آزاده افتخار؛ کیومرث احمدی؛ رضا صالحی؛ یعقوب احمدی
چکیده
در جهان پرتنش و رقابتی معاصر، شرکتهای دانشبنیان بهعنوان موتورهای محرک نوآوری و رشد اقتصادی، با چالشهای متعددی درزمینة فرهنگسازمانی و اثربخشی مواجه هستند. تیمسازی، بهعنوان یک رویکرد توسعهای، میتواند نقشی مهم در تقویت فرهنگسازمانی و بهبود عملکرد این شرکتها ایفا کند. هدف این پژوهش، تبیین اثر تیمسازی بر فرهنگسازمانی ...
بیشتر
در جهان پرتنش و رقابتی معاصر، شرکتهای دانشبنیان بهعنوان موتورهای محرک نوآوری و رشد اقتصادی، با چالشهای متعددی درزمینة فرهنگسازمانی و اثربخشی مواجه هستند. تیمسازی، بهعنوان یک رویکرد توسعهای، میتواند نقشی مهم در تقویت فرهنگسازمانی و بهبود عملکرد این شرکتها ایفا کند. هدف این پژوهش، تبیین اثر تیمسازی بر فرهنگسازمانی و اثربخشی در شرکتهای دانشبنیان است. این مطالعه با روش گرندد تئوری انجام شده است. جامعه آماری شامل خبرگان و مطلعین کلیدی در شرکتهای دانشبنیان نوپا کردستان بود که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند، 12 مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق انجام گردید. دادههای حاصل از مصاحبه براساس روش تحلیل مضمون (تم) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که تیمسازی با تقویت مؤلفههای فرهنگسازمانی نظیر تعهد، وظیفهشناسی، تسلط و وجدان کاری، به بهبود همکاری تیمی، افزایش انگیزه کارکنان و ارتقای کیفیت تصمیمگیری کمک میکند. یافتههای ناشی از تحلیل مصاحبهها حاکی از اهمیت تیمسازی برای تقویت ارزشهای یادگیری مداوم، اعتماد و همکاری بوده است و به باور خبرگان سازمانی در نتیجه چنین روندی، اثربخشی سازمانی از طریق افزایش بهرهوری، کاهش میزان ترک خدمت و بهبود تصمیمگیری ارتقا میباید. مدل مفهومی استخراج شده، نقش میانجی تیمسازی در این روابط را برجسته میکند. نتایج پیشنهاد میکنند که مدیران این شرکتها با ادغام فرایند تیمسازی در برنامههای توسعه منابع انسانی، میتوانند به پایداری و رشد سازمانی دست یابند. بر این اساس، پیشنهاد میشود سازمانهای دانشبنیان نوپا برنامههای تیمسازی را با تمرکز بر مؤلفههای فرهنگسازمانی طراحی و اجرا کنند تا اثربخشی بیشتری در فرایندهای سازمانی حاصل شود.
عباس قائدامینی هارونی؛ مهسان همتیزاده
چکیده
شایعات در محیط کار، بهعنوان یک پدیده پیچیده و بهسرعت درحالرشد، طیف گستردهای از یافتهها را ایجاد کرده است. این رشد سریع منجر به سردرگمی و پراکندگی در ادبیات شده است و نیاز به یک ترکیب جامع از ادبیات را برجسته میکند؛ لذا پژوهش حاضر از رویکرد مرور نظاممند ادبیات کتابسنجی بیبلیومتری برای ادغام ادبیات متنوع در مورد شایعات ...
بیشتر
شایعات در محیط کار، بهعنوان یک پدیده پیچیده و بهسرعت درحالرشد، طیف گستردهای از یافتهها را ایجاد کرده است. این رشد سریع منجر به سردرگمی و پراکندگی در ادبیات شده است و نیاز به یک ترکیب جامع از ادبیات را برجسته میکند؛ لذا پژوهش حاضر از رویکرد مرور نظاممند ادبیات کتابسنجی بیبلیومتری برای ادغام ادبیات متنوع در مورد شایعات در محیط کار استفاده کرده است. به طور نظاممند نمونهای از 258 مقاله تحقیقاتی را از پایگاههای داده وب آو ساینس و اسکوپوس جستجو، انتخاب و به طور انتقادی بررسی شد. تجزیهوتحلیل کتابسنجی مروری کامل بر 258 مقاله ارائه داد و به دنبال آن یک ترکیب انتقادی از ادبیات 183 مقاله ارائه شد که مطالعات قبلی را در دو موضوع اصلی سازماندهی میکند: پیشینهها و پیامدهای شایعات در محیط کار. این موارد به سه زیر موضوع طبقهبندی شدند: فرستنده شایعه، گیرنده شایعه و هدف شایعه. علاوه بر این، یک چارچوب مفهومی برای نشاندادن تعاملات درون مثلث شایعهپراکنی ایجاد شد و یک گونهشناسی شایعهپراکنی را بر اساس سطوح سلسلهمراتبی سازمانی شامل شایعهپراکنی عمودی، شایعهپراکنی افقی و شایعهپراکنی سلسلهمراتبی مختلط طبقهبندی شدند.و یک گونهشناسی شایعهپراکنی را بر اساس سطوح سلسلهمراتبی سازمانی شامل شایعهپراکنی عمودی، شایعهپراکنی افقی و شایعهپراکنی سلسلهمراتبی مختلط طبقهبندی شدند.اال للل
علی پروین؛ بهزاد سوکی؛ تحفه قبادی لموکی؛ کامبیز حمیدی
چکیده
هدف: انتصابات سیاسی در بخش دولتی ایران، فراتر از تضعیف کارایی، موجب فرسایش نظاممند سرمایه انسانی میشود. با وجود تأکید بر پیامدهای کلان، ادبیات موجود که عمدتاً رویکردی متغیرمحور دارد، از تبیین «چگونگی» تبدیل این رویداد سازمانی به فرآیندی آسیبزای چندبعدی در سطح فردی—با نگاه انسانمحور—غافل مانده است. این پژوهش با ...
