتال در توسعه خدمات هوشمند شهری انجام شد. این پژوهش از نظر پارادایمشناسی عملگرا (پراگماتیسم)، از حیث رویکرد آمیخته و از حیث استراتژی، تحلیل مضمون و مدلسازی ساختاری-تفسیری ISM) )است. نمونهگیری بر اساس پروتکل کنشگران به روش نمونهگیری هدفمند اطلاعات محور انجام شد و با ۲۰ مصاحبه تخصصی با مدیران شهرداری تهران به اشباع نظری دست پیدا شد. برای گردآوری دادهها از مصاحبه نیمهساختاریافته و پرسشنامه استفاده شد. در مجموع، نه (۹) مضمون فراگیر که ابعاد فنی (زیرساخت)، حکمرانی (مدیریتی) و ارزشآفرینی (شهروندی) را در بر میگرفتند، شناسایی گردید. بر اساس مدل اکتشافی ، عواملی نظیر تنظیمگری دیجیتال شهری، راهبری تحول دیجیتال و معماری فناوری دیجیتال شهری به عنوان محرکهای بنیادین (سطح ۴) و پیشران مدل عمل میکنند. این عوامل در عمیقترین سطح ساختار قرار دارند و به صورت علّی بر لایههای عملیاتی و پیامدی مدل تأثیر میگذارند. همچنین، عواملی چون مشارکت دیجیتال و تعامل شهروندی و امنیت دیجیتال و حفاظت شهری به عنوان عوامل پیوندی ضروری در ساختار علّی ظاهر شدند که نهایتاً منجر به پیامدهای کلیدی نظام خدمات هوشمند شامل پایداری و بهبود مستمر خدمات شهری و سهولت و سرعت دریافت خدمات میگردد. مهمترین دستاورد این پژوهش، تبیین اولویت علّی و سلسلهمراتبی قطعی میان این مضامین در بستر بومی تهران است.واژههای کلیدیمعماری دولت دیجیتال، خدمات هوشمند شهری، تحلیل مضمون، مدلسازی ساختاری-تفسیری
مدل سازی
محمد جواد محمودی؛ افشین سفاهن؛ عباس قاییدرحمت
چکیده
نظام آموزش عالی و علم و فناوری ایران با چالشهایی چندبعدی مانند اشتغالپذیری فارغالتحصیلان، فاصله دانشگاه و صنعت، مهاجرت نخبگان، کیفیت آموزش عالی و کارآمدی سیاستهای علمی مواجه است. حل این مسائل، به دلیل ماهیت بیننهادی آنها، نیازمند هماهنگی مؤثر میان نهادهای قانونگذار و اجرایی است. در این میان، رابطه وزارت علوم، تحقیقات ...
بیشتر
نظام آموزش عالی و علم و فناوری ایران با چالشهایی چندبعدی مانند اشتغالپذیری فارغالتحصیلان، فاصله دانشگاه و صنعت، مهاجرت نخبگان، کیفیت آموزش عالی و کارآمدی سیاستهای علمی مواجه است. حل این مسائل، به دلیل ماهیت بیننهادی آنها، نیازمند هماهنگی مؤثر میان نهادهای قانونگذار و اجرایی است. در این میان، رابطه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بهعنوان نهاد اجرایی تخصصی و مجلس شورای اسلامی بهعنوان نهاد قانونگذار و ناظر، نقشی تعیینکننده دارد. مسئله اصلی پژوهش، فقدان الگویی نهادمند، عملیاتی و پایدار برای ارتقای این رابطه از وضعیت سنتی «ناظر ـ مجری» به همکاری راهبردی است. هدف پژوهش، طراحی و اعتبارسنجی اولیه مدل راهبردی همگرایی نهادی برای پیشرفت علمی کشور، با تأکید بر هماهنگی و همکاری سازنده میان وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و مجلس شورای اسلامی است. پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل اسنادی انجام شد. نمونهگیری اسناد بهصورت هدفمند و معیارمحور بود و دادهها با تحلیل مضمونی بررسی شدند. یافتهها نشان داد مدل پیشنهادی بر سه پایه اصلی استوار است: پایه فرهنگی - نگرشی شامل اعتمادسازی، زبان مشترک و احترام متقابل؛ پایه ساختاری - نهادی شامل کارگروه مشترک هماهنگی، دبیرخانه مشترک، پلتفرم دیجیتال و نظام مشاوره تخصصی؛ و پایه فرآیندی - عملیاتی شامل مشورت پیش از قانونگذاری، گزارشدهی شفاف، حل اختلاف نهادی و پایش مستمر. اعتبار اولیه مدل از طریق بازبینی خبرگانی ارزیابی شد. مدل پیشنهادی میتواند زمینه تصمیمگیری کارشناسیتر، کاهش تعارض نهادی و تقویت حکمرانی علم و فناوری را فراهم سازد.
مدل سازی
زهرا مهری؛ محسن رشیدی؛ آذر مسلمی؛ زهرا مداحی
چکیده
این پژوهش با هدف طراحی سیستم تصمیمیار برای تقویت تابآوری مالی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی با رویکرد آیندهپژوهی انجام شده است. با توجه به افزایش نوسانات اقتصادی، محدودیت منابع مالی، تحریمها و پیچیدگی محیط تصمیمگیری در سازمانهای دولتی، بهرهگیری از نظامهای هوشمند پشتیبان تصمیم برای شناسایی عوامل کلیدی، تحلیل روابط میان ...