بیشتر
هدف: انتصابات سیاسی در بخش دولتی ایران، فراتر از تضعیف کارایی، موجب فرسایش نظاممند سرمایه انسانی میشود. با وجود تأکید بر پیامدهای کلان، ادبیات موجود که عمدتاً رویکردی متغیرمحور دارد، از تبیین «چگونگی» تبدیل این رویداد سازمانی به فرآیندی آسیبزای چندبعدی در سطح فردی—با نگاه انسانمحور—غافل مانده است. این پژوهش با هدف رفع این خلأ، به طراحی و اعتباریابی تجربی «الگوی فرایندی آسیبشناسی روانی-اجتماعی-زیستی کارکنان» میپردازد.طراحی/روششناسی/رویکرد: مطالعه حاضر از طرحی کیفی با رویکرد اکتشافی-روایتی تفسیری در دو مرحله بهره میگیرد. در مرحله نخست، برای تولید الگو، دادههای روایی حاصل از ۱۳ مصاحبه عمیق با کارکنان با روش تحلیل مضمون بازتابی بررسی شد و الگوی اولیه بر اساس تجارب، معناسازی و برداشتهای مشارکتکنندگان شکل گرفت. در مرحله دوم، الگو بهمنظور سنجش اعتبار محتوایی و قابلیت کاربرد عملی تحلیل انجامشده، از طریق تکنیک دلفی و با مشارکت ۱۰ خبره اجرایی مورد داوری و اجماع قرار گرفت.یافتهها: تحلیل مضمون در مرحله نخست، روایتی اولیه از مضامین مرتبط با تجربه کارکنان ارائه کرد. سپس فرایند دلفی به پالایش، ادغام و نهاییسازی یک الگوی ۱۲ مؤلفهای انجامید. الگوی نهایی نشان میدهد آسیبشناسی با ادراک بیعدالتی و کنشهای هیجانی، انگیزشی و نگرشی (بعد روانی) آغاز میشود، به تضعیف اعتماد، هنجارها، ارزشهای مشترک و شبکههای اجتماعی (بعد اجتماعی) گسترش مییابد و در نهایت به تجسد استرس، فرسودگی و پیامدهای جسمانی (بعد زیستی) میانجامد.اصالت/ارزش: این پژوهش با بهرهگیری از رویکردی انسانمحور و روایتی، ضمن حفظ عمق تفسیری، الگویی نوین و اجماعی برای فهم آسیبشناسی کارکنان در مواجهه با انتصابات سیاسی ارائه میکند و مبنایی علمی برای طراحی مداخلات پیشگیرانه و مدیریت پایدار سرمایه انسانی فراهم میسازد.
سمیه شادمهری؛ وحید میرزایی؛ حامد خراسانی طرقی
چکیده
یکی از اساسیترین و مهمترین وظایف مدیر در فرایند مدیریت، انتخاب سبک مناسب رهبری سازمان است. رهبری منفعل، آزاد گذاشتن پیروان در زمان عدم حضور رهبر یا اجتنابکردن از رهبری است. یکی از رفتارهای انحرافی کارکنان که کمتر بدان پرداخته شده، سرقت زمان است. سرقت زمان کارکنان علیرغم گستردگی، هزینهی بالا و اهمیت عملی آن، توجه علمی کمی دریافت ...
بیشتر
یکی از اساسیترین و مهمترین وظایف مدیر در فرایند مدیریت، انتخاب سبک مناسب رهبری سازمان است. رهبری منفعل، آزاد گذاشتن پیروان در زمان عدم حضور رهبر یا اجتنابکردن از رهبری است. یکی از رفتارهای انحرافی کارکنان که کمتر بدان پرداخته شده، سرقت زمان است. سرقت زمان کارکنان علیرغم گستردگی، هزینهی بالا و اهمیت عملی آن، توجه علمی کمی دریافت کرده است. تحقیق حاضر باهدف کشف مؤلفههای رهبری منفعل و بررسی تأثیر آن بر سرقت زمان کارکنان در آموزشوپرورش شهرستان بجنورد انجام شده است. در این پژوهش ابتدا به مروری بر ادبیات و پیشینه پژوهش پرداخته شد و در ادامه از ابزار مصاحبه به روش عمیق نیمهساختاریافته که متناسب با روشهای تحقیق کیفی و بهویژه پدیدارشناسی است، استفاده شد. پس از انجام 18 مصاحبه و رسیدن به مرحله اشباع از روش کلایزی؛ 25 مؤلفه در قالب 6 دسته کلی تحت عناوین ضعف در تصمیم گیری، اجتناب از مسئولیت پذیری، بی تفاوتی نسبت به کارکنان، ، ضعف در نظارت و مدیریت تیم و ضعف در ارتباطات و عدم حمایت از نوآوری و انگیزش شناسایی شدند. در مرحله کمی بر اساس فرمول کوکران 280 نفر بهصورت نمونهگیری تصادفی بهعنوان حجم نمونه انتخاب شدند. بهمنظور شناسایی مؤلفههای رهبری منفعل، از پرسشنامهای که توسط محقق طراحیشده است، استفاده شد و سپس با استفاده از پرسشنامه 15 سؤالی سرقت زمان هارولد و هو، تأثیر آن بر سرقت زمان سنجیده شد. باتوجهبه نتایج بهدستآمده فرضیه تحقیق پذیرفته شد و رهبری منفعل بر سرقت زمان کارکنان تأثیر مثبت و معناداری دارد.
محمد علی سرلک
چکیده
سلامت سازمانها که از تعامل انسانها و ساختارها در محیطی پویا شکل میگیرد، بر رفاه اقتصادی و اجتماعی جامعه اثرگذار است. در اقتصاد کلان، شاخص فلاکت اقتصادی با ترکیب دو متغیر تورم و بیکاری، تصویری فوری از وضعیت اقتصاد ارائه میدهد و عددی به دست میدهد که نشان میدهد وضعیت نسبت به گذشته یا کشورهای رقیب بهبود یافته یا بدتر شده است. ...
بیشتر
سلامت سازمانها که از تعامل انسانها و ساختارها در محیطی پویا شکل میگیرد، بر رفاه اقتصادی و اجتماعی جامعه اثرگذار است. در اقتصاد کلان، شاخص فلاکت اقتصادی با ترکیب دو متغیر تورم و بیکاری، تصویری فوری از وضعیت اقتصاد ارائه میدهد و عددی به دست میدهد که نشان میدهد وضعیت نسبت به گذشته یا کشورهای رقیب بهبود یافته یا بدتر شده است. در سطح سازمان، با وجود ابزارهای متعدد مدیریت عملکرد، هنوز شاخصی جامع و استاندارد که بتواند وضعیت کلی سازمان را بهصورت عددی و شفاف بیان کند، وجود ندارد. این مقاله ابتدا با مرور انتقادی مهمترین شاخصهای مدیریتی، خلأ موجود را نشان میدهد و سپس شاخص فلاکت سازمانی را بهعنوان راهکاری ترکیبی معرفی میکند. این شاخص با سه بُعد انسانی، ساختاری و محیطی، عددی نهایی ارائه میدهد که میزان نابسامانی سازمان را میسنجد. یک مثال فرضی نیز برای نمایش کاربرد مقایسهای این شاخص ارائه شده است. در پایان، پیشنهادهایی برای پژوهشگران و نهادهای اجرایی جهت توسعه و عملیاتیسازی مدل ارائه میشود.
علی امیدی
چکیده
کار نامرئی به فعالیتهای ضروری کارکنان اطلاق میشود که خارج از شرح وظایف رسمی انجام شده و توسط سازمان به رسمیت شناخته یا پاداش داده نمیشود. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل کار نامرئی در سازمانهای دولتی، تبیین ماهیت، ابعاد و پیامدهای سازمانی آن و ارائه چارچوبی مفهومی برای بهبود مدیریت منابع انسانی انجام شد.این تحقیق کاربردی با ...