بیشتر
این پژوهش با هدف طراحی سیستم تصمیمیار برای تقویت تابآوری مالی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی با رویکرد آیندهپژوهی انجام شده است. با توجه به افزایش نوسانات اقتصادی، محدودیت منابع مالی، تحریمها و پیچیدگی محیط تصمیمگیری در سازمانهای دولتی، بهرهگیری از نظامهای هوشمند پشتیبان تصمیم برای شناسایی عوامل کلیدی، تحلیل روابط میان آنها و پشتیبانی از تصمیمگیریهای راهبردی ضرورتی اجتنابناپذیر است. پژوهش حاضر از نوع آمیخته (کیفی–کمی) است. در مرحله کیفی، عوامل مؤثر بر تابآوری مالی از طریق مرور ادبیات، بررسی اسناد و مصاحبه با خبرگان استخراج و اعتبارسنجی شدند. سپس روابط علّی میان عوامل با استفاده از روش دیمتل تحلیل شد. در ادامه، اهمیت نسبی معیارها با فرآیند تحلیل سلسلهمراتبی (AHP) تعیین و سناریوهای آینده با روش کداس (CODAS) ارزیابی و اولویتبندی شدند تا چارچوب سیستم تصمیمیار طراحی شود. یافتهها نشان داد که تأمین منابع مالی، مدیریت نقدینگی و بدهی، شفافیت مالی، نوآوری مالی (فینتک)، ثبات سیاسی و دیجیتالیسازی از مهمترین عوامل مؤثر بر تابآوری مالی بنیاد هستند. نتایج دیمتل بیانگر آن است که تأمین منابع مالی، مدیریت نقدینگی و شفافیت مالی، پیشرانهای اصلی سیستم بوده و دیجیتالیسازی نقش واسطهای در انتقال اثر سیاستهای کلان بر عملکرد مالی ایفا میکند. همچنین، نتایج روش کداس برتری سناریوی خوشبینانه را در دستیابی به بیشترین سطح تابآوری مالی نشان داد. در مجموع، استقرار سیستم تصمیمیار مبتنی بر آیندهپژوهی با تلفیق تحلیل روابط علّی، اولویتبندی معیارها و ارزیابی سناریوهای آینده، کیفیت تصمیمگیری مدیران را ارتقا میدهد. توسعه زیرساختهای دیجیتال، تنوعبخشی به منابع مالی، تقویت شفافیت مالی و مدیریت هوشمند ریسک، مهمترین الزامات افزایش تابآوری مالی و پایداری بنیاد مسکن انقلاب اسلامی در برابر عدمقطعیتهای اقتصادی آینده محسوب میشوند.
مدل سازی
جهان عبدی؛ اردشیر شیری
چکیده
این پژوهش با هدف شناسایی و تبیین ابعاد و عوامل شکلدهنده بدشانسپنداری سازمانی در سازمانهای دولتی انجام شده است.مطالعه به روش تحلیل تم و از طریق ۱۵ مصاحبه نیمهساختاریافته عمیق با مدیران و کارکنان سازمانهای دولتی استان ایلام انجام شد. نمونهگیری بهصورت هدفمند و تا حد اشباع نظری ادامه یافت. برای تأمین روایی و پایایی دادهها ...
بیشتر
این پژوهش با هدف شناسایی و تبیین ابعاد و عوامل شکلدهنده بدشانسپنداری سازمانی در سازمانهای دولتی انجام شده است.مطالعه به روش تحلیل تم و از طریق ۱۵ مصاحبه نیمهساختاریافته عمیق با مدیران و کارکنان سازمانهای دولتی استان ایلام انجام شد. نمونهگیری بهصورت هدفمند و تا حد اشباع نظری ادامه یافت. برای تأمین روایی و پایایی دادهها از روشهای بازبینی توسط اعضا، کسب نظر همکاران علمی، ضریب توافق بین کدگذاران (هولستی) و همچنین محاسبه نسبت روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI) استفاده شد. در مرحله کدگذاری اولیه، ۳۵ مفهوم استخراج شد که پس از پالایش و ادغام، به ۲۱ مفهوم نهایی در قالب ۱۱ تم فرعی و ۶ تم اصلی دستهبندی شدند. تمهای اصلی شامل: ۱) عوامل فرهنگی و سازمانی، ۲) عوامل شناختی و ذهنی، ۳) عوامل عملکردی، ۴) عوامل حمایتی و مدیریتی، ۵) عوامل روانی و هیجانی، و ۶) عوامل سیاسی و روابط سازمانی بودند. یافتهها نشان داد که فرهنگ سازمانی منفی، نسبت دادن ناکامیها به عوامل بیرونی، عدم اطمینان نسبت به آینده، احساس ناتوانی در کنترل شرایط، یادگیری ناکافی از شکستها، پیامدهای عملکردی ضعیف، حمایت ناکافی از کارکنان و نقش مدیران، زمینهساز شکلگیری بدشانسپنداری سازمانی هستند. همچنین تأثیر نگرشهای فردی و الگوهای روانی و هیجانی در تثبیت نگرشهای منفی مؤثر بوده و رفتارهای سیاسی و نقش نمایندگان و استانداران این نگرش را تشدید میکند، بهگونهای که موفقیت و ناکامی کارکنان بیش از شایستگی، ناشی از شانس و روابط سیاسی تلقی میشود. بر اساس یافتهها، مدلی مفهومی ارائه شد که میتواند مبنایی برای طراحی مداخلات مدیریتی و سیاستگذاریهای اصلاحی در سازمانهای دولتی به منظور کاهش نگرشهای منفی و ارتقای عملکرد سازمانی باشد.
مدل سازی
زینب صالحی خلف بادام؛ ناصر برخوردار؛ رشید ذوالفقاری زعفرانی
چکیده
هدف این پژوهش، طراحی الگوی رهبری تحولگرا با رویکرد مشارکتی کارکنان شهرداری تهران بوده است. روش پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی - پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران با تجربه بیش از ده سال در حوزه مدیریت شهرداری تهران، استادان و خبرگان مدیریت و خدمات شهری آشنا به موضوع رهبری تحولگرا در مناطق 22 گانه ...
بیشتر
هدف این پژوهش، طراحی الگوی رهبری تحولگرا با رویکرد مشارکتی کارکنان شهرداری تهران بوده است. روش پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی - پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران با تجربه بیش از ده سال در حوزه مدیریت شهرداری تهران، استادان و خبرگان مدیریت و خدمات شهری آشنا به موضوع رهبری تحولگرا در مناطق 22 گانه شهرداری تهران بودند. نمونهگیری به روشهای هدفمند، نظری و گلوله برفی به تعداد 15 نفر تا مرحله اشباع نظری جمعآوری دادهها ادامه یافت. ابزار گردآوری دادهها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و روش تحلیل مضمون با استفاده از مدلسازی ساختاری- تفسیری انجام گرفت. برای حصول اطمینان از روایی و پایایی دادههای پژوهش از روایی صوری و محتوایی و تعیین پایایی آزمون از روش آلفای کرونباخ استفاده گردید. یافتهها نشان داد که الگوی رهبری تحولگرا با تأکید بر مشارکت کارکنان شهرداری تهران، متشکل از 149 کد، 25 مضمون پایه و 8 مضمون سازماندهنده میباشد. هشت مؤلفه اصلی شامل ایجاد چشمانداز مشترک، انگیزه الهامبخش، توانمندسازی کارکنان، تعامل و ارتباطات مؤثر، تحریک و نفوذ، همکاری و هماندیشی، عملکرد سازمان، فضیلتگرایی است. نتایج کمی نشان داد به ترتیب تحریک و نفوذ، توانمدسازی کارکنان، الگوی اخلاقی و معنوی و ایجاد چشمانداز مشترک به ترتیب بیشترین تأثیرگذاری را دارند و مؤلفههای زیربنایی هستند. پیشنهاد میشود شهرداری با ایجاد نظام تقدیر و تشویق منصفانه و شفاف برای کارکنان گامی در راستای تحقق اهداف سازمانی انجام دهد.
مدل سازی
منا غفوریان؛ مهدیه رضائی؛ محمدرضا سرمدی؛ رضا رسولی
چکیده
پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل شایستگی رشته شغلی آموزش و ترویج حفاظت محیطزیست که یکی از مشاغل اختصاصی سازمان حفاظت محیطزیست است انجام شده است. این پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شده است. در این راستا با تعداد 17 نفر از خبرگان و متخصصین رشته شغلی آموزش و ترویج حفاظت محیطزیست که با راهبرد نمونهگیری ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل شایستگی رشته شغلی آموزش و ترویج حفاظت محیطزیست که یکی از مشاغل اختصاصی سازمان حفاظت محیطزیست است انجام شده است. این پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شده است. در این راستا با تعداد 17 نفر از خبرگان و متخصصین رشته شغلی آموزش و ترویج حفاظت محیطزیست که با راهبرد نمونهگیری گلوله برفی انتخاب شدند مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق انجام و برای تحلیل دادهها از فرآیند کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. پس از پیادهسازی محتوای مصاحبهها و تحلیل آنها 11 شایستگی شامل شایستگی آغازگری، شایستگی روانشناسی مخاطب و توان فرهنگسازی، شایستگی کار تیمی و شبکهسازی اجتماعی، شایستگیهای دانشی، شایستگیهای فنی تخصصی، شایستگیهای کاربست هوش مصنوعی و فناوری، شایستگیهای توسعه فردی و سازمانی، شایستگی ارتباطات فردی و سازمانی، شایستگی تحلیل جامع و حل مساله، شایستگی مدیریت اجرای مؤثر پروژهها و برنامهها و ویژگیهای شخصیتی شناسایی و کشف گردید. در ادامه و بهمنظور اعتبارسنجی الگوی اکتشاف شده توسط مصاحبهشوندگان، نظرات ایشان از طریق پرسشنامهای که دربرگیرنده مؤلفهها و مفاهیم الگو بود دریافت گردید که تحلیلهای کمی روی دادههای جمعآوریشده نشاندهنده تأیید مدل از سوی خبرگان بود. شایستگیهای اصلی و مؤلفههای تشکیلدهنده آنها میتوانند بهعنوان الگوی مناسب در فرایندهای جذب، ارتقا، آموزش و توسعه، استعدادیابی، استعدادپروری و جانشین پروری و همچنین بهعنوان مدل شایستگی اختصاصی شغل آموزش و ترویج حفاظت محیطزیست در کانون ارزیابی و توسعه مورداستفاده قرار گیرند.
مدل سازی
علی امیدی؛ علی شریعتنژاد
چکیده
به دلیل گستردگی ابعاد رشته مدیریت، پژوهش در این حوزه همواره با چالشهایی عدیدهای همراه بوده است، یکی از این چالشها، چالش روششناسی تحقیقات مدیریتی در دو حوزه مهم، یعنی رفتار سازمانی و منابع انسانی است. فهم و شناخت این موضوع به توسعه دانش رفتار سازمانی و منابع انسانی کمک شایانی خواهد کرد. هدف این پژوهش با بررسی فصلنامه مدیریت سازمانهای ...
بیشتر
به دلیل گستردگی ابعاد رشته مدیریت، پژوهش در این حوزه همواره با چالشهایی عدیدهای همراه بوده است، یکی از این چالشها، چالش روششناسی تحقیقات مدیریتی در دو حوزه مهم، یعنی رفتار سازمانی و منابع انسانی است. فهم و شناخت این موضوع به توسعه دانش رفتار سازمانی و منابع انسانی کمک شایانی خواهد کرد. هدف این پژوهش با بررسی فصلنامه مدیریت سازمانهای دولتی، توسعه و طراحی مسیر پیشرفت دانش منابع انسانی و رفتار سازمانی میباشد. این پژوهش از نظر هدف، توسعهای و کاربردی و روش پژوهش کیفی و از نوع تحلیل محتوا است. جامعه آماری این پژوهش، تمامی مقالات فصلنامه مدیریت سازمانهای دولتی است که در بازه زمانی ۱۳۹۱ الی ۱۴۰۰ به مدت ده سال چاپ شده است. تعداد ۱۹۶ مقاله مرتبط با موضوع پژوهش از نظر ۹ شاخص از جمله؛ تعداد مقالات چاپ شده در هر سال، رشته تحصیلی نویسنده مسئول و تعداد نویسندگان، روش پژوهش، رویکرد پژوهش، ابزار جمعآوری دادهها، روشهای نمونهگیری، روش تحلیل دادهها، سهم موضوعی آثار و پراکندگی جغرافیایی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد جامعه آماری پژوهشهای این فصلنامه بیشتر در موضوعات رفتار سازمانی (۱۲۴ مورد) است که در دانشگاههای دولتی و پیام نور استان تهران متمرکز بودهاند. همچنین مقالههایی در حوزه منابع انسانی (۴۵ مورد) نگاشته شدهاند. پژوهشگران رشته مدیریت دولتی (۱۲۷ مورد) سهم قابلتوجهی در چاپ مقالات آن دو حوزه را داشتهاند. همچنین بر اساس نتایج پژوهش، بیشتر پژوهشها بهصورت کاربردی (۱۲۲ مورد) و کمترین نوع کاربردی - توسعهای (۵ مورد) و با رویکرد کمی و آمیخته (بهطور مساوی هرکدام ۶۰ مورد) و در بخش کمی بیشتر از روش مدلسازی معادلات ساختاری و در بخش کیفی از تحلیل تم، تحلیل محتوا و دادهبنیاد انجام شدهاند، قابلذکر است که بیشترین روش تحلیل در روشهای آمیخته ترکیبی از موارد قبل است. همچنین روش گردآوری دادهها بیشتر از طریق پرسشنامه بوده است. همچنین روشهای نمونهگیری ارجح در مقالهها تصادفی و غیراحتمالی (نوع هدفمند) بوده است.
مدل سازی
یزدان شیرمحمدی
چکیده
این پژوهش کیفی با هدف طراحی و تبیین مدل هوشمند اکوسیستم دیجیتال برای سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در بستر وب ۴.۰ انجام شده است. با استفاده از روش نظریه دادهبنیاد و انجام مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۳۵ نفر از مدیران، کارشناسان و متخصصان حوزه دیجیتال، دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. نتایج ...