بیشتر
کار نامرئی به فعالیتهای ضروری کارکنان اطلاق میشود که خارج از شرح وظایف رسمی انجام شده و توسط سازمان به رسمیت شناخته یا پاداش داده نمیشود. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل کار نامرئی در سازمانهای دولتی، تبیین ماهیت، ابعاد و پیامدهای سازمانی آن و ارائه چارچوبی مفهومی برای بهبود مدیریت منابع انسانی انجام شد.این تحقیق کاربردی با رویکرد آمیخته اکتشافی و فلسفه قیاسی-استقرایی انجام شد. جامعه آماری شامل ۱۸ نفر از مدیران ارشد و مدیران منابع انسانی سازمانهای دولتی بود که با نمونهگیری هدفمند و بر اساس اشباع نظری انتخاب شدند. دادهها در بخش کیفی از طریق مصاحبه و در بخش کمی با پرسشنامه جمعآوری شد. روایی و پایایی ابزارها به ترتیب با روایی محتوایی و پایایی درونکدگذار برای مصاحبهها و روایی محتوایی و پایایی بازآزمون برای پرسشنامهها تأمین شد. تحلیل دادههای کیفی با روش تحلیل محتوا و کدگذاری و دادههای کمی با تکنیک نقشه شناختی فازی انجام گرفت نتایج نشان داد کار نامرئی تحت تأثیر عواملی مانند ارزشگذاری سازمانی، فشارهای اداری، فرهنگ سازمانی و تعاملات غیررسمی شکل میگیرد.کار نامرئی از یک سو موجب بهبود بهرهوری و کیفیت خدمات و از سوی دیگر در صورت نادیدهگرفته شدن، سبب افزایش فرسودگی شغلی و احساس بیعدالتی میشود.سبب افزایش فرسودگی شغلی و احساس بیعدالتی میشود
حسین استاد حسین؛ زهرا مقیمی؛ مریم بیانی
چکیده
چکیدهاین پژوهش با هدف ارائه مدل حکمرانی دیجیتال با رویکرد جمع سپاری در ایران پرداخته و به دنبال طراحی چارچوبی جامع برای مدیریت فضای مجازی کشور با تأکید بر قابلیت های مشارکتی و بهرهبرداری بهینه از ظرفیتهای ملی است. این پژوهش با رویکرد کمی و هدف توسعهای انجام شده است. ابتدا، به شناسایی ابعاد و مؤلفههای حکمرانی دیجیتال از طریق ...
بیشتر
چکیدهاین پژوهش با هدف ارائه مدل حکمرانی دیجیتال با رویکرد جمع سپاری در ایران پرداخته و به دنبال طراحی چارچوبی جامع برای مدیریت فضای مجازی کشور با تأکید بر قابلیت های مشارکتی و بهرهبرداری بهینه از ظرفیتهای ملی است. این پژوهش با رویکرد کمی و هدف توسعهای انجام شده است. ابتدا، به شناسایی ابعاد و مؤلفههای حکمرانی دیجیتال از طریق مرور سیستماتیک منابع علمی پرداخته شد. سپس، با استفاده از تکنیک دلفی و مشارکت 15 نفر از خبرگان، مؤلفهها پالایش و تأیید گردید. در مرحله بعدی، مدل پژوهش با مدلسازی ساختاری ارزیابی شد و برای تحلیل دادهها از شبکه عصبی مصنوعی و نرمافزارهای متلب و اسمارت پیالاس استفاده شد. جامعه آماری شامل 690 نفر از مدیران و کارشناسان ارشد مرکز ملی فضای مجازی، موسسات مشاور و زیرمجموعه های تابعه بود که از روش نمونهگیری تصادفی طبقهبندیشده و پرسشنامه به حجم نمونه 248 نفر توزیع گردید. نتایج نشان داد که مدل حکمرانی دیجیتال با رویکرد جمع سپاری یک مدل چندبعدی است که ابعاد مختلفی همچون زیست بوم دیجیتال، اقتصاد دیجیتال، زیرساخت دیجیتال، حقوقی و قانونی، فرهنگی و اجتماعی و رویکرد جمع سپاری را در بر میگیرد. نتایج این پژوهش نشان میدهد که مدل حکمرانی دیجیتال با رویکرد جمع سپاری نه تنها از ظرفیتهای داخلی برای ارتقای حکمرانی دیجیتال استفاده میکند، بلکه میتواند بهعنوان یک الگوی بومی و مقاومتی برای کشور عمل کند.
محمد جواد شاکری؛ محدثه نادرشاهی؛ علی اصغر مباشری
چکیده
با توجه به پیامدهای منفی نامرئی شدن کارکنان در سازمانها و نیاز به شناسایی عوامل موثر بر آن در راستای مدیریت این پدیده مخرب، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویتبندی عوامل موثر بر نامرئی شدن کارکنان در سازمانهای ایرانی اجرا شد. پژوهش حاضر، از نظر هدف در دسته پژوهشهای کاربردی قرار میگیرد و به لحاظ ماهیت و روش گردآوری داده-ها آمیخته ...
بیشتر
با توجه به پیامدهای منفی نامرئی شدن کارکنان در سازمانها و نیاز به شناسایی عوامل موثر بر آن در راستای مدیریت این پدیده مخرب، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویتبندی عوامل موثر بر نامرئی شدن کارکنان در سازمانهای ایرانی اجرا شد. پژوهش حاضر، از نظر هدف در دسته پژوهشهای کاربردی قرار میگیرد و به لحاظ ماهیت و روش گردآوری داده-ها آمیخته اکتشافی است. به این شکل که در بخش کیفی، با استفاده از روش فراترکیب، عوامل موثر بر نامرئی شدن کارکنان شناسایی شد و در بخش کمی، عوامل شناسایی شده با استفاده از روش فازی سلسلهمراتبی نوع 2 رتبهبندی شدند. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی متشکل از مطالعات پیشین است که در این بین از طریق ارزیابی عنوان، چکیده و محتوای منابع در دسترس، 28 منبع جهت استفاده در پژوهش انتخاب شد. جامعه آماری بخش کمی نیز متشکل از خبرگان دانشگاهی استان فارس است که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند، 8 نفر به عنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. دادههای مورد نیاز در بخش کیفی از طریق مرور و بررسی ادبیات و در بخش کمی از طریق پرسشنامه گردآوری شد. یافتهها نشان داد که سه دسته عوامل سازمانی، عوامل فردی و عوامل شغلی میتوانند نامرئی شدن کارکنان در سازمانهای ایران را تحت تاثیر قرار دهند.