بیشتر
این پژوهش کیفی با هدف طراحی و تبیین مدل هوشمند اکوسیستم دیجیتال برای سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در بستر وب ۴.۰ انجام شده است. با استفاده از روش نظریه دادهبنیاد و انجام مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۳۵ نفر از مدیران، کارشناسان و متخصصان حوزه دیجیتال، دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. نتایج حاکی از آن است که مدل نهایی بر شش بُعد کلیدی استوار است. شرایط علّی شامل عواملی چون جهانیسازی وب ۴.۰، رشد مطالبات مشتریان، فشار رقابت بینالمللی، نیاز به حفظ دیجیتال آثار، شکافهای فناورانه و کمبود مهارتهای دیجیتال است. شرایط زمینهای متشکل از زیرساختهای ناکافی، محدودیتهای بودجهای، نیازهای چندفرهنگی مخاطبان، حمایتهای دولتی و ظرفیتهای نوآوری درونسازمانی است. مقوله محوری پژوهش، طراحی یک مدل یکپارچه و هوشمند برای اکوسیستم دیجیتال است که پلتفرمی چندکاربره و متمرکز با بهرهگیری از استانداردهای جهانی ارائه میدهد. شرایط مداخلهگر شامل شایستگیهای مدیریتی، سیاستهای اقتصادی، مسائل کارکنان و محیط کلان سازمانی، جهتگیری راهبردها را تحت تأثیر قرار میدهد. راهبردهای تدوینشده در این مدل شامل اجرای برنامههای آموزشی مبتنی بر واقعیت افزوده، طراحی پلتفرمهای هوشمند گردشگری، همکاری با شرکتهای دانشبنیان، استقرار چتباتهای هوشمند، تدوین پروتکلهای امنیت سایبری و جذب سرمایهگذاری خارجی است. پیامدهای حاصل از اجرای این مدل عبارتاند از افزایش رضایت ذینفعان، کاهش هزینههای عملیاتی، ارتقای تصویر سازمان در رسانهها، دیجیتالیشدن آثار فرهنگی، توسعه درآمدهای نوین و شفافیت بیشتر در گزارشدهی. این مدل با رویکردی بومی و آیندهنگر، چارچوبی منسجم برای تحول دیجیتال در نهادهای فرهنگی کشورهای درحالتوسعه ارائه میدهد.
مدل سازی
امیر لعلی سرابی؛ بلال پناهی
چکیده
هدف اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر فقدان شفافیت در سازمانهای دولتی تبریز بود. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، بنیادی و روششناسی آن آمیخته با رویکرد متوالی - اکتشافی بوده و در دو بخش کیفی و کمی انجام شده است. دادههای کیفی با استفاده از مصاحبه با 15 نفر از که به شیوه نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شده بودند، جمعآوری گردیده ...
بیشتر
هدف اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر فقدان شفافیت در سازمانهای دولتی تبریز بود. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، بنیادی و روششناسی آن آمیخته با رویکرد متوالی - اکتشافی بوده و در دو بخش کیفی و کمی انجام شده است. دادههای کیفی با استفاده از مصاحبه با 15 نفر از که به شیوه نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شده بودند، جمعآوری گردیده و به روش دادهبنیاد و استفاده از سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. در فاز کمی با استفاده از روش پیمایشی توصیفی مدل با استفاده از ابزار پرسشنامه مورد ارزیابی قرار گرفت. جامعه آماری در بخش کمی کارکنان سازمانهای دولتی شهرستان تبریز بودند و انتخاب نمونه براساس جدول مورگان برابر با 278 نفر برآورد گردید. دادهها با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی مورد آزمون قرار گرفتند و در نهایت عوامل مؤثر بر فقدان شفافیت شناسایی شد. در بخش کیفی تحقیق 133 زیر مقوله در قالب 51 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی دستهبندی شدند. ساختارشکنی در ساختار سازمانی، توانمندسازی کارکنان و ترویج فرهنگ شفافسازی بهعنوان مقولههای محوری پژوهش انتخاب شدند. همچنین در بین ابعاد، مقوله دولت شفافیت ستیز با آماره تی برابر با 42/6 و اندازه اثر 88/0، دارای بالاترین تأثیر بر فقدان شفافیت دارا بود. شناسایی ابعاد و مؤلفههای اثرگذار بر فقدان شفافیت و ارائه راهبردهایی برای جلوگیری از فقدان شفافیت و پیامدهای فقدان شفافیت پس از آزمون در محیط سازمانهای دولتی به روش جدید، نوآوری مقاله است.
مدل سازی
فرهاد شریفی؛ کرم خلیلی؛ عادل صلواتی
چکیده
هدف اصلی این پژوهش، طراحی مدلی برای شناسایی اعتراضات خاموش در سازمانهای دولتی با مطالعه موردی دانشگاه علوم پزشکی ایلام بود. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری دادهها، آمیخته (کیفی-کمی) محسوب میشود. در بخش کیفی پژوهش، با استفاده از روش فراترکیب و انجام یک بررسی نظاممند در پایگاههای اطلاعاتی معتبر، ۴۱ مقاله مرتبط ...
بیشتر
هدف اصلی این پژوهش، طراحی مدلی برای شناسایی اعتراضات خاموش در سازمانهای دولتی با مطالعه موردی دانشگاه علوم پزشکی ایلام بود. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری دادهها، آمیخته (کیفی-کمی) محسوب میشود. در بخش کیفی پژوهش، با استفاده از روش فراترکیب و انجام یک بررسی نظاممند در پایگاههای اطلاعاتی معتبر، ۴۱ مقاله مرتبط مورد تحلیل قرار گرفت که در نهایت منجر به استخراج ۱۹ شاخص اصلی برای شناسایی اعتراضات خاموش گردید. در بخش کمی نیز با بهکارگیری روش ترکیبی دیمتل و تکمیل پرسشنامه توسط ۱۶ نفر از خبرگان و متخصصان حوزه مدیریت، مدل نهایی در چهار سطح مختلف طراحی شد. یافتههای پژوهش به وضوح نشان داد که شاخص «گوش دادن به صدای کارکنان» بهعنوان مؤثرترین و زیربناییترین عامل در شناسایی اعتراضات خاموش عمل مینماید. این شاخص بر کلیه سطوح فوقانی خود شامل شاخصهای میانی (مانند اخلاق مدیران، سبک تصمیمگیری، فرهنگ سازمانی، مهارتهای ارتباطی مدیران) و همچنین شاخصهای سطح نخست (مانند تعلق سازمانی، رضایتمندی کارکنان، تغییرات رفتار سازمانی و پایبندی کارکنان) تأثیر مستقیم و معناداری دارد. مدل نهایی ارائه شده در این پژوهش، چارچوبی سلسلهمراتبی و علّی را نشان میدهد که میتواند ابزار سودمندی در اختیار مدیران سازمانهای دولتی به ویژه در حوزه سلامت قرار دهد تا بتوانند با تشخیص به موقع و درک بهتر این پدیده، به مدیریت اثربخش اعتراضات خاموش بپردازند. این مدل بر اهمیت تمرکز بر راهبردهای اساسی مدیریتی مانند نهادینه کردن فرهنگ گوش دادن فعال و تحقق عدالت سازمانی بهعنوان اساس پیشگیری از شکلگیری اعتراضات خاموش تأکید میورزد.
مدل سازی
رحمتاله قلیپور؛ سید کمال واعظی؛ میثم کریمی
چکیده
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگویی جامع برای شناسایی مؤلفههای سازنده، کنترلی و کاهنده پرسهزنیاینترنتی در سازمانهای دولتی ایران انجام شد تا راهکارهایی عملی برای افزایش بهرهوری و کاهش خطرات سایبری ارائه دهد. بررسی مطالعات پیشین نشاندهنده شکاف عمیق در حوزه استراتژیهای فرهنگی و غیرمحدودکننده برای مدیریت پرسهزنی است. این مطالعه ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگویی جامع برای شناسایی مؤلفههای سازنده، کنترلی و کاهنده پرسهزنیاینترنتی در سازمانهای دولتی ایران انجام شد تا راهکارهایی عملی برای افزایش بهرهوری و کاهش خطرات سایبری ارائه دهد. بررسی مطالعات پیشین نشاندهنده شکاف عمیق در حوزه استراتژیهای فرهنگی و غیرمحدودکننده برای مدیریت پرسهزنی است. این مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل مضمون، دادههای حاصل از 21 مصاحبه نیمهساختارمند با خبرگان مدیریت و روانشناسی از سازمانهایی مانند وزارت صنعت، معدن و تجارت، سازمان ملی بهرهوری، اتاق بازرگانی و دانشگاهها را تحلیل کرد. تحلیل مضمون مصاحبهها منجر به شناسایی سه مضمون فراگیر شد: علل و زمینههای پرسهزنیاینترنتی شامل عوامل فردی (بیانگیزگی، استرس، خودکنترلی پایین، فرسودگی شغلی، وابستگی نسلی، احساس تنهایی در محیط کار)، عوامل سازمانی (ضعف در نظارت، فرهنگسازمانی ضعیف، ابهام شغلی، نبود شفافیت در نظام پاداش) و عوامل فناورانه (دسترسی آسان به اینترنت، محرکهای دیجیتال)؛ مکانیزمهای کنترلی شامل ابزارهای فناورانه (نظارت هوشمند، داشبوردهای بهرهوری، اعلانهای خودتنظیمکننده) و سیاستهای سازمانی (خطمشیهای شفاف، نظارت مشارکتی)، با چالشهایی نظیر نگرانی نسبت به حریم خصوصی و ضعف در اجرای سیاستها؛ راهکارهای پیشگیرانه و کاهنده شامل برنامههای انگیزشی (پروژههای معنادار، خودمختاری شغلی، شفافیت پاداشها)، آموزش (سواد دیجیتال، مدیریت زمان و استرس) و ارتقای فرهنگسازمانی (رهبری تحولآفرین، فضاهای اشتراکی، ارتقاء حرفهایگری). همچنین، پیشنهادهایی برای بهرهگیری از پلتفرمهای داخلی و فضاهای معاشرتی بهعنوان راهحلهای بومی ارائه شد. پرسهزنیاینترنتی در سازمانهای دولتی ایران پدیدهای چندوجهی است که از تعامل پیچیده عوامل فردی، سازمانی و فناورانه ناشی میشود و مدیریت مؤثر آن نیازمند بهکارگیری رویکردهای غیرمحدودکننده، نظارت مشارکتی و مداخلات انگیزشی است. چارچوب ارائهشده در این پژوهش میتواند با ارائه راهکارهای بومی و قابل اجرا، به بهبود بهرهوری سازمانی کمک کرده و مسیر پژوهشهای آتی در حوزه پرسهزنیاینترنتی را هموار سازد.
مدل سازی
مسعود قائم پناه؛ کیومرث احمدی؛ عادل صلواتی؛ عادل فاطمی
چکیده
امروزه منابع انسانی کارآمد، شاخص اصلی برتری سازمانها محسوب میشود و توجه به منابع انسانی مؤثر و توانمند در حوزه آموزش و توسعه روزبهروز اهمیت بیشتری مییابد. هدف پژوهش حاضر، تدوین ساختار پیشایندی-پسایندی اجرای مدل 34000 بر مبنای تجارب زیسته مدیران منابع انسانی است. این پژوهش از نظر رویکرد، آمیخته (کیفی–کمی) و از نوع اکتشافی بوده ...
بیشتر
امروزه منابع انسانی کارآمد، شاخص اصلی برتری سازمانها محسوب میشود و توجه به منابع انسانی مؤثر و توانمند در حوزه آموزش و توسعه روزبهروز اهمیت بیشتری مییابد. هدف پژوهش حاضر، تدوین ساختار پیشایندی-پسایندی اجرای مدل 34000 بر مبنای تجارب زیسته مدیران منابع انسانی است. این پژوهش از نظر رویکرد، آمیخته (کیفی–کمی) و از نوع اکتشافی بوده و در بخش کیفی از روش پدیدارشناسی با مصاحبه نیمه ساختاریافته با مدیران دارای تجربه زیسته در اجرای مدل 34000 استفاده شده است. دادههای کیفی با بهرهگیری از کدگذاری و روش ترکیبی ISM-DEMATEL تحلیل گردید. جامعه آماری در بخش کیفی 12 نفر از صاحبنظران که به اشباع نظری رسیدیم و در بخش کمی، شامل کلیه مدیران سازمانهایی است که از مدل 34000 استفاده کردهاند و از میان آنها 127 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. یافتهها نشان داد که مدل طراحی شده میتواند به سازمانها کمک کند تا اقدامات اثربخش در حوزه منابع انسانی را در مسیر تعالی بهکارگیرند، بهبود مستمر در فرایندها و کیفیت جامع سازمانی را دنبال کنند و در نهایت زمینهساز تحول و تغییر فرهنگسازمانی شوند. نتایج حاصل، ضمن ارائه یک چارچوب مفهومی برای اجرای مدل 34000، میتواند بهعنوان راهنمایی کاربردی در تصمیمگیریهای راهبردی مدیران منابع انسانی مورد استفاده قرار گیرد.
مدل سازی
حسن الوداری؛ سعید کیان پور؛ آرین جمالی آزاد
چکیده
چارچوب نظری این پژوهش بر پایه مدل ترکیبی موجک TVP-VAR استوار است. دادههای سری زمانی مربوط به کسری بودجه و رشد اقتصادی پس از طی مراحل پیشپردازش شامل پدینگ و نرمالسازی، مورد تحلیل قرار گرفتند. تجزیه موجکی با استفاده از موجک دابوچی 1 (db1) و در سطح تجزیه 3، حضور الگوهای غیرخطی و چندمقیاسی را در دادهها آشکار ساخت. نمودار سرریز خالص پویا، ...