نسیم ارباب شیرانی؛ اکبر اعتباریان خوراسگانی؛ رضا ابراهیمزاده دستجردی
چکیده
تمرکز بر درک سازوکارهای روانشناختی و اخلاقی مدیران در محیط کار از جمله رویکردهایی است که مدیریت منابع انسانی میتواند در پرتو آن زمینهساز فهم عمیقتر روابط کاری و تعاملات سازمانی گردد. یکی از این سازوکارها خشم اخلاقی است؛ هیجانی که هنگام مشاهده رفتارهای غیراخلاقی یا نقض ارزشها بروز میکند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر واکاوی ...
بیشتر
تمرکز بر درک سازوکارهای روانشناختی و اخلاقی مدیران در محیط کار از جمله رویکردهایی است که مدیریت منابع انسانی میتواند در پرتو آن زمینهساز فهم عمیقتر روابط کاری و تعاملات سازمانی گردد. یکی از این سازوکارها خشم اخلاقی است؛ هیجانی که هنگام مشاهده رفتارهای غیراخلاقی یا نقض ارزشها بروز میکند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر واکاوی الگوی خشم اخلاقی مدیران در شعب منتخب بانکهای دولتی شهر اصفهان میباشد .این پژوهش از نظر هدف کاربردی–توسعهای است و با بهرهگیری از رویکرد کیفی و روش نظریه دادهبنیاد انجام شده است. برای شناسایی مؤلفههای الگوی خشم اخلاقی، با ۱۵ نفر از خبرگان دانشگاهی و مدیران شعب بانکهای دولتی، به روش نمونهگیری هدفمند، مصاحبههای نیمهساختاریافته و با رعایت قاعده اشباع نظری انجام شد. همچنین برای بررسی برازش الگوی مفهومی استخراجشده، از پرسشنامه محققساخته مبتنی بر یافتههای بخش کیفی استفاده گردید. روایی پرسشنامه با بهرهگیری از نسبت روایی محتوا ,و شاخص روایی محتوا و پایایی آن از طریق پایایی بینکدگذاران ارزیابی شد.تحلیل دادهها منجر به استخراج مجموعهای از مفاهیم شد که در قالب شش مقوله شامل عوامل علّی، پدیده محوری، عوامل زمینهای، عوامل مداخلهگر، راهبردها و پیامدها سازماندهی گردید. یافتهها نشان میدهد که خشم اخلاقی مدیران تحتتأثیر مجموعهای از شرایط علّی همچون ویژگیهای شناختی و روانشناختی فردی، فشارهای روانشناختی مرتبط با نقش رهبری و عوامل بینفردی و بینگروهی شکل میگیرد. افزون بر این، برخی نارساییهای ساختاری، ضعف شفافیت و فقدان حمایتگری اخلاقی در سازمان بهعنوان شرایط زمینهای در ایجاد و تشدید این پدیده نقش دارند. خشم اخلاقی همچنین پیامدهایی در سه سطح فردی، بینفردی و سازمانی به همراه دارد.
احمد قلی پور؛ سید مجتبی شهرآیینی
چکیده
پژوهش حاضر با هدف واکاوی نقش مجلس شورای اسلامی در فرآیند برنامهریزی توسعه با تمرکز بر چالش ناهماهنگی درون برنامهای انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع کیفی، با ماهیت اکتشافی و جهتگیری کاربردی است و با استفاده از راهبرد تحلیل ثانویه کیفی انجام شده است. دادههای پژوهش شامل 14 مصاحبه نیمهساختاریافته با صاحبنظران توسعه و مجموعهای ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف واکاوی نقش مجلس شورای اسلامی در فرآیند برنامهریزی توسعه با تمرکز بر چالش ناهماهنگی درون برنامهای انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع کیفی، با ماهیت اکتشافی و جهتگیری کاربردی است و با استفاده از راهبرد تحلیل ثانویه کیفی انجام شده است. دادههای پژوهش شامل 14 مصاحبه نیمهساختاریافته با صاحبنظران توسعه و مجموعهای از اسناد مرتبط با نظام برنامهریزی توسعه ایران است که بین پاییز 1402 تا پاییز 1403 گردآوری شدهاند. فرایند تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون کینگ و هاروکس و به کمک نرمافزار MAXQDA انجام گرفت و در نهایت، دادهها در قالب ۵۷ کد توصیفی، ۱۴ کد تفسیری و 3 مضمون فراگیر سازماندهی شدند. یافتههای پژوهش نشان داد که فقدان مبنای مشخص، مشترک و معتبر برای نقشآفرینی مجلس در فرآیند تدوین برنامههای توسعه، علت تشدید ناهماهنگیهای درونبرنامهای در مجلس است. در این میان، نهادهای غیررسمی نامعتبر همچون محلیگرایی و بخشگرایی بهعنوان نیروهای واگرا عمل کرده و اعتبار نهادهای رسمی مانند اصول قانون اساسی، سیاستهای کلی و آییننامه داخلی مجلس را تضعیف میکنند. همچنین عوامل تسهیلگر نظیر ظرفیت تخصصی ناکافی نمایندگان (نظام باور نامعتبر) و کلی بودن آییننامه داخلی مجلس (نهاد رسمی نامشخص) نیروهای واگرا را تقویت نموده و اعتبار نهادهای رسمی را تضعیف میکند. پیامد نهایی این فرآیند، تشدید ناهماهنگی درون برنامههای توسعه و در نهایت، تشدید ناکارآمدی نظام برنامهریزی توسعه است. پژوهش حاضر بر ضرورت بازنگری در ساختارهای حقوقی مرتبط با بررسی برنامههای توسعه در مجلس و مدیریت بهتر تعاملات نهادی در فرآیند بررسی برنامه در مجلس تأکید میکند.
سید محمود میراحمدی؛ اکبر اعتباریان؛ البرز قیتانی
چکیده
چکیدهانگیزه پیشرفت کارکنان بهعنوان یکی از عوامل کلیدی در ارتقای عملکرد فردی و سازمانی، نقشی اساسی در تحقق اهداف سازمانهای خدماتی، بهویژه دانشگاههای علوم پزشکی ایفا میکند. با توجه به پیچیدگی عوامل مؤثر بر انگیزه پیشرفت و تعاملات متقابل میان آنها، بهرهگیری از رویکردهای سیستمی و تفسیری برای تبیین این پدیده ضروری به نظر ...
بیشتر
چکیدهانگیزه پیشرفت کارکنان بهعنوان یکی از عوامل کلیدی در ارتقای عملکرد فردی و سازمانی، نقشی اساسی در تحقق اهداف سازمانهای خدماتی، بهویژه دانشگاههای علوم پزشکی ایفا میکند. با توجه به پیچیدگی عوامل مؤثر بر انگیزه پیشرفت و تعاملات متقابل میان آنها، بهرهگیری از رویکردهای سیستمی و تفسیری برای تبیین این پدیده ضروری به نظر میرسد. پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل ساختاری–تفسیری انگیزه پیشرفت مدیران دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد انجام شده است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از حیث ماهیت، کیفی–اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان دانشگاهی و مدیران با تجربه دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد است که بهصورت گلوله برفی انتخاب شدند. گردآوری دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته انجام و دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفتند کهن شامل 1 مضمون فراگیر، 7 مضمون سازمان دهنده 15 مضمون پایه 75 کد اولیه بودند. در ادامه، بهمنظور تبیین روابط علّی و سطحبندی عوامل شناساییشده، از روش مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) بهره گرفته شد. یافتههای پژوهش نشان داد انگیزه پیشرفت کارکنان متأثر از مجموعهای از عوامل فردی، شغلی، سازمانی، مدیریتی و محیطی است که در سطوح مختلف مدل ساختاری تفسیری قرار میگیرند. نتایج مدل حاکی از آن است که عوامل زیربنایی نظیر حمایت مدیریتی، عدالت سازمانی و فرهنگ انگیزشی، بیشترین قدرت نفوذ را داشته و سایر عوامل انگیزشی را تحت تأثیر قرار میدهند. در مقابل، متغیرهایی مانند عملکرد شغلی و تمایل به پیشرفت در سطوح بالاتر مدل قرار گرفته و بیشتر نقش پیامدی ایفا میکنند. نتایج این پژوهش میتواند مبنای مناسبی برای تدوین سیاستها و برنامههای منابع انسانی با هدف ارتقای انگیزه پیشرفت کارکنان در دانشگاههای علوم پزشکی فراهم آورد.
نبی امیدی
چکیده
تحلیل پدیده انتخاب پناهگاهی در ساختارهای مدیریتی: علل و عوامل انتخاب مدیران ضعیف در سطوح پایینتر سازمانیچکیدهپژوهش حاضر به تحلیل پدیده «انتخاب پناهگاهی» در ساختار مدیریتی سازمانهای دولتی ایران میپردازد؛ وضعیتی که در آن مدیران ارشد، آگاهانه افراد ضعیفتر را برای پستهای پاییندستی برمیگزینند تا با حذف تهدیدهای ...