بیشتر
چارچوب نظری این پژوهش بر پایه مدل ترکیبی موجک TVP-VAR استوار است. دادههای سری زمانی مربوط به کسری بودجه و رشد اقتصادی پس از طی مراحل پیشپردازش شامل پدینگ و نرمالسازی، مورد تحلیل قرار گرفتند. تجزیه موجکی با استفاده از موجک دابوچی 1 (db1) و در سطح تجزیه 3، حضور الگوهای غیرخطی و چندمقیاسی را در دادهها آشکار ساخت. نمودار سرریز خالص پویا، تعاملات متقابل بین متغیرها را در دورههای زمانی مختلف به تصویر میکشد. با بهرهگیری از فیلتر کالمن و روش بوتاسترپ، پارامترهای زمانمتغیر در مدل TVP-VAR تخمین زده شدند. یافتهها نشان میدهد که کسری بودجه در کوتاهمدت، از طریق سازوکارهایی همچون محرکهای مالی، تأثیری مثبت بر رشد اقتصادی دارد، اما این تأثیر در بلندمدت رو به کاهش میگذارد. علاوه بر این، نوسانات کسری بودجه منجر به بیثباتی در رشد اقتصادی میشود. این مطالعه بر اهمیت رویکردهای تحلیلی چندمقیاسی و پویا در بررسی روابط اقتصاد کلان تأکید ورزیده و به سیاستگذاران توصیه میکند تا با اتخاذ رویکردی جامع و متعادل در مدیریت کسری بودجه، زمینه پایداری رشد اقتصادی را فراهم آورند. یافتهها بر ضرورت مدیریت متعادل کسری بودجه در سازمانهای دولتی برای کاهش بیثباتی و تقویت عملکرد اقتصادی تأکید دارد.واژههای کلیدیکسری بودجه، رشد اقتصادی، ایران، مدل ترکیبی موجک، محرکهای مالی.
مدل سازی
محمد بخت آزمای بناب
چکیده
خودکارآمدی، توان سازندهای است که بدان وسیله مهارتهای شناختی، اجتماعی، عاطفی و رفتاری انسان برای تحقق اهداف مختلف بهگونهای اثربخش سازماندهی میشود. داشتن دانش، مهارتها و دستاوردهای قبلی افراد پیشبینیکنندههای مناسبی برای عملکرد آینده افراد نیستند، بلکه باور انسان درباره تواناییهای خود در انجام آنها بر چگونگی ...
بیشتر
خودکارآمدی، توان سازندهای است که بدان وسیله مهارتهای شناختی، اجتماعی، عاطفی و رفتاری انسان برای تحقق اهداف مختلف بهگونهای اثربخش سازماندهی میشود. داشتن دانش، مهارتها و دستاوردهای قبلی افراد پیشبینیکنندههای مناسبی برای عملکرد آینده افراد نیستند، بلکه باور انسان درباره تواناییهای خود در انجام آنها بر چگونگی عملکرد خویش موثراست. هدف اصلی پژوهش، طراحی مدل سنجش خودکارآمدی عمومی کارکنان تأمین اجتماعی با رویکرد پدیدارشناسی است. این پژوهش به روش کیفی و با رویکرد پدیدارشناسانه و در فرایند تحقیق، متد کولایزی بهعنوان مبنا و الگوی اجرای تحقیق به کار گرفته شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبههای نیمه ساختاریافته استفاده شد و تجزیه و تحلیل اطلاعات به روش کیفی انجام گرفت. نمونهگیری به روش نظری و با بهرهمندی از تکنیکهای هدفمند و گلولة برفی بود که بر مبنای آن مصاحبه با 6 نفر از کارشناسان و خبرگان تأمین اجتماعی با رویکرد پدیدارشناسی که در حوزة علمی و پژوهشی، تجربه و تخصص داشتند، انجام گرفت. نتایج تحلیل دادههای به دست آمده از مصاحبهها طی فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی، به ایجاد مدل سنجش خودکارآمدی عمومی کارکنان تأمین اجتماعی با رویکرد پدیدارشناسی منجر شد. در نهایت پیشنهادهای کاربردی برای طراحی مدل سنجش خودکارآمدی عمومی کارکنان تأمین اجتماعی با رویکرد پدیدارشناسی ارائه شده است.
مدل سازی
علی شریعت نژاد؛ مهران مصری؛ حسین تبیانیان
چکیده
در این پژوهش هدف از سازمان توسعه محور، سازمانی است که از همه ظرفیتهای موجود در سازمان، برای رسیدن به سطح مطلوبی از ارائه خدمات، استفاده نماید. شهرداریها ازجمله سازمانهای نیمه خصوصی هستند که کیفیت خدمات ارائه شده در آنها بسیار مورد توجه عامه مردم میباشد و ازاینرو میتواند تأثیر بسیاری بر رضایت شهروندان و اعتماد عمومی داشته ...
بیشتر
در این پژوهش هدف از سازمان توسعه محور، سازمانی است که از همه ظرفیتهای موجود در سازمان، برای رسیدن به سطح مطلوبی از ارائه خدمات، استفاده نماید. شهرداریها ازجمله سازمانهای نیمه خصوصی هستند که کیفیت خدمات ارائه شده در آنها بسیار مورد توجه عامه مردم میباشد و ازاینرو میتواند تأثیر بسیاری بر رضایت شهروندان و اعتماد عمومی داشته باشد در نتیجه این پژوهش با هدف طراحی مدل سازمان توسعه محور در شهرداریهای استان کردستان انجامگرفت. این پژوهش با روش نظریه دادهبنیاد انجام شده است. بر مبنای ادبیات نظری محدود و عمدتاً با تکیه بر مصاحبه با 20 نفر به روش هدفمند از اعضای هیئتعلمی دانشگاهها که آشنایی با ساختار سازمانی شهرداریها داشتهاند، و همچنین شهردارها و معاونان شهرداریها انجام گرفت. دادههای به دست آمده از مطالعات نظری و مصاحبهها در قالب کدگذاری باز، کدگذاری انتخابی و کدگذاری محوری انجام شد. نتایج به دست آمده از کدگذاریها شامل مدیریت توسعه محور، کارکنان توسعه محور، خطمشی توسعه محور، ساختار توسعه محور و فرهنگ توسعه محور است که عوامل مؤثر بر سازمان توسعه محور در شهرداریهای استان کردستان را تشکیل میدهند. در جمعبندی کلی این نتایج نشان داد که علل اصلی که سبب توسعه محور شدن شهرداریها خواهد شد شامل مدیریت توسعه محور و ساختار توسعه محور است. همچنین عوامل وابسته با علل اصلی توسعهمحوری شهرداریها شامل خطمشی توسعه محور، اقتضائات توسعهمحوری شهرداریها شامل کارکنان توسعه محور و همچنین عوامل زمینهای توسعه محوری شهرداریها شامل فرهنگ توسعه میباشد. در نهایت مهمترین پیامدهای توسعه محوری شهرداریها شناسایی شد که شامل افزایش اعتماد عمومی، افزایش پاسخگویی و توسعه منابع انسانی شهرداریها می باشند.