بیشتر
تحلیل پدیده انتخاب پناهگاهی در ساختارهای مدیریتی: علل و عوامل انتخاب مدیران ضعیف در سطوح پایینتر سازمانیچکیدهپژوهش حاضر به تحلیل پدیده «انتخاب پناهگاهی» در ساختار مدیریتی سازمانهای دولتی ایران میپردازد؛ وضعیتی که در آن مدیران ارشد، آگاهانه افراد ضعیفتر را برای پستهای پاییندستی برمیگزینند تا با حذف تهدیدهای بالقوه، شبکه قدرت شخصی خود را تثبیت کنند. این رفتار به تدریج به قاعدهای نانوشته بدل شده و پیامدهایی چون کاهش بهرهوری، حذف نخبگان و رکود تحول را به دنبال داشته است. پژوهش با رویکرد کمی و کاربردی-توسعهای، از طریق پرسشنامه محققساخته و روش پیمایشی بر روی نمونهای متشکل از ۱۷۴ مدیر، کارشناس و استاد دانشگاه در تهران انجام شد. دادهها با آزمون کولموگروف–اسمیرنوف، تحلیل عاملی اکتشافی با چرخش واریماکس و نرمافزارهای SPSS و LISREL تحلیل شدند. روایی ابزار با KMO و بارتلت تأیید شد. نتایج به شناسایی چهار عامل اصلی انجامید که بیش از ۹۰ درصد واریانس متغیرها را تبیین میکنند: عوامل سازمانی-مدیریتی، تعمدی-راهبردی، فرهنگی-اجتماعی و روانشناختی-رفتاری. مؤلفههایی چون ضعف نظام انتصاب، نخبهستیزی، تثبیت قدرت شخصی و ترس از دست دادن موقعیت شغلی، نقش پررنگی در بروز این پدیده دارند. یافتهها بیانگر آن است که «انتخاب پناهگاهی» رفتاری فرصتطلبانه و چندبعدی است که اصلاح آن مستلزم بازنگری در نظام انتصاب و فرهنگ سازمانی میباشد.واژههای کلیدی:انتخاب پناهگاهی، ناشایستهسالاری، ساختار مدیریت، سازمانهای دولتی
لیلا عسگری؛ غلام رضا معمارزاده طهران؛ سید مهدی الوانی؛ ابوالفضل کاظمی
چکیده
این پژوهش یک مرور حیطهای ترکیبی همراه با تحلیل کتابسنجی را برای ترسیم ساختار مفهومی، روندهای موضوعی و خلأهای پژوهشی حوزه سرمایه فکری ارائه میدهد. با جستجو و غربالگری در پایگاه اسکوپوس، از میان ۶۵۶۸ سند اولیه پس از حذف ۸۳۷ مورد تکراری و اعمال معیارهای ورود، در نهایت ۱۰۹ مقاله داوریشده برای تحلیل انتخاب شد؛ دادهها بهصورت ...
بیشتر
این پژوهش یک مرور حیطهای ترکیبی همراه با تحلیل کتابسنجی را برای ترسیم ساختار مفهومی، روندهای موضوعی و خلأهای پژوهشی حوزه سرمایه فکری ارائه میدهد. با جستجو و غربالگری در پایگاه اسکوپوس، از میان ۶۵۶۸ سند اولیه پس از حذف ۸۳۷ مورد تکراری و اعمال معیارهای ورود، در نهایت ۱۰۹ مقاله داوریشده برای تحلیل انتخاب شد؛ دادهها بهصورت توصیفی، خوشهبندی مفهومی (با VOSviewer) و تحلیل محتوایی مورد بررسی قرار گرفت. پژوهش نشان میدهد ادبیات سرمایه فکری طی پنج مرحله تاریخی تکامل یافته است: از بنیانگذاری نظری و تعریف سازه تا تمرکز بر سنجش و گزارشدهی، کاربرد مدیریتی، گسترش به اکوسیستمهای منطقهای/ملی و نهایتاً پیوند با نوآوری، دیجیتالیسازی، کارآفرینی و پایداری. تحلیل کتابسنجی ۱۳ خوشه موضوعی را آشکار ساخت (از جمله: اندازهگیری و گزارشدهی، سرمایه انسانی، نوآوری، دیجیتالیسازی، سرمایه فکری سبز و سرمایه فکری ملی/منطقهای)، و نشان داد که سرمایه انسانی همچنان نقش محوری دارد، در حالی که مسائل نوظهوری مانند هوش مصنوعی، دادههای بزرگ، امنیت سایبری و افشای داراییهای نامشهود، جهتگیریهای پژوهشی آینده را شکل میدهند. بر پایه این یافتهها پیشنهاد میشود که پژوهشهای آتی بر توسعه چارچوبهای یکپارچه سنجش (سطوح سازمانی تا ملی)، مطالعات طولی برای پیجویی تأثیرات راهبردی، و بررسی سازوکارهای میانرشتهای سرمایه فکری در خلق ارزش اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی متمرکز شوند. یافتهها برای پژوهشگران، سیاستگذاران و مدیران که به بهرهبرداری راهبردی از داراییهای نامشهود میاندیشند، نقشه راهی روشن فراهم میآورد.
فرهاد نجفی اسفستانی؛ محمد محمدی؛ ماندان مومنی
چکیده
چکیدهمطالعه حاضر با هدف طراحی مدل ساختاری-تفسیری معماری دولت دیجیتال در توسعه خدمات هوشمند شهری انجام شد. این پژوهش از نظر پارادایمشناسی عملگرا (پراگماتیسم)، از حیث رویکرد آمیخته و از حیث استراتژی، تحلیل مضمون و مدلسازی ساختاری-تفسیری ISM) )است. نمونهگیری بر اساس پروتکل کنشگران به روش نمونهگیری هدفمند اطلاعات محور انجام شد و ...
بیشتر
چکیدهمطالعه حاضر با هدف طراحی مدل ساختاری-تفسیری معماری دولت دیجیتال در توسعه خدمات هوشمند شهری انجام شد. این پژوهش از نظر پارادایمشناسی عملگرا (پراگماتیسم)، از حیث رویکرد آمیخته و از حیث استراتژی، تحلیل مضمون و مدلسازی ساختاری-تفسیری ISM) )است. نمونهگیری بر اساس پروتکل کنشگران به روش نمونهگیری هدفمند اطلاعات محور انجام شد و با ۲۰ مصاحبه تخصصی با مدیران شهرداری تهران به اشباع نظری دست پیدا شد. برای گردآوری دادهها از مصاحبه نیمهساختاریافته و پرسشنامه استفاده شد. در مجموع، نه (۹) مضمون فراگیر که ابعاد فنی (زیرساخت)، حکمرانی (مدیریتی) و ارزشآفرینی (شهروندی) را در بر میگرفتند، شناسایی گردید. بر اساس مدل اکتشافی ، عواملی نظیر تنظیمگری دیجیتال شهری، راهبری تحول دیجیتال و معماری فناوری دیجیتال شهری به عنوان محرکهای بنیادین (سطح ۴) و پیشران مدل عمل میکنند. این عوامل در عمیقترین سطح ساختار قرار دارند و به صورت علّی بر لایههای عملیاتی و پیامدی مدل تأثیر میگذارند. همچنین، عواملی چون مشارکت دیجیتال و تعامل شهروندی و امنیت دیجیتال و حفاظت شهری به عنوان عوامل پیوندی ضروری در ساختار علّی ظاهر شدند که نهایتاً منجر به پیامدهای کلیدی نظام خدمات هوشمند شامل پایداری و بهبود مستمر خدمات شهری و سهولت و سرعت دریافت خدمات میگردد. مهمترین دستاورد این پژوهش، تبیین اولویت علّی و سلسلهمراتبی قطعی میان این مضامین در بستر بومی تهران است.واژههای کلیدیمعماری دولت دیجیتال، خدمات هوشمند شهری، تحلیل مضمون، مدلسازی ساختاری-تفسیری
محمد جواد محمودی؛ افشین سفاهن؛ عباس قاییدرحمت
چکیده
نظام آموزش عالی و علم و فناوری ایران با چالشهایی چندبعدی مانند اشتغالپذیری فارغالتحصیلان، فاصله دانشگاه و صنعت، مهاجرت نخبگان، کیفیت آموزش عالی و کارآمدی سیاستهای علمی مواجه است. حل این مسائل، به دلیل ماهیت بیننهادی آنها، نیازمند هماهنگی مؤثر میان نهادهای قانونگذار و اجرایی است. در این میان، رابطه وزارت علوم، تحقیقات ...
بیشتر
نظام آموزش عالی و علم و فناوری ایران با چالشهایی چندبعدی مانند اشتغالپذیری فارغالتحصیلان، فاصله دانشگاه و صنعت، مهاجرت نخبگان، کیفیت آموزش عالی و کارآمدی سیاستهای علمی مواجه است. حل این مسائل، به دلیل ماهیت بیننهادی آنها، نیازمند هماهنگی مؤثر میان نهادهای قانونگذار و اجرایی است. در این میان، رابطه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بهعنوان نهاد اجرایی تخصصی و مجلس شورای اسلامی بهعنوان نهاد قانونگذار و ناظر، نقشی تعیینکننده دارد. مسئله اصلی پژوهش، فقدان الگویی نهادمند، عملیاتی و پایدار برای ارتقای این رابطه از وضعیت سنتی «ناظر ـ مجری» به همکاری راهبردی است. هدف پژوهش، طراحی و اعتبارسنجی اولیه مدل راهبردی همگرایی نهادی برای پیشرفت علمی کشور، با تأکید بر هماهنگی و همکاری سازنده میان وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و مجلس شورای اسلامی است. پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل اسنادی انجام شد. نمونهگیری اسناد بهصورت هدفمند و معیارمحور بود و دادهها با تحلیل مضمونی بررسی شدند. یافتهها نشان داد مدل پیشنهادی بر سه پایه اصلی استوار است: پایه فرهنگی - نگرشی شامل اعتمادسازی، زبان مشترک و احترام متقابل؛ پایه ساختاری - نهادی شامل کارگروه مشترک هماهنگی، دبیرخانه مشترک، پلتفرم دیجیتال و نظام مشاوره تخصصی؛ و پایه فرآیندی - عملیاتی شامل مشورت پیش از قانونگذاری، گزارشدهی شفاف، حل اختلاف نهادی و پایش مستمر. اعتبار اولیه مدل از طریق بازبینی خبرگانی ارزیابی شد. مدل پیشنهادی میتواند زمینه تصمیمگیری کارشناسیتر، کاهش تعارض نهادی و تقویت حکمرانی علم و فناوری را فراهم سازد.