مدل سازی
سارا بهزادی؛ علی رجبزاده قطری؛ حسن سلطانی؛ محسن جاجرمیزاده؛ سعید رازقی
چکیده
رشد شتابان رسانههای دیجیتال، خطمشیگذاری در این حوزه را به یکی از ارکان کلیدی حکمرانی تبدیل کرده است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی خطمشیگذاری رسانههای دیجیتال در ایران و ارائه چارچوبی برای بهبود این فرایند انجام شده است. این مطالعه از روششناسی سیستمهای نرم (SSM) و نگاشتشناختی (CM) برای تحلیل سیاستهای رسانهای بهره گرفته ...
بیشتر
رشد شتابان رسانههای دیجیتال، خطمشیگذاری در این حوزه را به یکی از ارکان کلیدی حکمرانی تبدیل کرده است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی خطمشیگذاری رسانههای دیجیتال در ایران و ارائه چارچوبی برای بهبود این فرایند انجام شده است. این مطالعه از روششناسی سیستمهای نرم (SSM) و نگاشتشناختی (CM) برای تحلیل سیاستهای رسانهای بهره گرفته است. دادهها از طریق بررسی نظاممند مطالعات پیشین و مصاحبههای عمیق با ۱۵ نفر از خبرگان که با روش نمونهگیری گلوله برفی انتخاب شدند، گردآوری شد. برای افزایش روایی، از اعتبارسنجی محتوا استفاده شد و پایایی دادهها از طریق تکنیک توافق بین کدگذاران تأیید گردید. دادهها با روش تحلیل محتوای کیفی و نگاشتشناختی تحلیل شدند. یافتهها نشان میدهند که خطمشیگذاری رسانههای دیجیتال تحت تأثیر بازیگران متعددی قرار دارد و تعامل مؤثر میان آنها نقش کلیدی در موفقیت سیاستها ایفا میکند. چالشهای اصلی این حوزه شامل ضعف زیرساختهای فناوری، محدودیتهای فرهنگی و نبود توازن در قوانین نظارتی است. همچنین، یافتهها نشان میدهند که سیاستهای فعلی عمدتاً به رویکردهای محدودکننده متکی هستند، درحالیکه میتوانند از مدلهای تعاملیتر و مشارکتی بهره ببرند. نتایج پژوهش بیانگر این است که اتخاذ رویکردی جامع که ابعاد فناوری، محتوایی و حقوقی را همزمان مدنظر قرار دهد، میتواند موجب افزایش شفافیت، کارآمدی و هماهنگی میان ذینفعان در خطمشیگذاری رسانههای دیجیتال شود. این مطالعه با ارائه چارچوبی تحلیلی، راهکارهایی برای بهینهسازی فرایند خطمشیگذاری و مدیریت رسانههای دیجیتال پیشنهاد میکند.
مدل سازی
حسن الوداری؛ مسلم سلیمانپور؛ رضا نوروزی اجیرلو
چکیده
عوامل مؤثر بر کارکردگرایی رفتار کارکنان بهطور مستقیم تعیینکننده کیفیت، کمیت و اثربخشی عملکرد کارکنان در سازمانها هستند. مقام معظم رهبری حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای در بیانات و تألیفات خود به موضوع کارکردگرایی رفتار کارکنان در مباحث متفاوت تأکید ویژه کرده است. با لزوم توجه و پرداختن به این عوامل و لحاظ کردن آنها در ...
بیشتر
عوامل مؤثر بر کارکردگرایی رفتار کارکنان بهطور مستقیم تعیینکننده کیفیت، کمیت و اثربخشی عملکرد کارکنان در سازمانها هستند. مقام معظم رهبری حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای در بیانات و تألیفات خود به موضوع کارکردگرایی رفتار کارکنان در مباحث متفاوت تأکید ویژه کرده است. با لزوم توجه و پرداختن به این عوامل و لحاظ کردن آنها در بهکارگیری و جذب کارکنان سازمانها عملکرد بهتری را در جهت تحقق اهداف سازمانی و دستیابی به اهداف متعالی نظام اسلامی ایفا میکنند. روش تحقیق از نوع تحلیل کیفی و به شیوه نظریه داده بنیاد است. در گام اول با کمک نرمافزار حدیث ولایت کلیدواژههای مرتبط با کارکردگرایی رفتار کارکنان جستجو و با رویکرد استراوس و کوربین در سه مرحله کدگذاری گردید. از مجموع 607 گزاره مرتبط با کارکردگرایی رفتار کارکنان با روش نمونهگیری نظری و هدفمند 647 مفهوم اولیه و 28 مقوله اصلی مستخرج گردید. احساس مسئولیت مدیر و کارکنان در حدود 140 مرتبه با بیشترین تعداد بهعنوان پدیده محوری انتخاب گردید. ابتکار اخلاص و ایثار کارکنان، صرفهجویی در هزینهها، حفظ استانداردها، احساس مفید بودن و مسئولیت و پاسخگویی بهعنوان پیامدهای الگوی کارکردگرایی رفتار کارکنان از دیدگاه امام خامنهای انتخاب شدند.
مدل سازی
زهرا فروتنی؛ ژیلا کیانفر؛ عطیه بحرانی
چکیده
شرکتهای دانشبنیان به دلیل ماهیت نوآورانه و دانشمحور بودن، دارای اطلاعات فنی، علمی و فناوری بسیار حساس و محرمانه هستند که افشای آنها میتواند خسارات مالی و رقابتی جبرانناپذیری به شرکت وارد کند. رازداری سازمانی و رعایت محرمانگی سازوکاری مهم برای حفاظت از اطلاعات ارزشمند و خصوصی در شرکت های دانش بنیان میباشد. نظر به اهمیت ...
بیشتر
شرکتهای دانشبنیان به دلیل ماهیت نوآورانه و دانشمحور بودن، دارای اطلاعات فنی، علمی و فناوری بسیار حساس و محرمانه هستند که افشای آنها میتواند خسارات مالی و رقابتی جبرانناپذیری به شرکت وارد کند. رازداری سازمانی و رعایت محرمانگی سازوکاری مهم برای حفاظت از اطلاعات ارزشمند و خصوصی در شرکت های دانش بنیان میباشد. نظر به اهمیت این موضوع، هدف از انجام این پژوهش، شناسایی کلیدی ترین، وابستهترین و مستقلترین عوامل موثر بر رازداری سازمانی و ترسیم روابط علی و معلولی سلسله مراتبی آن در شرکتهای دانشبنیان استان تهران بود. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی؛ از نظر ماهیت اکتشافی است. داده ها از طریق مدلسازی ساختاری تفسیری و با استفاده از نرم افزار متلب 9 و میک مک 2 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نمونه آماری مدیران و کارشناسان خبره 6 شرکت دانش بنیان استان تهران بود. بر اساس یافته های پژوهش، ۱۵ متغیر در قالب ۶ سطح شناسایی شد. همچنین یافته ها نشان می دهد که عوامل محیطی (قوانین و مقررات، حمایت از مالکیت فکری و حفظ حریم خصوصی) به عنوان کلیدی ترین؛ عوامل فردی (جوانمردی، خودکارآمدی، کانون کنترل، سکوت و عدم اطلاع)، به عنوان وابسته ترین؛ عوامل سازمانی: پایش امنیت، تاب آوری سازمانی، حمایت سازمانی، تمرکز قدرت، فرهنگ سازمانی، و عوامل محیطی : حمایت از مالکیت فکری و قوانین و مقررات نیز به عنوان مستقل ترین عوامل با بیشترین قدرت نفوذ و تاثیر گذاری و محرک اصلی شکل گیری رازداری سازمانی، شناخته شدند؛ به طوری که هرگونه اقدام برای ایجاد و ارتقای رازداری در سازمان مستلزم اصلاحات در این عوامل است.
مدل سازی
جلیل هاشمی؛ امیرهوشنگ نظرپوری؛ محمد حکاک؛ سید نجم الدین موسوی
چکیده
منابع انسانی، گرانبهاترین و مؤثرترین دارایی هر سازمانی است؛ با این حال، زمانی که در گرداب ناکامی، بیعدالتی یا بیتوجهی گرفتار شود، خود به چالشی در مسیر تعالی سازمان بدل میگردد. با توجه به گستردگی سازمان های دولتی در ایران در زندگی اقتصادی واجتماعی مردم، پژوهش حاضر با هدف طراحی و تبیین مدل شکلگیری انتقام خاموش در سازمانهای ...
بیشتر
منابع انسانی، گرانبهاترین و مؤثرترین دارایی هر سازمانی است؛ با این حال، زمانی که در گرداب ناکامی، بیعدالتی یا بیتوجهی گرفتار شود، خود به چالشی در مسیر تعالی سازمان بدل میگردد. با توجه به گستردگی سازمان های دولتی در ایران در زندگی اقتصادی واجتماعی مردم، پژوهش حاضر با هدف طراحی و تبیین مدل شکلگیری انتقام خاموش در سازمانهای دولتی به انجام رسیده است. این تحقیق با رویکردی کیفی و مبتنی بر نظریه دادهبنیاد، از طریق مصاحبه با ۱۶ نفر از مدیران و متخصصان منابع انسانی، به واکاوی این پدیده پرداخته است. یافتهها نشان میدهد که انتقام خاموش، پدیدهای چندبعدی و پیچیده است که در سایهی عواملی چون بیعدالتی ادراکشده، ناکارآمدی ساختارها، فرهنگ سازمانی سمی، ویژگیهای فردی و فشارهای بیرونی شکل میگیرد. این انتقام، نه در قالب هیاهو، بلکه در سکوت و پنهانکاری، با نمودهایی چون کمکاری، خرابکاری، شایعهپراکنی و تخریب شخصیت مدیران، چهره مینمایاند. پیامدهای آن، همچون آتشی زیر خاکستر، بهرهوری را میسوزاند، روحیهها را میفرساید و انسجام سازمانی را فرو میپاشد. در پایان، راهکارهایی برای مهار این بحران پنهان همچون تقویت عدالت سازمانی، بهبود روابط انسانی، مدیریت هوشمندانه تعارضها و بازسازی فرهنگ سازمانی پیشنهاد میشود؛ تا از این راه، سازمان از درون ترمیم یابد و دوباره بر مدار رشد و بالندگی بازگردد.
مدل سازی
بهزاد جعفرزاده کوچکی؛ فاطمه جعفرزاده؛ وجیهه جوانی؛ فرشته آقاجانی
چکیده
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی جامع برای شناسایی شاخصهای بهبود بهرهوری مدیران سازمانهای ورزشی جمهوری اسلامی ایران انجام شد. این مطالعه با روش تحقیق آمیخته (کیفی-کمی) در دو مرحله صورت گرفت. در بخش کیفی، از تحلیل تماتیک با رویکرد شبکه مضامین آتراید-استرلینگ استفاده شد. جامعه آماری بخش کیفی را مدیران وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک، ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی جامع برای شناسایی شاخصهای بهبود بهرهوری مدیران سازمانهای ورزشی جمهوری اسلامی ایران انجام شد. این مطالعه با روش تحقیق آمیخته (کیفی-کمی) در دو مرحله صورت گرفت. در بخش کیفی، از تحلیل تماتیک با رویکرد شبکه مضامین آتراید-استرلینگ استفاده شد. جامعه آماری بخش کیفی را مدیران وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک، مدیران کل ورزش و جوانان استانها، مدیران فدراسیونهای ورزشی، رؤسای هیئتهای ورزشی استانی و مدیران ادارات ورزش و جوانان شهرستانها تشکیل دادند و مصاحبه با 13 نفر انجام و دادهها به دقت تحلیل گردید. در بخش کمی، پرسشنامه میان 350 مدیر سازمانهای ورزشی توزیع و با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری، پنج عامل کلیدی شناسایی شد: توسعه رفتار سازمانی، توسعه علمی-پژوهشی، توسعه حمایتهای محیطی، توسعه ویژگیهای شخصیتی و توسعه مهارتهای فردی. نتایج نشان داد تمامی این عوامل تأثیر معناداری بر بهرهوری مدیران دارند. سازمانهای ورزشی با طراحی برنامههای جامع توانمندسازی، بر این پنج محور تمرکز کرده و از رویکرد سلیقهای در انتصاب مدیران به سمت گزینش مبتنی بر شایستگی حرکت کنند تا زمینه ارتقای بهرهوری و نوآوری در مدیریت ورزشی فراهم شود. همچنین یافتههای این پژوهش نشان میدهد که عوامل متعددی در بهبود بهرهوری مدیران نقش دارند و توجه به تمامی این عوامل میتواند به ارتقای سطح کیفی مدیریت ورزشی کشور کمک نماید.